.

 بهترينها از ديدگاه اميرالمؤمنين (ع)

جلسه اول _ 93/7/7

 

 

خطبه 86 - ص 210 مرحوم فيض الاسلام

«عِبَادَ اللَّهِ إِنَّ مِنْ أَحَبِّ عِبَادِ اللَّهِ إِلَيْهِ عَبْداً أَعَانَهُ اللَّهُ عَلَى نَفْسِهِ فَاسْتَشْعَرَ الْحُزْنَ وَ تَجَلْبَبَ الْخَوْفَ فَزَهَرَ مِصْبَاحُ الْهُدَى فِي‏ قَلْبِهِ‏ وَ أَعَدَّ الْقِرَى‏ لِيَوْمِهِ النَّازِلِ بِه‏»

اي بندگان خدا! محبوبترين بندگان نزد خداوند كسي است كه او را ( در راه پيروزي بر هوسهاي سركش) نفسش ياري كرده است ، آن كس حزن و اندوه را شعار ( لباس زيرين) و ترس از خدا را جلباب ( لباس رويين ) خود قرار داده است در نتيجه چراغ هدايت در قلبش روشن شده و وسيله پذيرايي ، براي روزي را كه در پيش دارد ، ( روز مرگ و رستاخير) براي خود فراهم ساخته است.

از نظر مولي اميرالمؤمنين (ع) بهترينها ويژگي زير را دارند:

عَلي در علي نفسه استعلاء  است يعني انسان بر خود و نفسش غالب شود و عيناً نكره است يعني شما نمي‌دانيد كه فردي كه بر نفس غالب شود چقدر محبوبيت دارد و ميزان حُسن او ناشناخته است. امّا نكته مهم‌تر اشاره به اعانة‌الله است يعني تمام اين توفيقات را به كمك حضرت حق بدست آورده و به اذن و ياري خداوند مهار وجودش را در اختيار نفس قرار نمي‌دهد بلكه نفس را در اختيار رب گذاشته است.

اعانه الله يعني خدايا! من مي‌خواهم در خدمت تو باشم و بندگي تو را بكنم، خدا خواه باشم نه خود خواه و تمام موجودي و حتي خودم را در اختيار تو قرار دهم.

آن يار نكوي من بگرفت مگوي من

                                                        گفتا كه چه مي‌خواهي گفتم كه همين خواهم

من تاج نمي‌خواهم من تخت نمي‌خواهم

                                                          در خدمتت افتاده بر روي زمين خواهم

انساني كه اعانت و كمك خداي سبحان را دريافت مي‌كند، در واقع دو دست لباس زير و رو        ( شِعار و جلباب ) كسب كرده كه لباس زيرش حزن باطني است كه بازدارنده او از حركت‌هاي سازنده و موتور محرك مبارزه با نفس قرار گيرد چنانچه اميرالمؤمنين (ع) در جاي ديگر مي‌فرمايند: مؤمن در چهره بشاش و در قلبش حزن دارد. يعني بهترينها حزن خود را به كسي نشان نمي‌دهند چنانچه لباس زير به كسي نشان داده نمي‌شود.

و امّا لباس روي مؤمن محبوب، تجليب الخوف است يعني پيوسته مراقب خويش‌اند و از اين بيم دارند كه لغزشهايي از آنها سر زند يا اعمالي انجام دهند كه نام آنها را از طومار مخلصان و سُعَدا حذف كنند و البته اين احتمال وجود دارد كه غم و اندوهشان براي فراق محبوب و ترسشان از عدم وصال باشد.

پس خوف محرك است و عامل كار كردن و جمع آوري توشه مي‌باشد و نكته جالب آن اين است كه خوف از كم كاري و بيم از لغزش بايد لباس رويين باشد يعني همه مردم تلاش و حركت ما را ببيند، كيفيت و كميت كار ما در ديگران اثر گذار باشد.

بنابراين نتيجه اعانت خداي سبحان حزن باطني است . حزن يعني زمين پر سنگلاخ در واقع انسان محزون از درون صاف نشده و بابت فرصتهاي از دست رفته آسايش و آرامش ندارد ولي اين اضطراب را بايد در درون خود پنهان كند تا انرژي منفي آن به ديگران ساطع نشود و از طرفي در بيرون هم بشدت مشغول تلاش و فعاليت و جمع آوري توشه باشد تا مصداق محبوب‌ترين‌ها قرار گيرد و بواسطه اين دو امر چراغ هدايت در دل فروزان و آثار ضلالت فروكش مي‌كند.

روشن شدن چراغ هدايت، اشاره به تابش انوار معارف الهيه بر آينه قلب است و مصباح الهدي، وجود مقدس حضرات معصومين (ع)‌اند كه دل مؤمن را منور به نور ولايت مي‌‌كنند. پس بازتاب حزن درون و بيم برون، اصلاحات در قلب است كه محبت حضرات معصومين (ع) در آن جلوه‌گري مي‌كند.

آثار نورانيت در دل اَعَدَ القري است. اَعَدَ به معناي :‌

1-  آماده و مهيا كردن

2-  از ماده عدد يعني يكي يكي اضافه كردن براي آمادگي قيامت.

قِري به معني وسيله پذيرايي از ميهمان. و معرفه است يعني مي‌دانم كه چگونه بايد از حضرت عزرائيل پذيرايي كنم و مي‌دانم كه در قيامت چه توشه‌ايي دستگير من خواهد شد.

« لِيَوْمِهِ النَّازِلِ به»  اسم فاعل و از آن اراده حال و آينده مي‌شود يعني مرگ هر لحظه در حال فرود آمدن است.

بنابراين براي فردي كه جزو محبوبترينها قرار دارد مرگ يا روز رستاخيز كه از هولناك‌ترين روزهاست ، به اندازه‌ايي دلپذير است كه گويا مهمان شايسته‌ايي در سراي ميزبان كريمي وارد مي‌شود ، و مقام آنها همچون مقام شهدا است كه مهمان خدا هستند و از خوان احسان او روزي مي‌گيرند.

هدیه به پیشگاه مطهر امیرالمومنین علیه السلام صلوات