.

« وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفين‏»[1

« واى بر كم‏فروشان،»

 

مفردات آيه:

« وَيْلٌ » در لغت عرب چند معنا دارد:

1-  شرّ بسيار شديد

2-  عذاب بسيار دردآور ، عذابي كه فرد شدت آن را ادراك مي‌كند.

3-  بعضي گفته‌اند: « وَيْلٌ»  وادي است در عمق جهنم كه چهل سال طور مي‌كند انسان به آن وادي برسد.

4-  « وَيْلٌ» صرفاً يك نفرين است.

5-  « وَيْلٌ» كلمه توبيخ است.

 

تطفيف: از ماده «طفف»‌ است، كلمه مضاعف است. اصل كلمه به معني چيز اندك و كم است. مثلاً‌ وقتي آب در ظرف يا چاه كم است عرب براي آن كلمه طفّ را به كار مي‌برد. عرب به كسي كه پرداخت كم دارد مطفف مي‌گويد.

البته آيه، بعد مصداق و مفهوم اين آيه را واضح‌تر مي‌‌كند.

كلمه « وَيْلٌ» تنوين دارد و تنوين در زبان عرب معناي متعددي دارد  و در اينجا معناي تفخيم و بزرگي را مي‌رساند يعني براي شخص «مطفف» عذاب و توبيخ و شرّ فراواني به همراه دارد.  

مطفف، مثل مُكّبر از باب تفعيل است، باب تفعيل معناي متعددي دارد يكي از معناي آن تدريج است به اين معنا كه انسان به يكباره مطفف نمي‌شود و اين امر به تدريج صورت مي‌گيرد اين امر سيري است كه گام به گام صورت مي‌گيرد و اتفاقي نيست.

قرآن كلمه «مطفف» را به صورت فعل ذكر نكرده و با اسم فاعل بيان  نموده اراده حال و آينده مي‌شود يعني اين فرد هم در حال حاضر گرفتار كم كاري و كم گذاشتن است و هم در آينده چنين خواهد بود نه آنكس كه گاهي چنين فعلي از او صادر مي‌شود.  

اگر « وَيْلٌ» را به معني نفرين بگيريم، يعني به مجرد اينكه من اهل كم گذاشتن شوم نفريني روانه زندگي‌ام مي‌شود هر چند كه نفرين را مشاهده نكنم، ما نفرين كننده را نمي‌بينيم چون ممكن است كسي كه من براي او كم گذاشته‌ام نفرين نكند و حتي اتفاقاً‌ براي من دعا هم بكند زيرا او اصلاً‌ متوجه كم گذاشتن من نشده امّا خداوند در نظام كائنات اين قانون را قرار داده كه به مجرد كم گذاشتن اثر آن در زندگي فرد جاري شود هر چند طرف مقابل از عملكرد او راضي باشد و متوجه كم كاري او نشود.

اثر كم كاري در نظام عالم جريان دارد و به اصطلاح گويا تير غيبي به زندگي شخص وارد مي‌كند زيرا اگر ظاهراً هم‌ اتفاقي در زندگي او واقع نشود امّا اجمالاً‌ آرامش از زندگي او جدا مي‌شود هرگاه نفرين و شّر شديد و عذابي وارد زندگي شود آرامش آن از ميان مي‌رود.

نكته قابل توجه آيات اين است كه:

  اينكه مذمت شامل حال مطفف است بيانگر اين است كه هنوز وجدانش بيدار است يعني هنوز آگاه است و كم گذاشتن زندگي او را چندان نسوزانده‌ كه تبديل به خاكستر شود.

زيرا در سوختگي‌هاي جسمي وقتي سوختگي به يك حد خاص مي‌رسد ديگر درد از بين مي‌رود امّا مطفف در اين آيه هنوز به اين نقطه نرسيده كه دردش از بين رفته باشد و وجدانش بيدار نباشد بلكه در بيداري وجدان است كه شخص مورد خطاب واقع مي‌شود.

يكي از مفسرين مي‌فرمايند: « وَيْلٌ» ، وعيد و ( وعده عذاب) است به اين معنا كه آينده مطفف، آينده خوبي نيست. اگر كسي خواب ببيند كه چند روز آينده در زند‌گي او اتفاق ناگواري خواهد افتاد آرامش از زندگي او مي‌رود مشروط بر اينكه خواب را جدي بگيرد آنچه در توان دارد براي رفع نگراني‌اش انجام مي‌‌دهد و تا زماني كه آن نگراني مرتفع نشود نگراني با اوست.

در مورد مطفف نيز گفته شده: تا زماني متّصف به اين وصف است آينده مناسبي ندارد يعني اگر طالب عاقبت بخيري براي خود است بايد  از تطفيف جدا شود.

يكي از مفسرين مي‌فرمايد:‌ اگر من در آينده سير و سلوك صحيحي داشته باشم مي‌توانم به مقام شاكرين و توابين و صابرين دست يابم امّا وقتي انسان قرارش بر تطفيف باشد از مقامات متعالي محروم مي‌ماند و قدم‌هايي كه بر مي‌دارد حركتي براي او  ايجاد نمي‌كند و در جاي خود متوقف است تطفيف او را متوقف كرده و  اجازه بلوغ و رسيدن به كمالات باطني و معنوي را از او سلب مي‌نمايد يعني اجازه وصول به حق نيز از او سلب مي‌گردد.

« وَيْلٌ » به معناي وايي است كه از سرناچاري و ناراحتي كشيده مي‌شود وقتي كسي با صداي بلند مي‌گويد: «واي» نظر همه به سوي او جلب مي‌شود كه چه اتفاقي افتاده ، يكي از مفسرين مي‌گويد:‌ خداي سبحان ستّار است و عيوب را بر ملا نمي‌كند و ما را رسوا نمي‌سازد امّا همين خداي ستار براي مطفف قانون رسوايي قرار داده و مي‌گويد:‌ « وَيْلٌ » به اين معناست كه همه مردم مطفف را ببينيد و خداوند امنيت اجتماعي را از او سلب كرد.

از قول حضرت امام خميني (ره) خوانديم :‌ يكي از نيازهاي فطري ما امنيت است، اگر دائم نگران باشيم كه باطن من بر همه معلوم بشود آرامشي نخواهم داشت زيرا امنيت اجتماعي من سلب مي‌شود ، يكي از مهمترين توصيه‌هاي آيه اين است كه انسان مطفف نباشد، تا خدا روي عيوب او پرده‌اي بيندازد امّا اگر فرد مطفف باشد به اذن حق عيوب او برملا و افشا مي‌گردد البته اين افشاگري از طريق چه كسي صورت مي‌گيرد معلوم نيست امّا بطور مسلم افشا كننده وجود دارد.

مطفف طبق قانون الهي فردي بي‌آبرو است گر چه قانون در نظام عالم  آن است كه دائماً‌ آبروي افراد محفوظ بماند به همين دليل در ادعيه‌ درخواست مي‌شود ما را در دنيا و قيامت با محمد و آل محمد محشور كن مثلاً در زيارت عاشورا درخواست مي‌‌شود خدايا !  به واسطه حضرات معصومين (ع) به ما آبرويي عطا كن كه هم در دنيا و هم در آخرت آبرومند باشيم( اللهم اجعلنی عندک وجیها فی الدنیا و الاخره) امّا تطفيف انسان را از انسانيت دور ساخته بنابراين آبرومندي در دو عالم محروم خواهد شد.

مطففين چه كساني هستند؟

طبق صريح آيه دو خصوصيت دارند:‌

1-« الَّذينَ إِذَا اكْتالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ‏ »[2]

« كه چون از مردم پيمانه ستانند، تمام ستانند؛ »

 ***

1-«اكتيال» باب افتعال است، اكتيال به معناي قبول پيمانه است، مطففين وقتي مي‌خواهند از كسي چيزي را قبول كنند.

 ( استيفاء باب استفعال است به معناي تمام و كامل) درخواست پر و پيمان بودن پيمانه را دارند.

قرآن مطففين را در ابتدا در عرصه قبول پيمانه معرفي مي‌كند اين امر بيان مي‌دارد كه مطفف يك شخصيت اجتماعي دارد و فردي منزوي‌ نيست بلكه با ديگران تعامل دارد او گاه فاعل است و گاه منفعل و گاه مي‌پذيرد وگاه پرداخت مي‌كند امّا در عرصه دريافت طلب مي‌كند تا دائماً دريافت‌هايش كامل باشد.

البته ممكن است خواسته او براي دريافت كامل ميسر نشود امّا قلباً‌ مي‌خواهد كه دريافت‌هايش كامل باشد.

2-« وَ إِذا كالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ‏ يُخْسِرُونَ‏  » « و چون براى آنان پيمانه يا وزن كنند، به ايشان كم دهند.» چون مطفف پيمانه‌اي را پرداخت ‌كند حتماً‌ وزن آن پيمانه كم  است.

اگر بحث مطفف را از نگاه ديگر بررسي كنيم خواهيم گفت: اگر كسي از ديگران توقعات متعالي و فراوان دارد امّا خود در مقابل درخواست‌هاي ديگران كوتاهي و نقصاني دارد مطفف است مثلاً  اگر توقع دارد ديگران حقوق او را به طور وافي و كافي اجرا نمايند امّا خود ملزم به اين قانون نيست در شمار مطففين است زيرا چنين فردي در تعامل با خلق اهل انصاف نيست. مايل است دريافت‌هايش بيش از پرداخت‌هايش باشد البته اين امر در همه موارد جريان دارد يعني هيچ كس از خطر مطفف شدن در امان نيست.

مثلاً حتي اگر كسي دائماً خود را شايسته مدح و ستايش ديگران مي‌داند در شمار مطففين است.

انسان هيچ گاه به يك جسم بي‌جان مثل در و ديوار مطفف نمي‌گوئيم چون شأنيت آن را ندارند امّا از آيه معلوم مي‌شود هر انساني انصاف وعدالت و مراعات حقوق ديگران را دارد كه اگر مراعات نكند به او مطفف مي‌گويند.  

مفسرين معاني مختلفي براي «مطففين» ذكر كرده‌اند:‌

 الف- مطففين كساني هستند كه عيوب خلق را با بصيرت فراوان مي‌بينند امّا از عيوب خودشان چشم پوشي مي‌كنند.

ب-مطفف كسي است كه در عرصه الهامات ربّاني تقاضاي فراواني دارد مثلاً‌ كمالات زيادي را از خدا تقاضا مي‌كند و نيروهاي امدادرسان ملكوتي خاصي را از خداي سبحان طلب كند امّا اگر خود او در عرصه بندگي‌ حاضر شود جسمش را براي بندگي به طور كامل به ميدان نمي‌آورد كم مي‌گذارد و بندگي‌اش در محضر حق ناقص است يعني پرداختش به حق اندك است در حالي كه از خداي سبحان تقاضاي دريافت فراوان و عظيمي دارد.

ج - مطففين كساني هستند كه اگر بخواهند حسنه‌اي را تحويل دهند در حداقل تحويل خواهند داد امّا سيئات آنان بيش از حسناتشان مي‌باشد.  

د- مطففين كساني هستند كه از اعضا و جوارح خود بسيار طلب مي‌كنند مثلاً‌ از عقل ادراكات قوي طلب مي‌كنند و از قلب عشق فراوان مي‌خواهند از روح  مشاهدات فراواني را انتظار دارند و ... امّا چون بخواهند خود خدمات رساني به عقل و قلب و روح داشته باشند هواپرستي دارند و هيچ خدماتي در اختيار عقل و قلب و روح قرار نمي‌دهد از همين روست كه خداي سبحان براي مطففين از عبارت « وَيْلٌ» استفاده مي‌كند.

اگر سؤال شود چگونه بندگان در ادعيه تقاضاي فضل و زياده‌هاي حضرت حق را دارند و مي‌گويند: « اللهمّ‏ عاملنا بفضلك‏ و لا تعاملنا بعدلك ‏» خدايا ! تو با عدالت با ما معامله نكن بلكه زياده‌ها و فضل خود را در اختيار ما قرار بده در حالي كه آيه از مردم مي‌خواهد زياده از ديگران طلب نكنند. اين قسمت ادعيه با آيه همخواني ندارد در جواب گفته مي‌شود: چنين درخواستي فقط از درگاه خداوند سبحان و غني جائز است نه بندگان فقير الي الله.‌

فرد مي‌تواند از روي فضل خود با ديگران برخورد كند امّا نبايد از ديگران چنين تقاضايي را داشته باشد بعلاوه اينكه هيچ كس حق ندارد در حق ديگران كوتاهي و نقصاني داشته باشد.

*« يُخْسِرُونَ‏  » به اين معناست كه مطففين وقتي با ديگران معامله مي‌كنند كم مي‌گذارند، كم گذاشتن تنها شامل اصل معامله نمي‌شود بلكه در نيّت واخلاص در عمل نيز  كم مي‌گذارند اينكه هر يك از ما در حالي كه مي‌توانستيم كار خالصانه‌اي انجام دهيم و با خدا معامله كنيم اما چنين نمي‌كنيم گرفتار « وَيْلٌ» مي‌شويم زيرا توجه به كميت امور بوده نه كيفيت آن .

 


[1] سوره مباركه مطففين ،‌آ‌يه 1

[2] سوره مباركه مطففين آيات 2 الي 3

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم