.

ارتباط با  حضرت جوادالائمه ع موجب ازدیاد قوه تشخیص فرد می شود.

در دعای بعد از نماز زیارت امام جواد ع آمده است:

اللهّم ارنی الحقّ حقّا فاتَّبِعَه والباطل باطلاً فاَجتَنِبَه

خدایا حق بودن حق را به من نشان بده که وقتی حق را تشخیص دهم خود بخود آن را تبعیت میکنم و باطل بودن باطل را به من نشان بده که پس از تشخیص باطل بلافاصله از آن دوری کنم.

متشابه شدن حق و باطل یک عذاب است و حکایت از این است که بنده مرتکب خلافی شده است که به این عذاب مبتلا گشته است ، زیرا هنگامی که خدا بخواهد بنده ای را اکرام کند، آنچه که مربوط به حق و باطل است به او نشان میدهد .حق،خود خداست و هرچه که به او وصل می شود و باطل عدوّ خداست و هر چه که به او منتهی می شود.

ارتباط با  حضرت جوادالائمه ع موجب ازدیاد قوه تشخیص فرد می شود.

مثلا وقتی در محضر حضرت ، تشخیص دادم که یک عمر کوتاه و کار بسیار دارم، دیگر لازم نیست کسی به من بگوید که چرا غفلت داری؟

 خود میدانم که در این فرصت کوتاه باید توشه جمع کنم و بلافاصله اقدام می کنم.

 

****************

 

راهکار بسیار زیبا در کمبودهای مادی                 

 

حضرت جواد الائمه ع:

تُعزّ عن الشیئ ان مُنِعته بقلة صحبته اذا اعطتیته                 

 به خودت دلداری بده در مورد آن چیزی که از آن منع شده ای و بدستت نرسیده است .اینگونه که اگر به تو داده می شد زمان کوتاهی با آن مصاحبت داشتی.

   نصایح امام جوادع /ص 79

بسیاری از اوقات برای نداشتن بسیاری از مادیات حسرت و غصه می خوریم.در حالیکه حضرت جوادالائمه به ما راهکاری آموزش میدهند که حسرت خوردن از دلها زائل می شود.

اولا که هر کس باید خودش به داد خودش برسد.

ثانیا حضرت می فرمایند به جای حسرت خوردن مادیاتی که نداری به خود تسلی بده و به خود بگو ، بر فرض اگر فلان چیز را داشتم مگر چه مقدار می توانستم از ان بهره ببرم؟ آیا بیش از 70 یا 80  سال بود؟

در حالیکه کل دنیا در آخرت به اندازه یک روز و یا یک نیمروز محسوب میشود.و آنچه که به جبران ان در قیامت به بنده داده می شود قابل قیاس با دنیا نیست.

خدای سبحان در قیامت برای آنچه که از دنیا به بنده اش نداده از او عذر خواهی می کند.

 

*********************

در روایتی دیگر، حضرت جوادالائمه ع می فرمایند:

ان أنفسنا و أموالنا من مواهب الله الهنيئة، و عواريه المستودعة، يمتع بما متع منها في سرور و غبطة، و يأخذ ما أخذ منها في أجر و حسبة، فمن غلب جزعه علي صبره حبط أجره و نعوذ بالله من ذلك

جان و مال ما، هدیه های گواراي خداست که به ما عاريه داده شده است، تا اینكه از آن بهره‏ مند شويم و مايه خوشي و شادي باشد، و آنچه ازمال و جان گرفته شود اجر و ثواب است، پس هر كه جزعش بر صبرش غالب شود اجرش ضايع شده و من پناه می برم به خدا از آن.

تحف العقول، ص 479

مال و جانی را که خدا به ما هدیه داده است باید بگونه ای مصرف کنیم که موجب سرور و خوشی شود و دیگران هم علاقمند شوند که اینگونه مصرف داشته باشند.

اما اگر خدا صلاح بداند که یک مقدار از مال و جان فرد را  بگیرد ، همین گرفتن ها برای او اجر و حسنه محسوب می شود.

و اگر کسی در گرفتن های خدا جزع و فزع کند اجر او زائل می شود و از بین می رود.

زیرا خدا بابت مادیاتی که به بنده نداده به او پاداش می دهد و با جزع و فزع کردن پاداش از او سلب می شود.

 







محتوای مرتبط