.

برگرفته از کتاب جرعه ای از بی کرانه های حج استاد زهره بروجردی


#حج 1

مباحث مربوط به آداب و اسرار حج



حج، قصد وجودي است كه دراوج عظمت قرار دارد ، ديدار معشوقي است كه عاشق ، سالها انتظار وصالش را در سر داشته ، هجرتي ملكوتي است كه مهاجر را ازتمام تعلقاتش رها ميكند
ضيافتي است كه انسان را تا مقام ضيف اللهي ارتقاء مي بخشد وفضايي است آماده تا حقايق عالم ، آشكارا جلوه گر شود .
حج عبادتي است كه جميع عبادتها وطاعتها درآن ظهور دارد ازهمين رو آن را عبادت جامع ناميده اند ، حج چون دريايي است كه ديگر رودهاي عبادات وطاعات به آن فرو ميريزند حج تجليگاه تمام عبادات فردي واجتماعي است .
هرمسلماني چون عزم اين سفر نمايد بايد علاوه برفراگيري آداب ظاهري اين عبادت عظيم ، به شناخت مقاصد باطني آداب واعمال آن بپردازد تا حقيقت اين زيارت درسرِّ
ضميرش زنده شود وخانه قلبش ، خانه خدا گردد.


حج معاني متعددي دارد كه تنها به دو معناي آن اشاره ميشود:
اهل لغت كلمه حج را هم به معناي تكرار قصد وهم درمعناي فلاح بكار برده اند .
ابن عربي درباره معناي اول حج گفته است : حج تكرار قصد است نه خود قصد (فتوحات ج١)زيرا خداوند مدام درحال جلوه گري است وبنده تجلي دايم خداوندسبحان را هر لحظه احساس ميكند ولحظه به لحظه درمنزل وجايگاه نويي قرار ميگيرد .مثلا در حج تحت نام مطهر حق جاي ميگيري وغسل ميكني واز خبث طاهر ورذيله باطن پاك ميشوي ولحظه ديگر تحت نام هادي ،حركت را ازخانه دل آغاز ميكني و.....
قلب حج ،شناخت تجليات خداوند سبحان است كه اين تجليات در وجودمقدس بقيه الله ارواحنا له الفداه جلوه گر ميشود .
مرحوم سبزه واري ميگويد: حج باطني دارد كه عقل در آن شاهد حق است ودراين مسير ، انسان نيازمند جلوداري است كه بلد راه باشد (امام زمان)
قافله ايي ميخواهد كه توسط آن به حج برود وهمراهاني كه از عالم ماده رسته باشند وزاد وتوشه ايي كه مزين به علم وتقوي باشد .
حج در معناي دوم فلاح وروييدن است .
فلاح در لغت به معناي رستگاري است ،حج از آن جهت كه مايه رستگاري است حج ناميده ميشود .حج از قفس عالم ماده جستن ورهاشدن است .
تحول لازمه ضروري سفرحج است تا تواناييهاي نهفته وناشناخته مان شكوفا شود وبه ثمر نشيند .
تواناييهايي كه قبل از ورود به حج ،از آنها بي خبر بوديم ويا اگر نسبتت به آنها آگاه هم بوده ايم بهره چنداني نبرده ايم .

 



#حج
٢
ادامه بحث اسرارحج


حج تولدی دوباره است.ملاصدرا میگوید: در تولدهای طبیعی نوزاد باسر بدنیا میاید، این امر نشان سرسپردگی واطاعت اودر مقابل مولی است.
درحج هم عبودیت انسان درعین تواضع وتسلیم متولد میشود.
-بشر دو وجه دارد: وجهی رو به مولا که تصویر نفخت فیه من روحی اوست ووجهی رو به ادنی که من انسانی اوست .
وجه رو به مولا درحج دعوت میشود واز وجه نفسانی جدا میگردد وبه همین دلیل از انجام هر رذیله ایی چون فسق ودروغ وجدال ....منع میگردد.
-نیت حج:نیت به معنی قصد واراده وعملی قلبی حاکی از به خود آمدن وبه خود اندیشیدن است، نیت پاسخگویی به دعوت محبوب است ، نیت قصد دیدار معشوقی است که سالها منتظر فرارسیدنش بودیم.
در میقات نیتها جاری میشود وتبلور می یابدکه آیاتنهابه جهت استطاعت به حج آمده ایم یا از روی دلتنگی، دیدار معشوق را باشوق ورغبت اراده کرده ایم.

 



#مباحث_حج
٣
"نيت حج "


اولين گام مناسك حج ،نيت است .
نيت به معناي قصد واراده است . نيت هرعبادتي به معناي قصد آن عبادت است .
وتمام اموريكه در دايره تكليف قرارميگيرند نيازمند نيت اند .بعضي ازاين اعمال شايد درظاهر شبيه يكديگر باشند اما از نظر فقهي ممتاز از همديگرند .
دراينجا سخن از احكام نيست بلكه سخن ازعمل قلبي است،در حقيقت اين عمل نوعي به خودآمدن وبه خود انديشيدن است .
نيت همان قصد دروني است كه مارا ازخانه وكاشانه مان بيرون مي آورد وراهي ديار يار ميكند .
نيت ،پاسخگويي به دعوت محبوب است .
نيت حج ،قصد ديدار معشوقي است كه سالها منتظر فرارسيدنش بوده ايم .
در ميقات، نيتها جاري ميشود وتبلور مي يابد .
نيت تعيين كننده نوع حج است ،اينكه اين عبادت برماواجب است يا مستحب ،آيا تنها به جهت استطاعت به حج آمده ايم يا ازروي دل تنگي ،ديدارمعشوق را با شوق ورغبت اراده كرده ايم .
به جهت همين دلتنگي هاست كه در ادعيه ماه رمضان هر روز ازخداي سبحان طلب ميكنيم :
وارزقني حج بيتك الحرام في
عامي هذا وفي كل عام



#مباحث_حج ٤

"احرام "


مُحرم شدن از اولين اعمال حج است .
گام نخست در احرام ،جداشدن از ظواهر دنياست
بايد در احرام ،لباس ذلت دنيارا ازتن بيرون آوريم وخلعت عزت عبوديت برتن كنيم ، لباس معصيت بيرون آوريم ولباس طاعت بپوشيم .
حج نوعي مرگ اختياري وسفر به قيامت است ازاين رولباسش به رنگ لباس قيامت است .
هركس در اين سفر، زمان احتضارخودرا ادراك ميكندواز تعلقاتش جدا ميشودوبه اختيار ميميرد،خودرا كفن ميكند ودر تلبيه در پاسخ به حق لبيك ميگويد.
آرامش خاطر در احرام به سبب جلوه گري هاي پي درپي محبوب است ،حضور در اين فريضه چنان نيرويي به بنده مي بخشد كه شرمنده بي معرفتي وصفراليدي خويش نمي باشد .او باور دارد كه وافدِ بر صاحبخانه كريم است.صاحب خانه ايي كه بدون چشمداشت وتوقعي مي بخشد وهرلحظه دست خالي وتهي دست مهمان خويش را پر ميكند.
آغاز مناسك ازميقات، شايد به جهت آنست كه حاجي فضا وزمان مناسبي را بيابدتا دستان خالي خويش رابه محبوب نشان دهد وبگويد :
من به سرچشمه خورشيد نه خود بردم راه /
ذره اي بودم وعشق تو مرا بالا برد/

اين لباس به خودي خود قداست دارد زيرا انسان زميني بانيت احرام وپوشيدن آن، آسماني ميشود .
لباس احرام مانند تمام اعمال حج ظاهري دارد وباطني .
ظاهرآن آدابي دارد كه بايد رعايت شود وباطنش به گفته اهل دل آنست كه هيچ نام ونشاني وهيج مشخصه اي براي كسي باقي نميگذارد ،اين لباس به رنگ لباس هاي دنيوي نيست بلكه رنگ وبوي آخرت ووصال به مولي رادر دلها زنده ميكند .
خداي سبحان احرام را لباس عزت بنده قرارداده وآنرا به او عطا كرده است.
احرام، لباس بندگي وخرقه كهن اوست
امام سجاد در دعاي مكارم اخلاق ميفرمايد: وعَمَّرني ماكان عُمُري بِذله في طاعتك
خدايابه من عمر بده تازمانيكه عمر من لباسي در طاعت تو باشد.
بِذله نوعي لباس كاراست . درحج حقيقتا همين لباس برتن ميشود وهركس با پوشيدن لباس احرام، ازخدا ميخواهد با اين لباس براي خدمتگزاري او كمر همت ببندد .با پوشيدن لباس كار،بيكاري درحج معنايي ندارد.

 

 


#مباحث_حج ٥

ميقات


ميقات يامكان وزمان قرارومقدمه عاشقي است.
ميقات كوره عشقي است كه نيتها درآن از هر ناخالصي پاك ميشود وناب ميگرددوانجام مناسك روان تر،راحت تر،ودلنشين تر ميشود.
مادر ميقات نيت ميكنيم مُحرم ميشويم وسفري از دنائتِ طبيعت به روحانيت فطرت آغاز ميكنيم .درشروع اين سفر بايد مَحرم شد تا مُحرم شوي،بايد دل را به ذات مقدس ربوبي بسپاري تاحضرت حق تورا ازهرآلودگي ورذيله اي پاك كند ومَحرمت نمايد .
اولين وظيفه در ميقات فاخلع نعليك وترك تعلقات است .
مفسرين درمورد نعليك معاني مختلفي ذكر كردند:
شبلي ميگويد; چشم ازمردم بپوش وفقط به سوي خداروكن .
مفسر ديكر ميگويد: توجهت خودرا بسوي قلبت معطوف دار تا به غيرحق رجوعي نداشته باشي.
سلمي ميگويد:نعل همان نفس است كه بايد رهايش كني تادر وادي طوي كه سرزمين جلوه گريهاي معشوق است،سكني گزيني .
ونيز گفته اند:چشم بر موجوديهاي خويش ببند وتمام توجهت رابه سوي معشوق معطوف داركه اوغني وصمد است .

ميقات قربانگاه منيتهاست .در ميقات دست خالي بايد بود .زيراعروج ازآنجا آغازميشود.هرآنچه زاير قبل از ورود به ميقات آماده كرده همگي درآنجا ذبح ميشود وذره اي از دست آوردهاي شخصي اش باقي نميماند .


میقات یعنی مکان وزمان ومقدمه حج است وکوره عشقی است که نیتها درآن از هرناخالصی پاک میشود وناب میگردد.در میقات، سفری از دنایءت طبیعت به روحانیت فطرت آغاز میکنیم.درشروع این سفر باید محرم شد (به فتح میم) تامحرم شوی (به ضم میم).میقات قربانگاه منیت هاست وباید دست خالی بودتا دستانت باکرامت کریم پر شودوپرواز امکانپذیر باشد.
مسجد شجره که محل احرام ایرانیان است، بارها به قدوم مبارک پیامبر واهل بیت متبرک شده است بنابراین بهتر است هریک ازما در خلوت میقات به وجود مقدس پیامبر متوسل شویم واز این پدر مهربان بخواهیم مارا دست خالی برنگردانند.

مسجد شجره زادگاه اسماء بنت عمیس است ایشان خادمه حضرت زهرا بودندپس برای خادمی اهل بیت باید از همین مکان آغاز کرد، باید توسلی به اسماءداشت زیرا ایشان مددکار ومعین خوبی دراین سفر، برای هر خواهانی است.



#مباحث_حج ٦

"احرام "


مُحرم شدن از اولين اعمال حج است .
گام نخست در احرام ،جداشدن از ظواهر دنياست
بايد در احرام ،لباس ذلت دنيارا ازتن بيرون آوريم وخلعت عزت عبوديت برتن كنيم ، لباس معصيت بيرون آوريم ولباس طاعت بپوشيم .
حج نوعي مرگ اختياري وسفر به قيامت است ازاين رولباسش به رنگ لباس قيامت است .


اين لباس به خودي خود قداست دارد زيرا انسان زميني بانيت احرام وپوشيدن آن، آسماني ميشود .
لباس احرام مانند تمام اعمال حج ظاهري دارد وباطني .
ظاهرآن آدابي دارد كه بايد رعايت شود وباطنش به گفته اهل دل آنست كه هيچ نام ونشاني وهيج مشخصه اي براي كسي باقي نميگذارد ،اين لباس به رنگ لباس هاي دنيوي نيست بلكه رنگ وبوي آخرت ووصال به مولي رادر دلها زنده ميكند .
خداي سبحان احرام را لباس عزت بنده قرارداده وآنرا به او عطا كرده است.
احرام، لباس بندگي وخرقه كهن اوست
امام سجاد در دعاي مكارم اخلاق ميفرمايد: وعَمَّرني ماكان عُمُري بِذله في طاعتك
خدايابه من عمر بده تازمانيكه عمر من لباسي در طاعت تو باشد.
بِذله نوعي لباس كاراست . درحج حقيقتا همين لباس برتن ميشود وهركس با پوشيدن لباس احرام، ازخدا ميخواهد با اين لباس براي خدمتگزاري او كمر همت ببندد .با پوشيدن لباس كار،بيكاري درحج معنايي ندارد.

هركس در اين سفر، زمان احتضارخودرا ادراك ميكندواز تعلقاتش جدا ميشودوبه اختيار ميميرد،خودرا كفن ميكند ودر تلبيه در پاسخ به حق لبيك ميگويد.
آرامش خاطر در احرام به سبب جلوه گري هاي پي درپي محبوب است ،حضور در اين فريضه چنان نيرويي به بنده مي بخشد كه شرمنده بي معرفتي وصفراليدي خويش نمي باشد .او باور دارد كه وافدِ بر صاحبخانه كريم است.صاحب خانه ايي كه بدون چشمداشت وتوقعي مي بخشد وهرلحظه دست خالي وتهي دست مهمان خويش را پر ميكند.
آغاز مناسك ازميقات، شايد به جهت آنست كه حاجي فضا وزمان مناسبي را بيابدتا دستان خالي خويش رابه محبوب نشان دهد وبگويد :
من به سرچشمه خورشيد نه خود بردم راه /
ذره اي بودم وعشق تو مرا بالا برد/

 


#مباحث_حج ٧

" تلبيه "


تلبیه ، این ذکر عاشقانه نوای ملکوتی میزبان است که میهمان آنرا تکرار میکند، لبیک اللهم لبیک لبیک لاشریک لک لبیک.......
تلبیه از میقات تا قبل ازورود به حرم ،تکرار میشودو چون اذن دخول حرم است ،مستحب است که قبل از ورود به محدوده حرم تلبیه با صدای بلند باشد زیرا ماتاقبل از ورود به حرم، گمان میکردیم خدا دورازماست لذااورابلندندامیکردیم (انادیک)وحال که نزدیک حرم شدیم نجوا میکنیم ومخفیانه صدایش میزنیم (اناجیک)
خداوند دراین موطن بنده راکاملا تحت سیطره خودقرار میدهدواورا به تمامی خدایی خود باز میگرداند.در زمان تلبیه خوف و اضطرابی برای بنده ایجاد میشود که مربوط به وسوسه های شیطان است که مارا فاعل وانجام دهنده حج، معرفی میکندومارا از قدرت خدای سبحان غافل میکند، که بایدبا توسل به وجود مقدس بقیه الله از بروز این اضطرابها ونگرانیها جلوگیری کرد.هرکس به ایشان متوسل شود ومهار مرکب وجود خودرا ،به دست امام زمانش بسپارد ازهر نگرانی ایمن میشود.در زمان تلبیه شایسته است که بی محابا خودرادرمیدان عاشقی حج، رها نکنیم بلکه ابتدا مقدمات ورود به حریم معشوق را، باانجام مستحباتی فراهم سازيم

لبيك اللهم لبيك .....
تلبيه ذكر مخصوص ديدار معشوق است ، ذكري عاشقانه كه ازدل برميخيزد وبرزبان جاري ميشود ،تلبيه نواي ملكوتي ميزبان است كه مهمان آنراتكرار ميكند .
تلبيه تلقيني الهي است كه گوش ميشنود،قلب ادراك ميكند وزبان بازگو ميكند .
اين ذكر يادآور دميدن صور اسرافيل است وبا تكرار آن هركس به يكباره سراز قبر عالم طبيعت بيرون مي آورد.
مستحب است قبل از ورود به محدوده حرم ، تلبيه با صداي بلند گفته شود وبا ورود به منطقه حرم، قطع گردد.
شايد راز اين امر بي شباهت به قرايت نماز ظهر وعصر نباشد .
قرايت دراين نمازهاازآن روآهسته وبدون صداست كه خداوند سبحان به بنده اش ميگويد :اي بنده من تواز صبح تا ظهر گرفتار كثرات عالم ماده بودي ،حال كه براي نماز قيام كرده اي ببين كه من خدا در وجودت هستم ، قران ميفرمايد:پروردگار خودرا به زاري ونهاني بخوانيد كه او.....
آرام ودرسكوت
نماز بخوان من صداي تورا ميشنوم .
ما تاقبل از ورود به منطقه حرم ،گمان ميكرديم خداي سبحان دور از ماست اورا بلند بلند ندا ميكرديم اُناديك
وحال كه نزديك حرم شده اي نجوا ميكنيم ومخفيانه صدايش ميزنيم اُناجيك
گفته اند :قطع شدن تلبيه مصداق آيه انا اليه راجعون است .
يعني رجعت بنده به دوره پاكي وفطرت ، بازگشت به گذشته خويش ،بازگشت به خانه قديمي خود ،خانه ايي كه هيچگاه براي او غريبه نبوده است . ازخدا بوده انا لله وحال درميقات مجددا به دامن خدايش باز گشته است انا اليه راجعون.
مازبالاييم وبالا ميرويم/
مازدرياييم ودرياميرويم/
ماازآن جا وازاين جا نيستيم/
مازبي جاييم وبي جا ميرويم /

 



#مباحث_حج ٨

ادامه بحث تلبيه


گاهي قبل از تلبيه ، خوف عجيبي حاكم ميشود ،خوفي كه اثر وسوسه هاي شيطان درآن لحظات حساس است .
ممكن است چنين اشكال شود كه اين اضطرابها شيطاني نيست زيرا اولياي حق نيز دچار خوفي چنين ميشوند اما ميان اين دونوع خوف تفاوت فراواني است ،يك خوف واضطراب به جا مانده از القايات شيطان است وديگري خوف از عدم درك حقيقت حج .
زمان تلبيه يكي از القائات اساسي شيطان بر ما اينست كه او مارا فاعل وانجام دهنده مناسك حج معرفي ميكند وچون ما خودرا ازانجام چنين مناسكي به تنهايي ناتوان ميبينيم دچار اضطراب ميشويم . شيطان ماراگرفتارظاهراعمال ميكند تاازباطن آنها غافل شويم .
مانگران ميشويم كه آيا مقدمات ظاهري چون غسل ووضوو....را انجام داده ايم ؟آيا توانايي طواف را داريم ؟آيا سعي صفا ومروه براي ما ميسراست؟.....
اما اولياءالله به جهت شدت اشتياق به معشوق ،مضطربند. آنان خوف دارند كه پاسخ تلبيه خويش را از محبوب نشنوند ،آنان نگران لا لبيك ولا سعديك محبوبند .
اثر خوف ما ناتواني در انجام واجبات است وخوف اولياء الله ازعدم خشوع قلبي .
كاشفي سبزه واري ميگويد: اي عزيز حج دوگونه است .حج عوام وحج خواص
حج عوام قصد كوي دوست وحج خواص قصد روي دوست .
عوام به سراي او ميروند
وخواص براي اوميروند.



#مباحث_حج ٩

ادامه بحث تلبيه

توسل به وجود مقدس بقيه الله در هنگام تلبيه واضطراب حاكم،آرامش وسكوني وصف ناشدني بوجود مياةورد.وبهترين راهكارجلوگيري ازاضطراب قرايت دوركعت نماز استغاثه به امام زمان است .
هركس مهار مركب وجود خودرا به دست امام زمانش بسپارد ازهرنگراني ايمن ميشود . بهتر است مادر ميقات ابتدا به مستحبات توصيه شده، بپردازيم زيراامام خميني درآداب الصلوه ميفرمايد:
اگرعاشق هستيد بي گداربه دامن معشوق نپيونديدواگرعاشق نيستيد مقدمه عاشق شدن رادرخود ايجاد كنيد.درزمان تلبيه نيز شايسته است كه بي محابا خودرادرميدان عاشقي رهانكنيم بلكه ابتدا مقدمات ورود به حريم معشوق را با انجام مستحباتي فراهم سازيم سپس وارد شويم .
زمان تلبيه لازم است به خوديادآورشويم اين من نيستم كه تلبيه ميگويم بلكه لسان الله است كه تلبيه ميگويد لساني كه باتوسل به حضرت وليعصرازآلودگي رها شده است .
تلبيه چشم بستن بر ماسوي الله است ماسوي الله قبل ازهرچيز وهركس وجود بشري ماست هنكام تلبيه نبايدمنيتي باقي بماند تا قيام كند وتلبيه بگويد بلكه بايد انعكاس صداي حق شنيده شود كه پاسخ ميدهد لبيك وسعديك
اهل معرفت درباره پاسخ خدادرميقات ميگويند :
خداوند سبحان درحج هم جسم شمارا تحت عنايت خاص خود قرارميدهد وهم روحتان را ،هم نيازهاي جسماني تان را پاسخ ميدهد وهم نيازهاي روحاني .
بعد از تلبيه غريبه ايي باقي نميماند ،همه حريم پرازخودي است ونااهل درآن فضاي ملكوتي جايي ندارد واين منِ خدايي است كه براي ديدارمعشوق بي صبرانه ازميقات به سوي مسجدالحرام مي شتابد.

 



#مباحث_حج ١٠

""ورود به مسجد الحرام""


ورود به مسجدالحرام:ازقهر خدا به مهرش ، از خوف نسبت به او به رجای عنایتش پناهنده شوید، ازآتش فراق مولی به خنکای وصالش پناه ببرید.
حاجی هنگام ورود به مسجدالحرام خدا را با عنوان ،یا جواد ویا کریم" مورد خطاب قرار میدهد.معشوق، جواد وبخشنده است وبا جود خویش چندان آرامش امنیتی به سوز درونی بنده هجران کشیده ودرد فراق چشیده میبخشد که او با اطمینان خاطر وارد حرم میگردد.
از کرامت کریم به دور است که مهمان به خانه اش دعوت کند وسپس با نگاه جلالی محاکمه اش نمایدوبه حسابهای کهنه وگناهان گذشته اش رسیدگی کند.صاحب خانه کریم ،نوایی در گوش حاجی زمزمه میکند که کعبه ،بیت عتیق بندگی وخانه قدیمی توست ، مآوای اصلی تو کنار من خداست "به حقیقت خویش خوش آمدی" مسجدالحرام جلوه همان بهشتی است که خداوند آنرا برای مومنین آماده کرده است وبه او میگوید تو آزاد از هرتعلقی، به این جا دعوت شده ایی تادراین فراخوان، خود گمشده ات را بیابی.یافتن همین من گمشده، وافد (وارد) رادر ورود به مسجدالحرام به سجده شکر وامیداردواین ساییدن پیشانی برسنگهای خنک مسجد الحرام ،حکایت از رضایتی میکند که اومنتظرش بوده.



#مباحث_حج ١١


""ادامه بحث ورود به مسجد الحرام""


حاجي هنگام ورود به مسجد الحرام خدارا با عنوان ياجواد وياكريم موردخطاب قرارميدهد واين ذكر را ميگويد
شايد همراهي اين دونام به جهت آنست كه هيچ نگراني واضطرابي در بدو ورود باقي نماند ،
معشوق جواد وبخشنده است وباجود خويش چندان امنيت ،آرامش وطما نينه به مهمانش ميبخشد كه او درنهايت آرامش برخداي سبحان وارد شود،
خداي كريم ،سوز دروني بنده هجران كشيده را ميبيند ودرد فراقش را ميداند،اگر كرامت معشوق درميان نبود كسي جرات ورود به مسجدالحرام را نمي يافت وامكان تقرب برايش ميسر نميشد ، ازكرامت كريم به دور است كه گذشته نازيباي بندگان يادآوري كند.
خداي كريم به اعلام نياز بندگان محتاج نيست ،بلكه پيش ازاعلام ،آنان را ماوا ميبخشد.خداوند كريم الصفح است .
كريم كسي است كه خطايا را نه تنها يادآوري نميكند بلكه ناديده ميگيرد.
كريم كسي است كه آن به آن ولحظه به لحظه ميبخشد ودربخشيدنش محدوديتي نيست.
خداي كريم كثيرالخير است .
خداي كريم بندگان را درعين كرامت خلق كرد وامروز بنده به همان كرامت گذشته خداي خويش رجعت كرده است .
مقام اصلي ما كوشه خرابات است/
خداش خير دهاد آن كه اين عمارت كرد/



_#مباحث_حج ١٢

"ادامه بحث ورود به مسجدالحرام"


خرم آن دل كه بود درحرم ديدارش /
خنك آن ديده كه دارد شرف ديدارش/
كدام پناهگاه بهتراز حريم امن الهي ؟؟
ففروا الي الله پس بسوي خدا بگريزيد
مفسرين در تفسير اين آيه گفته اند :-از نفسهايتان به خداوند سبحان پناه ببريد كه ايمن ترين مآواست .
-ونيز گفته اند ازديدن خيرات وحسنات به خداوند پناهنده شويد كه توفيق انجام خيرات به اذن اوست .
-ونيز گفته اند از غيرخدا به خدا پناهنده شويد زيرا همه چيز غير اوفاني است .
-ازارتكاب معاصي به طاعت پناهنده شويد كه خدا مالك يوم الدين وحسابگري دنيا وقيامت به دست اوست .
-ازخدا به خدا پناه ببريد،ازقهر خدا به مهرش وازخوف نسبت به او، به رجاي عنايتش پناهنده شويد.
اعوذبك منك
-ازآتش فراق مولي به خنكاي وصالش پناه ببريد مگر نه آنكه درعالم خلق اگر كسي گرفتار آتش شود وبه ديگري پناه برد پناهش ميدهد وآتش رابر اوسرد ميكند حتي اگر پناه دهنده سابقا آسيبي ازجانب او ديده باشد اما زمان آتش سوزي زمان تسويه حسابهاي شخصي نيست بلكه فقط زمان كمك وفريادرسي است.
حاجي در شوط هفتم به خدا عرضه ميدارد هذا مقام العائذ بك من النار
خدايا اين جايگاه كسي است كه ازآتش فراق توبه توپناه آورده است
ازرحمانيت مولاي رحيم به دور است كه بنده سوخته دل را دراين زمان ومكان به جهت نقصان وكم كاريهايش عذاب وعتاب كند .

 

 

كانال در محضر استاد بروجردي را در پيام رسانهاي زير دنبال كنيد

پيام رسان سروش
Sapp.ir/darmahzareostadborojerdi
پيام رسان بله
https://ble.im/boroojerdi
پيام رسان گپ
https://gap.im/darmahzar
تلگرام طلايي
@darmahzar







محتوای مرتبط