.

زیارت جامعه کبیره  (ذکرکم فی الذاکرین...)

96/12/2

استاد گرامی زهره بروجردی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد  عجل فرجهم

به لطف حضرت حق ، در محضر امام هادی علیه السلام زیارت جامعه کبیره را آموزش می گیریم. شخصیت کلی همه حضرات معصومین در زیارت جامعه کبیره از لسان مطهر امام هادی علیه السلام معرفی می شود و در این معرفی مشترکات وجود همه معصومین قرار دارد ، در بعضی فرازها اظهار ارادت خاصی از ناحیه زائر صورت می گیرد که این خود منّتی است از ناحیه معصومین بر زائر که به او مجوز این اظهار ارادت عطا شده است.


ذِكْرُكُمْ فِي الذَّاكِرِينَ

این چند عبارت را با یک سیاق معنی می کنیم که در بقیه هم جاری می شود ، هر ذاکری که در عالم به خدای سبحان توجه دارد ابتدا متوجه به شما است، سپس متوجه به حق است. گرچه رسماً آن ذاکر مشغول به ذکر شما نیست، اما ذکر شما در ذکر هر ذاکری وجود دارد. یعنی وقتی می گویم "بسم الله الرحمن الرحیم" ، "الله اکبر" ، "الحمدلله" که ذکر زبانی است یعنی ذکر معصوم هم در میان ذکر ما است. طبق این معنا وقتی به معصومین عرض می کنیم ذکرکم فی الذاکرین یعنی در میان ذکر همه ذاکرین شما مذکور هستید.

ممکن است بگویید خیلی وقتها این چنین نیست و ما فقط بعضی وقتها ذاکر خدای سبحان هستم و ذکر اهل بیت را نگفته و توجهی به ایشان ندارم! در جواب می گوییم هر ذاکری در عالم در حال ذکر است و به خدای سبحان توجه دارد، باید از باب شما باید عبور کند. توجه به حق بدون وساطت شما ممنوع است، و الباب المبتلی به الناس شما دری هستید که همه با آن در آزمایش می شوند. پس یک معنای ذکرکم فی الذاکرین یعنی هر ذاکری که توفیق ذکر را در نظام عالم دارد در ناخودآگاهش متوجه به شما است و با وساطت شما به خدای سبحان توجه دارد.

آن هنگام که می گوییم لا اله الا الله اگر معصومین در عالم نبودند مگر ما لا اله الا الله گو بودیم؟ اگر پیامبر و اولاد مطهرش صلوات الله علیهم اجمعین توحید را تبلیغ نمی کردند، مگر ما ذاکر بودیم؟ پس پشت پرده همه اذکار معصومین هستند چه ذاکر متوجه باشد و چه نباشد.

در واقع معنی ذکرکم فی الذاکرین این است که به وسیله شما خدا ذکر می شود  بکم یذکرالله. یعنی شما ذاکر هستید و ما به شما توجه می کنیم و توجه شما به ما موجب می شود ما به خدا متذکر شویم.

اصل ذکر حضور و توجه است؛ حضور المذکور عند الذاکر ، یعنی هر وقت هر ذاکری توجه به خدای سبحان دارد حضور شما را ادراک می کند. 

ابتدا به عنوان عروه الوثقی به شما توجه می شود و از طریق توجه به شما به حق توجه می شود. یکی از سفره های ذکر نماز است. خدای سبحان فرمود اقم الصلوه لذکری و ما پیش از نماز و در تشهد نماز می گوییم اشهد ان محمد رسول الله.  می خواهیم ذاکر حق باشیم اما با توجه به شما چرا که از طریق توجه به شما توجه به مبدا صورت می گیرد. اصلا بدون وساطت شما امکان ذکر خدا وجود ندارد.

بلبل از فیض گل آموخت سخن ورنه نبود                          این همه قول و غزل تعبیه در منقارش

معنای دیگر :

از آیت الله بهجت سؤال شد چگونه نماز خاص بخوانیم؟ آقا فرمودند یک لحظه قبل از نمازتان با امام زمانتان ارتباط برقرار کنید و فکر کنید پشت سر حضرت نماز می خوانید که تراوشش همه نماز را موثر می‌کند ، نماز من که قیمت نداشت اما با این توجه به امام قیمت پیدا می‌کند و به این اعتبار ارزشمند می‌شود. یعنی ذکر شما در ظرف ذکر ذاکرین موجود است و اگر ذکرِ ذاکرین اعتبار دارد به اعتبار  ذکر شما است که در میان ذکر آنها موجود است. به همین دلیل روایت است اگر کسی پنجاه هزار سال بین رکن و مقام در گرما روز ها را روزه بگیرد و شب ها قیام لیل داشته باشد نمازش سر سوزنی پذیرفته شده نیست چون ولایت معصومین را ندارد. چون ذکر و توجه به شما در این نماز نیست، مردود است.

معنای دیگر:

شما ذاکر هستید و ما هم ذاکر و شما تسبیح می گویید و ما هم تسبیح می گوییم. اما ذاکر بودن شما کجا و ذاکر بودن ما کجا!  یعنی همه ذاکرین دارند ذکر می گویند، عرش و ملک و جن و انس همه ذاکر هستند ولی ذاکر بودن شما از جنس ذاکریت هیچ یک نیست. چرا که میزان قرب و معرفت شما با هیچ یک از موجودات عالم قابل قیاس نمی باشد. مثلا بعضی با سی نسل فاصله، از سادات هستند. همانطور که سی نسل گذشته است و هزار نسل هم بگذرد سادات حساب می شوند، ممکن است ده هزار لایه و حجاب وجود داشته باشد تا از نماز امام زمان به نماز من برسد، اما همان یک ذره نماز من را جور دیگری می کند. ذکرکم فی الذاکرین یعنی یک جزء نماز شما در نماز همه نمازگزارهای عالم که بیاید نمازشان یک چیز دیگر می شود، به لحاظ این که نماز شما و ذکر شما وارد نماز و ذکر بقیه شده است.

معنای دیگر:

هر زمان که به خدا توجه می کنم به شما هم توجه می کنم، لانکم سادات الذاکرین چون بزرگ ذاکرین شما هستید برای همین ما زیر نظر شما ذاکر خدا هستیم. ما در عین این که ذاکر او هستیم می دانیم بالاترین ذاکرین شما هستید از شما ذاکری بلند مرتبه تر و رفیع تر در میان مخلوقات نیست پس نا خودآگاه به شما توجه می شود چون شما در راس سلسله ما و همه ذاکرین هستید. از کودکی به ما یاد دادند بدون بزرگتر جایی نروید. اصلاً با بازرگتر تحویلتان می گیرند و بی بزرگتر کسی به شما توجهی ندارد. وقتی حالا می خواهم ذاکر شوم بزرگترم معصومین هستند و آنها ذکر کثیر دارند پس ناخود آگاه به این بزرگواران به عنوان سر سلسله ذاکرین توجه می شود. حالا که با بزرگترم ذاکر شدم، ذکرم رنگ و آب بیشتری دارد. قطره در دریا قاطی می شود. یعنی من بابت ذاکر بودنم از خدا طلبی ندارم فقط شاکر هستم که اجازه داد یک قطره ذکر من بین ذکر شما گم شود. اگر جلوی این قطره را می گرفتند چقدر ما افسردگی داشتیم! ولی ذکرکم فی الذاکرین. انتهای نماز هم به عنوان تشکر عرض می کنیم السلام علیک یا ایهالنبی و رحمه الله و برکاته.

در ورودیِ مسجدالحرام می گوییم السلام علیک یا رسول الله یعنی وقتی می خواهی با خدا ارتباط برقرار کنی بدون پیامبر اصلا نمی شود. ابتدا به رسول خدا سلام کن سپس بعد طواف.

امکان ندارد بدون اینکه ذاکر امام زمانم گردم، ذاکر خدا باشم. چرا زیارت امام حسین علیه السلام هزار حج است چرا زیارت امام رضا علیه السلام هزار حج نوشته می شود؟ چون ذکرکم فی الذاکرین ، خلیفه خدا العیاذ بالله عایق و مانع نیست. ولی به مجرد این که زائر او شوم من را زائر خدا می کند. یعنی خیلی فرق می کند محرم به احرام او باشم یا خودم محرم شده باشم .

در همین زیارت عرض می کنیم من اراد الله بدا بکم و من وحده قبل عنکم و من قصده توجه بکم

هرکه اراده خدا را کرده است باید از شما شروع کند و هرکه اراده توحید را کرده است معلمش شما بودید. هرکه قصد خدا را کرده است توجه به شما کرده است.



وَ أَسْمَاؤُكُمْ فِي الْأَسْمَاءِ

یک معنای "اسم"، "ذات" است ، اما ذاتی که با صفتی در نظر گرفته شود. یعنی وقتی به کسی می گوییم عالم، داریم ذات و وجودش را در نظر می گیریم به اضافه صفت علم.

چه تفاوتی میان اسم و صفت وجود دارد؟ در اسم اگر ذاتی متصف به صفت است یعنی اسم را گویا مرکب و صفت را بسیط و ساده و مجرد حساب می کنید، وقتی با این تعریف می گوییم اسماوکم فی الاسماء یک معنی اش این است که ذات شما در میان تمام ذواتی که در عالم وجود دارد چیز دیگر است. مثلا حضرت عیسی دیگر در نهایت مرده زنده می کند و بیمار شفا می دهد ولی شما کجا عیسی کجا! حضرت یوسف جمال دارد ، ولی ذات شما با وصف جمالتان چیز دیگری است. یعنی در عالم بی نظیر هستید و هیچ شبیهی ندارید که بگویم این مثل دیگری است. فما احلی اسمائکم چقدر شیرین است این ذات شما! پس ذات شما جامع انواع کمالات است همه جلوه های حق در وجود شما جمع است، که در بقیه خوبان نیست. یعنی خدای سبحان چه جلوه گری در وجود ایشان به نمایش گذاشته است!

ممکن است دویست بار بچه ام را صدا بزنم به اسم محمد، ولی وقتی به پیامبر بگویم یا محمد اصلا احساس باطنی من فرق دارد ، در دلم حظ می کنم و بچه ام را خیلی هم دوست دارم ولی ربطی ندارد.  درست است اسم بچه ام که محمد است با بقیه اسم های غیر اهل بیتی فرق دارد ولی در عین حال بچه ام را که آنقدر دوست دارم ولی اسم شما را صدا می زنم چیز دیگری است، عکسش هم همین است شما اگر برایتان کلمه یزید بگویند ناخود آگاه نفرت پیدا می کنید ولی بگویید منظور از یزید خوبی باشد باید کلی فلسفه چینی شود باورتان شود اسم با صفت در نظر گرفته می شود. اسماء شما با همه اسماء متفاوت است ، یعنی ذات شما با همه ذوات در عالم فرق دارد چون ذات شما آیینه تمام نمای حق است و همه جلوه حق در وجود شما صورت گرفته است و این کاملترین جلوه گری در هیچ کس غیر شما صورت به نمای گذاته نشده است.

الحمدلله رب العالمین

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

 

 







محتوای مرتبط