.

نهج البلاغه با موضوع نگرش صحیح به دنیا و آخرت

جلسه هفتم 96/11/23

استاد گرامی زهره بروجردی

هو الرئوف


در خدمت نهج البلاغه امیرالمؤمنین بحث دنیا و آخرت را دنبال می‌کردیم.

*ادامه خطبه 145 مرحوم فیض الاسلام ـ از فراز 1 ،ص440

أَيُّهَا النَّاسُ‏ إِنَّمَا أَنْتُمْ‏ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا غَرَضٌ تَنْتَضِلُ‏ فِيهِ الْمَنَايَا مَعَ كُلِّ جَرْعَةٍ شَرَقٌ وَ فِي كُلِّ أَكْلَةٍ غَصَصٌ لَا تَنَالُونَ مِنْهَا نِعْمَةً إِلَّا بِفِرَاقِ أُخْرَى وَ لَا يُعَمَّرُ مُعَمَّرٌ مِنْكُمْ يَوْماً مِنْ عُمُرِهِ إِلَّا بِهَدْمِ آخَرَ مِنْ أَجَلِهِ وَ لَا تُجَدَّدُ لَهُ زِيَادَةٌ فِي أَكْلِهِ إِلَّا بِنَفَادِ مَا قَبْلَهَا مِنْ رِزْقِهِ وَ لَا يَحْيَا لَهُ أَثَرٌ إِلَّا مَاتَ لَهُ أَثَرٌ وَ لَا يَتَجَدَّدُ لَهُ جَدِيدٌ إِلَّا بَعْدَ أَنْ يَخْلَقَ‏ لَهُ جَدِيدٌ وَ لَا تَقُومُ لَهُ نَابِتَةٌ إِلَّا وَ تَسْقُطُ مِنْهُ مَحْصُودَةٌ وَ قَدْ مَضَتْ أُصُولٌ نَحْنُ فُرُوعُهَا فَمَا بَقَاءُ فَرْعٍ بَعْدَ ذَهَابِ أَصْلِه‏

«اى مردم شما در اين دنيا هدف تيرهاى مرگ هستيد، كه در هر جرعه اى، اندوهى گلوگير، و در هر لقمه اى استخوان شكسته اى قرار دارد، در دنيا به نعمتى نمى رسيد جز با از دست دادن نعمتى ديگر، و روزى از عمر سالخورده اى نمى‌گذرد مگر به ويرانى يك روز از مهلتى كه دارد، و بر خوردنى او چيزى افزوده نمى شود مگر به نابود شدن روزى تعيين شده، و اثرى از او زنده نمى شود مگر به نابودى اثر ديگر، و چيزى براى او تازه و نو نمى شود مگر به كهنه شدن چيز ديگر، و چيز جديدى از او نمى رويد مگر به درو شدن چيزى ديگر، ريشه هايى رفتند كه ما شاخه هاى آن مى باشيم، چگونه شاخه ها بدون ريشه ها برقرار مى مانند».

تَنْتَضِل: تير مى اندازد.

يَخْلَق: كهنه مى شود.

« أَيُّهَا النَّاسُ‏ إِنَّمَا أَنْتُمْ‏ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا غَرَضٌ تَنْتَضِلُ‏ فِيهِ الْمَنَايَا » خطبه در ارتباط با بی وفایی دنیاست  و با توجه به عبارت «ایها الناس» مخاطب ان عموم مردمی هستند که ناپایداری دنیا را فراموش کرده‌اند و گرفتار نسیان شده‌اند.

منایا هم به معنای آرزو است و هم به معنای مرگ.

طبق معنای ارزو بودن حضرت می‌فرمایند :  شما در این عالم فقط هدفی هستید که آرزوها به سوی شما تیراندازی می‌کنند.

 و طبق معنی مرگ بودند یعنی شما در این عالم فقط هدفی هستید که مرگ علی الدوام به سوی تان تیراندازی می کند و شما را هدف گرفته است.

 « مَعَ كُلِّ جَرْعَةٍ شَرَقٌ وَ فِي كُلِّ أَكْلَةٍ غَصَصٌ » هر جرعه آبی که می‌نوشید در گلویتان می‌پرد و هر غذایی که می‌خورید استخوان در گلویتان گیر می‌کند به این معنا که تمام نعمت های دنیا با غصه است.

 حضرت در ادامه می فرمایند: « لَا تَنَالُونَ مِنْهَا نِعْمَةً إِلَّا بِفِرَاقِ أُخْرَى » به نعمتی از دنیا دسترسی پیدا نمی‌کنید مگر اینکه نعمت دیگری از شما گرفته شود به عنوان مثال انسان به نعمت تجربه زمانی دست می یابد که نعمت جوانی را از دست داده است یا به نعمت ازدواج زمانی دست پیدا می کند که نعمت تجرد را از دست دهد.

مثلاً من به نعمت تجربه وقتی دسترسی پیدا می کنم که نعمت جوانی ام را پشت سر گذاشتم، هر نعمتی که به ما می‌رسد یک نعمت را پشت سر گذاشتیم و به فراق آن گرفتار شده ایم، مثلا یکی

حضرت در این فراز نگاه زیبایی به ما می دهند که هم نعمات قبلی و هم نعمات فعلی نعمت است اما قانون دنیا این است که فرد به نعمتی از نعمات دست رسی پیدا نمی شود مگر اینکه از نعمت قبلی جدا شود.

 «وَ لَا يُعَمَّرُ مُعَمَّرٌ مِنْكُمْ يَوْماً مِنْ عُمُرِهِ إِلَّا بِهَدْمِ آخَرَ مِنْ أَجَلِهِ» هر عمر کننده ای از شما هر روز بیشتر از عمرش می گذرد به مرگ نزدیک تر می شود.

 هر روز که به عمرمان اضافه می شود از طرفی خوشحال هستیم زیرا از نعمتی بهره می بریم از طرف دیگر با گذر هر روز یک قدم به آخر خط نزدیکتر می شویم.

«وَ لَا تُجَدَّدُ لَهُ زِيَادَةٌ فِي أَكْلِهِ إِلَّا بِنَفَادِ مَا قَبْلَهَا مِنْ رِزْقِهِ »                                             

زیاده خوردن در انسان تجدید نمی شود مگر اینکه از رزق قبلی اش کاسته شود.

هر نعمتی زمانی نصیب مان می شود که نعمت قبلی را مصرف کرده ایم و نعمت قبلی اتمام یافته باشد.در حقیقت قانون دنیا این است که نعمتی می رود و نعمتی دیگر می اید و هر نمتی که می اید نیز روزی زوال می پذیرد.

 «وَ لَا يَحْيَا لَهُ أَثَرٌ إِلَّا مَاتَ لَهُ أَثَرٌ»

هیچ رد پایی از فرد احیا نمی شود مگر اینکه رد پای قبلی اش از بین رود.                 

هر ردپا و هر معروفیت و مشهوریتی که از ما نمایان می شود از معروفیت قبلی پررنگ تر است و به این نحو معروفیت قبلی کاسته می شود.خدای سبحان معروفیت و درخششی به ما می دهد و ردپایی از خیرات و کمالات در ما باقی می‌ماند اما آن امور قبلی مان محو شده است.

یکی از شارحین در ذیل «وَ لَا يَحْيَا لَهُ أَثَرٌ إِلَّا مَاتَ لَهُ أَثَرٌ» می فرمایند : هیچ خیری برای انسان زنده نمیشود مگر اینکه خیر قبلی اش از بین رفته باشد.

 «وَ لَا يَتَجَدَّدُ لَهُ جَدِيدٌ إِلَّا بَعْدَ أَنْ يَخْلَقَ‏ لَهُ جَدِيدٌ»

 یَخلق از ماده خُلُق به معنای کهنه شدن است، به اخلاق از این جهت اخلاق اطلاق می شود که صفات فرد دیرینه و قدیمی شده و به صورت خلق او در امده است.

 حضرت می فرمایند هر امر جدیدی که برای فرد پیش می آید امر قبلی‌اش کهنه شده است و خداوند امر جدید دیگری به او داده است.هر روزی که بر من وارد می شود روز قبل من کهنه و قدیمی شده است.


حضرت می‌فرمایند :

«أَيُّهَا النَّاسُ‏ إِنَّمَا أَنْتُمْ‏ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا غَرَضٌ» همه شما مورد هدف مرگ هستید.

 مرگ دائم به تمام ساعت ها و روزهای یمان تیراندازی می کند.مرگ در این لحظه ساعت قبلی و روزهای قبل من راهدف گرفته و انرا از ما سلب کرده است.

اگر سوال شود آیا می توان از تیر مرگ نجات یافت؟در پاسخ باید گفت دنیا به طور دقیق تیراندازی می کند و ما نمی‌توانیم از تیرش خلاص بشویم یعنی من نمی توانیم زمان را برای خود متوقف کنیم زیرا زمان در حال گذر است. سن بالا می رود و بیماری سراغ انسان می آید و حوادث انسان را نشانه می گیرد و به سوی پایان عمرش گام بر می دارد.

«مَعَ كُلِّ جَرْعَةٍ شَرَقٌ وَ فِي كُلِّ أَكْلَةٍ غَصَصٌ»

 در هر نوشیدنی اذیت است و در هر آسایشی ناراحتی است.

در دنیا هیچ خوشیِ خالص و هیچ نعمت بی ناراحتی نیست.در بطن خوشی های ان ناخوشی است اما با این وجود همایلیم در ان بمانیم و انرا ترک نکنیم.

«لَا تَنَالُونَ مِنْهَا نِعْمَةً إِلَّا بِفِرَاقِ أُخْرَى» خدا در عالم مقدر کرده است هر نعمتی که در دنیا نصیبمان می شود گوارا نباشد زیرا دنیا جای بقا و سکنی نیست.


«وَ لَا تَقُومُ لَهُ نَابِتَةٌ إِلَّا وَ تَسْقُطُ مِنْهُ مَحْصُودَةٌ »

نابِتَ از ماده نَبت به معنای رویش ، مَحصُوده از ماده حَصَد به معنای درو کردن، مَحصوده اسم مفعول به معنای درو شده است.  

هریک امری که در انسان روییده شود امر قبلی درو می شود.

هرگز خود را صاحب کمالات مختلف ندانیم زیرا اگر امروز در ما کمال خاصی وجود دارد کمالات سابق مان دروز شده است.اگر مزرعه وجودمان مملو از کمالات بود نیازی برای انجام اعمال صالح وجود نداشت به همین جهت حضرت می فرمایند هر کمالی دلالت بر از بین رفتن کمال قبلی دارد.

یکی از شارحین می‌گوید نوه و نتیجه «نابتة» هستند و ما در حکم «محصوده» .

اگر کمالی در مزرعه وجودی مان رویش پیدا می‌کند کمالات قبلی مان باید درو شود.به همین جهت هرگز روی کمالات سابق مان حساب باز نکنیم بلکه فقط کمالات فعلی را در نظر بگیریم.

یک نگاه به این خطبه این است که همه چیز در حال تغییر است و یک نگاه این است که حضرت به ما می گویند گمان نکنید در دنیا از کمال خاصی بهره مندید بلکه اخرین کمال تان مهم است و به کمالات سابق تان توجهی نداشته باشد.کمالات قبلی ممکن است با گذر زمان دچار افتی چون عجب و ریا و عدم اخلاص و ... شود و یا از بین برود.

این دیدگاه برای رشد ما بسیار موثر است و باعث غنیمت شمردن فرصت ها می شود.این دیدگاه سبب می شود انسان علی الدوام خود را دست خالی بیابد و تلاش در پرکردن توشه عمل و انجام اعمال صالح کند و با هر کاری کارهای قبلی اش را نادیده انگارد.

زندگی مملو از نعمت است و نعمات علی الدوام در حال زوال است.برای اینکه حسرت نعمات را نخوریم از ان خوب استفاده کنیم و شکرش را به جا اوریم در غیر این صورت نه از نعمت فعلی به خوبی بهره می بریم و نه نعمت اینده را خوب مصرف می کنیم و ثمره ای غیر از حسرت نخواهیم داشت.


«وَ قَدْ مَضَتْ أُصُولٌ نَحْنُ فُرُوعُهَا فَمَا بَقَاءُ فَرْعٍ بَعْدَ ذَهَابِ أَصْلِه»

 پدران ما که ریشه بودند گذشتند و ما شاخه آن ریشه ها هستیم، پس چگونه شاخه بعد از از بین رفتن ریشه باقی ماند؟!

کل خطبه می خواهد ما را متوجه ناپایداری دنیا بکند.


***

*ادامه خطبه 164 مرحوم فیض الاسلام ـ فراز 21 ،ص537

چکار کنیم دلمان اسیر دنیا نشود؟

فَلَوْ رَمَيْتَ‏ بِبَصَرِ قَلْبِكَ نَحْوَ مَا يُوصَفُ لَكَ مِنْهَا لَعَزَفَتْ نَفْسُكَ‏ عَنْ بَدَائِعِ مَا أُخْرِجَ إِلَى الدُّنْيَا مِنْ شَهَوَاتِهَا وَ لَذَّاتِهَا وَ زَخَارِفِ مَنَاظِرِهَا وَ لَذَهِلَتْ بِالْفِكْرِ فِي [اصْطِفَافِ‏] اصْطِفَاقِ أَشْجَارٍ غُيِّبَتْ عُرُوقُهَا فِي كُثْبَانِ‏ الْمِسْكِ عَلَى سَوَاحِلِ أَنْهَارِهَا وَ فِي تَعْلِيقِ كَبَائِسِ اللُّؤْلُؤِ الرَّطْبِ فِي عَسَالِيجِهَا وَ أَفْنَانِهَا  وَ طُلُوعِ تِلْكَ الثِّمَارِ مُخْتَلِفَةً فِي غُلُفِ أَكْمَامِهَا  تُجْنَى‏ مِنْ غَيْرِ تَكَلُّفٍ فَتَأْتِي عَلَى مُنْيَةِ مُجْتَنِيهَا وَ يُطَافُ عَلَى نُزَّالِهَا فِي أَفْنِيَةِ قُصُورِهَا بِالْأَعْسَالِ الْمُصَفَّقَةِ وَ الْخُمُورِ الْمُرَوَّقَةِ

اگر به چشم دل خود، توصيفى را كه از بهشت براى تو مى شود بنگرى، از آنچه در دنياست، از خواهشها و لذتها و مناظر آراسته اش، دل برخواهى كند و انديشه ات حيران ماند. چون در آواز به هم خوردن برگهاى درختانش بينديشى، درختانى كه بر كناره هاى رودهايش روييده اند و ريشه در تپه هاى مشك فرو برده اند، خوشه هاى مرواريدتر از شاخه هاى نازك و درشت آنها آويزان است. ميوه هاى گونه گون در غلاف گلها جاى گرفته اند و بى هيچ رنجى آنها را توان چيد و همان گونه كه چيننده را آرزوست در دسترسش قرار مى گيرند. براى بهشتيان در پيرامون قصرهايشان عسلهاى پالوده و شرابهاى صافى در گردش آرند.

غرفت: ناپسند مى شمارد، ناراحت مى شود

عَزَفَت: منصرف و بى ميل مى شود

عَزَفَتْ: ناخوش داشت، بى ميل شد.

ذَهِلَت: غافل مى شود، بوحشت مى افتد

اصطِفاق: بهم زده شدن برگ درختان در اثر وزش باد

اصْطِفَاقِ الَاشْجَار: تكان خوردن برگهاى درختان بواسطه باد، به طورى كه صداى آن شنيده شود.

كُثبان: جمع «كثيب»، تپه هائى از شن و ريگ ، تل ها و تپه ها

كَبائِس: خوشه هاى درخت خرما كه از شاخه هاى بسيار تشكيل يافته

رَطب: تر و نمدار

عَساليج: شاخه هاى سبز و نرم

أفنان: شاخه ها، جمع فنن

غُلُف: جمع «غلاف»، غلافها.

أكمام: جمع كُم: پوشش بيرونى غنچه، کاسبرگها

تُحنى: خميده مى شود

تُجنى: چيده مى شود

تَكَلُّف: زحمت و مشقت

مُنيَة: آرزو، دل بخواه

مُجتَنِى: جمع كننده و چيننده ميوه

نُزّال: آنهائى كه نشسته اند و نازل شده اند

أفنِيَة: آستانه ها جمع فناء

أعسال: جمع عسل

مُصَفَّقَة: تصفيه شده / مصفّا

مُرَوَّقَة: صاف و خيره كننده

نُقلَة: از جائى بجائى منتقل شدن

زَهِقَت: از بين مى رود

عَذق: خوشه هاى درخت خرما

« فَلَوْ رَمَيْتَ‏ بِبَصَرِ قَلْبِكَ نَحْوَ مَا يُوصَفُ لَكَ مِنْهَا لَعَزَفَتْ نَفْسُكَ‏ عَنْ بَدَائِعِ مَا أُخْرِجَ إِلَى الدُّنْيَا مِنْ شَهَوَاتِهَا وَ لَذَّاتِهَا وَ زَخَارِفِ مَنَاظِرِهَا »

برای گرفتار نشدن به دنیا حضرت توصیه می کنند با توصیفاتی که خداوند از بهشت دارد چشمت را به بهشت بدوز. با این کار نفس از شهوات و لذات و زینت های دنیا خارج می شود و از ان کناره گیری می کند.

در واقع حضرت می فرمایند برای اجتناب از شهوات و لذات دنیا به توصیفاتی که از بهشت شده توجه کنید.در این صورت دنیا و مادیات و لذات ان در نظر حقیر و ناچیز می اید.

توصیه حضرت در ارتباط با کسانی است که در طبقات پایین بهشت قرار دارند اما کسانیکه در غرفات اعلای بهشت جای دارند انس و وصال و قرب شان با ایه " في‏ مَقْعَدِ صِدْقٍ‏ عِنْدَ مَليكٍ مُقْتَدِر "[1]؛" در جايگاهى حق و پسنديده نزد پادشاهى توانا" توصیف می شود.

اگر من در این عالم درست کار کنم و دل به هیچ چیز دنیا نبندم کافی است. حضرت به ما می فرمایند اگر می خواهید خودتان را از دنیا پرهیز بدهید و اسیر دنیا نشوید خوب نگاه کنید و خوب گوش کنید صدای بهشت و نعیم باقی آن به گوش می رسد و اگر چشم بیاندازید اکنون نعمات انرا می بینید اما متأسفانه گاهی نعیم دنیوی آنقدر چشم مان را می گیرد که چیزی را که باید مشاهده کنیم نمی کنیم.


«وَ لَذَهِلَتْ بِالْفِكْرِ فِي [اصْطِفَافِ‏] اصْطِفَاقِ أَشْجَارٍ غُيِّبَتْ عُرُوقُهَا فِي كُثْبَانِ‏ الْمِسْكِ عَلَى سَوَاحِلِ أَنْهَارِهَا»

با فکرتان در صدای برهم خوردن درختان بهشتی سرگردان می شوید،درختانی که رودهایش روییده شده و ریشه هایش در تپه ها و بلندی هایی از مشک پنهان گشته است.

«وَ فِي تَعْلِيقِ كَبَائِسِ اللُّؤْلُؤِ الرَّطْبِ فِي عَسَالِيجِهَا وَ أَفْنَانِهَا »

خوشه‌های مرواریدهای تازه در شاخه های باریک و درشت آنها (درختان) آویزان هستند.

«وَ طُلُوعِ تِلْكَ الثِّمَارِ مُخْتَلِفَةً فِي غُلُفِ أَكْمَامِهَا  تُجْنَى‏ مِنْ غَيْرِ تَكَلُّفٍ فَتَأْتِي عَلَى مُنْيَةِ مُجْتَنِيهَا »

این میوه ها مانند شکوفه بر روی درختان مشاهده می شود و هریک در غلافی هستند که هیچ کس قبلا به ان دست نیافته است.و طبق ارزوی فرد در اختیارش قرار می گیرد.

حضرت می‌فرمایند برای تمام نعمت های دنیا باید زحمت زیادی متحمل شویم اما نعمات اخرت " تُجْنَى‏ مِنْ غَيْرِ تَكَلُّفٍ " است یعنی همه چیز بدون زحمت در اختیار بهشتی قرار می گیرد.

دنیا دار کاشت است و کاشت نیاز به زحمت دارد اما اخرت جای برداشت است.البته اگر با دید دیگری نگاه کنیم میتوان گفت اگر در همین دنیا بر حول و قوه ی خدا حساب کنیم در این صورت کاشت این دنیا هم زحمتی ندارد .


« وَ يُطَافُ عَلَى نُزَّالِهَا فِي أَفْنِيَةِ قُصُورِهَا بِالْأَعْسَالِ الْمُصَفَّقَةِ وَ الْخُمُورِ الْمُرَوَّقَةِ»

علی الدوام با عسل و شراب گوارا اکرام می شوند.

بهشت با چنین اوصافی  فقط برای متقین محیا شده است[2] بنابراین سعی مان بر این باشد که از نعمت های دنیا پرهیز کنیم ، سعی کنیم از هر نعمتی که در اختیار داریم حسن استفاده را داشته باشیم و در هر نعمت منعم را ببینیم و حسرت نعمت های از دست رفته‌ را نخوریم.









[1]. سوره مبارکه قمر، آیه 55

[2]. سوره مبارکه آل عمران ، آیه 133 : «وَ سارِعُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ‏ لِلْمُتَّقين‏»؛«و به سوى آمرزشى از پروردگارتان و بهشتى كه پهنايش [ به وسعتِ ] آسمان‏ها و زمين است بشتابيد ؛ بهشتى كه براى پرهيزكاران آماده شده است‏»