.

سوره مبارکه آل عمران آیات   130 و 131

96/12/12

استاد گرامی زهره بروجردی

بسم الله الرحمن الرحيم

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم

آیه 130 :

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَأْكُلُواْ الرِّبَا أَضْعَافًا مُّضَاعَفَةً وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿130

«اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد ربا را [با سود] چندين برابر مخوريد و از خدا پروا كنيد باشد كه رستگار شويد.»

وَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِي أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ ﴿131

«و از آتشى كه براى كافران آماده شده است بترسيد.»


ذکر این آیه در ادامه آيات جنگ بدر و احد شاید به این دليل است كه  بسياري از معاصي  در حالت ضعف از انسان صادر می شود.  مومنین در هنگامه ي قوّت کمتر مرتکب معصيت مي شوند.هرگاه مؤمنین تحت سلطه ي شيطان قرار مي گيرند، احساس ناتواني کرده، آنگاه  از آنها معصيت صادر مي گردد.

نكته ديگر :  بعد از جنگ روش مردم   به طور معمول  روکرد به انفاق است  که يا به دليل نیاز جامعه به جبران آسیبهای جنگ است وچون مسئولیت جبهه از دوش آنها برداشته شده ، مسئوليت فعلي آنها ایجاب می کند که  انفاق  کنند . و گاه  نیاز به انفاق به دليل كفاره است. گويا به جهت کوتاهی  که در انجام وظیفه  از آنها صادر شده خود را مسئول دیده و با انفاق در صدد تأمين آن هستند . يعني به نوعي انفاق كفاره ي ترك صحنه  جنگ محسوب مي شود. شاید از این طریق قبح خطاي آنها جبران شود و به قربي برسند. قرآن  در این زمینه توصيه مي كند كه ابتدا باید از منبع  حلال کسب در آمد شود   تا انفاق تأثيرگزار واقع شود. زماني كه  منشأ درآمد از جایگاه حرام است، حتي اگر آن مال در راه بهینه نیز مصرف شود  نه براي پرداخت كننده تأثير خاصي دارد و نه گيرنده به واسطه اين دريافت به گشايش و انبساطي دست می یابد .

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا الرِّبَا أَضْعَافًا مُضَاعَفَةً

 گاه مصرف کننده ربا  فردي مومن است ، اما از ربوي بودنِ مال آگاه نيست. گاه ربوي بودن معامله برای او معلوم است اما اين فرد مصرف ربا را جایز مي داند اين مجاز دانستن گاه به دليل جهل به حكم است، يعني با حكم ربا آشنا نيست و گاه جاهل به آثار اين اكل است و گاه توجيه مي كند. يعني به نظر خود با انگيزه اي زيبا خوردن ربا را مجاز مي گرداند . در هر صورت خداي سبحان مي فرمايد لَا تَأْكُلُوا الرِّبَا.

همانطور كه انسان از طريق اكل قدرت و قوّت مي گيرد، بعضي از مؤمنين با خوردنِ ربا توان اقتصاديِ خود را تقويت مي كنند.

در جاهليت اگر هنگام سر رسید موعد پرداخت قرض فرا می رسید و فرد نمی توانست مبلغ را پرداخت کند  فرد طلبکار مبلغی بر آن می افزود وموعد پرداخت را تغییر می داد  گاهي این مبلغ آنقدر اضافه مي شد که بدون اينكه  آن فرد زحمتي كشيده باشد  چند برابر اصل مال مي گشت.

(و اتقوا الله )يعني اي مؤمنين! در کسب درآمد اقتصادی از عذاب الهي پرهيز كنيد. خوف و مراقبه ي حقيقي درکسب  درآمد خود داشته باشيد.

(لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ )در ادامه آیه نتيجه و اثر اين پرهيز که کامروایی در زندگی است ذکر می گردد.

"لعلّ"  یعنی  اميد است به واسطه اين مراقبه از رشد لازمي بهره مند شويد. يعني بسياري از ناكامي  و شكست هاي افراد به دليل عدم سلامت اقتصاد مالی است. لقمه حرام به رشد معنوی افراد  چنان آسيب  وارد می كند كه قابل تصور نيست.

(وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ) خدای سبحان  در این آیه فرمود تقوا داشته باشيد، با بررسی آيات ديگر تقوا  ملاحظه مي شود ، از آثار تقوا رزق من حيث لا يحتسب است.( و من يتق الله يجعل له مخرجا و يرزقه من حيث لا يحتسب) يعني اگر فردي به دليل تقوا  از مال نامشروع پرهیز کند،  در همين عالم از طريقي ديگر براي او گشايش مادي صورت مي گيرد.

نكته ديگري كه تفاسير اشاره كردند، طبق صريح آيه ، فلاح متوقف بر ترك ربا است. يعني اگر در يك زندگي  ربا جريان دارد، انتظار موفقيت دنيوي و اخروي نمی رود.

نكته ديگر: ربا نماد حرص به دنيا است. و خداي سبحان مؤمنين را از حرص به دنيا پرهيز مي دهد.  حقيقت اين حرص آتشي است كه در آيه بعد به آن اشاره مي شود.

نكته ديگر :در قرآن  برای طلب رزق  به مؤمنين توصيه شده پس از حركت و اقدام صحيح بر رزاق توكل کنید و از طريق نامشروع برای تهیه روزی اقدام نكنید.

  ربط  این آیه به آيه سابق : همانگونه كه مؤمنين  با عده اندک در جهاد بر دشمنان  غالب شدند، اگرمومنین  از طریق حرام برای طلب روزی اقدام نکنند گاه خدای سبحان آنان را با سرمایه اندک از حداكثر روزی بهره مند می گرداند . به گونه اي كه هرگز  تصور آنرا نمي كردند.

این امر نشان می دهد که  توكل تنها در عرصه ي جهاد ثمر ندارد . بلكه در جاي جاي زندگي نقش و اثر اعتماد بر حق جلوه گر است .

نكته ديگر :  انتظار موفقيت با ارتکاب معصيت امکان پذیر نیست بلکه  با ترك معصيت موفقیت ميسر مي شود.

نكته ديگر : يكي از مفسرين مي فرمايند خدای سبحان بر خود واجب کرده هر که به او اندکی قرض دهد چندین برابر به آن فرد بازگراند  (أَضْعَافًا مُّضَاعَفَةً ). اما در قرض دادن به خلق اين انتظار را نمي توان داشت. يعني نمی توان آدم ها را مجبور كرد تا كريم باشند البته در روایات وارد شده که  مستحب است هنگام  بازگردان قرض  خودِ مقرض  چيزي روي آن بگذارد و برگرداند. اما این امر اجباري نیست.

 در اين آيه به یکی از موانع فلاح اشاره مي شود که  عامل عدم موفقيت مؤمنين در زندگی نبود رزق حلال است.

یکی از مفسرین می فرماید : اي مؤمنين! ربا نخوريد  و چند برابر آن چيزي كه داده ايد پس نگیرید !

 گاه کل زندگي فرد را ربا فرا مي گيرد. (أَضْعَافًا مُّضَاعَفَةً) و در اينجا است كه هرگز رنگ رشد در زندگي او ملاحظه نمي شود.

آيه بعد در ادامه همين آيه می فرماید :

وَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِي أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ ﴿131

«و از آتشى كه براى كافران آماده شده است بترسيد.»

پرهيز كنيد از آتشي كه براي كافرين فراهم شده است.

اولاً خداي سبحان به مومنين باطن ربا را كه  آتش است نشان مي دهد. يعني به وسيله ي ربا بي رحمانه همه ي زندگي فرد نابود مي شود. همانگونه كه آتش به احدي رحم نمي كند، ربا نيز آسيب جدي به همه ي لايه هاي زندگي انسان وارد مي كند. انسان رباخوار  از نظر ادراکات عقلی در سطح پایین است   .  قوّه ي ادراكي فردی که از طریق  حلال  کسب روزی می کند ودر این مسئله دقت دارد با ادرکات فردی که حلال و حرام را مخلوط کرده ومی خورد بسیار فرق دارد .

٢- مومن به واسطه ربا در زمره ي كتمان كنندگان حقيقت جاي مي گيرد. تارك الصلاه عنوان كافر را دارد ، به ربا خور  نیز كافر اطلاق شده است .  زیرا به واسطه ربا گويا فرد وکیل بودن ، رزاق ، بصير و لطيف بودن خدا و علي كل شيء قدير بودنِ او  را كتمان مي كند و كافر به معني كتمان كننده ي حقيقت است.

نكته ديگرخدای سبحان فرمود( وَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِي أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ )از آتشي كه براي كافرين تهيه شده، پرهيز كنيد.

 گاه به مؤمنين  توصيه مي شود كه به واسطه ي عملي ناسالم خود را در جايگاه كفار قرار ندهيد. يعني خودِ مصاحبت با كفار در قیامت برای مومنین عذاب آور است این امر شاید بيش از خودِ آتش براي مؤمنين دردآور باشد. خدای سبحان فرمود( وَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِي أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ )در حالیکه مي توانست تنها بفرماید ( وَاتَّقُواْ النَّارَ)  بحث سر اين است كه مومنین آنجا با كافر هم جوار مي شوند. مؤمن به واسطه رزق غير حلال در مجاورت كافر قرار مي گيرد.

نكته ديگر : در مورد بهشت در آيه133 همین سوره می خوانیم (وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقينَ ) مي خوانيم اعدت للمتقين. در مورد جهنم( َالَّتِي أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ ﴿131

 يعني مؤمنين اگر از معاصيِ كبيره اجتناب نكنند، و پرهيزي نداشته باشند، در جايگاه كفار قرار مي گيرند. يكي از مفسرين گفته گویی پدری برای ترساندن  فرزند خود  مي گويد اگر امر من را اطاعت نکنی تو را در باغ وحش می اندازم . در حاليكه در باغ وحش  جای حیوانات وحشی است نه انسان. خدا اینگونه انسان را پرهيز مي دهد كه اگر از لقمه حرام اجتناب نكنيد در معيت كفار قرار مي گيريد.

گرچه آتش جهنم در آينده مشتعل مي شود، اما به تصريح قرآن باطن عمل هر فرد ممکن است آتش باشد و اين باطن براي مؤمنين در همين عالم قابل ادراك است.

بسياري از مفسرين با برداشت از همین آیه فرموده اند  كه آتش جهنم بالذات مخصوص كفار است، و بالعرض مؤمنين معصيت كار در آن  وارد می شوند . از این رو كفار خلود در آتش دارند و مؤمنين به جهت تطهير و جدا شدن از معاصي در این آتش قرار مي گيرند. يعني آتش براي مؤمن خلق نشده است و به همين جهت ورود مؤمن در آتش ورود مهماني ناخوانده است. آتش به مؤمنين مرحبا نمي گويد بلكه خودِ آتش منتظر زماني است كه مؤمن از او خارج شود.

دلیل اينکه در آيه سابق و اين آيه به تقوا اشاره شده  این است كه مؤمنين در مورد كسب درآمد نياز به تذكر مؤكد دارند.

همینکه حال معنوی مومن خوب نیست به دلیل بی مبالاتی در حرام خوری است  بعضی از مؤمنين براي امور مالي در زندگي خود تاثرگزاري خاصي قائل نيستند. به همين جهت خداي سبحان در دو آيه پشت سر هم هشدار لازم را به آنان مي دهد.

مردم برای اینکه حال عبادتشان خوب شود بدنبال ذکر می گردند درحالی که باید به لقمه خود از نظر حلال وحرام توجه کنند

يكي از مفسرين می فرماید  توصیه به تقوا در این آیه (اتقوا النّار) در مورد عوام مؤمنين است. عوام مؤمنين گرفتار بيماري رباخوري هستند. اما خداي سبحان به اولی الالباب مي فرماید وَاتَّقُونِ يَا أُوْلِي الأَلْبَابِ. (وَاتَّقُونِ) يعني خواص بايد در محضر حق از مسامحه در ادب حضور پرهيز داشته باشند نه از رباخواري. رباخواري امري نيست كه مربوط به خواص شود.

نكته ديگري كه يكي از مفسرين اشاره كرده است، مي فرمايد مجازات رباخوار مثل مجازات كافر است و كافر كسي است كه از ذات و صفات الهي محجوب شده و كسي كه خود خود را محجوب كند، قابل رحمت حق نيست.

نكته ديگر :طبق این آیه آتش حرص در ماديات موجب شعله ور شدن آتش جدايي از حق مي شود. و جدايي از حق در سرشت مؤمنين نيست. مؤمنين با پاسخ "بلي" كه در آغاز خلقت داده اند، هرگز راضي به "لا" نمي شوند.

 در ذیل این آیه یکی از مفسرین با استفاده از آیه71سوره مباركه مريم ( وَإِن مِّنكُمْ إِلَّا وَارِدُهَا كَانَ عَلَى رَبِّكَ حَتْمًا مَّقْضِيًّا) می فرماید حتماً حرص مانند تمام رذائل اخلاقي سراغ مؤمنين مي آيدولي آیه بعد گفته ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوا. ما متقين را از همه رذائل اخلاقي مانند حرص و... نجات می دهیم. يعني در واقع متقين را با امر به قناعت و امر به تقوا از رذيله ي حرص دور مي كنيم.

(جالب است كه هم بهشت مؤنث است هم جهنم. هم نار هم جنت. يعنی اثر پذير اند. هر دو قابليت اثر گرفتن را دارند.)

يكي از مفسرين مي فرمايند خداي سبحان با نامِ قهّارِ خود در اين آيه جلوه گر شده و مي فرمايد در آتش مرا ببينيد. يعني در هنگامه ي معصيت من را مشاهده کنید . آنگاه براحتي از معصيت عقب نشيني مي كنيد.

نكته ديگر اينكه آتش غضب خدا برای مؤمنين هرگز امري عادي نمی شود . يعني مؤمنين همواره ترس از عذاب الهي دارند زيرا حقيقتِ وجودی خود را سزاوار عذاب نمي دانند. حقيقت مؤمن ايمان است و ايمان امنيت ايجاد مي نمايد وبنابر این با عذاب سازگار نيست.

در نگاه تربيتي ، استفاده از هراس براي مجموعه ي زير دستمان به طور عمومي  كارآیی ندارد  ايجاد هراس براي افرادي است كه از معاصي پرهيز لازم را ندارند. يعني خداي سبحان  خواص را اینگونه تهديد نمي نماید. به ميزاني كه انسان از طريق طاعت انسانيت خود را ترقی دهد، از اكرام ويژه ي حق بهره مند گشته و از جلوه هاي جلاليِ حق دور مي شود.

جنبه ي تربيتي آيه به ما می آموزد که  خدا سبحان به مومنین می فرماید با  ربا خواری خود را در جايگاهي قرار مي دهي كه شايسته تو نيست. حرص به دنيا مومن را در جايگاه كفار قرار مي دهد كه شأن مؤمن حضور در چنين جايگاهي نيست.

هر انسانی که  حريص به دنيا است، صفات الهي را ناديده گرفته است.

اگر مردم باور كنند رزاق خداست، نه آمريكا، اگر تحريم ها صد برابر هم بشود مشكلي ندارند. حرص به دنيا شأن مومن نيست. مؤمن حريص به مولا است نه حريص به دنيا.

وقتي فرمود آتش است، اين معنا را باور كنيم كه هرگز ربا آسايش و آرامش ایجاد نمي كند. ربا در زندگي حتماً نارامي و ناامني ايجاد مي كندهرگز با مال نامشروع انتظار راحتي را نداشته باشيم.

«الحمدلله ربّ العالمین»

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم


 

 







محتوای مرتبط