.

شرح تهذیب نفس

96/9/18

استاد گرامی زهره بروجردی

هوالرئوف

بحث تهذیب نفس را در خدمت حضرت امام خميني (ره) دنبال می کردیم به صفحه 61 این کتاب رسیدیم ، اولين چیزی که امروز در محضر ایشان آموزش می‌گیریم این است که

امام خمینی مي‌فرمايند:

-       علم بدون عمل ، نه تنها اثر مفیدی برای انسان ندارد بلکه گاهی مضر است.

 ایشان کلامی بسیار عجیب و در خور تامل دارند و می فرمایند:

-       علم بدون عمل هیچ نتیجه ای ندارد و تأکید می‌کنند که برای عروج انسانیت دو بال نیاز است یکی علم و دیگری عمل ، و با یک بال رشدی برای انسان حاصل نمی‌شود به همین جهت است که علم بدون عمل صعودی را نصیب انسان نمی‌کند.

-      ایشان می‌فرمایند: علم وقتی با عمل باشد انسان را به مراتب انسانیت می‌رساند ، اما علم بدون عمل گاه ضرر‌های بسیار جدی دارد.

حضرت امام خمینی تأکید می‌کنند بر اینکه :

-      نقش مهم علم در زندگی باید تهذیب و پاکسازی باشد ، انهم نه فقط پاکسازی از خلقیات رذیله بلکه جدایی از تعلقات دنیوی.

-       به  میزانی که انسان اهل علم می‌شود میزان تعلقش به عالم ماده باید کاهش پیدا کند.

-      این قدری که انبیاء افراد را توجه می‌دادند به تهذیب آن اندازه به یادگیری توجه نمی‌دادند چون در واقع وقتی که ما یاد بگیریم یادگیری درست خود به خود اثر تهذیب را بر جا می گذارد .

-      و می‌فرمایند: فایده تهذیب از فایده علم بالاتر است.

 گر چه علم فواید عجیبی را برای انسان دارد امّا اثر تهذیبی که به دنبال علم ایجاد شده از اثر علمی که تهذیب را به دنبال نداشته بسیار بیشتر است.با علم بدون تهذیب عروج ممکن نیست،کسیکه علی الدوام می اموزد اما اموخته هایش بدون تهذیب از رذایل اخلاقی اعتقادی و یا عملی باشد (به عنوان مثال گرفتار بدبینی یا حسادت است و یا از رحمت حق نا امید است) علمش ایجاد نور نمی کند و از همین رو امنیتی از طریق علم در زندگی اش ایجاد نمی شود.

-       امام خمینی مي فرمايند: آزادی و استقلال به تنهایی سبب سعادت ملت نیست بلکه سعادت ملت در نیل به معنویت است.

و می‌فرمایند: حتی ادب هم به تنهایی فايده ندارد زیرا مودب بودن شرط لازم است نه شرط کافی بلکه ادب و معنویات باید با یکدیگر همراه باشد.

-      ایشان به جهت اهمیت معنویت مي‌فرمايند: هر چقدر در توانتان است در بدست آوردن معنویات تلاش کنید زیرا تنها چیزی که انسان را باقی نگه میدارد معنویت است.

-       تمام ویرانی‌هایی که در دنیا وجود دارد به دلیل علم بدون تهذیب است یعنی علم با منفعت طلبی شخصی یا با انحصار طلبی شخصی است و تهذیبی در بین نیست. اگر می‌خواهید کشور را تقویت کنید علم باید حتما همراه با عمل مهذب باشد یعنی نه اعتقادات كه پشتوانه عمل است مشكل داشته و نه خلقیات عمل و نه نیات.

-      ایشان می فرماید: تمام انحرافاتی که ایجاد می شود به این جهت است که مراکز تعلیم و تعلم مهذب نیست یعنی هر کس فکر منافع خودش است و برای لیلای خودش میخواند.

-       امام مي‌فرمايند: تا زمانی که انسان تعهد نداشته باشد و تهذیبی در بین نباشد در صراط مستقیم قرار ندارد گرچه حرکت بسیاری داشته باشد.

. اصل تهذیب تهذیب از منیت است.برای قرار گرفتن در صراط مستقیم انسان باید از منیت رها شود.

-      تحصیل انسان وقتی بدون هدف اسلامی باشد انحراف آور است یا انسان را به طرف شرق می برد و یا به طرف غرب.


-      حضرت امام در قسمت بعدی به کلیه محصلین و حوزوی ها خطاب می‌کنند قرائت باید به اسم رب باشد « اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ‏ الَّذي‏ خَلَقَ‏ »[1]  یعنی یادیگری نباید برای رشد منیت فرد باشد.یادگیری و قرائتی که به اسم خود باشد نه به اسم رب (در عوض انکه ایجاد نور کند) ایجاد غرور می کند.

-      ایشان اشاره می‌کنند به واقعیت تلخی که در تاریخ بارها ایجاد شده است: اکثر افرادی که دین جدیدی عرضه کردند افرادی اهل علم بودند که از جهالت و ساده لوحی مردم سوء استفاده کردند و دین جدیدی برای مردم آوردند.این انحرافات به این دلیل است که قرائت و یادگیری به اسم رب و به خاطر خدا نبوده است.

-       گاهی از نگاه مردم فردی فیلسوف اعظم و فقیه اکرم است (و بسیار مورد اعتماد مردم است) اما به تعبیر امام انبار معلومات است و از صراط مستقیم دور است و از عوام نیز دورتر می باشد.

-      ایشان می‌فرمایند: هرقدر انبار (معلومات)فرد بیشتر باشد ظلماتش بیشتر است.چنین فردی می اموزد و یاد می گیرد اما نه برای خدا بلکه برای مطرح شدن نزد دیگران.چنین علمی نه تنها ایجاد نور نمی کند بلکه ایجاد ظلمت و حجاب می کند.

-      ایشان می فرمایند: علمی که با ان فرد خواهان مطرح شدن و یا قرار گرفتن در اریکه قدرت باشد علم نیست انحراف است.علم باید ابزاری برای بندگی بیشتر باشد.انسان باید هرچه بیشتر بیاموزد تا خضوع او در مقابل خداوند بیشتر شود.

امام می فر‌مایند: انسان باید علی الدوام خود را با خط کش و موازین شرع تطبیق دهد تا مبادا گرفتار انحراف و خطایی شود.


-      حضرت امام به اهل علم دعا  می کنند :«زادهم الله شرفا و عظمة » (خداوند بر شرافت و عظمت انان بیفزاید) سپس می فرماید: بر روحانی به عنوان روحانی لازم است از مفاسد اخلاقی دوری کند. نمي‌شود فرد روحانی باشد و فاقد اخلاق کریمه و اعمال حسنه باشد.

آیت الله بروجردی می فرمودند کسیکه در لباس دین مرتکب اشتباهی شود دزد لباس است.

-      ورود در عرصه طلبگی و اموختن بهره مندی از دریچه رحمت الهی است،تازمانیکه سعی فرد بر اموزش باشد این رحمت بر او تداوم می یابد در غیر این صورت خودش خویش را از این جایگاه خلع کرده است.


-      حضرت امام اشاره به قسمتی از فرمایش امام صادق به عنوان بصری می کنند (عنوان بصری شاگرد حضرت نبود اما از ایاشن درخواست کرد او را به شاگردی قبول کنند حضرت ابتدا از پذیرش درخواست او امتناع می کردند اما در نهایت با توسل عنوان به پیامبر حضرت درخواست او را پذیرفتند)  و می فرمایند: « يقذفه‏ في‏ قلب‏ من‏ يشاء من عباده»  علم نوری است که خداوند در دل هر بنده‌ای که خود خدا بخواهد قرار می دهد.

با توجه به این ایه نمی توان گفت خداوند (اعوذ بالله) تبعیض قایل می شود و برخی را از علم بهره مند می کند و برخی دیگر را خیر بلکه این بنده است که اگر دل را پاک کند شایسته قرار گرفتن نور در ان می شود.حرص به دنیا،شهوت قدرت و... باعث الودگی ظرف قلب انسان می شود و مانع قرار گرفتن نور در ان می گردد.

-       حضرت امام خمینی تعبیر عجیبی دارند مي‌فرمايند: که اگر مهذب نشوید خداوند در دلتان نور علم را قرار می دهد

تا زمانیکه دل از انواع رذایل و الودگی ها تطهیر نشود و تازمانیکه تمام قلب را تسلیم خدای سبحان نکند قذف علم صورت نمی گیرد.( قذف به معنای پرتاب كردن است)

-       امام خميني (ره) می‌فرمایند: غزالی از علوم بسیاری اگاه بود به قدری که فیض کاشانی مقداری از مباحث کتاب احیاء العلوم غزالی را (که شیعه انرا تایید می کند) در کتابی ده جلدی به نام مهجة البیضاء گرداوری کرده است اما از علمی که باید در دل قذف شود برخوردار نبود بنابراین میزان علم انسان مهم نیست .

-      برای اینکه قذف علم صورت گیرد باید بسیاری از امور را مراعات کنیم اما متاسفانه مراعاتهای ما بسیار کم است.این امور تقوی و یا احتیاط نام دارد.بی تقوایی و بی احتیاطی اثار سوء خود را برجا می گذارد.(به عنوان مثال اینکه انسان هر حرفی را بیان کند یا هر فکری را داشته باشد یا هر قضاوتی را کند بی انکه تدبر و تعمق داشته باشد و خداوند را در نظر گیرد)


-      حضرت امام می فرمایند:

به جان دوست قسم که اگر علوم الهی و دینی ما را به راه راستی و درستی هدایت نکند و تهذیب باطن و ظاهر ما را نداشته باشد پست‌ترین شغلها از آن بهتر است.

و دلیل می‌آورند که شغلهای دنیوی حداقل برای دنیا مفید است اما علوم دینی اگر سرمایه آخرت نشود نه برای دنیا مفید است و نه برای آخرت.


-      حضرت امام خمینی در ادامه می فر‌مایند:

 اگر قصد تان از اموزش فقه و احکام اخلاص و قرب به خدا نباشد (بلکه برای ریا و مطرح شدن خود باشد) این یادگیری هیچ نفعی برایتان ندارد و فقط وزر و وبال تان می شود (گناه است) و بار تان را سنگین می کند و نه تنها به ضرر دنیا و اخرتتان است بلکه به ضرر جامعه مسلمین و کل عالم است.

-      در میان علوم بالاترین علم علم توحید است که با ان اثبات صانع صورت می گیرد.حضرت امام می فرمایند حتی علم توحید هم اگر با تهذیب همراه نباشد وبال (عقوبت و گناه) است.بسیاری از افراد عالم به علم توحید بودند اما در نهايت علم انها موجب انحراف شان شد.حضرت امام می فرماید: بد بخت است آن عالمي كه علمش برايش نخوت بياورد.


گاهی اوقات علم موجب کبر و غرور می شود و موجب می شود انسان خود را تافته ای جدا بافته از دیگران بداند.چنین علمی علم حقیقی نیست.


حضرت مریم با انکه از کودگی در معبد به عبادت می پرداخت اما این سابقه ایجاد غروری در او نکرد،متواضع بود و خود را نسبت به خانواده اش کوچک می دید. (در ایه 16 سوره مریم امده‌ « وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مَرْيَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِن اَهلِها» نبذ به معنی رهاکردن است)


-      باید موازنه ای بین تعلیم علم و تهذیب نفس باشد و هر قدمی که برای تعلیم علم بر می داریم برای کوباندن هواهای نفسانی و تقویت قوای روحانی نیز برداریم.

ایشان مي‌فرمايند:‌ من تأكيد مي‌كنم حتما درس بخوانید و حتما تحصیل فقاهت کنید و اگر خدای نخواسته درس نخوانید حرام است که در مدرسه بمانید امّا همان قدری که برای تحصیل علم زحمت می کشید برای تهذیب نفس هم زحمت بکشید.


-       آن چه که از تمام واجبات عقلیه و فرائض شریعه واجب‌تر است اصلاح نفس است. با اصلاح نفس ظرف وجود انسان پاک میشود در این هنگام هر چه بر ان ریخته شود پاک و سالم مي‌ماند اما اگر ظرف انسان الوده به رذایلی چون کینه،غرور و حسد و ... باشد هرچه در ان قرار گیرد نجس و الوده می شود وهیچ نفعی برای او و دیگران ندارد.

-      ایشان می فرمایند اگر کسی خودش تربیت نشود نمی‌تواند دیگران را تربیت کند.آنچه باعث تربیت میشود تقوا است.



-      حضرت امام می‌فرمایند: درس خواندن به تنهایی انسان را جزء صفات الهی قرار نمی دهد بلکه در کنار درس خواندن باید توجه به غیب باشد.

*مطابق ایه 3 سوره بقره مومنین کسانی هستند که به غیب ایمان دارند یعنی باور دارند در پس ظاهر این عالم باطنی وجود دارد همچنانکه در پس ظاهر انسان نیز باطنی است.ملاصدرا در ذیل ایمان به غیب می فرماید ایمان به غیب یعنی ایمان به قلب به این معنا که انسان باور کند قلبی دارد که باید محبت خداوند و اولیاء او در ان جای گیرد.ظرف محبت عقل و احساس انسان نیست بلکه قلب اوست.

-       امام می‌فرمایند : اگر انسان در کنار یادگیری توجه به غیب کند به جایی می رسد که اصلاً در عالم غیر خدا را نمی‌بینید و همه چیز را جلوه حق می داند(به عنوان مثال باور می کند غنا،علم،مقام و ... افراد همه از خداوند است). (غیب هرچیزی است که پنهان و غایب از درک و ادراک است و باطنی دارد)


-      حضرت امام در ادامه می‌فرمایند: علوم اسلامی را با نفوس اسلامی تکمیل کنید.

 این کلام شاید حاوی دو معنا باشد:

1-برای اموزش علوم اسلامی باید نفس به طور کامل تسلیم حق باشد تا علم در وجود انسان مستقر شود.


2-هرقدر انسان با افراد مهذب بیشتر در ارتباط باشد یادگیری اش سالم تر و صحیح تر می شود،ثمره اموزش علوم اسلامی در این فرد اين است که از بسیاری مادیات و تعلقات مادی رها می شود.

-      حضرت امام می‌فرمایند: کسیکه تبلیغ دین را می‌کند باید صد در صد معتقد به دین باشند (نه انکه همانند برخی از متمدنین تکذیب دین را کند و تعریف غرب را) در غیر این صورت بیشترین ضرر را به دین وارد می کند زیرا با کلام خود چیزی را اثبات می کند که با عملش رد می کند.


«الحمدلله رب العالمين» 

«اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم»



[1] سوره مباركه علق ، آيه 1