.

صحیفه سجادیه با موضوع تعامل صحیح با مردم

جلسه چهارم 96/8/22

استاد گرامی زهره بروجردی

هوالرئوف

گاه ملاحظه مي كنيد علي رغم اينكه بسياري از ما بطور دائم در صحنه آموختن حضور داريم، اما به بعضي از ظرائف و لطائف معامله صحيح با مردم توجه نداريم خيلي از اموري را كه صحيح اجرا نمي كنيم به دليل علم نداشتن نسبت به آن امر صحيح است.  اگر تعامل صحيح با مردم را آموزش بگيريم و قصد اجراي كامل را هم داشته باشيم، قطعاً امداد الهي بدرقه ي راه ما مي شود و موفق به اين معامله خواهيم شد.

دعاي 17 صحيفه سجاديه

« اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْعَلْ آبَاءَنَا وَ أُمَّهَاتِنَا وَ أَوْلَادَنَا وَ أَهَالِيَنَا وَ ذَوِي‏ أَرْحَامِنَا وَ قَرَابَاتِنَا وَ جِيرَانَنَا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ مِنْهُ فِي حِرْزٍ حَارِزٍ، وَ حِصْنٍ حَافِظٍ، وَ كَهْفٍ مَانِعٍ، وَ أَلْبِسْهُمْ مِنْهُ جُنَناً وَاقِيَةً، وَ أَعْطِهِمْ عَلَيْهِ أَسْلِحَةً مَاضِيَةً.»

يكي از اموري كه حضرت امام سجاد عليه السلام به ما آموزش مي دهند، اين است كه انسان مرتبا عليه شيطان به خدا پناهنده شود تا از شرور شياطين محفوظ بماند. حضرت به ما آموزش مي دهند براي پدران و مادران و فرزندان و نزديكان و خويشاوندان و همسايگان مان) البته همه اش شرط مؤمنين و مؤمنات دارد (.دعا كنيم كه در يك جايگاه محفوظي از شر شيطان قرار بگيرند. در يك مكاني كه بسيار مرتفع است.  انسان در ارتفاع از دسترسي شياطين دور است. از خدا مي خواهيم كه بر تن همه ي اينها زرهي كند كه آنها را از شر شياطين حفظ كند همچنين اين زره بُرِش هم داشته باشد ماضيه يعني قاطعه و بتوانند با شيطاين مبارزه كنند.


چند نكته:

١-بايد سفره دعا را براي خلق بسيار بزرگ بيندازيم. بدون التماس آنها. بدون اينكه افراد به ما بگويند التماس دعا، وظيفه داريم سفره دعا را براي اينها بسيار بزرگ بيندازيم.

٢-دعا كنيم از انواع شرور شياطين محفوظ بمانند. دعا براي دريافتي هاي اينها نيست. دعا نمي كنم به همسر و بچه و پدر و مادرم اين را بده. نه. دعا مي كنيم از آسيب شيطان محفوظ بمانند يعني ظرف و وجودشان سالم بماند. يعني قبل از اينكه دعا كنيم چيزي براي اطرافيان مان حاصل شود، بايد دعا براي تهذيب و بيراش اطرافيان صورت بگيرد تا تحت نفوذ شياطين قرار نگيرند.

٣-ما وقتي دعا مي كنيم، معمولش اين است كه بچه هايمان را بيش از والدين دعا مي كنيم. يعني احساس ما اين است فرزندان نسبت به والدين بيشتر به دعا نيازمندند. يعني كودك و جوان بيشتر از پير در معرض آسيب قرار دارند.  اما امام سجاد (ع) اول  براي اباء و امهات دعا مي كنند، بعد براي اهالي. براي اينكه هرقدر بزرگتر ها سالم شوند، كوچك تر ها به تبع بزرگتر ها سالم مي شوند و بچه هاي ما با ما زندگي مي كنند و در زندگي با ما آموزش هاي لازم را مي بينند.

نگوييد ديگه از اينها گذشته. نگوييد اينكه درست شدني نيست اتفاقاً در تعامل صحيح دعا براي بزرگتر ها يك اولويت اصلي است. اول بخواهيد بزرگتر ها از شر شياطين محفوظ بمانند بعد كوچكتر ها.


نكته ديگر:

يك "اهالينا" داريم، يك "ذوي ارحامنا". فرقش چيست؟ ذوي الارحام فاميل اند. اهالي چيست؟ هركسي كه دنبال ما باشد ، عرب به او اهل تابعين ما مي‌گويد.

يك نفر به من مي گفت چقدر آدم ها خوب حرف شما را گوش مي دهند. گفتم پس خيلي دعا لازم دارم چون يك قدم كج بگذارم يك عالم آدم با من به دره رفته اند.

خدايا تابعين ما را هم در حرز و حفظ قرار بده كه آنها تحت آسيب قرار نگيرند. يعني خودم جدا تحت الحفظ باشم، تابعينم جدا.  يعني ممكن است شيطان نتواند  بر من مسلط شود، اما بر تابعم مسلط مي‌شود. وقتي آدم ها ببينند تابع من فلان كار را كرد، مي گويند لابد متبوعش مرتكب اين كار شده است كه تابعينش هم انجام مي‌دهند.  

يك نفر مي خواست از من حلاليت بطلبد. گفت يكي از فاميل هاي ما شاگرد شما است، هر اذيتي از او مي بينم در دلم مي گويم تو يادشان دادي!‌ (خدا مي‌داند كه بر زبان نياوردم )‌بلاتشبيه مي گفتم بي جهت نيست كه پيغمبر صلوات الله و سلامه عليه بخاطر ما اينقدر اذيت مي شود. بي جهت نيست كه خودش را در اتش مي اندازد. چه بخواهيم چه نخواهيم گناه به پاي متبوع هم نوشته مي شود.

«قَرَابَاتِنَا »

قرابات ممكن است عطف خاص بر عام باشد و ممكن است عطف عام بر خاص باشد ويعني بگوييم قرابات دايره اي وسيع تر از ارحام دارد، يعني ارحام من ارحامم اند اما دوست بيست ساله هم رحم مي‌شود. اين در روايت است. طبق روايات ما دوستي كه بيست سال با او بوديد رحم است و جزء اقربا شماست. المودة عشرين سنه قرابة.

جيران هم همسايه است. كسي كه خانه اش به خانه ما چسبيده است.  

البته در روايتي از قول امام باقر عليه السلام  آورده اند كه از چهل طرف همسايه حساب مي شود.

يك نفر مي گفت در اربعين به نظر خودم حواسم بود براي هركسي قدم بردارم يك دفعه يادم آمد براي همسايه ها قدم برنداشته ام.

بحث اين است كه دعا مي كنيم آنها را از شر شيطان در امان نگاه دار.

البته بايد همه كد داشته باشند من المؤمنين و المؤمنات.

مؤمنين و مؤمنات كساني هستند كه محبت اهل بيت را دارند. اينكه مي گوييم مؤمن را دشنام ندهيد چون مؤمن كسي است كه در دلش حب اهل بيت است ولو ظاهرش تقيدات خاص‌ را ندارد.

وقتي براي اين طيف وسيع دعا مي كنيد معلوم است كه يك دعاي يك كلمه اي نيست. مي گوييم: فِي حِرْزٍ حَارِزٍ، وَ حِصْنٍ حَافِظٍ، وَ كَهْفٍ مَانِعٍ،

يعني معلوم است اين طيف وسيع بسيار در دسترش شيطان هستند و ما مي خواهيم يك منطقه ي ممنوعه اي ايجاد شود كه شيطان نتواند در ان منطقه راه پيدا كند. يك مكان محفوظ امن، حصن حافظ. حصن يك جاي بلند است. مكاني كه دورش گرفته شده اما بايد بلند باشد. قلعه پايين، حصن نيست. مي خواهم اينها سطح فكر و نوع ديدگاهشان بالا بيايد كه از شر شيطان محفوظ بمانند.

در معني كهف گفته مي‌شود : به هر غاري كهف گفته نمي شود. كهف در زبان عرب به معني يك غار بسيار وسيع است. يك پناهنگاه وسيعي داشته باشند كه در آن پناهنگاه از شر شياطين مصون بمانند و شياطين هيچ روزنه نفوذي بر اين گروه نداشته باشند.

آدمي كه در رخت خواب خوابيده كه زره ندارد. زره مربوط به كسي است كه در جنگ است.

جنن، جمعِ جنّه به معني زره و سپر.

وقتي مي گوييم خدايا به اين طيف وسيع زره و سپر بده، يعني تنها با دعاي ما نيست، از ناحيه ي خودشان هم بايد يك مانع داشته باشند كه شيطان نتواند بر اينها نفوذ كند. اخلاص و معرفت و يقينشان مانع نفوذ شيطان شود. اينها را بگونه ايي قرار بده كه شيطان تير هم انداخت، به اينها نخورد. اينها در صحنه باشند، توانا باشند و قدرت مقابله با شيطان را داشته باشند. خدايا تو به اينها سلاحي برش دار بده. يك اسلحه ي كارا كه خودشان بتوانند‌ بواسطه آن سلاح شر شياطين را درك كنند. يعني اطرافيان را وابسته به خود بار نياوريم ، خودشان توانا باشند.

خدايا من دعا مي كنم اينها مصون باشند اما تو خودت هم اينها را توانا بار بياور سلاح ذكر و دعا و عمل خالص و توانايي مقابله با شيطان را داشته باشند.

به نظر بنده يكي از الطاف بزرگي كه ما نسبت به اطرافيان مان داريم درخواست از خداي سبحان است كه خودشان از پس بسياري از اموراتشان برآيند و توانا باشند. اگر اطرافيان مان را ضعيف و وابسته به خود بار بياوريم، به آنها ظلم كرده ايم. اينكه مي گويم به خودش سلاح بده يعني مي‌تواند قوي باشد. اينكه مي گويم زره تنش كن، يعني خودش قدرت مقابله با دشمن را داشته باشد. شخصيت او وابسته به من نباشد كه به مجرد برداشته شدن دعاي من،  از ناحيه شيطان تيرباران شود!

سفره دعا را ، براي همه ي مرتبطين با خود گسترده كنيم ، سن را مطرح نكرديم، وجودشان را هم مطرح ندانيم. يعني پدر شما از دنيارفته، جدتان از دنيا رفته، جد جد تان از دنيا رفته، آب دعا سلسله طوليه است كه سرازير مي‌شود پس تا حضرت ادم را دعا كنيد.

سوال مي كنيد كسي كه فوت شده چطور در معرض شيطان قرار مي گيرد؟! عرض مي كنم نوه و نتيجه بخشي از وجود او هستند اصلش از اين عالم رفته است بارها پيش آمده كه خواب مرده شان را مي بينند كه او را آتش مي زنند. مُعَبِر مي گويد يكي از نوه ها مشغول معصيت است . يعني ارتكاب معصيت نوه ،  به او آسبب وارد مي كند. البته قطعاً آن والدين بابي را باز كرده بوده. مثلاً مقداري معصيت جلوي او انجام شد و او سكوت كرد، حالا به تبع سكوت يا تأييدي كه داشته نوه‌اش معصيت   زياد انجام مي دهد.

« أَعْطِهِمْ عَلَيْهِ أَسْلِحَةً مَاضِيَةً.»

خدايا تو به اينها سلاحي بده كه برش داشته و  استاندارد باشد اسلحه نبايد دست ساز باشد.

گاهي اوقات من سلاح را خودم درست مي كنم يك جاي نامناسبي منفجر مي شود و آسيب مي رساند.

ذكر هاي من درآوردي، عملكرد هاي نامناسب، فكر هاي غلط همين است. خدايا تو به اينها اسلحه استاندارد بده.


دعاي نوزدهم، ص ١٠٦، پايان صفحه، فراز ٤

دعاي طلب باران است.

«  اللَّهُمَّ اسْقِنَا غَيْثاً مُغِيثاً مَرِيعاً مُمْرِعاً عَرِيضاً وَاسِعاً غَزِيراً،»

درخواست باران مي كنيم و  باران را نماد بارش لطف و رحمت حق مي گيريم. براي بارش لطف و رحمت حق يك درخواست گستره نافع داريم.

زبان عرب براي باران كلمات مختلفي را بكار مي برد. باران دانه ريز، دانه درشت،‌ باراني كه آسيب وارد مي كند، يا  باران نافع پس كلماتش فرق مي كند.

"غيث" باراني است كه هيچ خسارتي وارد نمي كند. از ماده غوث است. باران نافع است. باراني است كه به فرياد افراد مي رسد. باراني است كه گرفتاري را رفع مي كند.

خدايا باراني باشد كه واقعاً براي همه فريادرسي را داشته باشد.

مي گوييد دعا كن فرزندم دانشگاه قبول شود. ظاهراً براي علمش دعا مي كنم اما براي عمل نافع‌ او دعا نمي‌كنم. براي اينكه معرفتي نصيبش شود دعا مي كنم اما براي اينكه اين معرفت براي او بندگي بياورد  دعا نمي كنم. خيلي وقت ها   دعاي ما ناقص است. در تعامل با افراد اگر بارش رحمت الهي را ميخواهيم بايد نافع باشد و در زندگي كاربرد داشته باشد.

سال اول طلبگي جزء اولين چيز هايي كه از مرحوم عين صاد ( علي صفايي ) ياد   گرفتيم اين بود كه مي‌فرمودند: حواستان باشد  پرهيز كنيد از اينكه علم شما براي ديگران نافع باشد و براي خودتان هيچ نفعي نداشته باشد. مثل نردبان نباشيد كه همه از او بالا مي روند و خودش پايين باشد.

مي گويم خدايا بركات و رحماتت را در زندگي اينها جاري كند اما به نفعشان باشد با بارش بركات و رحمات عجب و كبر و غرور  بر اينها وارد نشود. احساس مستحق بودن نداشته باشند كه بگويند بارش بركات حق مان بوده است.


در اين دو خط آخر دعاي عالية المضامين، «‌اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي عَقْلًا كَامِلًا وَ عَزْماً ثَاقِباً وَ لُبّاً رَاجِحاً وَ قَلْباً ذَكِيّاً وَ عِلْماً [عَمَلًا] كَثِيراً وَ أَدَباً بَارِعاً وَ اجْعَلْ ذَلِكَ كُلَّهُ لِي وَ لَا تَجْعَلْهُ عَلَيَّ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين‏»

خدايا علم و عقل و ادبي كه مي دهي، به دردم بخورد و به ضررم تمام نشود.  وقتي براي ادم ها دعا مي كنيم بايد براي نافع بودن بركاتي كه در زندكي شان مي آيد هم دعا كنيم.

خيلي وقت ها دعا مي كنيم اما مغيثا را نمي گوييم. اينكه خودش بتواند از اين نعمت بهره ببرد. اين نعمت به دادش برس نه به ضررش تمام شود.


« مَرِيعاً »

زمين وقتي گياه فراوان در آن سبز مي‌شود ، مي گوييم مريع.

مي گويند خدايا همين يك كارش را راه بنيداز. يعني در مزرعه ش يك چيز ثبت شود. چرا؟! مريع يعني انواع خيرات و بركات را به او بده. نه يك خير و بركت. ما گاهي اوقات در دعا كردن براي همديگر تنگ نظرانه دعا مي كنيم. دختر ازدواج نكرده را مي گوييم ازدواج كند، براي بجه اش دعا  نمي كنيم. خدا مي گويد از اول دعا را وسيع كن.  مي گويد براي انواع كمالات و بركات و رحمات دعا كن. مزرعه اش پر گياه باشد.

دعا مي كند خدا به فلاني توكل بدهد. خب چرا فقط توكل؟ رضا و صبر و شكر و ... هم بده.

مَريع به معناي كثير الخير. خدايا به ما بركاتي بده كه خيلي داراي خير باشيم. ما وقتي خيلي خير داريم، صادر مي كنيم. وقتي احساس كمي مي كنيم صادرات نداريم و به كسي نمي دهيم.

خدايا به اطرافيان من آنقدر خير بده كه از اينها به ديگران برسد.

نگويم خدايا من مغفرت ميخواهم.  بلكه درخواست كنم:‌ خدايا به من مقام شفاعت بده تا واسطه آمرزش ديگران هم بشوم. در زيارت عاشورا هم مقام محمود كه مقام شفاعت است را طلب مي كنيم. مي خواهم خيرم در عالم  به خيلي ها برسد. هم در اين عالم و هم آن طرف خط از خيلي ها دستگيري داشته باشم. در تعامل با ديگران نخواهم   گوشه‌ايي از گوشه مزرعه افراد با يك گياه سبز شود. بلكه بخواهم يك دشت وسيع از كمالات و خيرات داشته باشد.


« عَرِيضاً وَاسِعاً غَزِيرا »  

عريض، بعني دائم باشد.  در واقع آدم ها موقتاً خوب نشوند و بركات نداشته باشند بلكه خيرات آنها دائما و گسترده باشد. اينجور نباشد كه آدم وقتي گرفتار است، خيلي خوب مي شود و به مجرد رفع گرفتاري، طغيان كند، خير همه زندگي اش خوب و فراواني باشد.

هرچه بيشتر ياد مي گيرم مي فهمم تمام مشكلات ما براي كميِ معرفت است. وقتي باران معرفت در زندگي كسي فراوان است، اين معرفت در همه ي ارتباطاتش خود را به نمايش مي گذارد.

« تَرُدُّ بِهِ النَّهِيضَ، ‏ »‌

براي خودم و اطرافيانم دعا مي كنم خيرات و بركات و معارفي جاري شود، (‏  چيزي كه مستوي و صاف بود، بعد كج شده، دوباره صافش كنيد به آن نهيض مي‌گويند) .

يعني من يك زماني خوب بودم. در مشكلاتي كه پيش آمده بد شدم. حالا معرفت زياد دوباره من را خوب كند.

من آدمي را ديدم  كه زن برادر گرفت، حسود شد. در خونش حسادت نبود. جنس خوب بود. با زن برادر گرفتن حسود شد البته دوباره درست شد. دعا لازم دارد. خيلي ها يك زماني خوب بودند حالا گرفتاري ها مشكلات و مسايل مالي اينها را كج كرده. خدايا تمام كساني كه كج شدند دوباره به اصل خود برگردان. بد اخلاقي هاي كه در زندگي ما مي آيد،  معرفتي هم عارض شود كه آن بداخلاقي ها دفع شود و انسان اعتدال خاص خود را پيدا كند.  


«وَ تَجْبُرُ بِهِ الْمَهِيض»‌

"هاض العظم" يعني استخوان شكست

ميخواهم يك باران و معرفتي در زندگي همه ي ما بيايد كه استخوان شكسته ها هم سر پا شوند. استخوان شكسته در بين معرفت وسيع، سرپا شود.

يكي از اسامي خدا جبار به معناي شكسته بند است. خدايا آن استخوان شكسته را شكسته بندي كن راحت جوش بخورد كه سرپا و توانا شود و از ضعيف و ذليل و عاجز بودن رها شود.


جمع بندي اين قسمت:

در تعامل صحيح بايد توجه كنيم

از خداي سبحان خيرات وسيع ،كثير و  دائمي را طلب كنيم كه اثر آن خيرات در زندگي ، باعث دفع امور و  شرور عرضي زندگي آنها شود و آنها را وادار به اعتدال و قرار گرفتن تحت نام قيوم خدا كند.

وقتي مي گويم اللهم اسقنا، يعني خدايا باران را در حياط من نياور  مي‌خواهم باران در سطح شهر ببارد. وظيفه داريم خيرات را به طور كامل و گسترده طلب كنيم نه ناقص و موقتي. و واقعاً از خداي سبحان درخواست كنيم مزرعه همه سبز سبز شود. نه يك گياه در آن برويد.

خاصيتش اين است كه وقتي من اينگونه براي اطرافيانم دعا كردم،  ووقتي در شما موفقيت و كمالي مي بينم، سر سوزني حسادت ندارم. چون خودم دعا و درخواست موفقيت شما را  كردم.  گويا موفقيت شما با دعاي من بوده. خودم را ذي سهم مي دانم. در سفره ام دعاي مستجاب است و براي يك گروه مستجاب شده ولو براي خودم مستجاب نشده  باشد در اين صورت حسادت و كِبري نسبت به هم نداريم. چون مزرعه ي او به يك شكل و مزرعه ي شما به شكل ديگري سبز است.


اين دعاي نوزدهم را با اين ديدگاه بخوانيد، خيلي مطلب از آن استخراج مي شود. انواع راهكارهاي صحيح تعامل با خلق را در اين دعا مي بينيم.

« وَ لَا تَفْتِنِّي‏ بِالنَّظَر»

چند معناي كاربردي

1- خدايا من را آزمايش نكن كه منتظر روزي بنشينم. روزي را برايم سريع برسان. اين معنا در مورد خلق نيست.

اما مي خواهم از اين عبارت معنايي را عرض كنم كه در ارتباط با خلق باشد.

2-خدايا من را آزمايش نكن كه چشمم به نعمات ديگران باشد. اين در بحث ما مي گنجد. خدايا مال و اموال مردم به چشم من نيايد. موجودي مردم به چشمم نيايد چشم من دنبال دارايي مردم آه نكشد. دارايي ممكن است چهارتا پسر ، پنج تا داماد ، خانه زندگي كذا و ...است.

روش صحيح معامله با مردم اين است كه مردم من را امين بدانند كه  چشمشان نمي زنم. نگاهم دنبال سفر هاي آدم ها  نيست ، دنبال سلامتي و نشاط مردم نيست. يك نفر هر چهار ما دفترچه بيمه اش را عوض مي كند يك نفر اصلاً بعد از چند سال تمديد نمي كند. به چشم من نيايد كه او اصلاً مريض نمي شود و من دائم به پزشك مراجعه دارم.

خدايا من را در اين آزمايش قرار نده كه نگاهم دنبال موجودي ديگران برود. چرا نعمت هاي ديگران را ببينم ؟ به جاي اينكه چشمم دنبال نعمات ديگران باشد، نعمت خودم را ببينم و خدا را شكر كنم.

. گاهي اوقات با امور معنوي ديگران مفتون مي شويد و نگاهتان او را چشم مي‌زند و قفل مي شود. خدايا آنقدر به من هم نعمت داده‌اي كه چشمم به خودم باشد و  اصلاً مفتون نعمات ديگران نشوم.

ما نمي دانيم چه آسيبي از طريق چشم زدن ما به ديگران مي رسد.

چشم من از پي اين قافله بس آه كشيد. فقط يك آه كشيدم و چيزي نگفتم. نمي دانيم با همين آه ما چه شعله هايي از آتش در زندگي مردم وارد شده است؟!

و گاهي ما متوجه نبوديم كه زندگي فلاني به خاطر ما آسيب ديده است!

اگر نعمات مردم به چشممان مي آيد چكار كنيم؟ به ما آموزش داده اند به مجرد اينكه چيزي به چشمتان آمد سه بار بگوييد ماشاالله لا قوه الا بلله العلي العظيم.

معلوم است بايد براي خود مان   هم  دعا كنيم. از خدا بخواهيم ديگران با دعاي ما آسيبي نبينند.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم