.

تهذیب نفس

96.8.20

استاد گرامی زهره بروجردی

هوالرئوف

پاراگراف آخر صفحه 39 مخاطب حضرت امام در اين جلسه كساني هستند که روز مبعث خدمت امام رسيده‌اند  و ایشان اشاره می‌کنند به اینکه در آیه 2 سوره مباركه جمعه ، خدای سبحان می فرماید: پیامبری برای شما فرستاده شده « يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ » این پیامبر آیات قرآن را بر مومنین تلاوت می‌کند « وَ يُزَكِّيهِمْ  » مومنین را تزکیه می کند  « وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ  » و به آنها کتاب و حکمت آموزش می‌دهد امام می‌فرمایند: اینکه قرآن بر انسان تلاوت می‌شود برای اين است كه انسان تزکیه شود و او تزکیه می‌شود تا از آموزش خاص بهره‌مند شود انگیزه بعثت قرآن همين است. تزکیه در اصطلاح یعنی پیرایش و پاکسازی از هر ظلمتی که در فرد وجود دارد قرآن نقشش این است که ما را از ظلماتمان جدا ‌کند و وسیله تزکیه قرآن است و قرآن ما را از ظلمت بخل و حرص و حسد و ...  جدا می‌کند و بعد از اینکه من و شما تصفیه شدیم و درونمان مصفا شد و از آلودگی‌ها پاک شدیم حالا  علم به قلوب ما وارد می شود.

امام خميني (ره)‌ می‌فرمایند: اصلاً انگیزه تزکیه پیامبر اين است كه  من و شما را  از انواع عیوب تطهیر کنند و  اين انگيزه از آن روست كه انسان را تطهير كنند تا علوم و شريعت در قلوب ما جا بگيرد اگر ظرف وجودي ما كثيف و آلوده باشد علوم الهي در آن جا نمي‌گيرد.

 امام خميني (ره) می‌فرمایند: هر کسی نمی‌تواند نور قرآن را ادراک کند نور قرآن از غیب به ظهور در آمده اگر می‌خواهید درک نور قرآن را داشته باشد باید تزکیه شوید، یعنی باید از انواع رذائل دور شوید بزرگترین آلودگی، منیت انسان و نفس اوست. امام می‌گویند: اگر فرد پشت حجاب نفسانیات باشد هر چقدر هم نور قرآن زیاد باشد نمی تواند ادراك کند. می فرمایند: تا از ظلمات نفسانی خودمان خارج نشویم اصلاً قلب لایق نیست نور قرآن را دريابد نور قرآن در تاریکی‌ها نمی‌تواند منعکس شود باید قلب صیقلی شود.

امام مي‌فرمايند: قرآن یک صورت نازله حداقلی دارد و یک محتوای فراوان اگر کسی می‌خواهد محتوانی قرآن را ادراک کند ، فقط در صورتی ادراک می‌کند که از انواع حجب دور شود بالاترین حجاب هم منیت انسان است.

اگر شما صورت باطنی قرآن را ادراک کنید نوع قرائت شما تغییر می‌کند با قرائت بالا می‌روید با قرائت قرب نصیب شما می‌شود.

پیامبر براي بشر قرآن را قرائت مي‌كند اما  تا ما تزکیه نشويم قرائت قرآن كافي نيست وسیله تزکیه همین قرآن است تزکیه هم که شدیم باز هم غایت نیست تزکیه باید بشویم تا علم و حکمت در وجود ما قرار بگيرد.

اولین آیه‌ای که بر پیامبر نازل شد « اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ‏ الَّذي‏ خَلَق‏ »[1] پيامبر از همان ابتدا امر به قرائت شده است امام معتقدند پیامبر از همان ابتدا امر شدند که به مردم ياد بدهند. در سوره مبارکه علق آمده است  « كَلاَّ إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى‏ »[2] « حقّاً كه انسان سركشى مى‏كند، »‌ « أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى‏»‌[3] « همين كه خود را بى‏نياز پندارد. » يعني همين كه انسان یک لحظه خود را مستغنی از خدا بداند طغیان می‌کند. برای اینکه طغیان نکنيم بايد  ياد بگيريم هر چه بيشتر یاد بگیریم طغیان نمی كنيم برای اینکه یاد بگیریم باید پاک شويم تا پاک نشويم نمی‌توانيم خوب یاد بگیريم.

امام  خميني (ره) می‌فرمایند: برای طاغوت زدایی باید تعلیم کتاب و حکمت و تعلم کتاب و حکمت و تزكيه كرد اگر می‌خواهيم طغیان از وجودتان برود باید هم حکمت یاد بگیريم و هم یاد بدهيم  هر گاه طغیان از بین برود عبد می‌شويم و برای خود وجودی قائل نیستم. انسان به مجرد آنكه خود را  در مال و در علم و در توان از ديگران بي‌نياز مي‌بيند  طاغی می‌شود به اندازه‌ای که بی نياز شوم طاغی می شوم.

طاغوت صیغه مبالغه است مبالغه در طغیان ،  امام  خميني (ره) می فرمایند: فکر می ‌کنید فرعون برای مقام چگونه طغيان كرد ، یکی طغیان مالی دارد یکی طغیان مقامی دارد و ... یعنی هر چه خودم را محتاج خدا نبيند طاغي مي‌شود و فرعون احساس بي‌نيازي از خداي سبحان كرد و طغيان كرد ، استغناء یعنی بی‌نیازی. امام خميني (ره) مي‌فرمايند:  برای اینکه خود را بی نیاز نبینم بايد اقراء  داشته باشيم و بايد تزكيه شويم تا اقراء باشيم، اگر سؤال شود افراد زيادي بسيار خوانده‌اند اما به جايي نرسيده‌اند گفته مي‌شود خواندن آنها بدون تزکیه بود.

نوعاً افراد براي تزكيه ارزش قائل نیستند در حالي كه پايه و اساس همه كمالات تزكيه است :‌ بايد بخل حرص ، جاه ، غرور و .... را داد تا خوب شويم بايد از  حب به دنیا صرف نظر کرد تا خوب یاد بگیریم.

کسی که بدون تزکیه علم بياموزد روز به روز طغيانش بیشتر می‌شود و عقوبت طغیانش در این عالم هم بر او وارد می‌شود.

آخر صفحه 41

اولاً اشاره مي‌كنند که من نمی توانم شما را پاک کنم و شما هم نمی توانید من را پاک کنید همانطور که وضو را هر کسی باید خودش بدهد در وضو حتي كمك من نمي‌توانيد باشيد برای تزکیه هم فرد باید خودش خودش را پاك كند تا فرد  خود نخواهد از بخل و حرص دور نمي‌شود.

امام می فرمایند: خودتان می توانید نفوس خودتان را مصفا کنید یعنی خدا این حول و قوه را به من و شما داده و خدا این توفیق را به ما عطا کرده که به حول و قوه او و با وساطت اولیاء او از همه رذائل خود را رها کنیم.

اگر این توفیق برای همگان حاصل شد دنیا نوری می‌شود نظیر نور قرآن ،  علت آنكه من در دنیا چیزی متوجه نمی‌شوم آنست كه خود را تصفیه نکرده‌ام اگر من در دنيا خود را از  انواع عیوب سعی کنم جدا کنم دنیا برای من بیت  النور مي‌شود. دنیا زندان است زيرا نسبت به آخرت محدود است اما دنیا بیت النور است براي كسي که خود را  از عیوب مختلف رها كرده چنين افرادي دنیایشان روز است و تاریک نیست و دنیا براي آنان نوری است مثل  نور قرآن، همانگونه که نور قرآن ما را تا مقام مقربین بالا می برد تزکیه هم قرب خاصی در اختیار بنده قرار می دهد.

در ادامه بحث می‌فرمایند: خدای سبحان در مورد هیچ نعمتی بحث منت را به کار نبرده است اما درباره تزکیه و تعلیم کلمه منت را به کار گرفته است « لَقَدْ مَنَ‏ اللَّهُ‏ عَلَى الْمُؤْمِنينَ إِذْ بَعَثَ فيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ ... »‌ « به يقين، خدا بر مؤمنان منت نهاد [كه‏] پيامبرى از خودشان در ميان آنان برانگيخت، تا آيات خود را بر ايشان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت به آنان بياموزد...»

اصل و حقيقت بعثت پيامبر براي آموزش و پرورش است.

 استاد بروجردي مي‌فرمايد:‌ در شرح حال آقاي نجفي قوچانی در کتاب سیاحت شرق به حالات مختلف ایشان اشاره شد يكي از آن حالات مربوط به دوره طلبگي ايشان است كه در كتاب آمده است آقاي نجفي فرموده‌اند روزي استادم به من گفت :‌ امروز حجره را جارو بزن و ...  با خود ‌گفتم اصلاً  استاد چه حقی دارد  كه از من طلب كار كند اما بعد متوجه شدم كه استاد نيازمند كار من نبوده‌اند بلكه تنها ميزان اطاعت مرا با اين امر سنجيده است استاد قصد داشت دريابد من چقدر مطيع فرمانم اصلاً می‌خواسته ببینید که آيا من حرف گوش کن هستم یا خير ، پیامبر به ما امر مي‌كند  حرص و بخل و هوس را از خود دور كن ، امام مي‌گويند: ابتدا باید ظرف پاک گردد تا علمی که در آن ريخته مي‌شود علمی نافع باشد اگر شما می بینید که بسياري از زمانها  یادگیری ما نافع نیست از آن روست كه نفوس تزکیه و تطهیر نشده  و از آن اوصاف فاسد بیرون نيامده به همين دليل علم اثر سوء دارد.

در مثال ديگري آمده است مرحوم ملا هادي سبزواري روزي به منزل آمدند، اهالي منزل به ايشان گفتند: آقا امروز كسي به خانه مراجعه كرد و گوشت مي‌خواست ما گفتيم : نداريم ، اما آن مرد گفت: شما گوشت داريد انتهاي  زيرزمين زير سبد گوشت هست مقداري از آن را به من بدهيد.

مرحوم ملا هادي سبزواري فرموند:‌ اتفاقاًَ  این فرد بسيار فرد نامناسبی است زيرا او  می‌خواهد با علمی که نصيبش شده استفاده ناصحيح كند و از دارايي‌هاي منازل مردم آگاه شود اين علم به نفع او نيست بلكه به ضرر اوست. اگر افراد تصفیه نشوند علوم به ضرر آنهاست البته هم به ضرر خود آنهاست و هم به ضرر اطرافيان آنهاست.  

در ادامه مبحث امام می‌فرمایند: ما می‌توانیم بگویم قرآن برای تهذیب آمده برای اینکه افراد را از حیوانیتشان جدا کند قرآن آمده که آدم و انسان بسازد اينكه انسان را به صراط دعوت كند و راه را به او نشان دهد تمام قصصی که در قرآن ملاحظه مي‌شود برای همین معناست که هم دعوت كند به  انسان ساختن و هم راه آدم شدن را به فرد یاد بدهد.

امام مي‌گويند: قرآن راه دریافت کمالات را به ما نشان می دهد در لابلای قصه ها راه قبول کمالات را به ما مي‌آموزد قرآن نازل شده تا  انسان و جامعه را اصلاح کند در ادامه میفرمایند: اصلاح جامعه به دو امر است :

1-بواسطه قرآن

2-بواسطه سنت پیامبر (ص)

اگر این دو را به عنوان سبب تهذیب بگیریم می توانیم با توجه به این دو امر مهذب شویم و سبب تهذیب را امر ديگري را ندانيم جای دیگری نیارید یعنی وسیله پاکسازی ما امر دیگری نیست یا از قرآن باید آموخت و یا از فرمایشات پیامبر و امام می فرمایند: اهم امور همین پاک شدن است.

شاید برای بعضي از ما یادگرفتن مهم تر از مهذب شدن باشد. در ادامه امام می‌‌فرمایند: قرآن به دو چیز بسيار دعوت مي‌كند:

1-به معنویت

2- به اقامه عدل

كار پیامبر همین است:

1-ابتدا ما را به معنویات ( ایمان و تقوی) توجه مي‌دهد و بعد به اجراء صحیح كه اقامه عدل است ، پیامبر تا زمانی که تشکیل حكومت نداده بودند معنویت را تقویت می کردند و زماني كه حکومت تشکیل شد علاوه بر معنویات عدل را در جامعه برقرار کردند این سیره انبیاء است كه در طول تاریخ هم گرایش به معنویات دارند و هم از طریق گفتار و رفتارشان عدل را در جامعه پياده مي‌كنند،  معنویات دیدگاه و نگرش افراد را تغییر مي‌دهد و عدل اجرای دیدگاهی است که مردم به آن دست يافته‌اند.  

امام می‌گویند: معنویت بدون اقامه عدل كافي نيست ، معنویات را پیاده می کنیم تا هر چیزی در جامعه سر جای خود قرار گيرد و به كسي كوچكترين ظلمي وارد نشود. بايد توجه داشت بحث عادل بودن نیست بلكه بحث اقامه عدل است اینکه من عادل باشم و بتوانم در جامعه عدل را بر پا کنم.

با توجه به عبارت « اقامه عدل» مي‌توان گفت: بايد از خداي عظيم امور عظيم و گسترده طلب كرد مثلا نبايد فقط از خدا درخواست كنيم كه خدايا مرا ببخش بلكه بايد درخواست كه خدايا به من مقام شفاعت را عطا كن. مقام محمود مقام شفاعت است بايد در يك طيف وسيع طلب كرد.

در اينجا بايد از خدا هنر اقامه عدل را درخواست كرد. وجود مقدس پيامبر (ص) از عادل بالاتر است بلكه او اقامه عدل مي‌كند و مي‌خواهد كه در كل نظام عالم عدل را اقامه كند.

اگر بعد از پيامبر اسلام همچنان شريعت ادامه داشت همچنان به همين دو امر تكيه مي‌كردند فراگيري معنويات و اقامه عدل.

اصلاً‌ رويه و روش اسلام به غير اين نيست رويه  اسلام اين است كه در جامعه اسلامي قانوناً بايد عدل پياده شود.

در قسمت پایانی صفحه 44  امام می فرمایند: مقصد قرآن  و مقصد پیامبر تصفیه عقول و تزکیه نفوس است تصفیه عقول به چه معناست ؟ اين است كه یعنی عقل با هوی مخلوط نگردد  عقل از هوس جدا شود ،تزکیه نفوس به چه معناست ؟ نفس از همه شیطنت‌ها و خباثت‌ها و رذائل پیرایش شود. تا به آنجایی برسد که به گفته قرآن « كَلِمَةُ اللَّهِ‏ هِيَ الْعُلْيا » کل دنیا را حکومت الهی فرا ‌گیرد اما تا زمانی که این تصفیه و تزکیه صورت نگیرد این حكومت بر پا نمي‌شود.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم



[1] سوره مباركه علق ، آيه 1

[2] سوره مباركه علق ، آيه 6

[3] همان ، آيه 7