.

يا فتّاح

اي بسيارگشاينده هوالفتاح العليم 

وقتي صحبت از گشايندگي است بلافاصله ذهن به كلمه مخالف آن يعني فروبستگي ،متوجه ميشود . يعني گره امري بسته بوده وحالا گشوده شده است .

خداي سبحان علي الدوام مشغول گشايش امور بندگان است يعني اگر بنده باحضرت حق ارتباط لازم رانداشته باشد ،خودش واموراتش محبوس ميشودوگره خورده خواهد ماند.

لذا ابن عربي درتوضيح اسم فتاح ميگويد : خداي سبحان نه تنها گشاينده است بلكه توسط اين نامش ، كليدهاراهم به توعطا ميكند يعني توراهم گشاينده پيچيدگيها قرار ميدهد.

درواقع اگر ماهم درمرحله توحيد افعالي وصفاتي قرارگيريم ، گشاينده امورمردم خواهيم شد.

معمولا كليد، مربوط به درِبسته است وخداي فتاح دايما اين درهاي بسته را باز ميكند واگرانسان به مقامات بالاتر هم برسد هميشه براي او بسته گيهايي وجود دارد وفضاهاي پيچيده براو عارض ميشود كه فقط با توسل به نام فتاح، براي اوگشايندگي ايجاد ميشود.

بانام فتاح نه تنها امور مادي بلكه امور معنوي وروحاني انسان گشايش مي يابد.

حاج ملاهادي سبزه واري ميگويد: خداي سبحان نِعَم ظاهريه وباطنيه فراواني براي هربنده ايي مقرر كرده است كه بنده با ايجاد موانعي از معصيت وآلودگي وكدورت ،مانع رسيدن به اين نعمات ميشود اما اگر با اسم فتاح خداوند، ارتباط برقرار كند،موانع راكنار ميزند .

سعي كنيد بعداز نماز صبح دودست خودرا روي سينه قرار داده و٧٠بار يا فتاح بگوييد ان شاءالله فتوحات معنويه نصيب شما خواهد گشت .


فروبستگي ديگري كه وجود دارد اينست كه ماخودرامتصف به صفات رحمت وكمال وعلم وسخاوت .....مي بينيم واين صفات را به خود نسبت ميدهيم وفاعل اصلي (خدا)را ناديده ميگيريم ، دراينصورت وجود ما بسته ميشود وبراي رفع اين بستگي نيازمند اسم فتاح خواهيم بود تا صفات حقاني را به خود منسوب نكنيم .

ما بايد قدرت وعلم ومحبت وسخاوت و....خودرا جلوه ايي ازصفات الهي بدانيم  وبه مرحله تجلي صفات برسيم كه صفات خير وحسن خودرا ازآنِ خدا ببينيم .

ودرمرحله بالاتر امور منفي را بخود نسبت دهيم زيرا امور منفي ،عدمي هستند مثل بخل كه نبود و عدم سخاوت است اما امور مثبت وخير را به خدا كه وجود مطلق است نسبت دهيم زيرا امور مثبت، امور وجودي است ،گرچه بدليل قرارگرفتن تحت نام فتاح ،ازدريچه وجودي ما منعكس ميشود،اما فاعل اصلي خداي سبحان است

مثلا طبيب را مظهر نام هوالشافي بدانيم يعني درمان اصلي باخداست اما مجراي اين درمان بدست طبيب است وطبيب جلوه ايي ازنام شافي است.

دراين جا ما موحد هستيم نه مشرك زيراشرك مارازنجيري وقفل ميكند ويكي از زنجيرها اينست كه صفات مثبت را به خود نسبت داده باشيم .

بود آيا كه درميكده ها بكشايند/                    گره ازكار فروبسته ما بگشايند/

فروبستگي بعدي اينست كه منيتها وانانيت ما باقي بماند كه بايد با اسم فتاح ازخوديت ومنيت خارج شويم .خداي سبحان خيرالفاتحين است يعني بهترين گشاينده ايي كه مارابه مقام فنا ميرساند ووجود بشري مارا محوميكند وجود الهي به ما ميبخشدوظرفيت اين امر را به ما عطا ميكند