.

 

گزیده‌ای از کلاس نهج البلاغه (با موضوع پیامدها ) استاد محترم خانم زهره بروجردي     

  توسط خانم  ف . نوربخش  
ره آورد تقوي

خطبه 189فراز 4 : «فَإِنَّ تَقْوَى اللَّهِ دَوَاءُ دَاءِ قُلُوبِكُمْ وَ بَصَرُ عَمَى أَفْئِدَتِكُمْ وَ شِفَاءُ مَرَضِ أَجْسَادِكُمْ وَ صَلَاحُ فَسَادِ صُدُورِكُمْ وَ طَهُورُ دَنَسِ أَنْفُسِكُمْ وَ جِلَاءُ غِشَاءِ أَبْصَارِكُمْ وَ أَمْنُ فَزَعِ جَأْشِكُمْ وَ ضِيَاءُ سَوَادِ ظُلْمَتِكُم‏»

تقوي پيشه كنيد. تقواي الهي داروي بيماريهاي دل‌هاي شماست و سبب بينايي قلبها و شفاي امراض جسماني و موجب اصلاح فساد جانها و پاكيزگي از آلودگيهاي ارواح و جلاي نابينايي چشمها و سبب امنيت در برابر اضطرابها و روشنايي تيرگيهاي شماست .

حضرت در اين فراز به 8 آثار ديگر تقوي مي‌پردازد :

1-  بيماريهاي فكري و روحي كه همه ضلالت و گمراهي است بواسطه تقوي برطرف مي‌شود.

2-  تقوي از بين برنده نابينايي قلب و عامل برطرف شدن موانع و حجابهاي شناخت است .

3-  وقتي بخاطر تقوي اعتدال در خوراك و مصرف غذا داشته باشيم بيماريهاي جسماني ما هم مداوا مي‌شود مثلا فردي كه پايش درد مي‌كند با دست خود هم تلاشي انجام نمي‌دهد ،  با زبانش هم شكري نمي‌كند و سلامتي ساير قسمتهايش را سپاسگزار نيست و آنها را بكار نمي‌گيرد ... و تمام اينها منجر به افسردگي و انواع بيماريهاي جسماني مي‌شود و يا خيلي از بيماريهاي جسماني به دليل افكار نادرست است، ‌به دليل عدم توكل و نااميدي و سوء ظن نسبت به حق است و لذا اكثر اطباء عمده بيماريها را، ضعف اعصاب و افسردگي مي‌دانند .

4-  تقوي اشاره به پاكسازي دروني انسان از رذائلي چون وسواس و كينه و حسد دارد، بطور مثال شيطان وسوسه مي‌كند كه چون خدا بيمار تو را شفا نداد پس قاضي الحاجات نيست و بايد به ديگري اميد ببندي و يا اگر نسبت به ديگري كينه نورزي و يا مجادله نكني و درگير نشوي، تو را بي‌كفايت مي‌داند و ... در حاليكه تقوي انسان را تحت نام حكيم و رئوف قرار مي‌دهد و انسان را از معاصي دور مي‌كند .

5-  اشاره به فساد دروني در كلام حضرت يعني انسان بي‌تقوي آنچنان زشتي‌ها را در جان خود رسوخ داده است كه قلب او به فساد كشيده مي‌شود و تنها فرد متقي مي تواند وسوسه ها و رذائل را از درون خود پاكسازي نمايد.

6-  تقوي بينش دروني انسان را قوي و چشم بصيرت را روشن مي‌سازد .

7-  انسان در اثر آلودگي به گناه ، اضطرابهاي دروني پيدا مي‌كند و اگر وجداني برايش باقي مانده باشد ، از ترس عذاب اخروي دچار ناراحتي دروني مي‌گردد درحاليكه تقوي و دوري از ذنوب به نگرانيهاي ما امنيت مي‌بخشد و ناآرامي‌هاي باطني را به طمانينه تبديل مي‌كند زيرا آرامش با ذكر خدا صورت مي‌گيرد .

8-  در پايان، تقوي باعث رفع تاريكي‌هاي جهالت و منيت مي‌شود يعني آموزگار انسانِ متقي خداي سبحان است كه علم نافع را به او آموزش مي‌دهد و توفيق عمل صالح را به او عطا مي‌كند و از طرفي تمام خلافها به دنبال منيت ايجاد مي‌شود و فرد محبوب را منفور مي‌كند زيرا حول و قوه حق را در توفيقات خود ناديده گرفته و به عجب و خودپسندي دچار شده است درحاليكه اگر فضل خدا نبود هيچ صفت مثبتي در فرد نمود و ظهور نداشت .

هديه به پيشگاه مطهر اميرالمومنين عليه السلام صلوات