.

 

گزیده ای از درس نهج البلاغه استاد محترم خانم زهره بروجردي توسط خانم  ف . نوربخش          جلسه10

بررسي علت نفرين اميرالمؤمنين (ع)‌ در خطبه 68 :

«أَضْرَعَ اللَّهُ خُدُودَكُمْ وَ أَتْعَسَ جُدُودَكُمْ لَا تَعْرِفُونَ الْحَقَّ كَمَعْرِفَتِكُمُ الْبَاطِلَ وَ لَا تُبْطِلُونَ الْبَاطِلَ كَإِبْطَالِكُمُ الْحَق‏»

«خداوند صورتهاي شما را بر خاك مذلت بگذارد و بهره‌ي شما را از حيات سعادتمندانه نابود كند، شما آن گونه كه باطل را مي‌شناسيد نسبت به حق شناخت نداريد و آن چنان كه در ابطال حق، كوشا هستيد براي از ميان بردن باطل اقدام نمي‌كنيد.»

اميرالمؤمنين (ع) رحمة الله الواسعه‌اند امّا در اين خطبه گروهي از مردم را نفرين مي‌كردند و بر روسياهي آنان تأكيد مي‌ورزند؟

نفرين حضرت چيزي به غير از اعمال افراد نيست زيرا مخاطبين خطبه كساني هستند كه :

1-  تنبلي را پيشه كردند و به جهاد و تلاش در راه دين پشت نمودند.

2-  در شناخت باطل بيشتر از شناخت حق مي‌كوشيدند.

3-  باطل، را محكوم نمي‌كردند و از آن دوري نمي‌گزيدند.

4-  حق را باطل مي‌دانستند و محكوم مي‌كردند امّا با باطل به جهت حفظ منافعشان كنار مي‌آمدند.

و عوامل چهارگانه ذكر شده عاملي براي بدبختي مردم بود البته اين عوامل منحصر به مردم زمان اميرالمؤمنين (ع) نبود بلكه امروزه نيز مردم بسياري گرفتار اين عوامل انحراف هستند. امروزه بسياري از مردم، باطل و طرفداران آن را مي‌شناسيد و نسبت به آداب و رسومش بخوبي آگاهند و در بسياري از امور از آنها تقليد مي‌كنند در حالي كه شناخت صحيحي از حق و پيروان مكتب حق ندارند، و از اين بدتر گروهي به ابطال حق، كمر بسته‌اند، در حالي كه مي‌بايست اين تلاش و كوشش را در راه ابطال باطل به خرج دهند كه نتيجه آن، مشمول نفرين امام شدن، است دشمنان اسلام صورت آنها را بر خاك مذلت نهاده‌‌اند و مواهب آنها را به غارت مي‌برند.


-خطبه 70 « وَ لَقَدْ بَلَغَنِي أَنَّكُمْ تَقُولُونَ عَلِيٌّ يَكْذِبُ قَاتَلَكُمُ اللَّهُ تَعَالَى ‏فَعَلَى مَنْ أَكْذِبُ أَ عَلَى اللَّهِ فَأَنَا أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِهِ أَمْ عَلَى نَبِيِّهِ فَأَنَا أَوَّلُ مَنْ صَدَّقَهُ كَلَّا وَ اللَّهِ لَكِنَّهَا لَهْجَةٌ غِبْتُمْ عَنْهَا وَ لَمْ تَكُونُوا مِنْ أَهْلِهَا وَيْلُ أُمِّهِ كَيْلًا بِغَيْرِ ثَمَنٍ لَوْ كَانَ لَهُ وِعَاءٌ- وَ لَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِين‏. »

«به من خبر رسيده است كه بعضي از شما مي‌گوييد علي خلاف مي‌گويد خدا شما را بكشد ! به چه كسي دورغ بسته‌ام ؟ آيا به خداوند؟ حال آنكه من نخستين تصديق كننده او بوده‌ام.»

نسبت دروغ دادن به امام هر زماني،‌ انسان را از حريم رحمت الهي دور و او را مشمول نفرين ايشان مي‌كند در اين صورت زندگي حيواني شكل مي‌گيرد و رشد و كمال از حيات انساني دور مي‌شود.

بعضي از ياران اميرالمؤمنين (ع)‌ يا نادان بودند، و يا خطر وجود معاويه را درك نمي‌كردند و يا مقام امام و شرايط و مكان را در نظر نمي‌گرفتند و بعضي ديگر آن قدر كينه‌توز و عنود بودند كه جز به مقام و ثروت نمي‌انديشيدند و با تهمت زدن به علي (ع)‌ و نسبت دروغ به او دادن، كارشكني مي‌كردند و علي (ع) تا آنجا كه امكان داشت به خاطر حفظ منافع جامعه اسلامي با آنها مدارا مي‌كرد ولي هر گاه قلب او را شديداً به درد مي‌آوردند، زبان به انتقاد مي‌گشود و سوز دروني خود را در قالب الفاظ بيرون مي‌ريخت. چنانچه پيامبر اكرم (ص)‌ نيز در برخورد با منافقان كه در سوره‌ي مباركه‌ي توبه نيز آمده چنين مي‌كردند.

« به هر حال هر گونه نسبت دروغ دادن به اولياء الله و عدم اجراي دستورات آنها و يا اعتراض به احكام شريعت انسان را مشمول نفرين آنان قرار داده و از رحمت الهي دور مي‌كند.»


-خطبه 75 «رَحِمَ اللَّهُ امْرَأً سَمِعَ حُكْماً فَوَعَى‏ ... »

«خدا رحمت كند كسي را كه چون سخنان حكيمانه‌اي را بشنود خوب فرا گيرد و هنگامي كه به سوي هدايت ارشاد گردد، پذيرا شود، دست به دامن‌ هادي و رهبري زند و در پرتو هدايتش نجات يابد از مراقبت پروردگارش غفلت نورزد و از گناهان خود بترسد.»

علل اينكه هر فرد يا امتي مورد دعاي خير امام زمانش قرار مي‌گيرد، در نظر گرفتن 5 وصف فوق است كه اين مقدمات راه سالكان، مسير تقوي را روشن مي‌نمايد. در واقع عامل مرحوميت را بايد خود ايجاد كنيم و اين چنين نيست كه اگر كسي در مسير هدايت به لوازم آن ملتزم نگردد، بيمه‌نامه‌ايي به دست او دهند و براي هميشه تضمينش كنند كه خطر انحراف تهديدش نكند پس براي فراهم شدن شرايط رشد و كمال ابتدا بايد سخن حق را شنيد و در قلب خود جاي داد سپس به سوي داعي ‌الي الله قدم برداشته تا فهم بيشتري نصيب انسان گردد و به وجود يك هدايتگر و رهبر الهي متوسل شدن و بعد از آن هميشه و همه جا خدا را در نظر گرفتن و در نهايت از گناه و معصيت خوف و ترس داشتن در اين صورت است كه مشمول دعاي امام زمان (عج) قرار مي‌گيريم و شرايط قرب الي الله و وصال براي ما هموار مي‌شود.


-خطبه 81  «مَنِ اسْتَغْنَى فِيهَا فُتِنَ وَ مَنِ افْتَقَرَ فِيهَا حَزِن‏ »

«چرا انسان در فتنه و بلا واقع مي‌شود؟ حضرت در جواب مي‌فرمايند: كسي كه در دنيا ثروتمند شود مورد انواع آزمايشها و فتنه‌ها قرار مي‌گيرد و كسي كه فقير گردد محزون مي‌شود.»

براي گروهي از مردم، دنيا فتنه است يعني براي رسيدن به مقامها و رياست و مدرك و مال دنيا همه مقدسات را قرباني مي‌كنند، همه امور انساني را زير پا مي‌گذارند،‌ عقل و هوش خود را از بين مي‌برند، ( عقلي كه بايد در امور متعالي مصرف شود صرفاً به امور دني و پست مي‌پردازد ) هر خلافي را انجام مي‌دهند، احساس بي‌نيازي از خدا مي‌كنند، بين خود و خدا حجاب ايجاد مي‌كنند، و در يك جمله بجاي گذر كردن از دنيا و عبور به سلامت، در فتنه‌ها و بلاها و به عبارتي در پول و مدرك و مقام و ... دست و پا مي‌زند و غرق مي‌شود.

و از طرفي گروهي ديگر بخاطر فقر مادي، محزون و غمگين هستند كه اين حزن بسيار مذموم و ناپسند است. زيرا اين حزن بدليل احساس نيازمندي به خلق در انسان ايجاد مي‌شود و كسي كه دچار چنين ديدگاهي شد، فقر خود را به خدا اعلام نمي‌كند ( فقري كه نشاط و انبساط مي‌آورد و كمال آفرين است) ، خدا را قدير مطلق نمي‌داند، خدا را حكيم نمي‌داند متوجه نيست كه اگر از امكانات دنيوي بهره‌ي كمي دارد بدليل مصلحت و حكمتي است كه خداي سبحان براي او رقم زده و او قادر است هر آن كه اراده كند فرد را به اوج عزّت مادي و معنوي برساند.

«پس در يك جمله عامل مفتون شدن در دنيا احساس بي‌نيازي از خداي سبحان و عامل محزون شدن در دنيا احساس نيازمندي به خلق است. »

حضرت آية الله مكارم شيرازي به نكته ظريف ديگري نيز اشاره فرموده‌اند: كه انسان دائماً‌ بر سر دو راهي قرار دارد كه هر دو به مشكل مي‌انجامد، اگر فقير و تنگدست شود، كوهي از غم و اندوه بر قلبش گزارده مي‌شود و اگر از ثروت و سرمايه بهره‌مند شود، گرفتار مشكلات ديگري خواهد شد زيرا حفظ ثروت و نگهداري آن از انواع آفات و حتي هزينه‌ كردن آن، با انواع مشكلات آميخته است، از يك سو تيرهاي كينه و حسد به سوي او پرتاب مي‌شود و از سوي ديگر با انواع آزمونهاي الهي روبرو مي‌گردد، از درون بخل و تنگ‌نظري و انحصار طلبي و حرص و طمع او را تهديد مي‌كند و از برون انواع آفات و بلاها. گاه همين استغنا و ثروت او را از ذكر خدا به كلي دور مي‌سازد و به خود مشغول مي‌نمايد، تمام ارزشهاي انساني را از صفحه‌ خاطر او محو مي‌كند و تنها ارزش مال و ثروت جاي آن را مي‌گيرد.

تعجيل در فرج بقية‌ الله الاعظم عجل الله تعالي فرجه الشريف صلوات