.

 

 
    چكيده تفسير زيارت جامعه كبيره استادگرامي خانم زهره بروجردي         (جلسه 52 ) اولی الامر و بقیة الله
 

 « أُولِي الْأَمْرِ وَ بَقِيَّةِ اللَّهِ » كلمه‌ي اولي به معناي ذو يعني صاحب امر است يعني شما حضرات معصومين صاحب امر هستيد.

اولي الامر از دو لفظ تشكيل شده است: اولوا و امر.

اولي يا اولوا به معني صاحبان است. جمعي است كه مفرد ندارد همچنان كه كلمات « ذا، ذو، ذي» به معناي صاحب مفردي هستند كه از لفظ خود جمع ندارند و اولي جمعي است كه از لفظ خود مفرد ندارد. بحث ولايت در «اولي الحجي» گذشت اما براي «امر» چند معنا ذكر كرده‌اند.

امر يعني حكم، امر كرد يعني حكم كرد، حكم قاطع را امر مي‌گويند وقتي به حضرات معصومين عرض مي‌كنيم شما اولي الامريد يعني شما صاحبان حُكم هستيد يعني خداي سبحان اعلام احكام و اجراي احكام را در اختيار شما قرار داده است.

 بعضي اوقات كلمه‌ي امر به معناي نفع و منفعت به كار رفته است.

اولي الامر يعني صاحبان نفع. يا نفع رسانان. معناي سوم امر به معني قيمت است اولي الامر يعني صاحبان ارزش و قيمت، شما حضرات معصومين با ارزش‌ترين و پرقيمت‌ترين مخلوقات عالميد.

«امر» گاهي در معناي همان امري است كه در سوره‌ي مباركه‌ي قدر آمده است « تنزَّلُ الملائكةُ و الروحَ فِيها باذنِ ربهم من كل امر» در اين جا بحث ارزش و نفع نيست بلكه امرِ هست شدن و خلق شدن است اشيائي كه تا آن زمان در عالم نبوده‌اند با لطف خداوند سبحان موجود و هست مي‌شوند در اين آيه امر به معني چيزي است كه در واقع اين شيء بر هر چيزي مي‌تواند منطبق شود. گاهي در كلام مي‌گوئيم امر چنين است، امر مساوي با شيء است كه گوينده آن شيء را اراده كرده است مي‌گوئيم امر چنين شد، امر چنان شد امر همين است.

از اميرالمومنين(ع) درباره‌ي امر سوال شد و پرسيدند آن امري كه تنزل الملائك و الروح فيها باذن ربهم من كل امر صورت مي‌گيرد چيست؟ آن امري كه با وساطت ملائكه و روح نازل مي‌شود كدام امر است؟

حضرت فرمودند: «... قَالَ عَلِيٌّ ع الَّذِي تَنَزَّلُ بِهِ الْمَلَائِكَةُ فِي اللَّيْلَةِ الَّتِي يُفَرَّقُ فِيهَا كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ مِنْ خَلْقٍ وَ رِزْقٍ وَ أَجَلٍ وَ عَمَلٍ وَ حَيَاةٍ وَ مَوْتٍ وَ عِلْمِ غَيْبِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْمُعْجِزَاتِ الَّتِي لَا تَنْبَغِي إِلَّا لِلَّهِ وَ أَصْفِيَائِهِ وَ السَّفَرَةِ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ خَلْقِهِ وَ هُمْ وَجْهُ اللَّهِ الَّذِي‏ ...»1  «  آن امر عبارت است از آن چيزى كه ملائكه با آن نازل گشتند در شبى كه در آن شب هر امر و حكم از حضرت واحد عليم مقرون و مستقيم گردد از ايجاد و خلق و از اجل و رزق و از حيات و عمر و از موت ذى حيات و اجل و علم بغيب آسمانها و زمين و معجزات و آيات كه هيچ احدى را سزاوار نباشد مگر خداى تعالى و اصفياء و سفره كه ميان خدا و خلق اللَّه باشند... »

با توجه به پاسخ حضرت معني امر خيلي وسيع مي‌شود. امر يعني امر احياء، امر اماته، امر رزق، امر علم و غيب و ... گويا اين امور در شب قدر بر معصوم ( امام هر زماني) فرود مي‌آيد.

اما اگر امر را به معني امر ولايت بگيريم اولي الامر يعني صاحبان ولايت.

در روايت آمده است: « إِنَّ أَمْرَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لَا يَحْتَمِلُهُ إِلَّا مَنْ كَتَبَ اللَّهُ فِي قَلْبِهِ الْإِيمَانَ »2  «ولايت ما خيلي سخت است و هركسي ولايت ما را راحت قبول نمي‌كند» در عالم الست ولايت حضرات معصومين بر همگان عرضه شد. ولايت را نه هر ملكي بلكه تنها ملك مقرب پذيرفتند و نه هر نبيي بلكه تنها مرسلين قبول كردند يعني تنها 313 نفر از بين 124000 پيامبر قبول كردند هر مومني نيز آن را نپذيرفت بلكه تنها مومني پذيرفت كه خدا قلبش را با ايمان آزموده بود با توجه به مطلب ذكر شده اولي الامر صاحبان ولايت مطلقه‌ي كليه بر كل نظام هستي هستند كه ولايت آنها به اذن حق جريان دارد.

معناي ديگر « اولي الامر» آن است كه امر را در مقابل نهي معنا كنيم يعني وقتي كسي در محضر معصوم قرار مي‌گيرد و ولايت معصوم  را مي‌پذيرد به يك سلسله از بايد‌ها و نبايدها ملتزم مي‌شود. پذيرفتن بايدها و نبايدهاي شريعت انسان را از حصار تنگ شخصي خود خارج مي‌سازد. بنده‌اي كه بايدها و نبايدهاي شريعت را بپذيرد هيچ گاه براي ولي الله برنامه‌ي خاص ندارد او هرگز به امام زمان پيشنهادي نخواهد كرد و از وجود مقدس حضرت انتقادي نخواهد داشت، شخصي كه خود را ملزم به بايدها و نبايدهاي شريعت مي‌كند باور دارد كه اگر قسمتي از دين با تفكرات او هماهنگ نيست اين اشكال و دو سويي مربوط به شخص خود اوست و گرنه دين از آن جهت كه منسوب به حق است حقاني است و از هر گونه خطا و اشتباهي درامان است.

پيرو ولايت نبايد تخطي از ولي داشته باشد يعني نه يك گام جلوتر از ولي و نه يك گام عقب‌تر از او حركت ‌كند، بايد و نبايدي كه از ناحيه‌ي ولي براي اين فرد صادر مي‌شود لازم الاجراست و آن شخص سمعاً و طاعتاً مي‌پذيرد و آنرا اجرا مي‌كند.

در زمان علي بن موسي الرضا(ع) به علي بن يقطين دستور مي‌دهند بايد در دربار هارون باشي هر چند كه اين حضور براي علي بن يقطين ناخوشايند بود اما به فرمان وليّ زمان تن در مي‌دهد و آن را مي‌پذيرد و به دربار هارون مي‌رود و انجام وظيفه مي‌كند.

 طاعت در مقابل ولي بايد چنان باشد كه فرد در مقابل نظر ولي از خود هيچ نظري نداشته باشد.

 هر نقطه‌ي سياهي كه در تاريخ بعد از پيامبر در ميان مسلمانان به چشم مي‌خورد مربوط به زماني است كه افراد از بايدها  و نبايدهاي ديني سرپيچي كردند و از نظر امام روي برتافتند.

نطفه‌ي سقيفه زماني بسته شد كه پيامبر(ص) در آخر عمر خويش مي‌خواستند گروهي را به فرماندهي اُسامه به جنگ فرستادند، گروهي از مسلمانان از امر پيامبر(ص) در پذيرش فرماندهي اُسامه براي جنگ سرپيچي كردند و كار خود را چنين توجيه كردند كه ما نمي‌توانيم پيامبر را بيمار در بستر رها كنيم و به جنگ برويم، ظاهراً از گفتار اين گروه بوي دلسوزي به پيامبر(ص) مي‌آمد اما در حقيقت سرپيچي از فرمان ولايت بود. آنان از امر رسول‌الله رو برتافتند و به تبع از امر نبوت، ولايت علي(ع) و اولاد علي(ع) سرپيچي كردند در حاليكه در تفسير نور الثقلين3   ج 1 ص 414 در توضيح آيه‌ي« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُم‏ ...»4 آمده است

 « اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اطاعت كنيد خدا را! و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولو الأمر[ اوصياى پيامبر] را! ...» آمده است كه خداوند مي‌فرمايد: ائمه از ولد علي و فاطمه هستند تا روز قيامت، منظور فرزندان علي و فاطمه هستند كه تا قيامت ولايت از آنهاست.

يكبار ديگر به معناي اولي الامر توجه مي‌كنيم، گفتيم « اولي الامر» يعني «اولي الحكم» حكم يعني نظر قاطع، اگر حضرات معصومين اولي الحكم هستند يعني نظر قطعي و محكم زندگي همگان در دست معصوم است.

 در توضيح اين معني روايتي ذكر مي‌كنيم كه گفته‌اند: زماني قنبر غلام اميرالمومنين بود و در همان روزهاي اولي كه به خدمت حضرت درآمده بود روزي به خانه‌ي مولايش آمد و ديد وجود مقدس حضرت در خانه نيست از فضه‌ي خادمه سوال كرد مولاي من كجاست؟ فضه گفت: مولاي ما در آسمان است

حضرت فرمودند: چه اتفاقي افتاده قنبر مي‌گويد: من پرسيدم مولاي من كجاست و او جواب داد مولاي ما در آسمان روزي مي‌دهد و مي‌ميراند و زنده مي‌كند. مگر زنده كردن و ميراندن كار خدا نيست؟ حضرت با دست ولايتيشان بر چشم قنبر دستي كشيدند و قنبر ديد در نظام عالم به اذن حق هر احياء و اماته‌اي و هر رزقي از مجراي امام زمانش صورت مي‌گيرد. خداوند سبحان اين امر را قانون‌گذاري كرده است.

در آداب الصلاة امام خميني(ره) در ذيل سوره‌ي مباركه قدر روايتي خوانديم كه امام باقر(ع) مي‌فرمايند: بيت ولايت بيتي دو در است يك در اين بيت به آسمان باز مي‌شود و درِ ديگرش به سوي زمين. خداوند سبحان از دري كه به سوي آسمان گشوده مي‌شود هر آنچه را اراده كرده تا در اين عالم جاري شود نازل مي‌كند مثلاً همه‌ي احكام الهي از همين در به زمين وارد مي‌شود و هر آنچه از زمين به آسمان مي‌رود از طريق درِ ديگر همين بيت است.

دعاي بندگاني كه پذيرفته مي‌شود از طريق همين در به آسمان مي‌رود رزق همه‌ي بندگان از آسمان ابتدا وارد بيت ولايت مي‌شود و سپس از آنجا رزق توزيع مي‌شود. رزق مادي و رزق معنوي.

با توضيحات داده شده مي‌توان چنين گفت: امر دنيا و آخرت بندگان در دستان مبارك اهل بيت است و هر آنچه از آن بهره‌مند مي‌گردند به امضاي ايشان است.

به عنوان آخرين مطلب عرض مي‌كنيم كه گروهي اولي الامر را اولي النفع معنا كرده‌اند كه مفهوم اين معنا در مطالب ذكر شده كاملا عيان و مشخص است حضرات معصومين منبع و مصدر نفع رساني و خيرات به خلق هستند.

قبلا در روايتي از امام رضا(ع) در رابطه با توصيف امام گفتيم كه حضرت در توصيف امام مي‌فرمايند:« ... امام همچون خورشيد درخشان‏ جهان است، خورشيدى كه دور از دسترس دستها و چشمها در افق قرار دارد، امام، ماه نورانى، چراغ درخشان، نور ساطع و ستاره راهنما در دل تاريكى‏ها و صحراهاى خشك و بى‏آب و علف و موجهاى وحشتناك درياها است. امام همچون آب گوارا بر تشنگان است، راهنماى هدايت و منجى از هلاكت است.

امام همچون آتشى است در بلندى‏هاى بيابانها، كسى كه از سرما به آن آتش پناه برد، او را گرم مى‏كند، و در مهلكه‏ها راهنمائى مى‏كند، هر كس از او دست بكشد هلاك خواهد شد.

امام ابر پر باران و باران پر بركت است، خورشيد درخشان و زمين گسترده است، او چشمه جوشان و باغ و بركه است...»5

و اگر امر به معناي نفع باشد يعني ارتباط با حضرات معصومين نفع و خير محض است، ارتباط با آنان سبب منفعت رساني فراواني به افراد است.

 اما اگر امر به معناي قيمت باشد يعني ارتباط با حضرات معصومين افراد را با ارزش و قيمتي مي‌كند هركس كه لياقت ارتباط با ارزشمند‌ترين موجودات خلفت را بيابد به يقين از ارزش و اعتباري خاص برخوردار است.

عرض كرديم در هر فراز از زيارت جامعه براي زائر درخواست‌ها و خواهش‌هايي نهفته است در فراز اولي الامر به حضرات معصومين عرض مي‌كنيم من زائر، لايق و شايسته‌ي هيچ يك از الطاف و انعام شما نيستم اما چون بيت شما بيت كرم و نفع رساني و خيرات است ما را از اين در دست خالي باز نمي‌گردانيد اي صاحبان منفعت و اي صاحبان حكم به فضل حكم كنيد هر چند كه شايسته‌ي فضل شما نيستم.

__________

  1- بحارالانوار ج 90 ص 118
  2- بحارالانوار ج 2 ص 195
  3- عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْعَسْكَرِيِّ عَنْ آبَائِهِ عَنِ الْبَاقِرِ ع قَالَ أَوْصَى النَّبِيُّ ص إِلَى عَلِيٍّ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ ع ثُمَّ قَالَ فِي قَوْلِ اللَّهِ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ قَالَ الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِ عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ
  4- سوره مباركه نساء آيه 59
  5- عيون أخبار الرضا ع-ترجمه غفارى و مستفيد، ج‏1، ص: 451

هديه به پيشگاه مطهر امام هادي عليه السلام صلوات






محتوای مرتبط