.

 
امام رضا شناسي  (استاد محترم خانم زهره بروجردي)                                                             جلسه 12

خدا را سپاس گذاریم که یک بار دیگر توفیق حضور در محضر امام رئوف را به این جمع عطا کرد. بحث امروز که در ابتدای سخن آن را دنبال می‌کنیم از صفحه‌ی 253 و254 کتاب عیون الاخبار 1 است.(این صفحات با CD عیون الاخبار ص 126 می‌باشد.)

« قَالَ وَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى «سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ»  وَ عَنْ قَوْلِهِ «اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ»  وَ عَنْ قَوْلِهِ «وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ»  وَ عَنْ قَوْلِهِ «يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ»  فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَا يَسْخَرُ وَ لَا يَسْتَهْزِئُ وَ لَا يَمْكُرُ وَ لَا يُخَادِعُ وَ لَكِنَّهُ تَعَالَى يُجَازِيهِمْ جَزَاءَ السُّخْرِيَّةِ وَ جَزَاءَ الِاسْتِهْزَاءِ وَ جَزَاءَ الْمَكْرِ الْخَدِيعَةِ تَعَالَى اللَّهُ عَمَّا يَقُولُ الظَّالِمُونَ عُلُوّاً كَبِيرا»

 « راوی گوید: درباره‌ی این آیات سؤال کردم «خدا آنها را مسخره کرد» و «خداوند آنها را استهزاء می‌کند» و «آنها فریب‌کاری و مکر بکار بستند، خدا نیز مکر و فریب به کار برد.» و «می‌خواهند در مورد خدا خُدعه و نیرنگ به کار برند، ولی خدا به آنها خُدعه می‌زند.» حضرت فرمود: خدا نه مسخره می‌کند؛ نه استهزاء؛ و نه نیرنگ و فریب بکار می‌برد، بلکه مطابق عمل مسخره و استهزاء و نیرنگ و فریبِ انان به آنها جزاء می‌دهد، خداوند بسیار بسیار برتر از آن چیز‌هایی است که ظالمین می‌گویند و می‌پندارند. »

روایتی است از قول حسن بن علی بن فضال که ایشان از پدرشان نقل کرده‌اند: او می‌گوید روزی پدرم خدمت علی بن موسی الرضا(ع) رسید و از حضرت در رابطه با افعال قبيحي سؤال کرد که به خداوند نسبت داده شده است، آيات قرآن نيز به اين افعال اشاره كرده است، حسن بن علی فضال خواست تا آیات مبهم قرآن را از حضرت سؤال کند، (در همین جا عرض می‌کنم البته قرآن از آن جهت که مبیّن و آشکار است هیچ آیه‌ی مبهمی ندارد اگر آیه‌ای از نظر بندگان مبهم و نامفهوم است به جهت حجاب‌هایی است که نوع بشر گرفتار آن حجاب‌هاست گاهی غبار‌های عالم ماده راه دست‌یابی به آیات را بر بندگان سد می‌کنند.)

این فرد از حضرت در رابطه با افعال مسخره کردن، استهزاء کردن، مکر کردن توسط خداوند سبحان و . . . سؤال می‌کند که هیچ یک از افعال را نمی‌توان به خدای سبحان نسبت داد در حالیکه قرآن در آیه‌ی 79 سوره‌ی مبارکه‌ی توبه می‌گوید: ‌»سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ» یا در آیه‌ی 54 سوره‌ی مبارکه‌ آل عمران «وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ» و یا در آیه‌ی 142 نساء می‌گوید:‌ «يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ»

افعال ذکر شده افعال مذمومی هستند که به یقین خدای حکیم و علیم از انجام این افعال منزه است حضرت در پاسخ او فرمودند: «فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَا يَسْخَرُ وَ لَا يَسْتَهْزِئُ وَ لَا يَمْكُرُ وَ لَا يُخَادِعُ وَ لَكِنَّهُ تَعَالَى يُجَازِيهِمْ جَزَاءَ السُّخْرِيَّةِ وَ جَزَاءَ الِاسْتِهْزَاءِ وَ جَزَاءَ الْمَكْرِ الْخَدِيعَةِ تَعَالَى اللَّهُ عَمَّا يَقُولُ الظَّالِمُونَ عُلُوّاً كَبِيرا»

خداوند تعالی مسخره نمی‌کند، استهزاء نمی‌کند، مکر و خدعه نمی‌کند ولکن خداوند کسانی که اینگونه عمل می‌کنند با عمل خودشان مجازاتشان می‌کند خداوند سبحان آنان را به جهت استهزاء و مسخره کردن، کید و خدعه همانگونه مجازات می‌کند این نوع مجازات در مقابل عمل گروهی است که خود چنین عمل می‌کنند خدا عمل آنها را به خودشان باز می‌گرداند. اگر خداوند سبحان چنین روش تربیتی را برای افراد در نظر می‌گیرد از آن جهت است  که عمل زشت آنها بر دیگران اثر نگذارد بلکه اثر این عمل به خود آنان بازگردد.

دوم اینکه شاید این گروه بعد از مشاهده‌ی اثر عمل زشت خویش به خود آیند و دست از چنین اعمالی بردارند. خداون سبحان منزه است از آنکه نسبت به کسی مکر و حیله و خدعه کند حضرت در انتهای روایت می‌گوید خداوند بسیار بلند مرتبه‌تر از آن سخنانی است که ظالمین درباره‌ی او می‌گویند.

روایت دیگری در باب خدا شناسی( در صفحه‌ی 254 ج 1 عیون الاخبار CD ) مطرح شده است راوی می‌گوید از حضرت علی بن موسی الرضا(ع) « وَ جَاءَ أَمْرُ رَبِّكَ وَ الْمَلَكُ صَفّاً صَفّا» سؤال کردم راوی از حضرت سؤال کرده است که خداوند سبحان منزه از «آمدن و رفتن» است چگونه این افعال به خداوند سبحان نسبت داده شده در حالیکه آمدن و رفتن از افعال بندگان است.

علی بن موسی الرضا فرمودند خداوند سبحان منزه از آن است که با رفتن و آمدن وصف شود خدا برتر از انتقال و جابه‌جایی است. بلکه در این آیه منظور فرمان خداوند سبحان است که برای ملائک صادر شده است و فرشتگان صف به صف بوده‌اند در توضیح این آیه باید گفت قرآن برای نوع بشر نازل شده است باید که اين كلام آسماني برای همگان قابل دسترسی باشد، بسیاری از افعال و اوصاف به کار رفته در قرآن برای تقریب به ذهن بندگان است مثلاً وقتی خداوند سبحان بهشت را توصیف می‌کند در این توصیف از عبارات و اصطلاحاتی استفاده می‌‌کند که انسان در این دنیا با آن‌ فضاها آشناست در حالیکه زیبایی‌های بهشت به وصف در آمدنی نیست.اما خداوند آن را در قالب الفاظ و کلمات تا حدودی برای انسان قابل درک مي‌كند.

در اولین جلسه‌ی کلاس در محضر امام رضا(ع) سخن از این بود که ما در این کلاس به مباحث مختلفی از نگاه علی بن موسی الرضا عليه السلام می‌پردازیم گاهی به بحث‌های توحیدی از نظر حضرت می‌پردازیم و گاهی مباحث امام شناسی را دنبال می‌کنیم و گاه به مسائل اجتماعی می‌پردازیم و گاهی نکاتی چند درباره‌ی مسائل اخلاق مطرح می‌کنیم از این رو در این جلسه عرض می‌کنیم در صفحه‌ی 147 عیون الاخبار از قول امام موسی بن جعفر(ع) نقل شده که حضرت فرمودند: روزی فردی به خدمت پدرم آمد در حالیکه تمنای مرگ می‌کرد و می‌گفت:‌«قَدْ سَئِمْتُ الدُّنْيَا» من از دنیا خسته شدم و دنیا مرا خسته کرده است.

حضرت فرمودند: «تَمَنَّ الْحَيَاةَ لِتُطِيعَ لَا لِتَعْصِي‏» زندگی را از خدا تمنا کن به جای آنکه مرگ را طلب کنی، البته زندگی‌ای باید طلب شود که در آن گناه و نافرمانی از حق نباشد زندگی‌ای با اطاعت نه زندگی با معصیت « فَلَأَنْ تَعِيشَ فَتُطِيعَ خَيْرٌ لَكَ مِنْ [أَنْ تَمُوتَ فَلَا تَعْصِيَ وَ لَا تُطِيع‏» زندگی با طاعت بهتر است از مرگی که در آن نه طاعتی است و نه معصیتی.

ما همیشه در کلاس‌ها عرض کردیم هدف ما از اينكه در محضر معصومین قرار مي‌گيريم تنها روایت خوانی نیست بلکه منظور تطبیق روایات با حال افراد و با حال خود ماست. در زندگی روزمره گاهی گرفتاریها و مشکلات توان افراد را از آنان می‌گیرد و چنان آن‌ها را دچار ضعف و ناتوانی می‌کند که تقاضای مرگ می‌کنند حضرت در این روایت عامل اصلی ناتوانی‌ افراد را اطاعت نکردن خدای سبحان ذکر می‌کند اطاعت از ریشه‌ی طوع است و طوع به معنای انجام عملی با رغبت است هر عملی که با سختی و کلفت انجام شود طاعت نیست.

حضرت این فرد را به طاعت دعوت می‌کنند زیرا اگر هر کس اعمال خود را با رغبت و میل انجام دهد به یقین لذت حاصله از این رغبت امکان ندارد او را به نا امیدی و یأس بکشاند تا جایی که فرد تقاضای مرگ کند حضرت می‌گوید از خدا زندگی‌ای را طلب کن که در آن زندگی تو با وظایف بندگی خویش آشنا شوی و اطاعت حق را به جای آوری و آن اطاعت با میل و رغبت صورت گیرد.

اگر هر یک از ما به زندگی شخصی خود نگاهی داشته باشیم به وضوح و روشنی سخن حضرت پی می‌بریم زیرا هرگاه دچار خستگی و کسالت و یا ملالت روحی می‌شویم به یقین در انجام طاعت سهل انگاری و کوتاهی داشته‌ایم، این سهل انگاری و کسالت شایسته‌ی بندگی نیست، اگر طاعت قربة الی الله انجام شود، امکان ندارد بنده را خسته و ناتوان سازد، زیرا میل و رغبت نسبت به عبادات نعمتی از نعمات حضرت حق است که اين نعمت در پی خلوص در عبادات به بنده می‌رسد و چون این نعمت فرد را در بر می‌گیرد او نه تنها آرزوی مرگ را نمی‌کند بلکه هر لحظه خود را برای بندگی و انجام عمل صالح در بارگاه الهی آماده‌تر می‌بیند.

در راستای روایت ذکر شده روایت دیگری را بیان می‌کنیم هر چند از جهت محتوا هماهنگ با روایت اخلاقی ذکر شده نيست اما به گونه‌ای این دو روايت به یکدیگر گره می‌خورند و اتصال آنها را می‌توان چنین بیان کرد، در روایت قبل عرض کردیم فردی از شدت نا امیدی به محضر موسی بن جعفر(ع) می‌رسد و مرگ خود را در محضر ایشان از خدا طلب می‌کند و حضرت در مقابل درخواست او راهنمایی‌های لازم را بیان می‌کنند اما روایتی که عرض خواهیم کرد اين است: هر كدام از ما در مقابل یکدیگر مسئولیم و هر کس که دل برادر دینی خود را شاد کند و همّ و غم و غصه و ناراحتی او را مرتفع سازد نزد خدای سبحان از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است یکی از القاب خاص علی بن موسی الرضا(ع) فرحة القلوب است. این لقب تنها به وجود مقدس علی بن موسی الرضاعليه السلام نسبت داده شده است اگر هر یک از ما در شاد کردن دل نا امیدی قدم برداریم به یقین از جلوه‌ی فرحة القلوبی علی بن موسی الرضا(ع) بی نصیب نخواهیم ماند.

روایت از قول امام رضا می‌گوید که حضرت سند روایت را به وجود مقدس امام صادق(ع) بر می‌گرداند حضرت فرمودند: « أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى دَاوُدَ ع إِنَّ الْعَبْدَ مِنْ عِبَادِي لَيَأْتِينِي بِالْحَسَنَةِ فَأُدْخِلُهُ الْجَنَّة»

خداوند سبحان به داود(ع) وحی کرد اگر بنده‌ای از بندگان من حسنه‌ای انجام دهد او را وارد بهشت می‌کنم حضرت داود از خدای سبحان سؤال کرد «مالَکَ الحسنه‌« آن حسنه چیست؟ که اگر کسی آن را انجام دهد بلافاصله خداوند او را وارد بهشت می‌کند. (به عنوان پرانتز عرض می‌کنم که اگر شما سؤال کنید قید زمان «بلافاصله» را از کجای عبارت استنباط کرده‌اید؟ خواهیم گفت: از حرف «ف» هر گاه این حرف بر سر فعلی قرار گیرد فوریت آن امر را بیان مي‌کند.)

حضرت در پاسخ فرمودند:« يُفَرِّجُ عَنِ الْمُؤْمِنِ كُرْبَتَهُ وَ لَوْ بِتَمْرَة» شاد کند مؤمنی را از غصه حتی با دانه‌ای خرما.

وجود مقدس حضرت شاد کردن دل دیگران را امری آسان و بدون زحمت بیان می‌کنند برای خوشحالی دیگران لازم نیست افراد خود را به زحمت بیاندازند و یا از توان مالی بالایی برخوردار باشند بلکه لازم است تنها همت شاد کردن دیگران را داشته باشند خدمات رسانی به دیگران با توانمندی مالی و جسمی ارتباطی تنگاتنگ و دوطرفه ندارد زیرا گاهی برای شاد کردن دل افراد یک نگاه محبت آمیز کافی است.

این روایت را در کنار روایت قبل بگذاریم خواهیم گفت چنانچه فردی چندان از رحمت حق ناامید ‌شود که گاهی تقاضای مرگ خویش را بکند اگر از سوی دوستان و آشنایان خود مورد رحمت قرار گیرد و تحت لطف آنها واقع شود، به زندگی دلگرم خواهد شد. از این رو قرآن برای کمک رسانی به دیگران قید خاصی را مشخص نکرده است آنگاه که در آیه‌ی 26 سوره‌ی مبارکه‌ی الاسراء« وَ آتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ وَ الْمِسْكينَ وَ ابْنَ السَّبيلِ وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذيراً » « و حقّ نزديكان را بپرداز، و(همچنين حق) مستمند و وامانده در راه را! و هرگز اسراف و تبذير مكن، »

وقتی قرآن بحث کمک کردن به دیگران را مطرح می‌کند قید خاصی را برای کمک بیان نمی‌کند. خداوند سبحان قید نیازمند بودن را برای ذالقربی بیان نمی‌کند قرآن نمی‌گوید: به تعدادي از افراد فامیل خود که از جهت مالی ناتوان هستند کمک کنید و یا به کسانی که از نزدیکان خود که از جهت جسمی نیازمند کمک شما هستند کمک نمائید بلکه می‌گوید : «آت ذالقربي» نياز افراد همیشه مالی نیست بلکه گاهی عاطفی، گاهی اخلاقی، گاهی محبتی است و اگر به گفته‌ی روایتی که از لسان امام صادق(ع) مطرح شد اگر ما به اندازه‌ی دانه‌ی خرمایی محبت، عاطفه،لطف و . . . به آنان کمک کنیم در بسیاری از مواقع مشکل آنان مرتفع می‌شود.

در همین جا متذکر می‌شویم قانون گذاری‌های خداوند سبحان با قانون گذاری‌های بشر متفاوت است شما به همین آیه‌ی ذکر شده توجه کنید اگر این قانون از سوی انسان گذارده ‌شده بود ابتدا مساکین و بعد ابن سبیل و بعد ذالقربای مستحق را مطرح می‌کرد و در آخرین مرحله از سخن ذالقربایی می‌زد که بدون قید و شرط است در حالیکه خداوند سبحان بدون هیچ قید و شرطی ابتدا توجه به ذالقربی را بیان می‌کند. خداوند سبحان در این آیه متذکر می‌شود اگر از جانب شما خیرات و برکاتی نصیب دیگران می‌شود ابتدا باید به ذالقربای شما برسد اگر دانه‌ی خرمایی برای شادی دل مردم در راه رضای خدا انفاق می‌کنید ابتدا به ذالقربای خویش بدهید.

بسیار اتفاق می‌افتد که افراد تنها به توجه كردن دیگران، نسبت به خود نیازمندند و یا از آنها تنها دعایی می‌طلبند.

ما در بحث آداب عیادت بیمار مطرح کردیم در روایتی آمده است که خداوند سبحان به حضرت موسی فرمود چرا وقتی من بیمار شدم تو به عیادت من نیامدی؟ موسی به خداوند سبحان گفت: مگر تو مریض می‌شوی؟ حضرت حق به او گفت: یکی از بندگان من مریض شده بود تو چرا به دیدن او نرفتی؟

 قطعاً خواهید گفت حضرت حق مستغنی و بی نیاز از توجه افراد نسبت به خویش است این روایت را چگونه توضیح خواهید داد. در پاسخ می‌گوییم این روایت نشان از اهمیت عمل شاد کردن دل افراد دارد، وقتی فردی خوشحال شود گویا خدا خوشحال شده است و خداوند سبحان به یقین شادمانی دل افراد را به گفته‌ی روایت بی پاسخ رها نمی‌کند روایت می‌گوید: « فَأُدْخِلُهُ الْجَنَّة » این فرد داخل در جنت می‌شود. انبساط خاطر دیگران برای خود شخص انبساط خاطر می‌آورد و بهشتی از رضایت و شادمانی را در همین عالم برای او فراهم می‌سازد و او را در قیامت از نعمات بهشت بر خوردار می‌کند.

به محض اینکه خاطر دیگران شاد ‌شود خاطر خود انسان منبسط می‌گردد.

گفتیم که وجود مقدس علی بن موسی الرضا(ع) فرح بخش و فرح آفرین است شادی که حاصل از توجه ما نسبت به دیگران است حقیقتاً لطفی از سوی علی بن موسی الرضا است که نصیب ما می‌گردد. اگر هر یک از ما بپذیریم خیراتی صادر شده از ما  بیش از آنکه به نفع دیگران باشد به نفع خود ماست در این صورت هیچ گاه از کار خیر دست بر نخواهیم داشت.وسعت وجودی، گستردگی خاطر، رضایت دل همه زاینده‌ی نفع رسانی به دیگران است.

از وجود علی بن موسی الرضا خواهش می‌کنیم تا وجود ما را وجود نافع برای دیگران قرار دهد تا اثر حاصله از این نفع هم رفع غم از چهره‌ی دیگران بنماید و هم ما را به بهشت وصل حق نزدیک گرداند.                                                          

هديه به پيشگاه مطهر و مقدس امام رضا عليه السلام صلوات