.

 

 

شرح دعای عهد

جلسه 10


          در دعای عهد، به فرازی رسیدیم که به ما اجازه داده شد درخواستی بسیار کمال طلبانه را مطرح نماییم و از خداوند منان دیدار صاحب الزمان را تمنا کنیم .

گویی در سیر دعا، منتظر به جایی می‌رسد که سرزمین وجودش همچون مملکت مصر می‌شود و یوسف گرفتار زندان غیبت ، تخت نشین قلب او می‌گردد :

ماه کنعانی من، مسند مصر آن تو شد                        وقت آن است که بدرود کنی زندان را .

« اللَّهُمَّ أَرِنِي الطَّلْعَةَ الرَّشِيدَةَ وَ الْغُرَّةَ الْحَمِيدَةَ »

«بار خدایا آن طلعت بارشادت و آن پیشانی سفید ستوده شده را به من بنما .»

از خداوند سبحان درخواست می‌کنیم امام زمانمان را به چشم ما بیاورد .

برخی دیدگاهشان اینگونه است که :

چو رسی به طور سینا «ارنی» بگو و بگذر                    که نیرزد این تمنا به جواب «لن ترانی»

آنکه در وادی عشق امام (ع) مقیم است می‌گوید :

چو رسی به طور سینا «ارنی» بگو و مگذر       تو جواب یار خواهی «چه تران» «چه لن ترانی»

کسی که به معرفت بیشتر نائل شده باشد قائل است که :

«ارنی» بگوید آن کس که تو را ندیده باشد              تو که بامنی همیشه ، چه جواب «لن ترانی»

« اللَّهُمَّ أَرِنِي الطَّلْعَةَ الرَّشِيدَةَ وَ الْغُرَّةَ الْحَمِيدَةَ »

در این فراز ، با طرح دو عنوان ولی عصر(ع) ، دیدار وجود مقدس حضرت را طلب می‌کنیم .

«الطلعة الرشیده» .

واژه «طلعة» به چند معنا آمده : «هر چه که ظهور کرده» ،«درآمده» ، «بالا رونده»، «جای برآمدن آفتاب»

وقتی به خداوند سبحان عرض می‌کنم «اللهم ارنی» طالب دیدار وجودی غایب و پنهان نیستم ، از خدا می‌خواهم آن خورشید طلوع کرده و آن ماه برآمده را به چشم بیاورد.

حضرت حجت برای خیلی‌ها طلوع کرده است .در جلسات قبل از قول آقای الهی طباطبایی (برادر علامه طباطبایی) نقل کردیم: «حضرت ولی عصر(ع) یک ظهور اجتماعی دارند ، و یک ظهور فردی.» بنابراین می‌شود که روزی حضرت بر خانه دل ما هم قدم بگذارند و بر وجود ما طلوع کنند.

رهاورد این طلوع، پویایی ما در زندگی و حرکتمان رو به کمال و تعالی است. همانگونه که وقتی از طلوع خورشید مطلع می‌شویم ، حرکت و تلاش روزانه را آغاز می‌کنیم و روا نمی‌دانیم که همچنان در حال استراحت باشیم و کاهلی و سستی بورزیم .

«الرشیده .»

• کلماتی که بر وزن «فعیل» هستند هم معنای فاعلی دارند هم معنای مفعولی. بنابراین «رشیده» اشاره به وجودی است که هم راشد است و هم مرشد ، هم رشد دهنده است و هم رشد یافته .

• امام زمان (ع) وجود کوچک و صغیری نیست که بخواهیم در عالم بسیار بگردیم تا ایشان را پیدایش کنیم، رشید است وبه چشم می‌آید. اگر توفیق رویتش را نداریم مشکل، نابینایی و کوردلی ماست .

« اللَّهُمَّ أَرِنِي الطَّلْعَةَ الرَّشِيدَةَ » خداوندا ! به من بنما آن وجود برآمده بلند بالائی را که فقط از طریق او موجبات رشد مومنین فراهم می‌شود و تنها با راهیابی به حریم او می‌توان راه کمال و فلاح را یافت.

• «الطلعة» و «الرشیدة» ،هر دو با «ال» معرفه همراه است . اشاره به این نکته است که حضرت ولی عصر برای فطرت ما شناخته شده‌اند ، نزد فطرت الهی ما مبهم و ناشناخته نیستند .

« اللَّهُمَّ أَرِنِي الطَّلْعَةَ الرَّشِيدَةَ وَ الْغُرَّةَ الْحَمِيدَةَ »

برای واژه «غرّه» معانی مختلفی ذکر شده است:

غرّه: ماه نو، هلالی که شب اول ماه جلوه‌گری دارد وتنها بین 20-30 دقیقه قابل رویت است ودوره تابشی کوتاه دارد .

کمتر کسی است که دراین زمان کوتاه استهلال نماید ودر آسمان به دنبال ماه نو بگردد.

در این فراز دعا از خداوند طلب می‌کنم در زمان غیبت که اکثریت مردم در غفلت از امام (ع) به سر می‌برند، جزء افراد نادری باشم که در جستجوی یافتن امام زمانم هستم .

• غرّه: شب اول ماه

با توجه به این معنا، «غرّه» نشانی از دوره غیبت است که همچون شبی طولانی است .

روزی خواهد آمد که آن ماه عالم تاب در کل دنیا جلوه‌گری می‌کند ولی در این عبارت دعا، از خداوند منان در خواست می‌کنم همیشه حتی زمان غیبت حضرت، با او به سر برم و تمام سیر کمالی‌ام در کنار امامم باشد.

• غرّه: شریف قوم

از حضرت حق تمنا می‌کنم بهترین اهل عالم را به چشمم بیاورد تا دیگر دنیا و ما فیها برایم دلبری نکند .

• غرّه: سپیدی وسط پیشانی

واژه «غرّه» با این معنا حکایت از دو امر دارد :

1- نشانی از معروفیت و شاخص بودن است . امام زمان(ع) وجودی ناشناخته نیست،چشم ما نابیناست که حضرت را با همه درخشندگی‌اش نمی‌بینیم .

2- سفیدی پیشانی ،در فرهنگ اسلامی ما ، نمادی از نور سجده است . وقتی می‌گوییم کسی پیشانی‌ای سفید دارد، نشانه سجده‌های فراوانش در محضر حق است .

«سیماهم فی وجوههم من اثر السجود»

« اللَّهُمَّ أَرِنِي الطَّلْعَةَ الرَّشِيدَةَ وَ الْغُرَّةَ الْحَمِيدَةَ »

الحمیده: ستوده شده . امام عصر (ع) وجودی است ستایش شده که ثناگوهای فراوان دارد. در واقع درخواستمان از خداوند این است که ما را هم در شمار حامدین حضرت رقم زند.

« وَ اكْحُلْ نَاظِرِي بِنَظْرَةٍ مِنِّي إِلَيْهِ»

"با نگاهی از من به او ، چشمم را سرمه بکش."

آنچه در عبارات دعای عهد جلب توجه می‌کند طرح «من» های متعدد است : ارنی ،ناظری، منّی. در صورتی که قرارمان بر این بود که اظهار منیت نکنیم .

اما «من» هایی که در این عبارات مطرح می‌شود بوی منیت نمی‌دهد . این «من» من مضطر است ، منِ عاجز و مسکینی که می‌خواهد نهایت فقر و نیازش را به محضر امام زمان (ع) اظهار کند .

• « وَ اكْحُلْ نَاظِرِي بِنَظْرَةٍ مِنِّي إِلَيْهِ»

سرمه ، دید چشم را تقویت می‌کند . اگر تشرف به محضر ولی عصر(ع) نصیبم شود، امام زمان (ع) در خانه دلم حضور یابد ، دیدم قوی می‌شود دیگر قیامت را دور و دیر نمی‌بینم: «انّهم يرونه‏ بعيدا و نراه قريبا» در همین عالم، قیامتم برپا می‌شود .

«و كشفنا عنك غطائك‏ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ» : از چشمهایم پرده‌برداری می‌شود و می‌توانم باطن امور را مشاهده کنم .

در ورای هر امری ضرر و خسران مشاهده کردم، سراغش نمی‌روم . و هر موردی که برایم رشد و کمال به دنبال داشت ، انجام می‌دهم .

• چشم سرمه کشیده زیباتر جلوه می‌کند با سایر چشم‌ها متفاوت است. وقتی از خداوند طلب می‌کنم تا با دیدار حضرت، چشمهایم را سرمه بکشد، در حقیقت درخواستم این است که چشم‌هایم با دیگر چشم‌های عالم فرق کند .

می‌خواهم حقیقت نگر شوم و توفیق دیدن نورالله نصیبم شود .

می‌خواهم همواره چشمم به اشاره ولی عصر (ع) باشد.

از تو به یک اشاره       از من به سر دویدن

می‌خواهم از دنیا بینی ، عیب بینی و دیدن هر آنچه که مرضی او نیست، به دور باشم .

                                   **************

هر روز به این امید در محضر دعای عهد حاضر می‌شویم که جلوه‌ای از حضرت را دریافت کنیم ، تا چشم‌های نابینایمان شفا گیرد و به جمال نورانی یار روشن شود.

بر این باوریم که وقتی هر صبح با اشتیاق به در خانه یارمی‌رویم و دیدارش را طلب می‌کنیم، ولی عصر (ع) تنها نظاره‌ گر تمناهای ما نیست . بلکه به دنبال هر اظهار نیاز،وجود مقدس حضرت ، خود آمین گوی ماست .

الا یا ایّها المهدی، دوام الوصل ناولها                     که دردوران هجرانت، بسی افتاده مشکلها


تعجیل در فرج بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف صلوات