.

 

 
   
...چكيده تفسير زيارت جامعه كبيره (استادگرامي خانم زهره بروجردي)   جلسه 47« السَّلَامُ عَلَى الْأَئِمَّةِ الدُّعَاةِ
 

در محضر امام هادی(ع)  در زیارت جامعه بودیم به این فراز رسیدیم. « السَّلَامُ عَلَى الْأَئِمَّةِ الدُّعَاةِ وَ الْقَادَةِ الْهُدَاةِ »

زائر در زیارت جامعه گاهی به عنوان مخاطب به حضرات معصومین سلام می‌دهد و می‌گوید: «السلام علیکم» و گاهی، مخاطبی رسماً در میان نیست و می‌گوید: « وَ الْقَادَةِ الْهُدَاةِ » آن زمان که به عنوان مخاطب سلام می‌دهد برای او پرده‌برداری‌هایی صورت گرفته و به تعبیر مرحوم فخر الموحدین شیرازی ناز می‌کشند و به نوازشش می‌برند. اما چون مخاطب در میان نباشد، غیبتی ظاهری از سوی مخاطب بر زائر حاکم شود تا میزن استقامت و ثبات او در عاشقی معلوم کند.

فرازی که امروز در خدمت آن هستیم از همان فراز‌های غیبتی است که زائر ظاهراً در قرائت زیارت جامعه مخاطبی را روبروی خویش نمی‌بیند تا بگوید السلام علیکم از این رو می‌گوید: « السَّلَامُ عَلَى الْأَئِمَّةِ الدُّعَاةِ » «سلام بر شما امامان دعوت کننده»

ائمه جمع امام است و دعاة جمع داعی.

امام به معنای جلودار است، امام جلوداری است که ماموم را به دنبال خود می‌برد. جلوداری که دعوت کننده‌ی ما به حق است، و این جلو داری به امر حق است نه به امر مردم.

عبارت ائمه در قرآن بر پیامبران نیز اطلاق شده است مثلاً در مورد حضرت ابراهیم آمده است و «وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ نافِلَةً وَ كُلاًّ جَعَلْنا صالِحينَ »1  «و اسحاق، و علاوه بر او، يعقوب را به وى بخشيديم؛ و همه آنان را مردانى صالح قرار داديم!»

«وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ ...» «  و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما، (مردم را) هدايت مى‏كردند؛‏ ...»

خداوند می‌گوید ما انبیاء را جلودار قرار دادیم انبیاء پيشواياني هستند که به امر مولی هدایت می‌کنند. البته قرآن و روایات کلمه‌ی امام را برای شیطان نیز به کار برده‌اند، در خطبه‌ی قاصعه امیر المومنین می‌فرمایند:

« إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِينٍ  فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ  فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ  إِلَّا إِبْلِيسَ اعْتَرَضَتْهُ الْحَمِيَّةُ فَافْتَخَرَ عَلَى آدَمَ بِخَلْقِهِ وَ تَعَصَّبَ عَلَيْهِ لِأَصْلِهِ فَعَدُوُّ اللَّهِ إِمَامُ الْمُتَعَصِّبِينَ »

شیطان دشمن خدا است  جلو دار همه‌ی متعصبین، با توجه به تذکر اخیر جلوداران دو گروهند، «یدعوا الی الجنۀ و یدعوا الی النار»گروهی که مردم را به سوی حق دعوت می‌کنند، و گروهی که مردم را به باطل فرا می‌خوانند.

  پیامبران و ائمه‌ی اطهار و کسانی که بعد از امام هدایت مردم به آنها سپرده شده است جلو داران حق اند. (البته در شریعت ما امام در اصطلاح به 12 امام معصوم گفته می‌شود.)

« السَّلَامُ عَلَى الْأَئِمَّةِ الدُّعَاةِ » در این فراز کلمه‌‌ی ائمه به صورت مطلق بیان شده است ذکر ائمه دعاة‌ از آن روست که ائمه نه تنها افراد را به سوی شریعت (خدا شناسی) دعوت می‌کنند و برای شریعت برنامه دارند، بلکه برای تمام امور زندگی بشری برنامه‌هایی جهت رشد و کمال انسان دارند. مثلاً در مسائل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و  ... حتی نسبت به ریزترین نکات زندگی بی توجه نبوده‌اند.ائمه‌ی اطهار هم در رابطه با خمس، زکات به عنوان مسائل اقتصادی و هم در رابطه با ارتباط با کارفرما و کارگر و یا معلم و شاگرد  به عنوان مسائل اجتماعی و هم در رابطه با مسائل خانوادگی رابطه‌ی زن و شوهر فرزند و والدین برنامه‌های خاصی را تبین کرده‌اند. البته انواع دعوت‌های ائمه به حق ختم می‌شود.

در ادامه باید گفت: صفت داعی در بطن امامت نهفته است به این معنا که امام کسی است که مردم را از نفس به حق دعوت می‌کند. به طور خلاصه باید بگوئیم:

1. امام معصوم افراد را به حق دعوت می‌کند نه به شخص.

2. امام مردم را به هدایت دعوت می‌کند نه به خلافت،

3. بندگان را به کمال فرا می‌خواند نه به توقف.

4. بشریت را به پیشرفت فرا می‌خواند نه به انحطاط.

ورود بندگان به عالم امکان با دعوت حضرات معصومین صورت گرفته است داعی آنها هستند، مدعو بنده.

امام بندگان را به این عالم دعوت کرده تا به بندگی معشوق بپردازد. انسان از آن جهت که مدعو داعی است ، برای داعی عزیز. هر دعوت کننده‌ای حتی اگر امام هم نباشد مهمان خود را مکرم و عزیز می‌دارد و نیاز‌های او را بر طرف می‌سازد، حال اگر امامی که جلوه‌ی صفات و افعال خداوند سبحان است مدعو انسان باشد به یقین به تمام درخواست‌های بندگان در امر عبودیت پاسخ می‌دهد.

ائمه اولین دعوت کنندگان جهان هستی می‌باشند و همگان در ابتدای خلقت به دعوت آنها پاسخ گفته‌اند و با آنها همراه شده‌اند اما انسان چون وارد عالم ماده شد از سوی شیاطین دعوت‌ دیگری برای او صورت گرفت و همین دعوت‌ها سبب شد که انسان به بی‌راهه کشیده شود بندگان با اراده‌ی خود از حمایت و سرپرستی امام معصوم بیرون آمدند، دعوت امام دعوت الحسنی است یعنی زیباترین دعوت، او انسان را مادام به سوی همه‌ی کمالات و خیرات فرا می‌خواند و خود به عنوان نماینده پیشرو و جلودار آن دعوت است.

در دعوت حضرات معصومین انسان همیشه مدعو است و امام همیشه داعی و از صاحب خانه‌ی حکیم بعید است که پذیرائی تکراری برای مهمان خویش داشته باشد بلکه او هر لحظه مهمانش را به خیراتی جدید دعوت می‌کند و خود جلودار این خیرات است. ا

نسان باید بداند توفیق انجام خیرات در این عالم  به اذن امام صورت می‌گیرد و امام نه تنها دعوت کننده به خیرات است بلکه عامل خیرات نیز می‌باشد. دعوت کننده خیرات عامل به خیرات است. از این رو شایسته است بندگان در قبل و بعد از هر خیری که انجام می‌شود به امام متوسل شوند قبل از عمل به جهت توفیق در انجام عمل و بعد از آن به جهت حفظ عمل.

انسان از آن جهت که مدعو است از سوی داعی انتخاب شده است و آن کس که انتخاب ائمه باشد به یقین جایگاه والایی دارد. ائمه اطهار جلوه‌ی نام علیم حضرت حق اند و چون از ظرفیت مهمان خویش آگاهند او را تنها به کمالات دعوت نمی‌کنند بلکه در هر دعوتی سری از اسرار الله را در اختیار مهمان خویش می‌گذارند.

خداوند سبحان انسان را کمال طلب و تنوع طلب خلق کرده است و به داعی خویش چندان بخشیده است که هر نوع کمال طلبی بندگان را پاسخ گو می‌باشد.

خداوند داعی را یدباسطه‌ی خود قرار داده است و هر نوع عطایی را برای او ممکن ساخته است.

اگر زائر به قرائت ادعیه‌ی روزانه خویش فکر کند مثلاً اگر هر روز توفیق خواندن زیارت آل یاسین نصیبش می‌شود باید بداند که هر بار تقاضای جدیدی از امام زمانش دارد. اگر ادعیه برای انسان معرفت جدیدی به همراه نداشته باشد به یقین امری بی فایده و تکراری است یعنی اگر او آنچه را قبلاً از دستان مبارک امام زمان(عج) دریافت کرده، مجدداً طلب کند عمل او به نوعی تحصیل حاصل است و این امر محال است، بلکه امام در هر درخواست بنده معرفت جدیدی نصیب او می‌کند، اگر بنده در هر بار زیارت از اسرار جدیدی آگاه نمی‌شود و به معرفت خاصی دست نمی‌یابد بايد نسبت به زیارت خویش تأملی داشته باشند.

فراز «السَّلَامُ عَلَى الْأَئِمَّةِ الدُّعَاةِ» را می‌توان چنین معنا کرد: اگر کسی در عالم سرگردان و حیران و در پی گم شده‌ی خویش است در حقیقت از ضیافت ائمه‌ی اطهار بی بهره مانده و خود را محروم نموده است.

آنکس که به دعوت امام داعی لبیک بگوید گرفتار ضلالت و گمراهی نمی‌شود زیرا امام نور است و برای مهمان خویش نور می‌خواهد.

داعی با هر کس به قدر عقل و درک و فهم او سخن ی‌گوید. پیامبر(ص) مأمور بودند تا با مردم به زبان خودشان سخن بگویند.

امام موجودات اعم از جمادات و نباتات و حیوانات و انسان را به حق دعوت می‌کند. امام نوع دعوت انسان در این عالم با سایر موجودات متفاوت است دعوت به این مهمانی برای انسان از آن روست که هر لحظه گامی رو به کمال بردارد.

گفته‌اند عالمی برای سخنرانی بر بالای منبری رفت و چون جمعیت را مشاهده کرد که در فضای سخنرانی جای نمی‌گیرد از مستمعین خواهش کرد هر کس هر کجا نشسته یک قدم جلوتر بیاید همه‌ی مستمعین این کار را انجام دادند سخنران از منبر پایین آمد پرسیدند: سخنرانی چه شد؟

ایشان گفتند: هدف از سخنرانی این بود که شما یک قدم از جایی که ایستاده‌اید جلوتر بیایید و شما این‌کار را کردید. ذکر این مثال از آن رو بود که بیان شود جایگاه انسان در این دعوت از سایر موجودات ممتاز است. دعوت داعی هر لحظه انسان را هزاران گام به جلو می‌برد اما این حرکت مشروط به آن است که فرد خود اراده‌ی حرکت کمالی را داشته باشد.

در این دعوت کمالی پیامبران و ائمه‌ی اطهار و جانشینان به حقشان وجود استقلالی در دعوت ندارند، بلکه دعوتی وابسته به حق و به سوی حق است.

ممکن است سؤال شود اگر ائمه داعی هستند چرا گروهی از مردم دعوت آنها را دریافت نمی‌کنند؟ خود را مهمان حضرات معصومین نمی‌دانند؟

در پاسخ بايد گفت اینها خود از پذیرش حق روی گردانند زیرا كلمات «الائمه ، الدعاة» هر دو ال معرفه دارد يعني همه افراد چون به این عالم قدم مي‌گذارند امام را می‌شناسند و از دعوت او آگاهند نه تنها  او را می‌شناسند بلکه امام بودن امام و داعي بودن او را پذيرفته‌اند،

« الف و لام» در عربي نشان از معرفه بودن و شناس بودن كلمه دارد کسی نمی‌تواند در قیامت ادعا كند كه امام را نمي‌شناخته واز داعي بودن او بي‌خبر بودن است . در عالم الست همه افراد به جايگاه ائمه اطهار اقرار كرده‌اند همچنان كه به خدايي خداوند سبحان اقرار کرده‌اند بارها عرض نموده‌ايم كه خداوند در ابتداي خلقت پرسيد: «الست بربكم» و بندگان پاسخ دادند « قالوا بلي» اما همين انسان به گفته قرآن ناسي از حق شد و خدا را به فراموشي سپرد، حكايت حضرات معصومين جداي از حكايت خداي سبحان نيست مردم همان طور كه حقانيت خدا را فراموش كرده‌اند امام بودن امام و داعي بودن او را از خاطر برده‌اند و همين نسيان سبب شده تا خود را مهمان و مدعو حضرات معصومين نبينند به عبارتی دیگر اين گروه جايگاه خود را فراموش كرده‌اند و به تبع فراموش جايگاه حقاني خويش خدا و ائمه را از ياد برده‌اند اينان هدف خلقت را اشتباه ادراك كرده‌اند و چندان مشغول دنياي خويش شده‌اندكه هرحقي را از خاطر برده‌اند .

نکته‌ی قابل ذکر دیگری در عبارت داعی این است که صاحب خانه معمولاً مهمانی را دعوت نمی‌کند که سبب آزار و اذیت صاحب خانه باشد بلکه معمولاً مهمانان ارتباط صمیمانه‌ای با صاحبخانه دارند، اما این مطالب در رابطه با داعی الی الله صدق نمی‌کند زیرا حضرات معصومين از جهتي كه جلوه نام رحيم و كريم خداي سبحان هستند همه بندگان را به مهماني خويش دعوت مي‌كنند و خود را به همگان معرفي مي‌نمایند، در دعوت اوليه ائمه هيچ فرقي ميان انسانها نيست، همچنانكه خداي سبحان از همه بندگان ميثاق به بندگي گرفته است حضرات معصومين همه‌ی بندگان را با هر عقيده و تفكری و با هر نوع معصيت و ضلالتي كه بعداً به آن گرفتار مي‌شوند، به حق دعوت مي‌كنند. اما بسياري از افراد از اين دعوت رو گردانند، امام در جايگاه امامتش و در جايگاه داعي الي الحق بودنش مي‌داند اگر رستگاري و اصلاحي براي افراد صورت می‌گیرد تنها از طريق پذيرش امامت آنهاست از اين رو همه را دعوت مي‌كنند.

 وقتي فرد بزرگتر، كوچكتري را به مهماني فرا مي‌خواند يا از سر لطف است و يا از سر وظیفه. امام از آن جهت که جلوه‌ی نام لطیف حضرت حق هستند بندگان را از باب قاعده لطف حضرت حق دعوت می‌کنند. همچنین آنان دعوت بندگان را وظیفه‌ا‌ی بر خود می‌دانند آنان مانند مربی‌ای هستند که از قابلیت شاگردان خویش آگاهند. حضرات معصومين چون انسان را مصنوع آن صانع عظيم مي‌دانند هم مهمان خويش را از سر لطف دعوت مي‌كنند و هم از سر وظیفه، چون معتقدند که بندگان قابليت پرورش را دارند.

امكان دارد سوال ديگري مطرح شود كه وقتي كسي چند روز در جايي مهمان است ممکن است هم صاحبخانه خسته شود و هم مهمان شرمنده مهماني حضرات معصومين چگونه است كه بنده از بدو تولد تا پايان حيات مهمان ضيافت خانه امام است در حالیکه نه صاحب خانه خسته مي‌شود ونه مهمان شرمنده ؟

 در پاسخ بايد بگوييم مهماني داعي الي الله با مهماني‌هاي عالم ماده متفاوت است دردنياي مادي همه چيز در قالب زمان و مكان جاي دارد و زمان و مكان پايان يافتني است و هر پاياني تبعات خاص خود را دارد. اما در مهماني حضرات سخن از پایان و انتها نیست، عالم معنا فرا زمان و فرا مكان است انسان دراين مهماني به جايي دعوت نمي‌شود كه پايان و انتهايي داشته باشد بلكه حضرات معصومين او را متوجه بندگي‌اش مي‌كنند و به او متذکر می‌شوند كه تو در عالم براي هميشه مهمان هستی و هر چه از نعمات از این مهمانی بیشتر بهره‌مند شوی هم تو سعادتمند می‌گردی و هم ما راضی می‌شویم و رضایت داعی رضایت حق است اگر چنین شود مهمان از حضور دائم بر سر سفره صاحب خانه نه تنها احساس شرمندگی نمی‌کند بلکه خود را چون بنده‌ای در خدمت داعی می‌داند و هر لحظه می‌کوشد تا برای رضایت او بیشتر تلاش کند.

رشته‌ای بر گردنم افکنده دوست                             می‌کشد هر جا که خاطر خواه اوست

حضرات معصومين از مهمان خویش چندان پذيرايي مي‌كنند كه فرد هيچ جايي را بر ضيافت خانه امام خويش ترجيح نمي‌دهد اصلا جاي ديگري نمي‌يابد كه بخواهد آن را ترجيح بدهد، حضرات معصومين توانمنديها و استعدادهاي مهمان خويش را بر او نمايان مي‌سازند و او هر چه بيشتر با خودش آشنا می‌کنند اگر مهمان به این خود شناسی دست یابد به کرامت صاحب خانه بیشتر پی می‌برد

صاحب خانه‌های کریم مهمان را برای تحقیر کردن و رو کردن نواقصش دعوت نمی‌کند بلکه چون امام داعی جلوه‌ی نام رب حضرت حق‌اند. هر نقصی را در مهمان خویش قابل جبران می‌دانند و او را دعوت می‌کنند تا با جلوه‌ی این نام تمام کمبود‌ها و نواقص مهمان خویش را مرتفع سازند، داعی، مهمان خویش را با تک تک اسامی حضرت حق آشنا می‌سازند تا در پرتوی هر یک از این اسامی نقصی از نواقص مهمانش را مرتفع نماید.

نکته‌ی قابل توجه این فراز در پایان آن است که هر یک از ما در عالم ماده اگر به مهمانی‌ دعوت شویم معمولاً  لباس‌هایی را می‌پوشیم که در شرایط عادی و در زندگی روزمره از آنها استفاده نمی‌کنیم این لباس‌ها در عالم معنا همان استعدادهای ناشناخته‌ای است که در مهمانی حضرات معصومین برای هر مهمانی پرده برداری می‌شود و افراد از داشته‌های پنهان خود آگاه می‌شوند مثلاً لباس قدرت، علم، حکمت، هدایت، اخلاص و ... که در درون انسان‌ها پنهان است در مهمانی ائمه خود نمائی می‌کند.

امام داعی الله است و در این دعوت با هر وسیله‌ای که اذن حق داشته باشد مهمان خویش را راهنمایی می‌کنند آنها گاه فعلی و گاه قولی مهمان خویش را همراهی می‌کنند اجازه بدهید القادة الهدی در جلسه‌ی بعد پیگیری شود.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. سوره‌ی مبارکه‌ی انبیاء آیه‌ی 72 و 73

 
هديه به پيشگاه مطهر امام هادي عليه السلام صلوات






محتوای مرتبط