.

 

شرح دعای عهد

جلسه 7

 

          در كلاس امام زمان شناسي بنايمان بر اين است كه در صدد رفع موانع باشيم، موانعي كه بين ما و امام عصر(عج) حائل شده و موجب گشته تا از تابش نور ولايت آن خورشيد پشت ابر غيبت، محروم بمانيم.

بر اين باوريم كه بزرگترين مانع، جهالت ماست. اگر به معرفت امام زمان(عج) دست يابيم، ارتباط با حضرت برايمان ميسّر خواهد شد.

البته «ارتباط» به معناي «تشرف» و «توفيق ديدار» نيست. مرحوم بهلول فرمودند: «آنقدر كه مهم است ما به چشم حضرت بيائيم، مهم نيست حضرت را ببينيم.»

خيلي‌ها (همچون طلحه و زبير) سالها خدمت امير المومنين مي‌رسيدند و دائماً ايشان را مي‌ديدند، ولي در زندگي‌شان مسيري را در پيش گرفتند كه براي هميشه از چشم امامشان ساقط شدند.

برآنيم كه در وادي معرفت بقية الله(عج) گام نهيم تا در سايه‌ي شناخت وجود مباركش، به چشم حضرت بيائيم. آن وقت است كه در پرتو الطاف و عنايات حضرت، كمال دائم نصيبمان مي‌شود.

اگر موفق به ديدار امام(عج) شويم، مشمول لطفي موقت شده‌ايم. و كمال دائم بر لطف موقّت ترجيح دارد.

يكي ار بزرگان مي‌‌گويد: مثل ما در اين عالم، مثل كودكي است كه پدرش دست او را گرفته و در بازار شلوغي راه مي‌روند. ويترين فروشگاهي نظر كودك را جلب مي‌كند، دستش را از دست پدر مي‌كشد و سراغ ويترين پر زرق و برق مي‌رود.

ناگهان متوجه مي‌شود پدرش را نمي‌بيند، و تصور مي‌كند كه پدر گم شده، در صورتي كه خودش گم شده است.

در بازار شلوغ دنيا، ما به زرق و برق‌ها مشغول شده و از آن بزرگتر معنوي‌مان غافل شده ايم، غايب بودن ما موجب شده است كه امام زمانمان را نبينيم و به چشم امام زمانمان نيائيم. وگر نه امام(عج) كه غايب نمي‌شود، او همواره حاضر است و به هزاران صورت برايمان جلوه‌گري مي‌كند.

او مي‌خواهد در اين آشفته بازار دستمان را در دستش بگذاريم، با ظواهر دنيايي مشغول نشويم و او را گم نكنيم. حضرت مي‌خواهد در كنار او باشيم تا با سلامت و عافيت دين و دنيا، از اين مسير پر خطر گذر كنيم.

عارفي مي‌گويد: همه‌ي ما طالب اين هستيم كه ارزشمند باشيم و داراي قدر و قيمت. اما اگر هزاران نفر كنار هم جمع شوند، ولي با عنايات حضرت حجّت(عج) همراه نباشند، همچون صفر‌هايي هستند كه به دنبال هم قرار گرفته‌اند و «يك» اي در كنارشان نيست.

لازمه‌ي قيمتي شدن ما در عالم، همراهي با ولي‌عصر(عج) است. بايد آن «يك» باشد تا ما ارزشمند شويم. وگر نه هزار خصلت نيكو هم در وجودمان جمع باشد، بدون توجه و عنايت حضرت، بي قدر و قيمتيم.

به ميزاني كه تحت ولايت امام عصر(عج) باشيم، در نظام عالم به حساب مي‌آييم. به همين جهت است كه معرفت امام زمان(عج) را يك ضرورت مي‌دانيم، و در مسير شناختش پيش مي‌رويم تا به حضرتش نزديك‌تر شويم و از الطافش بهره‌مند گرديم.

و در ادامه‌ي جلسات گذشته، به بررسي دعاي شريف عهد مي‌پردازيم.

*    *     *

« يَا حَيّاً قَبْلَ كُلِّ حَيٍّ و يَا حَيّاً بَعْدَ كُلِّ حَيٍّ و يَا حَيّاً حِينَ لَا حَيَّ يَا مُحْيِيَ الْمَوْتَى وَ مُمِيتَ الْأَحْيَاءِ يَا حَيُّ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ »

«ای زنده‌ی پیش از هر موجود و ای زنده‌ی پس از هر موجود. و ای زنده در آن هنگام که زنده‌ای وجو نداشت. ای زنده کننده‌ی مردگان و ای میراننده‌ی زندگان، ای زنده‌ای که معبودی جز تو نیست.»

بر این باوریم که تمام اسامی خدای سبحان (غیر از «الله» و «هو») در عالم جلوه‌گر شده‌اند، و امام معصوم(ع) را تجلی کامل اسماء حضرت حق می‌دانیم.

« يَا حَيّاً قَبْلَ كُلِّ حَيٍّ »

این عنوان بالاستقلال فقط مخصوص خداست. اما خداوند متعال این نامش را هم جلوه‌گر کرده است.

خدای سبحان، قبل از اینکه موجودی را در عالم خلق کند، حضرت رسول الله(ص) را آفرید. طبق روایات، خداوند در ابتدای آفرینش «عقل اوّل» ، «خلق اوّل» و «فیض منبسط» را خلق کرد، که منظور از این عناوین وجود مقدس رسول اکرم(ص) است.

از آن‌جا که همه‌ی معصومین را نوری واحد می‌دانیم، و خود فرموده‌اند: «اولّنا محمّد، اوسَطُنا محمّد، آخِرنا محمّد»،  همه، یک حقیقت وجودی‌اند. بنابراین جلوه‌گری خداوند در آغاز آفرینش، با خلقت حضرات معصومین(ع) بوده است، و همه‌ی ائمه(ع) مصداق « يَا حَيّاً قَبْلَ كُلِّ حَيٍّ » خواهند بود.

« يَا حَيّاً بَعْدَ كُلِّ حَيٍّ »

زمانی خواهد آمد که با نفخ صور اول، همه‌ی موجودات می‌میرند و تنها معصومین(ع) زنده می‌مانند.

مویّد این سخن روایات متعددی است که از ائمه‌ی اطهار نقل شده است.

از امام باقر(ع) در مورد آیه 88 سوره‌ی مبارکه‌ی قصص سوال شد: « كُلُّ شَيْ‏ءٍ هالِكٌ إِلاَّ وَجْهَهُ » «همه چیز غیر از وجه خدا، از بین خواهد رفت.»

 امام(ع) فرمودند: به خدا قسم «وجه الله» ما هستیم که تا روز قیامت باقی است.

امام صادق(ع) نیز درباره‌ی آیه: « وَ يَبْقى‏ وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ »  فرمودند: ما «وجه الله» هستیم.

«و یا حیاً حِينَ لَا حَيَّ »

بالاستقلال خدای سبحان وجودی است که حی بود زمانی که هیچ حی دیگری نبود. در عین حال قائلیم زمانی پیامبر(ص) و معصومین(ع) بودند و هیچ موجود زنده‌ی دیگری در عالم نبود، پس از خلق آنها، موجودات دیگر آفریده شده‌اند.

« يَا مُحْيِيَ الْمَوْتَى وَ مُمِيتَ الْأَحْيَاءِ » «ای آنکه احیای همه‌ی مردگان و میراندن همه‌ی زندگان به دست توست.»

« مُحْيِيَ الْمَوْتَى »

خداوند سبحان « محیی الموتی» بودنش را در وجود مقدس امام هر زمان به نمایش گذاشته است، هم در قالب احیای ظاهری، هم احیای باطنی.

زنده کردن ظاهری مردگان همان است که از معجزات عیسی(ع) به شمار می‌رود. در مورد اکثر معصومین(ع) روایاتی نقل شده که با دم مسیحائی خود، افرادی را که از دنیا رفته بودند به زندگی باز گردانده‌اند.

احیای باطنی، احیای فکری و روحی است. بر این باوریم که هر جاهلی با علم و معرفت احیا می‌گردد، و هر غافلی با توجه و تذکری بیدار شده و یقظه‌ای برایش حاصل می‌شود – به اذن خدای سبحان – از وساطت امام زمان(عج) برخوردار شده است.

گاهی تصور می‌کنیم احیا شدن‌هایمان به خاطر ارتباط با عالمی بوده، یا با خواندن کتابی صورت گرفته!

ولی در حقیقت ولی عصر(عج) عهده دار هدایت باطنی و احیای قلبی ماست.

ثمره‌ی معرفت امام (عج)، احیای ما خواهد بود. زنده بودن و زندگی کردن حقیقی در سایه‌ی پیوست با «ولی» محقق می‌شود. زندگی همراه با عشق، توأم با سرور و بهجت، و رو به رشد و کمال.

« مُمِيتَ الْأَحْيَاءِ »

«میراندن مردگان» هم امری است که بالاصاله خاص خدای سبحان است، و ما امام هر زمان را جلوه‌ی تام این امر می‌دانیم.

• به حضرت حجت(عج) عرض می‌کنیم: آقای من! می‌خواهم بعد از احیا، اماته‌ی مرا هم عهده دار شوید.

می‌خواهم در اوج عشق و بهجت و کمال، مرا به فنا برسانید، فنا در برابر اراده و خواست شما.

می‌خواهم مریدی باشم که اراده‌ی شما از طریق من به انجام برسد. می‌خواهم قصدم، قصد شما باشد و پسندم، پسند شما. چرا که می‌دانم:

« الْحَقُّ مَا رَضِيتُمُوهُ وَ الْبَاطِلُ مَا سَخِطْتُمُوهُ »

«حق آن چیزی است که مورد پسند شماست و باطل چیزی است که در نظر شما ناپسند است و شما را به خشم می‌آورد. »

• موت بعد از احیا، تسلیم کامل در برابر اراده‌ی مولاست.

بزرگی می‌فرمایند: مثل انسان تسلیم، مثل مرده‌ای است در دست غسال، که از خود هیچ اراده و اختیاری ندارد.

وقتی امام عصر(عج) را به عنوان «ممیت الاحیاء» می‌خوانیم، تلویحاً از امام(ع) طلب می‌کنیم ما را به مقام فنا برسانند، به مقام تسلیم محض در برابر مولا.

در دایره‌ی قسمت ما نقطه‌ی تسلیمیم                       لطف آنچه تو اندیشی، حکم آنچه تو فرمائی

*     *      *

در بررسی دعای بعد از نماز صبح «اللهم بلغ مولای ...» که قبل از دعای عهد آن را مطرح کردیم، به توضیح عباراتی پرداختیم که بین دو دعا مشترک است.

فرازهای «اللّهم بلّغ مولای صاحب الزّمان ...» تا «... مستشهدین بین یدیه» را به تفصیل بیان کردیم. در اینجا تنها به چند نکته اشاره می‌کنیم:

- « اللَّهُمَّ إِنِّي أُجَدِّدُ لَهُ فِي صَبِيحَةِ يَوْمِي هَذَا وَ مَا عِشْتُ مِنْ أَيَّامِي عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَيْعَةً لَهُ فِي عُنُقِي لَا أَحُولُ عَنْهَا وَ لَا أَزُولُ أَبَداً »

گاهی تصور می‌کنیم در دوستی‌های قدیمی نیازی به ارتباط مستمر نیست. نزدیک بودن دلها کافی نیست و لزومی ندارد رابطه‌ی دائمی برقرار کنیم!

اما در دعای عهد که در حکم منشور زندگی ماست، یاد می‌گیریم که هر روز باید با امام زمانمان ارتباط داشته باشیم.

هر صبح با حضرت تجدید عهد می‌کنیم، پیمانی تازه می‌بندیم و نشان می‌دهیم که بر سر بیعتمان هستیم.

 در این صورت است که از حمایت و حفاظت ولائی او برخوردار می‌شویم. چرا که به دشمن نشان می‌دهیم نگهبان داریم، نگهبانی که حافظ سرمایه‎‌های وجودی ماست. (سرمایه‌ی ایمان، اخلاص و عمل صالح و ....)

• برای تجدید بیعت با امام(ع)، تنها به سراغ حضرت می‌روم. « اللَّهُمَّ إِنِّي أُجَدِّدُ ...»

زمانی که ضرورت آن را دریافتم دیگر جای انتظار برای همراهی دیگران نیست. هر روز به عنوان عاشقی چشم انتظار، به حضرت عرض ارادت می‌کنم و با او پیمانی دوباره می‌بندم.

*     *     *

در فرازهای بعدی، در قالب رده‌بنده‌های خاص، طلب می‌کنیم تا در خدمت امام زمان(عج) باشیم:

- « اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّينَ عَنْهُ » «خدایا مرا از یاران و مدافعان آن بزرگوار قرار ده. »

می‌خواهم آنقدر توانا و قدرتمند باشم که بتوانم به امام زمانم(عج) یاری برسانم.

بر آنم تا مدافع امام(ع) باشم. برای دفاع باید به ایمان و اعتقاد خالص مسلّح شوم، و از سلاح عمل صالح و قول صحیح بهره برم تا بتوانم امام عصر(عج) را از آسیب‌ها حفظ کنم. و در مقام دفاع از حریم ولایت، آماده‌ام تیرهای بلا را به جان بخرم تا حضرت از لطمه‌ها مصون بمانند.

سرخم می سلامت شکند اگر سبویی

- «... وَ الْمُسَارِعِينَ إِلَيْهِ فِي قَضَاءِ حَوَائِجِهِ ...» «از آنهایی باشم که در انجام خواسته‌های مولایشان می‌شتابند.»

باید هم از خواسته‌های امامم آگاه باشم و هم با سرعت و شتاب آنها را برآورده کنم.

- «والممتثلین لامره» « از کسانی باشم که امتثال امر مولایم را داشته باشم.»

اگر بخواهم اوامر حضرت را انجام دهم، باید تنها خواسته‌ی ایشان در زندگیم حاکم باشد، و در کنارش برای خواهش‌های دلم بهائی قائل نشوم.

- « وَ الْمُحَامِينَ عَنْهُ » «مرا از حامیان امام عصر(عج) قرار ده »

می‌خواهم هر حمایتی از دستم بر می‌آید انجام دهم، و ابهامات فکری و شبهات اعتقادی نسبت به حضرت را بر طرف کنم.

- « وَ السَّابِقِينَ إِلَى إِرَادَتِهِ » «می‌خواهم برای تحقق اراده‌اش، مشتاقانه از دیگران سبقت گیرم.»

از خدا طلب می‌کنم در شمار کسانی باشم که برای انجام اموری که مربوط به حضرت است، تأخیر و مسامحه‌ای نداشته باشم، و در میدان خدمت به امام(ع) هم طراز دیگران نباشم، و برای تحقق اراده‌اش از بقیه عاشقان و خادمان سبقت بگیرم.

- « و الْمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْهِ » «مرا از کسانی قرار ده که در حضور حضرتش به درجه‌ی رفیع شهادت نائل می‌شوند.»

ائمه در قالب دعا، به ما آموخته‌اند که درخواست‌های متعالی داشته باشیم.

اگر بخواهیم بنا به لیاقت‌ها و قابلیت‌هایمان دعا کنیم، هیچ‌گاه به خود اجازه نمی‌دهیم طالب شهادت در محضر امام زمان(عج) باشیم.

اما در دعای عهد یاد می‌گیریم که ما هم می‌توانیم در شمار عاقبت به خیران عالم قرار بگیریم و جزء شهدائی باشیم که ولی عصر(عج) بر بالینمان حاضر می‌شود.

• در این فراز از دعا « الْمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْهِ » اصالتاً در مورد افرادی است که زمان ظهور در خدمت امام عصر(عج) هستند و در رکاب حضرت به شهادت می‌رسند.

بر این باوریم که هر کس در زمان غیبت، در صف عاشقان حضرت و منتظران فرج باشد، و عمرش را در راه خدمت به امام زمانش سپری کند، مرگش، شهادت در محضر مولاست.

بسیاری از علما، تمام طول حیاتشان را در خدمت «ولی خدا» بودند. امام زمان (عج) در توقیعی که به شیخ مفید داشتند او را به عنوان «ملحم الحق و دلیله» خطاب می‌کنند.

«خداوند حق را به توالهام کرده و تو همه را به سوی حق راهنمایی می‌کنی.»

کسی که تا این حد مورد قبول امامش قرار گیرد و مورد تأییدات حضرت باشد، در بستر هم بمیرد، در زمره‌ی « الْمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْهِ » خواهد بود.

• مهمتر از شهید شدن، این است که شهید به چشم فرمانده‌اش بیاید، تا آنجا که هنگام مرگ بر سر بالینش حاضر شود.

لازم نیست آن شهید، درجه دار و رتبه دار باشد و حتماً عنوان‌هایی همچون عالم و عارف بر او بار شود.

حتی اگر سرباز صفر هم باشد، کرامت حضرت اقتضاء می‌‌کند که در مراسم شهادت او حاضر شود.

از سوی دیگر آن سرباز صفر هم حتماً روحی پاک،قلبی مصفا و نیاتی خالص دارد که حیات و مماتش را ارزشمند می‌کند و او را به جایی می‌رساند که به چشم امام معصومش بیاید.

آیت الله انصاری همدانی می‌فرماید: «زمانی می‌توانی خدمت امام زمانت برسی که حضور و غیبت حضرت برایت فرقی نکند.»

اگر در دوره‌ی غیبت به گونه‌ای زندگی کنیم که گوئی در زمان ظهور امام(عج) و تحت حکومت او به سر می‌بریم، به حدی از رشد و کمال می‌رسیم که می‌توانیم مشمول الطاف بی‌کران حضرت شده و به چشمش بیائیم، چه در طول حیات و چه در هنگامه‌ی مرگ.

مولای من:

هر گاه از گذر گاه دلم عبور می‌کنی، در هر حضوری و با هر نگاهی، صدایم را می‌شنوی:

یک عمر به صحرای فراق تو دویدم                         آخر سخنی از لب لعلت نچشیدم

آن روز که من عقد محبت به تو بستم                       از خلق جهان رشته‌ی پیوند بریدم

بر دامن لطف تو زدم دست تولا                              بر دست عطای تو بود چشم امیدم

آقای من:

خود دانی و این عاشق! .... خود دانی این سر مست! ....

تعجیل در فرج بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف صلوات