.

 

 

شرح دعای عهد

جلسه 4

 

           در کلاس امام زمان شناسی بر آنیم تا در پرتو الطاف حضرت حق، موانع را مرتفع کنیم و بیش از پیش شاهد جلوه‌گری امام عصر(ع) باشیم.

امام زمان(ع) دائماً بر ما جلوه‌گری می‌کنند و در صدد معرفی خود هستند.

پری رو تاب مستوری ندارد                                      چو در بندی ز روزن سر بر آرد

اگر اماممان را مستور می‌یابیم، به خاطر حجاب هایی است که از ناحیه‌ی خود ما ایجاد شده است.

پس در مسیر معرفت او پیش می‌رویم تا با توفیقات الهی ، موفق به رفع و  حجب شویم.

بر این باوریم که بهترین راه شناخت حضرت حجت، استفاده از محضر انسان کامل است. از طریق امامی  معصوم، می توانیم به کامل‌ترین شناخت نسبت به امام دیگر دست یابیم.

ادعیه‌ای که از ائمه‌ی طاهرین(ع) نقل شده، سرچشمه زلالی، از معارف است که ما را به شناختی حقیقی نسبت به امام عصر(ع) نائل می‌کند.

به همین دلیل در محضر دعای عهد قرار می‌گیریم تا از لابلای الفاظ آن، وجود مقدس حضرت ولی عصر را بشناسیم.

*     *     *

یا حیّ و یا قیوم

«حی» یعنی ذاتی زنده که دارای علم و قدرت است، و قوّه‌ی ادراک فعالی دارد. «حی» مفهومی است که تمام موجودات زنده را در می‌گیرد، ولی در مصداق‌های مختلف دارای شدت و ضعف است.

نقطه‌ی کمال حیات در خدای سبحان است که حی بالذات می‌باشد. او زنده‌ای است که دیگری به او حیات نبخشیده، زنده‌ای است زندگی بخش و زنده‌ای است که حیاتش با مرگ آمیخته نیست. « وَ تَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذي لا يَمُوت‏» 1« و توكّل كن بر آن زنده‏اى كه هرگز نمى‏ميرد؛ »

«قیّوم» وجودی است که حفاظت کننده وادامه دهنده‌ی هر چیز است، و از آنجا که صیغه‌ی مبالغه است، بیانگر شدت این دو امر می‌باشد.

خداوند سبحان بالذّات حی و قیوم است و معصومین(ع) – به عنوان تجلیگاه صفات حق – کاملترین مظهر حیات و قیومیّت خدای تعالی هستند.

در این عبارت از دعا، می‌توانیم اینگونه در نظر بگیریم که یا خدای سبحان را صدا می‌زنیم، یا حضرت ولی عصر(عج) را می خوانیم، چرا که او را جلوه‌ی تام نام «حیّ» و «قیّوم» می‌دانیم.

*      *     *

«یا حیّ»

• امام زمان(ع) حی‌ای است که محیی هم هست. اگر تحت ولایت او و در معیّت او زندگی کنم، احیا می‌شوم.

و اگر از امام فاصله بگیریم، از روح حیات جدا می‌شویم و مصداق کلام امیر المومنین(ع) خواهم بود که « مَيِّتٌ بَيْنَ الْأَحْيَاءِ » « مرده‌ای در میان زنده‌ها »

• ما بر این باوریم که علاوه بر حیات جسمانی، به حیات روحانی هم نیاز داریم، اگر از طریق وجود مبارک امام(ع) احیاء شویم، حضرت زندگی روحانی ارزانی‌مان می‌کند، زندگی‌ای که فراتر از عالم ماده است و تنها در عالم خاکی خلاصه نمی‌شود.

« إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ »2  «زندگی حقیقی، زندگی آخرت است. »

همان دوره‌اي از حيات، كه زندگي‌اي است جاودان و بي‌پايان.

امام عصر(ع) جلوه‌ي حيات بخشي خداست، و با الطاف بي انتهايش زندگي اخروي سالم و آبادي را برايمان رقم مي‌زند. حال اگر پذيراي عناياتش باشيم، از اين حيات بهره‌مند مي‌شويم، و اگر با امام(ع) همراه نباشيم و فيوضاتش را دريافت نكنيم، از زندگي روحاني محروم مي‌مانيم.

• لازمه‌ی حيات روح، علم و معرفت است. وقتي با امام زمان(ع) به عنوان حيّ محيي (زنده‌ي زندگي بخش) متمسك مي‌شويم، از حضرت طلب مي‌كنيم از جهل رهايمان كنند تا به مرگ روح دچار نشويم.

« الْعُلَمَاءُ بَاقُونَ مَا بَقِيَ الدَّهْرُ »3  « تا وقتي روزگار باقي است، اهل علم باقي‌اند. »

كسي كه عالم باشد، در بستر زمان زنده است، ولو هزاران سال پيش از دنيا رفته باشد.

از امام عصر(ع) در خواست مي‌كنيم تا ما را هم به وادي علم و معرفت رهنمون شوند، تا «عالم باقي» شويم، و دوره‌ي حياتمان به زمان زندگي جسماني و مادّي خلاصه نشود

• «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ » 4 « (اى پيامبر!) هرگز گمان مبر كسانى كه در راه خدا كشته شدند، مردگانند! بلكه آنان زنده‏اند، و نزد پروردگارشان روزى داده مى‏شوند. »

گروه ديگري كه حيات ابدي برايشان رقم خورده، شهدا هستند. كساني كه همه‌ي وابستگي‌ها و دلبستگي‌ها را پشت سر مي‌گذارندو از تعلقات عالم خاك جدا مي‌شوند تا به شهود حق رسيده و به لقاء الله واصل شوند.

امام عصر(حيّ) است و به اذن حق مي‌تواند حيات الهي را در وجود ما هم جلوه‌گر نمايد.

عاجزانه از ساحت مقدس‌اش تمنا مي‌كنيم ما را در زمره‌ي علماء و شهدا قرار دهد، تا حيّ بودن حضرت حق در ما هم جلوه ‌كند، حياتي خاص نصيبمان شود و به بقائي بدون فنا دست يابيم.

• حضرات معصومين(ع) جلوه‌ي نام حيّ خداوند سبحان‌اند. اگر به آنها تأسي بجوئيم و دوران حيات مادي‌مان را مانند آنها سپري كنيم، انشاء الله نقطه‌ي پايان زندگي‌مان هم، مرگي همچون مرگ آنها رقم مي‌خورد، آغاز حياتي بي‌ممات.

« اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْيَايَ مَحْيَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَمَاتِي مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد »

« پروردگارا مرا به آيين محمد و آل اطهارش زنده بدار و گاه رحلت هم به آن آيين بميران »

*     *      *

«يا قيّوم»

قيّوم را به عنوان اسم خداوند سبحان مي‌شناسيم، و از سوي ديگر وجود مقدس حضرت بقية الله را جلوه‌ي كامل همه‌ي اسامي حق، از جمله اسم قيّوم مي‌دانيم.

در اين مبحث ابتدا نام «قيّوم» را به عنوان اسم خداوند مورد بررسي قرار مي‌دهيم، سپس به شناخت تجلّي آن در وجود حضرت ولي عصر مي‌پردازيم.

در معناي اسم قيّوم، چند تعريف ذكر شده:

1. وجودي است كه قيام او به ذات خود اوست، و قيام همه‌ي موجودات به وجود اوست، به عبارت ديگر، تمام موجودات عالم هستي به او متكّي هستند.

2. قيوم كسي است كه آنچه مايه‌ي قوام و حيات موجودات است، در اختيار آن‌ها قرار داده است.

3. قيوم حافظ همه‌ي موجودات است.

4. علامه طباطبائي مي‌فرمايد: «قيّوم» مادر بسياري از اسامي خداوند است، خالقيت، رزاقيّت، غفوريّت و رحيميّت خداي سبحان زير مجموعه‌ اسم «قيوم» اوست.

• در پرتو آشنايي با اسم «قيوم» به اين حقيقت مي‌رسيم كه خداي متعال هر آنچه براي قيام به بندگي نياز داريم در اختيارمان مي‌گذارد و ما را در عرصه‌ي عبوديت، مورد حفاظت خاص خود قرار مي‌دهد.

• پس از شناخت اين اسم، ديگر جائي براي نگراني بنده باقي نمي‌ماند. وقتي خداوند را قيّم و قيّوم امور زندگي‌ مي‌دانيم، اطمينان داريم كه با تمسك به او، مي‌توانيم به هر خير دنيوي و اخروي كه براي قوام امورمان نياز داريم، دست يابيم و مي‌دانيم كه در مسير سلوكمان از حفاظت او برخوردار مي‌شويم.

• مرحوم ملاصدرا در تفسير «آية الكرسي» مي‌فرمايد:

قيوم بودن خداي سبحان به معناي مؤثر بودنش در ما سوي الله است، و با اين نام تأثير گذاري او بر كل موجودات عام هويدا مي‌شود.

هر قيّمي بايد به امور مورد نياز كساني كه تحت قيوميت‌اش هستند،عالم باشد، به همين جهت در قرآن كريم، هميشه قبل از نام «قيوم»، اسم «حيّ» آمده است. علم، ذاتي نام حيّ است.

«قيّوم» علاوه بر اينكه حيّ است، شامل اسماء عليم، سميع و بصير هم هست، دائم فيض، كمال و وجود را به ما عطا مي‌كند.

خداي قيوم دائماً مي‌گيرد و مي‌دهد، دائماً قبضي است و به دنبال آن، بسطي.

وجودي كه ديروز داشتم براي امروزم ناكافي است. وجود قبلي را از من مي‌گيرد و وجودي تازه ارزاني مي‌كند. روز بعد، وجود امروزم را مي‌گيرد و براي فردايم وجود ديگر عطا مي‌كند. و حكمت آن حكيم اقتضاء مي‌كند كه هر وجود، از وجود قبلي كامل‌تر باشد.

پس عدم گردم عدم، چون ارغنون            گويدم انّا اليه راجعون

نقش اين وجودهاي تازه و پاك در زندگي ما اين است كه بستري مناسب براي جلب فيض و كمال از عالم اعلي را فراهم مي‌كند.

از سوي ديگر اگر وجود قبلي‌ام را ضايع كرده‌ام، ولي توفيق داشتم تا از وجود امروزم خوب و صحيح استفاده كنم، خداي كريم سوء سابقه‌ام را براي كرامت‌هاي آينده‌اش لحاظ نمي‌كند.

اگر امروز قبض روح شوم، وجودي كه در روز آخر عمر داشته‌ام ملاك قرار مي‌گيرد، و بر حسب آن سعادت و شقاوت اخروي‌ام رقم مي‌خورد.

 خداي قيوم به من وجودي مي‌دهد كه بتوانم با آن قائم باشم نه قاعد. آنقدر موجودي در اختيارم مي‌گذارد كه در مسير بندگي جاري باشم نه متوقف.

*     *     *

با تعابيري كه عرض شد دريافتيم خداي سبحان، واجب الوجودي است كه قوام همه‌ي موجودات به دست اوست، او قيومي است كه دائم فيض وجود را بر همه‌ي ما مي‌بارد و حافظ موجودي ماست.

كاملترين جلوه‌ي قيّوميت خداوند در وجود مقدس ولي عصر(ع) به نمايش گذاشته شده است.

تنها مؤثر در وجود امام زمان(ع) خود خدای سبحان است و به عنوان حافظ امام عصر(ع)، آنچه كه مايه‌ي قوام اوست در اختيارش قرار داده.

اگر سلسله‌ي علت و معلول را همچون يك زنجير در نظر بگيريم، سبب فيض رساني به هر حلقه، حلقه‌ي بالائي متصل به اوست. حلقه همه‌ي امورش وابسته به حلقه‌ي بالائي است، و از همه جنبه‌ها نياز مند اوست. اين ارتباط، بين هر حلقه با حلقه‌ي قبلي‌اش برقرار است.

جايي كه اين سلسله ختم مي‌شود، به علّت العلل – كه خداوند متعال است- مي‌رسيم.

علت دوم در سلسله‌ي علل، وجود مقدس بقية الله است كه بدون واسطه، فيض را از خداي سبحان دريافت مي‌كند.

تمامي واسطه‌ها و سبب‌هائي كه در مسير زندگي ما قرار دارند و برايم خير و نيكي به ارمغان مي‌آورند، در طول اين حلقه‌اند.

زماني كه متوجه مي‌شويم در نظام عالم رها و بدون تکلیف نيستيم، احساسي آرامش بخش و اطمينان آفرين سراسر قلبمان را فرا مي‌گيرد.

بر اين باوريم كه به لطف حضرت حق در وادي بندگي گام مي‌نهيم، و با وساطت امامي قيّوم، به امر عبوديت قائم شده‌ايم.

در حقيقت ما نيستيم كه قيام به بندگي كرده‌ايم. قيومي هماره قيام به امر بندگي دارد، و با فاصله‌اي بسيار دور، قيامش در وجود ما منعكس مي‌شود.

• نقش امام عصر (ع) در حيات معنوي ما ، همان نقشي است كه اميرالمومنين (ع) درمورد خودشان مي‌فرمايند: «انما انا الْقُطْبِ مِنَ الرَّحَى تَدُورُ عَلَيَّ وَ أَنَا بِمَكَانِي فَإِذَا فَارَقْتُهُ اسْتَحَارَ مَدَارُهَا وَ اضْطَرَبَ ثِفَالُهَا»

(من هم چون ميله وسط سنگ آسيا هستم كه سنگ دور من مي‌چرخد اگر من جدا شوم ، سنگ متحير و سرگردان مي‌شود )

• گويي خداوند قيوميت كامل يك بنده را كه همان انسان كامل است به عهده گرفته، سپس دركل عالم او راجلوه نام قيوم خود قرار داده است و به او فرموده «قيّم ديگر موجودات جهان هستي باش ، تا قيوميت من از طريق تو در آن‌ها به نمايش گذاشته شود .»

• پس باور داشته باشيم كه هر گاه عمل خيري از ما صادر مي‌‍شود به يمن وجود اوست.

 و هر زمان به امري صحيح و رشدآفرين قيام مي‌كنيم به وساطت و قيوميت اوست .

• هر چه به امام زمانم نزديك تر باشم و بيشتر در معيت او قرار گيرم از قيوميتش بهره‌‌ي بيشتري مي‌برم.

• او حلقه رابط بين من و عالم اعلي است. اتصال بااين حلقه نمي‌گذارد در عالم رها بمانم، گم شوم و خستگي از بندگي را تجربه كنم .

همراهي با امام (ع)، با نورعلي الاطلاق ، موجب مي‌شود تا با نشاط و پرتوان جاده‌هاي زندگي را طي كنم، چرا كه با بهترين وجود عالم هم سفر شده‌ام .

كشش و جذبه وجود قيومش مرا به سوي او مي‌كشد و براي جهد و كوشش  بيشتر ، آماده‌ام مي‌كند .

به رحمت سر زلف تو واثقم،ورنه      كشش چو نبود از آن سو، چه سود كوشيدن

• حال كه حضرت را به عنوان جلوه‌ی «قيوم» شناختيم، به ياد داشته باشيم حق نداريم هيچ كمالي را به خود نسبت دهيم، و بايد همه نيكي‌ها او زيبايي‌ها را به واسطه وجود آن حلقه وصل بدانيم. اگر از آن حلقه غافل بمانيم و از او جدا شويم ، رابطه بين ما و عالم معنا قطع خواهد شد .

من خس بي‌سروپايم كه به سيل افتادم     اوكه مي‌رفت مرا هم به دل دريا برد

من به سرچشمه خورشيد نه خود بردم راه      ذره‌اي بودم و مهر تو مرا بالا برد

مولاي مهربانم :

وجودي عاصي و غافل ، با دست نياز و خواهش دل ، همراهي با شما را تمنا مي‌كند .

مرا غرق درياي عطوفت و كرامت خويش نماييد و اجازه دهيد تا هماره زندگيم دركنار امام قيومي باشم كه او را «سببٌ متصلٌ بين الارض والسماء » يافته‌ام .

روز و شب با تو بودنم هوس است            بي تو بودن، نبودنم هوس است

_______________
1. سوره‌ی مبارکه‌ی فرقان   آیه‌ی 58
2 . سوره‌ي مباركه‌ي عنكبوت    آيه‌ي 64
3. بحار الانوار   ج 1 ص 188
4. سوره‌ي مباركه‌ي آل عمران   آيه‌ي
169

هدیه به پیشگاه مطهر بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف صلوات