.

 

 

دعای عهد

جلسه 3

 

          در روزگاری که دنیا گرفتار حجاب غیبت امام عصر(ع) می‌باشد، بر آنیم تا در حد توان به شناخت و معرفت مولایمان نائل شویم تا شاید حجاب‌های قلبمان را بزدائیم و به انوار وجودی امام(ع) دست یابیم.

با توفیق حضرت حق در کلاس امام زمان شناسی، دعای عهد را بررسی می کردیم. به فرازی رسیدیم که باب درخواست باز مي‌شود. « اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْئلُكَ بِوَجْهِكَ الْكَرِيمِ وَ بِنُورِ وَجْهِكَ الْمُنِيرِ وَ مُلْكِكَ الْقَدِيمِ  . . .»

قبل از مطرح کردن درخواست‌هایمان، خداوند را به واسطه‌ی فیض‌اش – وجود مقدس امام زمان(ع) – قسم می‌دهیم.

*    *    *

« ... بِنُورِ وَجْهِكَ الْمُنِيرِ... » «خداوندا ! قسم به نور وجه نور افشانت. »

خداوند در آيه‌ي 35 سوره‌ي مباركه‌ي نور مي‌فرمايد: اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ في‏ زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ يَكادُ زَيْتُها يُضي‏ءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى‏ نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليمٌ

خداوند نور آسمانها و زمين است. مثل نور خداوند همانند چراغدانى است كه در آن چراغى (پر فروغ) باشد، آن چراغ در حبابى قرار گيرد، حبابى شفاف و درخشنده همچون يك ستاره فروزان، اين چراغ با روغنى افروخته مى‏شود كه از درخت پربركت زيتونى گرفته شده كه نه شرقى است و نه غربى (روغنش آن چنان صاف و خالص است كه) نزديك است بدون تماس با آتش شعله‏ور شود. نورى است بر فراز نورى، و خدا هر كس را بخواهد به نور خود هدايت مى‏كند، و خداوند به هر چيزى داناست. (35)

در تفسير اين آيه روايتي از جابر انصاري ذكر شده است، كه مي‌گويد: زماني در كوفه خدمت حضرت اميرالمومنين رسيديم، درحاليكه ايشان مطلبي را مي‌نوشتند و خنده چهره‌شان را فرا گرفته بود، بعد از احترام و ادب علت خنده را از حضرت اميرالمومنين(ع) جويا شدم. حضرت علت خنده خود را چنين بيان كردند: من متعجب و حيرانم از بي‌توجهي مسلمانان نسبت به آيات قرآن و سپس اين آيه- 35 نور- را قرائت فرمودند و در تفسير آن گفتند: مِشْكاة وجود مقدس پيامبر اكرم(ص) و مِصْباحٌ حضرت اميرالمومنين(ع) و زُجاجَة حسنين و كَوْكَبٌ دُرِّيّ علي بن الحسين(ع) و يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَة امام باقر(ع) زَيْتُونَة امام صادق(ع) لا شَرْقِيَّةٍ امام موسي بن جعفر(ع) وَ لا غَرْبِيَّة علي بن موسي الرضا(ع) يَكادُ زَيْتُها يُضي‏ء جواد الائمه وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ امام هادي(ع) نُورٌ عَلى‏ نُورٍ امام حسن عسگري(ع) يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ وجود مقدس مهدي(ع) است.

مقام نورایت ائمه‌ی معصومین(ع) تجلی نور خداست و امام زمان(ع) نیز وجه نورانی خداوند سبحان است، وجه اللهی که همواره در زندگی ما نور افشانی می‌کند.

• با قرار گرفتن در شعاع ولایتی امام(ع) سرزمین وجودمان درخشندگی خاصّی پیدا می‌کند، و به دنبال آن تمام نیّات، افعال و اقوالی که از ما صادر می‌شود، نورانی و درخشنده خواهد بود.

• وقتی قلب انسان در معرض پرتو انوار الهی «وجه الله» قرار می‌گیرد، از ظلمت و کدورت گناه و آلودگی پاک می‌گردد و طهارت لازم را پیدا می‌کند تا «حرم الله» شود.

• زمانی که تحت ولایت امام(ع) زندگی می‌کنیم، با درخشش « ولی الله»، استعدادهای نهفته‌مان را باز می‌شناسیم و آن‌ها را باور می‌کنیم. به دنبال ظهور استعدادهای بالقوه وجودمان، زمینه‌ی لازم فراهم می‌شود تا بتوانیم به کمالات خاصّی که خدا برایمان رقم زده است نائل شویم.

*     *     *

« ... مُلْكِكَ الْقَدِيمِ  ...» «خداوندا! قسم به سلطنت قدیمی‌ات. »

بر این باوریم که تمام تجلی‌های خداوند سبحان، به طور کامل در ائمه‌ی اطهار(ع) به نمایش گذاشته شده. بنابراین تجلی تام سلطنت خداوند در وجود امام زمان(ع) جلوه گر است.

حضرت، دارای سلطنت قدیمی است. از آن هنگام که نه زمینی بوده و نه زمانی، ائمه‌ی معصومین(ع) سلطنت داشته‌اند. در پس ارتباط با ولی عصر(ع)، می‌خواهم با ملکی مرتبط باشم که دوران سلطنتش از قبل از خلقت است تا قیام قیامت.

• اولین چیزی که بعد از واژه‌ی «سلطان» به ذهن متبادر می‌شود، کلمه‌ی «رعیت» است. سلطنت ملک، آن هم ملکی که خلیفه‌ی تامّه‌ی خداست، اقتضا می‌کند که بسیار رعیت نواز باشد.

رعیت او می‌دانند در هر زمینه‌ای کمبود و نیازی داشته باشند، باید به او رو کنند، و برای هر عرض حاجتی باید تنها سراغ او بروند.

• این سلطان قدیمی تجلیگاه اسماء خداست. همچون او خبیر است و لطیف، علیم است و رحیم. امام(ع) به طور دقیق از نیازهای رعیت‌اش آگاه است، و با نهایت  لطف و رحمت آن‌ها را مورد عنایتش قرار داده و کمبودهایشان را مرتفع می‌کند.

• وقتی امام زمان(ع) را مصداق ملک قدیم خدا می‌دانیم، قائلیم که حضرت به تمامی عوالم تسلط دارند. در عین حال که سلطنتی به این وسعت در اختیار امام عصر(ع) است، به تک‌تک رعایا توجه خاص مبذول می‌کنند و با «ید باسطه» شان آن‌ها را از امداد رسانی‌های ویژه بر خوردار می‌سازند.

• در جای جای تمامی اعمال صالح، قبل از اینکه اراده‌ی ما نقش داشته باشد، عنایت ولی عصر(ع) یافت می‌شود.

هر حرکت مثبت و ارزشمندی که در زندگی ما شکل می‌گیرد، هر فعلی که در جهت رسیدن به کمال از ما صادر می‌شود، به واسطه‌‍ی سلطه‌ای است که آن آشنای قدیمی در زندگی‌ما حاکم کرد.

و این گونه است که در تمامی رشدها، نیکی‌ها و زیبایی‌های زندگی، رد پای مولایمان را می‌یابیم.

• در بطن واژه‌ی «سلطنت» ، «تصرّف» نهفته است، و ملک کسی است که در امور رعیت‌اش تصرّف می‌کند.

حال اگر سلطانی جلوه‌ی کامل سلطنت خداوند باشد، به اذن حضرت حق، برکل عالم سلطه خواهد داشت، و همان گونه که قدرت، حکمت و رحمت الهیش اقتضاء می‌کند، در امور رعیت تصرّف خواهد داشت.

او با تصرفات الهیش می‌تواند ضعف‌ها را به قدرت و یأس‌ها را به امید بدل کند، و آنچه که می‌پسندد در عرصه‌ی حیات رعیت‌اش رقم زند.

به عنوان نمونه‌ای از این تصرفات، فرازهایی ابتدائی دعای «سمات» را مرور می‌کنیم.

طبق توصیه‌‌ی موکد علماء و بزرگان، در عصر جمعه که مهمانی خاص حضرت حجت(ع) است، دعای «سمات» را می‌خوانیم.

دعایی که از طریق محمد بن عثمان – نائب خاص امام زمان(ع) – از امام باقر و صادق(علیهما السلام) روایت شده است.

« اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْئَلُكَ بِاسْمِكَ الْعَظِيمِ الْأَعْظَمِ ... الَّذِي إِذَا دُعِيتَ بِهِ عَلَى مَغَالِقِ أَبْوَابِ السَّمَاءِ لِلْفَتْحِ بِالرَّحْمَةِ انْفَتَحَت‏. » « خدایا! از تو درخواست مي‌كنم به آن نام بزرگت كه هرگاه براي گشودن درهاي بسته آسمان به آن اسم خوانده شوي به رحمت و بركت گشوده مي‌شوند .»

اگر طالب اين باشم كه راه‌هاي آسماني و مسيرهاي معنوي برايم باز شود، و رحمت‌هاي خاص نصيبم گردد، وساطت اين اسم برايم موجب گشايش است .

« إِذَا دُعِيتَ بِهِ عَلَى مَضَايِقِ أَبْوَابِ الْأَرْضِ لِلْفَرَجِ انْفَرَجَت‏ » «هر زمان كه براي مشكلات و تنگناهاي حوادث روي زمين به آن نام خوانده شوي به فراخي و سهولت بدل مي‌شود .»

هرگاه كه خود را اسير تنگناهاي وجودي مي‌يابم و طالب شرح صدر هستم، بايد به اين اسم متمسك شوم تا از تنگناها رهايي يابم و زمين وجودم وسعت پيدا كند .

« وَ إِذَا دُعِيتَ بِهِ عَلَى الْعُسْرِ لِلْيُسْرِ تَيَسَّرَت‏ » «هنگام كارهاي سخت و دشوارعالم ، وقتي با آن اسم خوانده شوي همه امور سهل و آسان مي‌شود.»

اگر حضور در ميدان طاعت و بندگي برايم دشوار است و سير به سوي كمال مطلق در نظرم صعب وسخت جلوه مي‌كند بايد اين اسم را واسطه فيض قرار دهم تا خداوند ميسر و مسهل امور را براين آسان كند .

« إِذَا دُعِيتَ بِهِ عَلَى الْأَمْوَاتِ لِلنُّشُورِ انْتَشَرَت‏ » « وقتي براي زنده شدن اموات به آن اسم خوانده شوي مردگان زنده مي‌شوند.»

اين اسم هم موجب نشور مردگان ظاهري است، هم مردگان باطني. پس اگر آن قدر اسير جهل شده‌ام كه وجودم همچون مرده‌اي بي‌ثمر است، اگر به خاطر كثرت غفلت و معصيت، صاحب قلب و دلي مرده‌ام و ... بايد به امام زمان (عج) متوسل شوم تا حياتي دوباره ارزانيم كند .

شايد اين سوال مطرح شود كه چرا قائليم منظور از اين اسم عظيم امام هر زمان است .

در پاسخ، به روايتي از صادق آل محمد (ص) اشاره مي‌كنيم :

امام صادق (ع) در مورد اسم اعظم خداوند كه هفتاد و سه حرف دارد مي‌فرمايد : « إِنَّ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ ع أُعْطِيَ حَرْفَيْنِ كَانَ يَعْمَلُ بِهِمَا وَ أُعْطِيَ مُوسَى أَرْبَعَةَ أَحْرُفٍ وَ أُعْطِيَ إِبْرَاهِيمُ ثَمَانِيَةَ أَحْرُفٍ وَ أُعْطِيَ نُوحٌ خَمْسَةَ عَشَرَ حَرْفاً وَ أُعْطِيَ آدَمُ خَمْسَةً وَ عِشْرِينَ حَرْفاً وَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى جَمَعَ ذَلِكَ كُلَّهُ لِمُحَمَّدٍ ص- وَ إِنَّ اسْمَ اللَّهِ الْأَعْظَمَ ثَلَاثَةٌ وَ سَبْعُونَ حَرْفاً أُعْطِيَ مُحَمَّدٌ ص- اثْنَيْنِ وَ سَبْعِينَ حَرْفاً وَ حُجِبَ عَنْهُ حَرْفٌ وَاحِد»

از هفتاد و سه حرف اسم اعظم دو حرف به حضرت (عيسي (ع) داده شد عيسي (ع) با اين دو حرف قادر بود به اذن حق آن همه بيمار را شفا دهد و مردگان را زنده كند .)

به حضرت موسي (ع) چهار حرف اعطا شود (اينكه موسي (ع) كليم الله شد يد بيضا داشت، عصا بر سنگ مي‌زد و دوازده چشمه مي‌جوشيد و ... به اتكاي اين چهار حرف اسم اعظم بود.) به حضرت ابراهيم (ع) هشت حرف داده شد (ابراهيمي كه اتش بر او گلستان شد پيامبري كه جاي پايش آن قدر مقدس است كه پس از قرن‌ها همچنان حجاج بيت الله الحرام پشت مقام ابراهيم (ع) كه جاي پاي اوست نماز مي‌خوانند ، 8 حرف از اسم اعظم را بلد بود.) حضرت نوح پانزده حرف از اسم اعظم را آموخته بود (به مدد اين حروف كشتي نوح ساخته شد كه منجي مومنين آن عصر بود و همچنان نسل همه خوبان عالم از سكنه كشتي نوح است.) به آدم (ع) بيست و پنج حرف از حروف اسم اعظم اعطا شد (او كه مسجود ملائك بود و به عنوان خليفة الله در زمين برگزيده شد.)

امام صادق(ع) پايان كلامشان مي‌فرمايند : خداوند از هفتاد و سه حرف اسم اعظم هفتاد ودو حرفش را به پيامبر اكرم (ص) عطا كرد و يك حرف را نزد خودش نگه داشت.) 1

خداوند سبحان هر آنچه به پيامبر (ص) عنايت فرموده بالتبع به همه معصومين نيز عطا كرده است .

انبياي سلف تعداد محدودي از حرف اين اسم را در اختيار دارد از حد تصرف و توان بسيار بالايي برخوردار است كه با پيامبران گذشته قابل مقايسه نيست .

با چنين سلطاني مي‌توانيم در عرصه زندگي‌مان شاهد تحقق «انفتحت» ،«انفجرت» و «انتشرت» باشيم در پرتو همراهي و تبعيت اين ملك قديمي مي‌توانيم از عالم سفلي فاصله گرفته و تا عالم اعلي پر كشيم .

لطف درياست اگر هم نفس طوفانيم   دادرس هست چو در بند بلا مي‌مانيم

نيست پروا دگر اين شب زده را از ظلمات     زانكه با مرغ سحر همسفر پايانيم


__________________
1- اصول كافي  ، ج1  ، ص230

هدیه به پیشگاه مطهر اولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف صلوات