.

 

   
چكيده تفسير زيارت جامعه كبيره (استادگرامي خانم زهره بروجردي) جلسه46 «عباده المکرمین الذین لا یسبقونه...
 

در جلسه‌ي قبل خدمت عبارت « الْمُظْهِرِينَ لِأَمْرِ اللَّهِ وَ نَهْيِهِ » بوديم و در اين جلسه به حضرات معصومين عرض مي‌كنيم:

« عِبَادِهِ الْمُكْرَمِينَ الَّذِينَ لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ » « بندگان منزّه و معظّم او كه هيچ گاه در سخن گفتن بر او سبقت نميگيرند، و فرمان او را بكار مى‏بندند. » اين دو فراز با واو به يكديگر عطف شده‌اند شايد به آن جهت است كه « عِبَادِهِ الْمُكْرَمِ » نزد خداي سبحان كساني هستند كه در انجام اوامر و نواهي حق كوتاهي نمي‌كنند. در اين فراز لطايفي چند مورد بررسي واقع مي‌شود.

اولاً معصومين عباد هستند، يعني در محضر خداي سبحان تسليم محض‌اند در حاليكه ائمه‌ي اطهار جلوه‌ي ذات احديت حضرت حق‌اند و اظهار كننده‌ي اوامر و نواهي او مي‌باشند اما با اين مقام در محضر حضرت حق عبد محض‌اند و بندگي فخر آنهاست.

 پيامبر(ص) مي‌فرمايد: « فخري بر من نيست مگر بندگي حضرت حق.» شايد ذكر عبد بودن حضرات معصومين بعد از فراز« الْمُظْهِرِينَ لِأَمْرِ اللَّهِ وَ نَهْيِهِ » از ان روست كه شنوندگان و خوانندگان زيارت جامعه در حق حضرات معصومين غلو و اغراقي نداشته باشند بلكه همه بايد باور كنند حضرات معصومين عبد محض هستند از اين رو در ادامه‌ي فراز آمده است « الَّذِينَ لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ » اينان كساني هستند كه در گفتار بر خداي سبحان سبقت نمي‌گيرند. اينان به امر حضرت حق عمل مي‌كنند.

 امير المومنين(ع) مي‌فرمايند: « نزّلونا عن الرّبوبيّة و قولوا فينا ما شئتم » ما را از جايگاه ربوبي خداي سبحان فرود بياوريد. بعد از آن هر چه درباره‌ي كرامت ما خواستيد، بگوئيد. حضرت امير المومنين در اين روايت به اغراق كنندگان در ولايت چنين مي‌گويد كه شما بايد باور كنيد ما ائمه نيز عبد خداي سبحانيم ، امام هادي(ع) در اين قسمت از زيارت جامعه حضرات معصومين را عباد معرفي مي‌كنند تابر جايگاه بندگي آنان تأكيد كند.

اين عبارت نيز مي‌تواند در برابر اهل غلو مطرح شود در روايات مربوط به امير المومنين چنين آمده است كه وجود مقدس حضرت در 5 سال دوره‌ي حكومت خود برخورد تند و خشني با مردم نداشته‌اند.

مگر در رابطه با گروه غالي كه به خدمت ايشان آمدند و حضرت را خدا مي‌دانستند، حضرت گفتند: اگر از عقايد باطلتان دست بر نداريد شما را آتش مي‌زنم. اينان چون از عقيده باطلشان دست برنداشتند. به گفته‌ي حضرت زنده زنده در آتش سوزانده شدند. افكار اغراق آميز در رابطه با وجود حضرات معصومين چنان تخريب كننده و ضربه زننده است و افكار عمومي جامعه را مورد آسيب قرار مي‌دهد كه حضرت اين گروه را زنده زنده در آتش سوزاندند با اين عمل حضرت اراده كردند تا ريشه‌ي افكار غلط در جامعه نابود شود زيرا يك فكر غلط و نا به‌جا مي‌تواند كل جامعه را به سوي آتش فتنه بكشاند. زيرا در پي اغراق اين گروه هم امر توحيد و يكتا پرستي زير سؤال مي‌رفت و هم جايگاه حضرات معصومين در عالم.

در ادامه‌ي روايت آمده است كه به اغراق كنندگان در سه مرحله فرصت داده شده اما اينان در آخرين لحظاتي كه در آتش مي‌سوختند همچنان بر عقيده‌ي باطل خويش پافشاري داشتند و حضرت امير المومنين(ع) را خدا مي‌دانستند و به ايشان مي‌گفتند تو خدايي.

امام هادي(ع) با ذكر كلمه‌ي عباد متذكر مي‌شوند كه ما نيز بنده‌ايم چون ساير بندگان. عباد لغتي عربي است كه در معناي آن تسليم محض در مقابل خداي سبحان نهفته است.

شايد از ذهن هريك از ما چنين بگذرد كه حضرات معصومين عبدي مانند ساير بندگان حضرت حق‌اند در حاليكه ما در زيارت جامعه بارها عرض كرديم كه حضرات معصومين جلوه‌ي تامه خداوند سبحان‌اند پس چگونه مي‌توانند مانند ساير بندگان باشند. امام هادي(ع) بلافاصله بعد از كلمه‌ي عبد مي‌فرمايند: « عِبَادِهِ الْمُكْرَمِينَ » اين‌ها عبادي هستند كه نزد خداي سبحان مكرم هستند و حضرت حق نهايت اكرام را نسبت به اين عباد روا مي‌دارد.

بايد دقت داشت در زيارت جامعه مرتباً شبهه‌ي مشرك شدن زائر مي‌رود يعني ممكن است كوچكترين غفلت زائر او را به سوي مشرك شدن نسبت به حضرت حق سوق ‌دهد زيرا در هر زائر ائمه‌ي اطهار جلوه‌ي تامه حضرت حق ذكر مي‌كند و آنها را به اذن حضرت حق در عالم همه كاره مي‌داند ممكن است اين شبهه بر ذهن من بگذرد كه چه تفاوتي ميان جايگاه باري تعالي و حضرات معصومين هستند مخصوصاً اگر اين سؤال در كنار فراز قبل قرار گيرد كه زائر مي‌گويد: « الْمُظْهِرِينَ لِأَمْرِ اللَّهِ وَ نَهْيِهِ » يعني شما حضرات معصومين ظاهر كننده‌ي امر و نهي الهي هستيد، همچنان كه در فراز قبل گذشت عالم، عالم امر و نهي است.

حضرت امام هادي لفظ عباد را مطرح مي‌كند تا رفع شبه شود كه حضرات معصومين سايه‌ي خداي سبحان‌اند و ميان اين بزرگواران و خود خداي سبحان فاصله‌اي است و اين فاصله به اندازه‌اي است  كه عكس رخ يار در چهره‌ي اينان به نمايش گذاشته شده است.

امام هادي با به كابردن لفظ مكرم براي حضرات معصومين خاطر نشان مي‌كنند كه اينان بنده هستند زيرا مكرم صفتي براي بنده است، اين صفت براي حضرت حق به كار نمي‌رود.

هر كس به ميزان بندگي‌اش در محضر حق اكرام شده است و حضرات معصومين چون در بندگي تام و تمام هستند از بالاترين اكرام در نزد خداي سبحان برخوردارند . خداوند در سوره‌ي اسراء آيه‌ي 70 مي‌فرمايد: «وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَني‏ آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ . . . » « ما آدميزادگان را گرامى داشتيم؛ و آنها را در خشكى و دريا، (بر مركبهاى راهوار) حمل كرديم؛ و از انواع روزيهاى پاكيزه به آنان روزى داديم؛ »

خداوند سبحان چون اراده اكرام بنده‌اي را بكند اولين لطف آن است كه او را در خشكي و دريا حمل مي‌كند.

مفسرين شيعه مي‌گويند: البر و البحر  به معناي آن است كه خداوند سبحان امور مادي و معنوي او را بر عهده مي‌گيرد و امور مادي ومعنوي او را تأمين مي‌كند. بنده‌اي كه اكرام شده‌ي خداوند سبحان است براي امور مادي و معنوي خويش هيچ نگراني ندارد زيرا همچنان كه آيه مي‌گويد: « حَمَلْناهُمْ» «ما آنها را حمل مي‌كنيم.» كسي كه حمل بنده بر دست اوست خدايي است، خبير ،عليم ، قوي ، رزاق و ... با چنين حمل كننده‌اي ديگر جايي براي نگراني و يا زحمت بنده باقي نمي‌ماند همچنين آيه مي‌گويد: خدا وقتي بنده‌اي را اكرام كند، رزق طيب به او مي‌دهد « . . . رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى‏ كَثيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضيلاً » يك فضيلت خاصي به او داده مي‌شود. (تفسير كامل اين آيه از حوزه‌ي بحث ما خارج است.)

در تفسير نور الثقلين از قول امام باقر در ذيل اين آيه روايتي ذكر شده است كه حضرت فرمودند: «: ان الله لا يكرم روح الكافر، و لكن كرم أرواح عليه السلام المؤمنين، و انما كرامة النفس و الدم بالروح و الرزق الطيب هو العلم. » خداي سبحان كافر را اكرام نمي‌كند ليكن ارواح المومنين مومنين را اكرام مي‌كند. حضرت مي‌فرمايند: « انما كرامة النفس و الدم بالروح » كرامت هر وجودي به روح داشتن اوست. يعني هرچه روح فردي وسيع‌تر و قوي تر است ، مكرم‌تر است. كافر روح الايمان ندارد و مؤمن روح الايمان دارد.

كرامت مؤمن وابسته به روح الايمان اوست. « الرزق الطيب هو العلم » آن رزق طيبي كه آيه از ان سخن مي‌گويد: علم است، خدا هر كس را اكرام كند علم در اختيار او قرار مي‌دهد،

 رزق طيب، علمي است كه خداوند به بندگانش عطا مي‌كند، از روايت حضرت چنين دريافت مي‌شود كه خداي سبحان مؤمن را اكرام مي‌كند و روح الايمان به او عطا مي‌كند ثمره‌ي روزي علمي كه خدا به انسان مكرم عطا مي‌كند لذت دائم نهفته است در توضيح كلمه‌ي طيب لازم است ذكر كنيم روزي طيب آن است كه علاوه بر حلال بودن گورا و لذيذ نيز باشد. در حقيقت وقتي خداي سبحان بنده‌اي را كرام مي‌كند، معرفت خاصي در اختيارش قرار مي‌دهد  كه اين معرفت در اختيار همگان قرار نمي‌گيرد.

در مورد مكرم بودن مؤمن روايت ديگري را عرض مي‌كنيم كه آمده است: « ان المؤمن يعرف بالسماء كما يعرف الرجل ولده ، و انه لا أكرم على الله تعالى من ملك مقرب.» «مؤمن در آسمان شناخته شده است، همانطور كه در زمين يك فردي بچه‌هايش را مي‌شناسد. اينان براي اهل آسمان و ملائك معروف اند. مؤمن نزد خدا از ملك مقرب گرامي‌تر است.»

اين روايت به طور خاص جايگاه « عِبَادِهِ الْمُكْرَمِينَ » را مشخص مي‌كند روايت مي‌گويد اهل آسمان و عرشيان بنده‌ي مكرم را بيشتر از زمينان مي‌شناسند، هر چه بنده از تعلقاتش رها شود، از زمين مادي بيشتر فاصله مي‌گيرد و بيشتر به آسمانيان نزديك مي‌شود.

مؤمن حقيقتاً با زمين و زمينيان ارتباطي ندارد تا آنها او را بشناسند مؤمن حتي در آسمان نيز ميان همه‌ي ملائك شناخته شده نيست نه به اين معنا كه او آسماني نشده بلكه همه آسمانيان لياقت شناخت بنده‌ي مكرم را ندارند تنها ملائك مقرب نسبت به وجود او معرفت دارند.

 « عِبَادِهِ الْمُكْرَمِينَ » نزد خداي سبحان چندان عزيزند كه خداوند با وجود چنين بنده‌اي در آسمان بر ملائكه مقرب فخر فروشي مي‌كند؛ شايد خالي از لطف نباشد كه همين جا متذكر شويم امير المومنين در نهج البلاغه مي‌فرمايند: « به خدا قسم من به راههاي آسمان آشناتر از راه‌هاي زمين هستم.» وجودي كه به راه‌هاي آسمان آشنا‌تر از راههاي زمين است كار هر كسي نيست از همين رو در ابتدا عرض كرديم زيارت جامعه كبيره اگر با بصيرت و معرفت عميق و تفسير كامل‌ دريافت نشود ممكن است افراد را نسبت به حضرات معصومين دچار شك و شبهه نمايد زيرا شناخت وجودي حضرات معصومين كار هركسي نيست،

 در روايتي از امام باقر آمده است كه: « المؤمن أعظم حرمة من الكعبة.» مؤمن وجودش از كعبه گسترده‌تر است. « عِبَادِهِ الْمُكْرَمِينَ » مومنان حقيقي نزد خداي سبحان هستند، شناخت و دست‌يابي به مومن كار آساني نيست اين روايت وجود او را به كعبه تشبيه كرده و در ان چند نكته قابل تأمل است. اولاً كعبه در دسترس همگان نيست ثانياً براي دست‌يابي به كعبه بايد مسيري را طي كرد يا در حقيقت زحمتي را متحمل شد  ثالثاً ورود به مسجد الحرام آداب مخصوص به خود را دارد كه اين آداب با آداب ساير مساجد متفاوت است.

 تنها كسي مي‌تواند به كعبه نزديك شود كه همچنين استطاعت حج داشته باشد و هم از هر نجاستي پاك پاك باشد نزديك شدن به مومن نيز شرايط خاص دارد.

اولاً فرد بايد استطاعت و توانايي نزديك شدن به « عِبَادِهِ الْمُكْرَمِينَ » را داشته باشد ثانياً از هر گونه آلودگي پاك شد، پاك شدن از آلودگي‌هاي دنيا مي‌تواند فرد را از جايگاه ملائك مقرب و بالاتر برد كه به او اجازه‌ي معرفت و شناخت نسبت به عباد المكرمين داده شود. در روايتي از امام زمان(ع) داريم كه حضرت مي‌فرمايند : من فرزند كعبه هستم. يعني وجود مقدس امام زمان عباد المكرمي است كه براي نزديك شدن به وجود مقدس ايشان بايد قوانين خاص رعايت شود.

عباد المكرم خود براي تقرب به حق، آداب خاصي را رعايت مي‌كنند، اگر زائر به حضرات معصومين با اين فراز  سلام مي‌دهد و قصد تقرب به آنها را در دين اسلام دنبال مي‌كند چنين زائري يا بايد به حد ملائك مقرب برسد و يا به دست يابد.

عبدالله ابن سنان از امام صادق سوال کردم: الملائکه افضل ام بنو آدم؟ ملائکه بالاترند یا بنی آدم بالاتر هستند؟ امام صادق از قول امیرالمومنین نقل كردند: « ان الله عزوجل رکب فی الملائکه عقلاً بلا شهوه و رکب فی البهائم شهوة بلا عقل.» خدای سبحان درملائکه عقل بدون شهوت قرارداد و در ملائک و حیوانات شهوت بدون عقل را قرار داد « و رکب فی بنی آدم کلیهما» و براي آدم عقل و شهوت هر دو را قرار داد. «فمن غلب عقله شهوته» پس كسي که عقلش بر شهوتش غلبه کند از ملائکه بالاتر است.  و اگر کسی شهوتش بر عقلش حاکم شد از بهائم بدتر می شود. بل هم اضل از این روایت در مي‌يابيم كه بنی آدم اگر عقلش بر وجودش مسلط شود از ملائکه نزد خداي سبحان مکرم‌تر است.

علی بن موسی الرضا می فرمایند از امیرالمومنین علیه السلام سوال شد که شما ها بالاترید یا ملائک؟ امیرالمومنین از قول پیامبر می‌فرمایند: « إِنَّ الْمَلَائِكَةَ لَخُدَّامُنَا وَ خُدَّامُ مُحِبِّينَا»1 ملائکه نه فقط خادم ما، بلكه خادم دوستداران ما هم هستند. « الذین یحملون العرش و من حوله » ملائکه‌اي كه عرش را حمل مي‌كنند كه آنان که بالاترین نوع ملائکه هستند و همچنين ملائکه اطراف عرش «یسبحون بحمد ربهم و یستغفرون للذین آمنوا بولایتنا» اينان تسبيح گوي خدايشان هستند و همچنين استغفار مي‌كنند براي كسي كه ولايت ما را پذيرفته است.

 در ادامه‌ي روايت آمده است اگر ما نبودیم آدم و حوا و بهشت و جهنم و آسمان و زمینی نبود. چگونه ما افضل از ملائکه نباشیم در حالی که ما تسبيح گويي حضرت حق را به ملائكه آموختيم. « سبحنا و سبحن الملائکه.» ما تسبیح کردیم که آن ها تسبیح کردند. ما لا اله الا الله گفتیم که آن ها لا اله الا الله گفتند. ملائكه مامور به سجده بر آدم به جهت تکبیر ماشدند. چون ما در سلب آدم بودیم. خدا دستور داد این ها درمقابل آدم سجده و خضوع کنند. کیف لا نکون افضل من الملائکه چگونه ما از ملائکه بالاتر نباشیم؟

ملائکه خدام محبین ما هستند.حضرت علي بن موسي الرضا مي‌گويد: « إِنَّ الْمَلَائِكَةَ لَخُدَّامُنَا وَ خُدَّامُ مُحِبِّينَا »

امام باقرعلیه السلام در اصول کافی می فرمایند: هیچ مخلوقی نزد خدا گرامی تر از مومن نیست. چرا؟ «لان الملائکه خدام المومنین و ان جوارلله للمومنین و ان الجنه للمومنین و ان الحور العین للمومنین» خداوند سبحان تنها عباد المكرم خويش را مورد لطف خاص قرار مي‌دهد. حضرت حق ملائکه را به عنوان وجود ابزاری و وسيله‌اي براي خدمات رسانی مومنین قرار داده است. ملائكه جهت خدمت به عباد المكرم خلق شده‌اند. خداوند بهشت را برای مومن خلق کرد و جوار خودش و حور را برای مومن آفريده است. اصالت را خداوند در عالم به مومن داد.

 اگر ما بحث « عِبَادِهِ الْمُكْرَمِينَ » را در باب مؤمن بررسي كرديم و روايات را به سوي مؤمن سوق داديم از آن رو بود كه در ابتداي بحث عرض كرديم عبد مكرم بنده‌اي است كه در مقابل خداوند سبحان تسليم محض است و به اصطلاح عرفان مومن و دل داده‌ حضرت حق می‌باشد او در عشق نسبت به معشوق به جايي رسيده‌ است كه سخني بدون اذن او نمي‌گويد و دست به كاري بدون اجازه‌ي خدا نمي‌زند.

در روایات هر بار کلمه مومن تكرار شده است به معناي اعتقاد به ولایت تامه حضرات معصومین است. ميان مؤمن و مسلم تفاوت فراواني وجود دارد مومن پايبند محب به ولايت حضرات معصومين است در حاليكه مسلمان مي‌تواند چنين اعتقادي را نداشته باشد اگر حضرت حق مؤمن را احترام مي‌كند به دليل حب او به ولايت است.

در انتهاي بحث يكبار ديگر به فراز « عِبَادِهِ الْمُكْرَمِينَ الَّذِينَ لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ » نگاه مي‌كنيم و بحث را به پايان مي‌بريم.

اكرام حضرات معصومين نسبت به خداوند سبحان اكرامي دو طرفه و دو جانبه است اكرامي ميان عاشق و معشوق ميان حبيب و محبوب. ميان بنده و خدا زيرا ائمه‌ي اطهار به دليل آنكه جلوه‌ي ذات اقدس الهي هستند و آشنايي با اوامر و نواهي حضرت حق دارند و در مقابل اوامر و نواهي  او تسليم محض‌اند. حضرات معصومين بندگي و اكرام به محبوب را در اوج توان به نمايش مي‌گذارد و خداوند سبحان نيز در مقابل اين ميزان عبوديت ، حضرات معصومين را در بالاترين جايگاه عبوديت حفظ مي‌كند.« عِبَادِهِ الْمُكْرَمِينَ »

به عنوان آخرین کلام می‌گوئیم جهان و آنچه در آن است به بركت وجود ائمه‌ي اطهار خلق شده است و عالم و ما فيها زائيده‌ي بركت وجودي آنها است هر چه بنده در بندگي حضرت حق بيشتر تلاش كند نزد او مكرم‌تر است و در هر بار سلام به مكرمين عالم جواب سلامي از سر اكرام و لطف دريافت مي‌كند.


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
  1- بحار الانوار ج‏57 ص 304

 
هديه به پيشگاه مطهر امام هادي عليه السلام صلوات
 






محتوای مرتبط