.

 

   
چكيده تفسير زيارت جامعه كبيره (استادگرامي خانم زهره بروجردي)     جلسه 45( الْمُظْهِرِينَ لِأَمْرِ اللَّهِ وَ نَهْيِهِ و ...
 

« الْمُظْهِرِينَ لِأَمْرِ اللَّهِ وَ نَهْيِهِ و ...» «حضرات معصومين اظهار كننده‌ي اوامر و نواهي خداي سبحان‌ هستند.»

اين فراز را به گفته‌ي مفسرين از دو ديدگاه مي‌توان بررسي كرد.

ديدگاه اول: بيان اين مطلب كه حضرات معصومين اضهار كنندگان امر و نهي الهي هستند.

ديدگاه دوم: امر و نهي الهي چيست؟

در نگاه اول بايد گفت: حضرات معصومين به اذن حق حقايق را در عالم براي ما به ظهور مي‌رسانند و جلوه‌گر مي‌سازند.

آنان از امور مخفي پرده برداري مي‌كنند. «مظهر» اسم فاعل است و عرب براي اسم فاعل اراده حال و آينده (هميشه) مي‌كند به اين معنا كه حضرات معصومين هميشه عهده دار این وظیفه نسبت به ما هستند.

و اما امر و نهي: يعني حلال و حرام حضرت حق، پسند و ناپسند خداي سبحان، رضايت و عدم رضايت باري تعالي، اوامر و نواهي كه از طريق شرع اعلام مي‌شود.

در اقسام امر گفته‌اند امر گاهي براي انجام واجبات به كار مي‌رود، مانند: « أَقيمُوا الصَّلاةَ »1  و گاهي براي امور مستحب، مانند: « ذِكْرِ اللَّه» و گاهي از امر اراده، مباح مي‌شود، مانند: «فَكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ »2

و در اقسام نهي آمده است نهي بر دو دسته است يا براي تحريم. « وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى‏ ...»3  « و نزديك زنا نشويد ...» ، « وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْيَتيمِ ...»4  « و به مال يتيم، نزديك نشويد ...»

و يا براي تنزيه و پاك نگه داشتن فرد از آلودگي‌ها.

«لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ »5 «صداى خود را فراتر از صداى پيامبر نكنيد»

شايسته‌ي شما نيست تا صدايتان را از صداي پيامبر بالاتر ببريد. قرآن مي‌گويد اين آلودگي و رجس را از خود دور كنيد.

اگر به اين فراز دقت بيشتري داشته باشيم خواهيم گفت: وقتي به حضرات معصومين با عنوان « الْمُظْهِرِينَ لِأَمْرِ اللَّهِ وَ نَهْيِهِ و ...» سلام مي‌دهيم به كساني سلام مي‌كنيم كه لحظه به لحظه و آن به آن در زندگي ما حضور دارند، غايبينٍ حاضري هستند كه از ديدگان ما پنهان‌اند اما لحظه‌اي ما از نظر آنها پنهان نيستيم. زيرا كل زندگي انسان چيزي جز اوامر و نواهي الهي نيست. اصول دين و فروع دين كه بر كل زندگي انسان حكومت می‌کند چيزي به غير از امر و نهي الهي نيست، دين براي اساسي‌ترين نياز بشر كه ميل به يگانه پرستي و توحيد است تا جزئي‌ترين نياز‌هاي او كه امور روزمره‌ي زندگي طبيعي است اوامر و نواهي‌ای دارد.

البته در همين ابتداي بحث روايتي را از كتاب بصائر الدرجات، صفحه‌ي 127، از قول امام باقر(ع) نقل مي‌كنيم تا ديد ديگري را نسبت به اوامر و نواهي حضرت حق بيابيم. حضرت اين روايت را به امير المومنين بر مي‌گردانند و مي‌فرمايند از اميرالمومنين در رابطه با علم پيامبر سؤال شد و حضرت جواب دادند: « ... عِلْمُ النَّبِيِّ عِلْمُ جَمِيعِ النَّبِيِّينَ وَ عِلْمُ مَا كَانَ وَ عِلْمُ مَا هُوَ كَائِنٌ إِلَى قِيَامِ السَّاعَةِ »6  علم پيامبر علم همه‌ي پيامبران است و علم آنچه در گذشته اتفاق افتاده است و آنچه تا قيامت اتفاق خواهد افتاد .

امير المومنين مي‌فرمايند: « ثُمَّ قَالَ وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ »، قسم به آن خدايي كه جانم در دست اوست « إِنِّي لَأَعْلَمُ عِلْمَ النَّبِيِّ ص وَ عِلْمَ مَا كَانَ وَ عِلْمَ مَا هُوَ كَائِنٌ فِيمَا بَيْنِي وَ بَيْنَ قِيَامِ السَّاعَةِ» من نيز هر چه پيامبر مي‌دانستند مي‌دانم « الْمُظْهِرِينَ لِأَمْرِ اللَّهِ وَ نَهْيِهِ و ...» و من اظهار كننده‌ي امر و نهي الهي هستم.

شايد شما سؤال كنيد بحث اوامر و نواهي الهي بود چرا بحث علم پيامبر و امير المومنين مطرح شد؟

در جواب خواهيم گفت: گاهي اوقات منظور از اوامر و نواهي الهي، حق سلطنت كليه الهيه است كه خداي سبحان حضرات معصومين را جلوه‌ي سلطنت خود قرار داده است يعني بايدها و نبايد‌هاي خداي سبحان از طريق حضرات معصومين در باره تمام موجودات اظهار مي‌شود، به اين معنا كه اين بزرگواران بر مبناي علمي كه از جانب خداي سبحان به آنها عطا شده است از همه‌ي اوامر و نواهي آگاهند اين امر و نهي تنها شامل انسان و محدود در حيطه‌ي بشريت نيست بلكه كل موجودات عالم تحت اوامر و نواهي حضرات معصومين هستند .

اگر به اوامر و نواهي الهي از زايه‌ي ديگري نگاه كنيم به جايگاه حضرات معصومين در زندگي بيشتر واقف مي‌شويم، گاهي مي‌گوييم فلان كس اهل امر و نهي است يعني قدرتمند و توانا است، خداي سبحان در جایگاه امر و نهي مطلق است يعني اصل امر و نهي براي اوست با فرمان حضرت حق به اوامر نعمت‌هايي به موجودات داده مي‌شود و يا از آنها گرفته مي‌شود.

اين حقيقت در وجود حضرت معصومين نيز به نمايش گذاشته شده است . ائمه‌ي اطهار تصرفات حضرت حق را در عوالم مختلف به نمايش مي‌گذارند اين جلوه‌گري تنها شامل دنیا نيست بلكه برزخ و قيامت افراد را در بر مي‌گيرد امر و نهي الهي قبل از تولد آغاز مي‌شود و تا برزخ و قيامت ادامه دارد.

به عبارتي ديگر از عالم الست فرد، آغاز مي‌شود و تا قيامت او ادامه دارد، به اذن خداوند سبحان و به امر حضرات معصومين انسان متولد مي‌شود و حضرات معصومين به اذن حق ملائكه‌اي را موكل رزق، موكل تربيت، موكل حيات و موكل ممات او قرار مي‌دهد. تولد كه نوعي از اوامر حضرت حق است توسط حضرات معصومين اظهار مي‌شود.

يكبار ديگر فراز را تكرار كنيم «وَ الْمُظْهِرِينَ لِأَمْرِ اللَّهِ وَ نَهْيِهِ وَ عِبَادِهِ الْمُكْرَمِينَ الَّذِينَ لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ وَ . . .» « و ظاهركنندگان امر و نهى خدا، و بندگان منزّه و معظّم او كه هيچ گاه در سخن گفتن بر او سبقت نمي‌گيرند، و فرمان او را بكار مى بندند و .. .»

گفتيم كه امر و نهي خداي سبحان و حقيقت اين امر و نهي، قائم به وجود ولّي است. يعني با اظهار اوامر و نواهي حق از طريق ولي، مردم انتفاء لازم را از اوامر الهي مي‌برند انتفاء لازم به معناي امر بندگي است، زيرا اصل دليل ورود به اين عالم بندگي خداي سبحان است ما بندگي خالصانه را در فراز قبل بررسي كرديم و گفتيم بندگي خالصانه تنها از طريق تسليم شدن در برابر اوامر و نواهي حضرت حق امكان پذير است، خداوند سبحان مي‌گويد: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ » 7 « من جنّ و انس را نيافريدم جز براى اينكه عبادتم كنند(و از اين راه تكامل يابند و به من نزديك شوند)! »

شناخت بايد ها و نبايدها از طريق ولي براي ما صورت می‌پذیرد.

اما اگر از ما سوال شود يكي از اساسي‌ترين بايد‌ها و نبايدهاي انسان بعد از پذيرش توحيد چيست؟ در جواب خواهيم گفت: يكي از اساسي‌ترين بايد‌هاي شريعت، پذيرش خود ولي الله است و يكي از نبايدهاي دين، اجتناب از اوليا‌ي الهي است. روايتي8 از قول امام صادق(ع) نقل شده است كه: فردي در محضر امام صادق(ع) عرض كرد: «جُعِلْتُ فِدَاكَ أَخْبِرْنِي عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ مَا وَصَفَ مِنَ الْمَلَائِكَةِ يُسَبِّحُونَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ لا يَفْتُرُونَ »  فردي پرسيد اين آيه به چه معناست: «كه ملائكه شبانه روز تسبيح مي‌گويند و از اين تسبيح گويي خسته نمي‌شوند و فطور و سستي در تسبيحشان نيست.»

چگونه است كه: «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً كَيْفَ لَا يَفْتُرُونَ وَ هُمْ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ ص‏ »  چگونه سستي و خستگي عارض بر ملائكه نمي‌شود و دائم بر پيامبر درود مي‌فرستند؟

در واقع فرد دو سؤال مطرح كرد: يكبار آيه‌ي تسبيح را پرسید و بار دوم صلوات بر پيامبر را از جانب ملائكه مطرح كرد و گفت چگونه ملائكه از درود بر پيامبر خسته نمي‌شوند.

امام صادق(ع) فرمودند: « إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمَّا خَلَقَ مُحَمَّداً ص أَمَرَ الْمَلَائِكَةَ فَقَالَ انْقُصُوا مِنْ ذِكْرِي بِمِقْدَارِ الصَّلَاةِ عَلَى مُحَمَّدٍ فَقَوْلُ الرَّجُلِ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ فِي الصَّلَاةِ مِثْلُ قَوْلِهِ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ »

خداي سبحان وقتي پيامبر را آفريد به ملائك دستور داد به اندازه‌اي كه بر پيامبر درود مي‌فرستيد، مي‌توانيد از ذكر من بكاهيد، ميان ذكر خدا و درود بر پيامبر فرقي نيست، پس چنانچه كسي صلوات مي‌فرستد، مانند كسي است كه مي‌گويد: «سُبحانَ الله و الْحَمدُلله و لا اِلهَ اِلا الله و الله اَكْبر»

اگر سوال شود چرا درود بر پيامبر مثل ذكر خداست؟ خواهيم گفت: به دليل اينكه پيامبر آينه‌ي تمام نماي حق است و وقتي درود بر او مي‌فرستيم گويا بر جلوه‌ي تمام نماي خداي سبحان درود فرستاديم. كمترين مانعي ميان پيامبر و خداي سبحان وجود ندارد از اين رو به همان ميزان كه « ذِكْرِ اللَّه» قرب آور است، درود بر پيامبر هم قرب آفرين است.

نكته‌ي قابل توجهي كه از اين روايت به دست مي‌آيد كه مي‌توان آن را در علوم روانشناسي جاي داد اين است كه كساني كه از زندگي خويش خسته‌اند و نسبت به آن ديد مثبتي ندارند اهل ذكر نيستند.

از اين روايت استباط مي‌شود ذكر خداوند سبحان خود قوت آفرين است و فرقي ميان سُبحان الله و صلوات بر پيامبر نيست زيرا ذاكر با قدرت الله عالم در ارتباط است. ارتباط با قوي، قوت مي‌آورد.

ذكر مي‌تواند قرائت قرآن، نماز يا زيارت باشد. ارتباط با منبع قوت(خداي سبحان) يا با جلوه‌هاي قوت، ائمه‌ي اطهار قوت بخش است.

هر چه ارتباط افراد با قدرت الله افزايش مي‌يابد خود فرد قوت مي‌گيرد، انسان براي رشد و كمال و خوبيها و حسناتش بايد به منبع بي‌كران الهي متصل باشد فردي كه اراده كرد تا در مسير خدا شناسي قدرتمند به پيش رود به يقين بايد به منبع قدرت الهي متصل باشد تا به اصطلاح عاميانه سوخت حركتي او كاهش نيابد و يكبار ديگر « الْمُظْهِرِينَ لِأَمْرِ اللَّهِ وَ نَهْيِهِ و ...» چنين معنا كنيم و می‌گوئيم اجراي اوامر و نواهي حضرت حق بدون وساطت ائمه‌ي اطهار امكان پذير نيست مثلاً اگر فراگيري علم را به عنوان يك فريضه‌ي اراده كرده‌ايم بايد دست به دامان « الْمُظْهِرِينَ لِأَمْرِ اللَّهِ وَ نَهْيِهِ و ...» بزنيم آنان اظهار كننده‌ي علم خداوند سبحان هستند آنان حقيقت علم را مي‌دانند زيرا اگر بدون واسطه‌ي آنها به يادگيري علوم مشغول شويم، گرفتار حجاب نوري علم می‌شویم این علم نه تنها سبب اتصال ما به خداي سبحان نمی‌شود بلكه مانعي به جهت جدايي ما از حق می‌باشد حضرات معصومين اظهار كنندگان حق‌اند اگر این بزرگواران تربيت ما را برعهده گیرند علمي نافع نصيب ما می‌گردد . و اگر آنها را اظهار كننده‌ي نواهي الهي مي‌دانيم و با اين نام به آنها متوسل مي‌شويم از حضرات معصومين طلب مي‌كنیم تا رذيله‌ي اخلاقي چون كبر، غرور و بد اخلاقي و . .. را از ما دور كنند همه‌ي اينها منهي خداوند سبحان است.

هر ذاكري به اين نكته اذعان داشته باشد كه پايبندي به اوامر و نواهي الهي از جانب حضرات معصومين براي او ارتقاء آفرين است مثلاً يكي از مهمترين اوامر الهي «فاذكرو الله ذكراً كثيراً» است اگر كسي قصد ذكر كثير دارد بايد ارتباط خود را با ولايت قوي‌تر کند، در این زمان اظهار ذكر بواسطه‌ي او امكان پذير مي‌شود و گاهي فرد تا جايي به پيش مي‌رود كه ذكر در خود او ظهور مي‌يابد و تمام اجزاء و جوارحش ذاکر حق می‌شوند.

هر چه افراد ولايت معصومين را بيشتر پذيرا شوند امر به ذكر از طريق خود آنها ظهور پيدا مي‌كند. زيرا ائمه‌ي اطهار امر را اظهار مي‌كنند و نهي‌ها و نبايد‌ها را مشخص مي‌سازند در حقيقت ارتباط با اظهار كنندگان اوامر و نواهي حضرت حق بصيرت و بينشي به خود ذاكر عطا مي‌كند و فرقاني نصيب او مي‌سازد كه خود او اوامر و نواهي را تشخيص مي‌دهد.

هرچه به عبارت « الْمُظْهِرِينَ لِأَمْرِ اللَّهِ وَ نَهْيِهِ و ...» دقت مي‌كنيم مي‌بينيم هيچ امري در عالم صورت نمی‌پذیرد و هيچ نهي‌ای از ما دور نمی‌شود مگر آنكه حضرات معصومين اجازه‌ي آن را صادر كرده ‌باشند اگر ما خود را موظف به نمازهاي يوميه مي‌دانيم اگر روزه مي‌گيريم اگر حج و خمس و زكات و تولي و تبري انجام مي‌دهيم، اگر انفاق مي‌كنيم، اگر صله رحم داريم همه‌ي اموری است كه از جانب حضرات معصومين به ما رسيده است.

در درون هر يك از ما سلسله‌اي از كمالات به وديعه گذاشته شده، اقامه‌ي صلوة، ايتاء زكات و امر به معروف و نهي از منكر با فطرت ما سازگار است و همه‌ي اينها در وجود ما كاشته شده است.

همه‌ي خوبي‌ها در درون افراد بالقوه وجود دارد اگر ولايت حضرات معصومين كه در تفاسير عرفاني از وجود آن‌ها به آب تعبير شده است امر به سبز شدن استعدادهاي بالقوه‌ي ما كند همه‌ي آنها سبز مي‌شود.

و اگر آب ولايت در خاك وجودي ما جاري نشود، بذرهاي انسانيّت‌ ما مدفون مي‌ماند. خوبي‌هاي انسان در زمينه‌ي اجراي اوامر و اجتناب از نواهي همگي نقش ولايت است.

شايد لازم باشد قبل از پايان اين جلسه عرض كنيم در سوره‌ي الاعلي، آيه‌ي1 آمده است كه خداوند سبحان به پيامبر مي‌گويد:« سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى » «منزّه شمار نام پروردگار بلندمرتبه‏ات را! » مفسرين در تفسير اين آيه مي‌گويند: كلمه‌ي اسم كه ميان سبح و ربّ آمده است جلوه‌ي ربّ است نه خود ربّ، همانگونه‌ كه اسم هركس جلوه‌ي اوست نه خود او. جلوه كامل خداوند سبحان اسم خداست و اسم كامل خداوند سبحان حضرات معصومين هستند. در اين آيه گفته شده : « سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى »  پيامبر اسم خداي خود را منزه كن. يعني خودت و اهل بيتت را منزه بدان. پيامبر! تو تمام اوامر و نواهي الهي را بر مردم خواندي و در عمل بر آنها ثابت كردي حال ديگر هيچ مسئوليتي بر عهده‌ي تو و اهل بيت تو نيست، تو و خاندان مطهرت منزه از كم كاري و نقصان در بشارت هستيد هر كس خود بايد توشه‌ي خويش از مكتب شما اهل بيت برچيند. هر كس كه گوش جانش شنوا است و چشم دلش بيناست به يقين در انجام اوامر و نواهي شما تلاش خواهد كرد و آنكس كه روي گردان از اوامر و نواهي الهی است، شما حضرات معصومين كاري براي او نمي‌توانید انجام دهید زيرا او نابودی و دفن استعدادهاي خويش را اراده كرده است تفاسیر می‌گویند تلاش پیامبر هيچ تأثيري براي او ايجاد نخواهد كرد در همين جا از « الْمُظْهِرِينَ لِأَمْرِ اللَّهِ وَ نَهْيِهِ و ...» طلب مي‌كنيم تا تربيت لحظه به لحظه‌ي ما را برعهده بگيرند و آني ما را به خود واگذار نكنند هر لحظه اوامر و نواهي را به ما متذكر شوند تا در پي اين تذكر ما نيز پايبند به اجراي آنان باشيم و بمانیم.

__________________
1- سوره‌ي مباركه‌ي انعام، آيه‌ي 72
2- سوره‌ي مباركه‌ي انعام، آيه‌ي 118
3- سوره‌ي مباركه‌ الاسراء، آيه‌ي 32
4- سوره‌ي مباركه‌ي انعام، آيه‌ي 152
5- سوره‌ي مباركه‌ي حجرات،  آيه‌ي 2
6- بحار الانوار  ج26 ص110
7- سوره‌ي مباركه‌ي ذاريات، آيه‌ي 56
8- بحار الانوار ج 82  ص96
9- بحار الانوار ج91   ص 72

هدیه به پیشگاه مطهر امام هادی علیه السلام صلوات






محتوای مرتبط