.

 

   
چكيده تفسير زيارت جامعه كبيره (استادگرامي خانم زهره بروجردي)    جلسه 44 ( ادامه المخلصين في توحيد الله

در خدمت زيارت جامعه‌ي كبيره به فراز «الْمُخْلِصِينَ فِي تَوْحِيدِ اللَّهِ ...» رسيديم و توضيحاتي در رابطه با اين فراز در جلسات قبل گذشت اما شايد لازم باشد يكبار ديگر به فراز  «الْمُخْلِصِينَ فِي تَوْحِيدِ اللَّهِ ...» نگاه كنيم.

حضرت علي بن موسي الرضا در گفتگوي با مأمون مي‌فرمايند: «لَا مَعْرِفَةَ إِلَّا بِالْإِخْلَاصِ »1  يعني «معرفت خداي سبحان وقتي حاصل مي‌شود كه اخلاص باشد.» سخن علي بن موسي الرضا در رابطه با حضرات معصومين به خوبي تفسير مي‌شود، زيرا

عمق معبود شناسي آنها بر اخلاصشان مي‌افزايد و اخلاصشان توحيد و خداشناسي را در وجود آنها به نهايت و كمال مي‌رساند.

در حقيقت توحيد و اخلاص رابطه‌ي تنگاتنگ و دو طرفه دارند.

اگر كسي قلباً توحيد را پذيرفته باشد از او عملي غير از عمل خالصانه بروز نمي‌كند زيرا فرد باور دارد عمل او در درگاه خداوند بي نيازي صورت مي‌پذيرد كه نيازي به خيرات صادره از افراد ندارد، به علاوه اينكه چنين فردي محركي به غير از عشق به محبوب ندارد او كار را براي دريافت ثواب و پاداش و فرار از عقاب و ترس انجام نمي‌دهند بلكه خوشحال از اين است كه معشوق به عاشقي چون او اجازه‌ي بندگي در درباره خويش را صادر كرده است و براي چنين بنده‌اي هيچ چيز به غير از وصال به محبوب وجود ندارد، او يك معشوق را مي‌شناسد كه در رسيدن به او تلاش مي‌كند و رضايت محبوب متقابلاَ تأثير خود را بر عمل بنده مي‌گذارد كه اين تأثير همان خلوصي است كه حضرت حق به عمل بنده‌اش مي‌بخشد.

 در بسياري از جلسات ذكر كرده‌ايم كه هيچ خيري در عالم شكل نمي‌گيرد مگر با اجازه‌ي حضرت حق. اخلاص در عمل نيز امري وجودي است كه تنها در سيطره‌ي قدرت حضرت حق صورت مي‌پذيرد اجازه‌ي اخلاص بايد از سوي خداوند صادر شود تا بنده هم توانايي عمل خالصانه بيابد و هم بر اين اخلاص پايدار بماند.

اگر فرد مخلص شود از حضرات معصومين مي‌خواهد تا به او اخلاص در افعال و صفات عطا كنند حضرات معصومين «الْمُخْلِصِينَ فِي تَوْحِيدِ اللَّهِ ...» هستند. آنان در عالم نقش تصفيه و تحليه ( تزئين) افعال و صفات بندگان را بر عهده دارند، كسي كه قدم در مسير خداشناسي و توحيد بگذارد در ابتدا بايد به گفته‌ي امام خميني(ره) به خلوص در نيت و نيت خالصانه دست يابد زيرا هر فعل و عملي بدون نيت خالصانه مانع از حركت كمالي مي‌شود.

چنين فردي به لطف حضرات معصومين از رذايل اخلاقي دور مي‌شود و روح او تصفيه مي‌گردد و بعد از اين تصفيه با عنايت حضرات معصومين تحليه‌اي براي او صورت مي‌گيرد.(تحليه به معناي آراستن)

اگر مي‌گوئيم حضرات معصومين نقش تصفيه را برعهده دارند در زبان عاميانه يعني آنها به اذن حق انسان را تا جايي ارتقاء مي‌دهند كه شخص فعل مثبت خود را از خود نمي‌بيند بلكه انجام آن را نشاني از سوي معشوق مي‌داند. او مي‌داند كه اگر لطف خداي سبحان نبود اجازه‌ي انجام فعل مثبت به او داده نمي‌شد، اين نگاه همان توحيد افعالي است كه به لطف حضرات معصومين براي فرد ايجاد مي‌شود. اگر ما توحيد افعالي را به عنوان اولين نوع توحيد مطرح مي‌كنيم به اين دليل است كه فعل امري است كه با اجزاء و جوارح ظاهري انجام مي‌شود و اثر آن با چشم سر ديده مي‌شود.

توحيد افعالي اولين درجه‌ي توحيد در قلب است.

در مراحل بالاتر حضرات معصومين اخلاص در صفت براي فرد ايجاد مي‌كنند به اين معنا كه انسان صفات نيكو را از خود نمي‌بيند هر صفت حسنه‌اي را جلوه‌ي از ذات اقدس الهي مي‌داند مثلاً اگر فردي حليم است حلم را نشاني از حضرت حق مي‌داند و اگر كسي شجاع است، شجاعت را جلوه‌ي قدرت الهي مي‌بيند.

اگر بحث اخلاص در صفات را در حضرات معصومين بررسي كنيم به عنوان مثال بايد بگوئيم امام رضا(ع) جلوه‌ي رضايت خداوند سبحان‌اند و امام جواد جلوه‌ي جود حضرت حق‌اند ائمه‌ي اطهار در اوج اخلاص در صفات هستند يعني ذره‌اي براي صفات حَسن خود جداي از خداي سبحان جايگاهي قائل نيستند آنان هر يك جلوه‌ي تابش‌ انوار حضرت حق‌اند.

اگر در زيارت جامعه زائر حضرت معصومين را «الْمُخْلِصِينَ فِي تَوْحِيدِ اللَّه» مي‌خواند يعني اي كساني كه در جلوه‌گري‌هاي صفات حَسَن خويش نهايت اخلاص را داريد ما را به اذن حضرت حق چنان تربيت كنيد كه اولاً صفات نيكو در ما بروز كند ثانياً اينكه اين صفات را نشاني از سوي حضرت حق بدانيم اگر با عنايت شما اخلاص در افعال و صفات ما حاصل شود در پي آن اخلاص، خلوص در عبادت نصيب ما مي‌شود در اين زمان ما ديگر عبادت را به چشم داشت ثواب انجام نمي‌دهيم بلكه آن را نمايشگاه ذل بندگي خود در مقابل عز ربوبي حضرت حق مي‌دانيم.

در آخرين بحث «الْمُخْلِصِينَ فِي تَوْحِيدِ اللَّهِ» بايد بگوييم.

اگر اخلاص در وجودي ثابت بماند صاحب خود را در توحيد به يقين مي‌رساند زيرا در مقام يقين گفته‌اند كه در اين مقام هر شك و ريبي از قلب انسان زائل مي‌شود . اهل لغت گفته‌اند يقين علمي است كه شكي در آن و با آن نباشد، يقين نوري است كه خداوند سبحان در دل بنده پديد مي‌آورد و بنده به لطف حضرت حق با عمل خالصانه مي‌تواند خود را تا شعاع اين نور بالا ببرد اگر يقين بعد از اخلاص براي بنده‌اي حاصل شود او به جايي مي‌رسد كه لحظه‌اي خود را از حضور حضرت حق خارج نمي‌بيند و ميان كثرت و وحدت براي او فرقي نيست بنده‌اي است كه اگر در كثرات زندگي مي‌كند در عين وحدت است كثرات براي او هيچ تأثيري ايجاد نمي‌كند.

حضرت علي(ع) مي‌فرمايند:« لو كشفتُ العظاما ما ازددت يقينا» «اگر پرده‌ها كنار رود يقين من اضافه نمي‌شود.»

حضرت علي به چنان كمالي دست يافته‌اند كه مي‌فرمايند اگر پرده‌ها در كثرات عالم كنار روند در ميزان يقين من نسبت به حضرت حق هيچ تأثيري ايجاد نمي‌كند، از سوي ديگر يقيني كه در پي اخلاص ايجاد مي‌شود فرد را تا جايي بالا مي‌برد كه حضور مردم ذره‌اي در عملكرد او اثر نمي‌كند. براي يقين پاياني نيست هر چه بنده در اخلاص پيش تر مي‌رود در يقين جلو تر مي‌رود و يقين بر يقين او افزون مي‌شودو اگر در اين فراز ما دست به دامان مخلصين في توحيد الله دراز مي‌كنيم از آن روست كه آن بزرگواران را واسطه‌ي فيض اخلاص در نيت، اخلاص در عمل، اخلاص در صفات هستند  و خواسته را تا جايي پيش مي‌بريم كه به گفته‌ي اميرالمومنين « ما رأيت شيئا الا و رأيت اللَّه قبله و بعده و معه»2  چيزي را نمي‌بينيم مگر قبل و بعد و همزمان با او خدا را ببينيم و خداوند را در جميع احوال قالب بر قلب و ضمير خويش بدانيم.

 با روايتي چند از كتاب غرر الحكم امير المومنين بحث اخلاص را به پايان مي‌بريم.

*« ألأخلاص أشرف النّهاية3 اخلاص شريف‏ترين كرانه است.»

اگر ما به حضرات معصومين با عبارت مخلصين في توحيد الله متوسل مي‌شويم قصد وصول به بالا ترين كرانه‌هاي بندگي را داريم كرانه‌ي بندگي ساحل بي‌پاياني است كه هر چه بيشتر در ان قدم بگذاريم در مي‌يابيم نسبت به آن كرانه هيچ شناختي حاصل نكرده‌ايم و اگر لطف ائمه‌ي اطهار نباشد ما در ابتداي راه بندگي درمانده‌ايم.

*«ألإخلاص أعلى الأيمان4 بالاترين ايمان اخلاص در عمل است.»

ما به بحث اخلاص عملي اشاره كرديم اما در كنار اين روايت از مخلصين في توحيد الله اخلاص در عمل به بندگي را طلب مي‌كنيم كه بدون حمايت و پشتيباني آنها شايستگي در عمل از ما گرفته مي‌شود.

*« أمارات السّعادة إخلاص العمل كار را خاصّ5 و خالص براى خدا كردن نشانه نيكبختى است.»

امير المومنين نشانه‌ي نيك بختي انسان را اخلاص معرفي مي‌كند و ما چون از در شناخت و معرفت انجام اخلاص ناتوانيم دستمان را به سوي مخلصين في توحيد الله دراز مي‌كنيم و از حضرات معصومين اين نيك بختان عالم تقاضاي نيك بختي و سعادت مي‌كنيم اگر به اذن آنها خلوص در عمل براي ما امضاء شود سعادتمند خواهيم شد.

*« أصل الإخلاص اليأس عمّا فى أيدى النّاس6: ريشه اخلاص و دل در خدا بستن از آنچه در دستهاى مردم است دل بريدن است. » 

 از وجود مخلصين في توحيد الله با ذكر اين روايت تنها يك چيز طلب مي‌كنيم و «و معكم معكم لا مع غيركم» از وجود مخلصين في توحيد الله با سلام به اين فراز طلب مي‌كنيم كه چشم دل ما را از در خانه‌ي هر كسي به غير از خود قطع كنند و اگر همراهي در اين عالم نصيب ما خواهند كرد فقط همراهي با خود آنها باشد كه سعادت و نيك بختي ما در همراهي با حضرات معصومين است.

*« أفضل الإيمان الإخلاص و الإحسان و أفضل الشّيم التّجافى عن العدوان7: بالاترين ايمان اخلاص بخدا و احسان با خلق و برترين روش دورى از دشمنى كردن بر هم و ستمكارى است. »

از مخلصين في توحيد الله با ذكر اين روايت تقاضا مي‌كنيم تا با نگاهي از سر لطف، عمل و نيت‌هاي ما را آراسته به اخلاص كنند زيرا ثمره‌ي اخلاصي كه به ما عطا مي‌كنند سبب مي‌شود تا روابط اجتماعي ما سالم شود و از هر نوع آلودگي و نقصي به دور بماند.

*« أعلى الأعمال إخلاص الأيمان و صدق الورع و الأيقان8: بلندترين كارها ايمان خالص داشتن و پارسائى و يقين درست داشتن است. »

و در انتهاي اين بحث يكبار ديگر از حضرات معصومين به عنوان مخلصين في توحيد الله طلب مي‌كنيم تا اخلاصي به ما عطا كنند تا با آن اخلاص قلبمان را از هر حجابي كه ميان ما و معبود است پاك كنند و پارسايي و يقين را كه بالاترين ثمره‌ي اخلاص است به ما عطا كنند. ان شاء الله

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- عيون الاخبار امام رضا(ع)
2- اصول كافي ج 4 ص264
3- غرر الحكم

4- همان

5- همان

6- همان

7- همان

8- همان

هديه به پيشگاه مطهر امام هادي عليه السلام صلوات
 






محتوای مرتبط