.

 

   
چكيده تفسير زيارت جامعه كبيره (استادگرامي خانم زهره بروجردي)         جلسه 42( المخلصين في توحيد الله
 

در خدمت زيارت جامعه به فراز « وَ الْمُخْلِصِينَ فِي توحيدِ اللَّهِ » رسيديم البته اين فراز به شكل « وَ الْمُخْلِصِينَ فِي طاعةِ اللَّهِ » نيز آمده است. «حضرات معصومين در توحيد نسبت به خدا خلوص دارند»

«مخلص» صفتي براي حضرات معصومين است،‌اين كلمه به هر دو شكل اسم فاعل و اسم مفعول خوانده مي‌شود كه اگر در معناي اسم فاعل بگيريم عبارت چنين معنا مي‌شود: حضرات معصومين پاكيزگان در توحيد هستند، حضرات معصومين خودشان را در توحيد از هر غير خدايي رها كرده‌اند يعني آنها تنها محبوب را مي‌بينند و بس.

 اما اگر عبارت (مخلصين) اسم مفعولي معنا شود خواهيم گفت: حضرات معصومين پاكيزه‌شدگان در توحيدند، يعني خداوند حضرات معصومين را براي خودخالص كرده است البته در رابطه با حضرات معصومين هيچ فرقي نمي‌كند چون آنها جلوه‌ي تامّ خداي سبحان‌اند و هيچ فعل يا صفتي از آنها بروز نمي‌كند مگر آنكه اراده‌ي خداوند سبحان بر آن جاري باشد.

حضرات معصومين در توحيد خدا نهايت خلوص را دارند و خدا آنها را در مرحله‌ي خلوص قرار داده است.

عبارات خلوص و توحيد هر يك به چه معناست و خلوص در توحيد چه پيامي براي زائر زيارت جامعه در بردارد؟

خالص به هر چيزي گفته مي‌شود كه با غير خود ممزوج نشده باشد و از هر شائبه‌اي درامان بماند، مثلاً وقتي بنده از خدا درخواست عمل خالصانه مي‌كند، يعني درخواست بهترين عمل‌ها را دارد عملي كه هيچ ضايعاتي نداشته باشد. عمل خالصانه، عمل شفاف، مصفا و بدون كوچكترين كدورت است. عمل خالصانه همان لُب و اصل عمل است كه از هر ناپاكي جدا شده باشد.

با مثالي عمل خالصانه را مي‌توان چنين گفت: دوستي خالصانه به دوستي‌اي گفته مي‌شود كه انگيزه‌ي مادي در آن شرط نباشد البته نه اينكه شرط نباشد بلكه اصلاً فضايي براي انگيزه‌هاي مادي وجود نداشته باشد.

اما خلوص عصاره‌، چكيده و ثمره‌ي اخلاص است به اين معنا كه چون فردي تصميم بگيرد خود را براي خدا خالص كند، اخلاص است و چون خالص شد ديگر براي آن فرد چيزي به غير از خلوص باقي نمي‌ماند او ديگر خودي ندارد بلكه به فنا رسيده و فقط خلوص باقي مانده است.

اخلاص در قرآن از دو زاويه‌ي مطرح مي‌شود  الف: اخلاص در دين   ب: اخلاص بما هو اخلاص

فيض كاشاني در تعريف اخلاص در دين ضمن آيه‌ي « أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِص...»1 « آگاه باشيد كه دين خالص از آن خداست ...» مي‌گويد: دين خالص يعني « تعمل لله لا تحب ان تحمد عليه» « فرد عمل كند براي خدا در حاليكه دوست ندارد از كار او تعريف كنند» اين فرد حتي به تشكر خداي سبحان  چشم ندارد .

عمل خالصانه اثرات فراواني در پي دارد كه ما به دو خصوصيت اشاره مي‌كنيم.
 
1- آن است كه فرد منتظر تعريف ديگران نباشد البته نه تنها منتظر نباشد بلكه اصلاً دوست ندارد از عمل او تعريف كنند،
قطعاً اين فرد نگران آن است كه اگر ديگران به تعريف عمل او زبان بازكنند اختلالي در مسير حركتي‌اش ايجاد مي‌شود.

قرآن مي‌گويد: «... فَلا تُزَكُّوا أَنْفُسَكُم‏...»‌2 «... پس خودستايى نكنيد...»

قرآن نيز افراد را به همين نكته متذكر مي‌شود « از نفسهايتان تعريف نكنيد» اگر دين در قلب فرد تا اين مرحله پيش رود دينِ فرد جلوه‌ي آيه‌ي « أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِص...»3 مي‌شود.

خداوند در سوره‌ي مباركه بينه آيه 5 مي‌فرمايدوَ ما أُمِرُوا إِلاَّ لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفاءَ وَ يُقيمُوا الصَّلاةَ وَ يُؤْتُوا الزَّكاةَ وَ ذلِكَ دينُ الْقَيِّمَةِ »« و به آنها دستورى داده نشده بود جز اينكه خدا را بپرستند در حالى كه دين خود را براى او خالص كنند و از شرك به توحيد بازگردند، نماز را برپا دارند و زكات را بپردازند؛ و اين است آيين مستقيم و پايدار! »

و اما بحث اخلاص بما هو اخلاص چيست؟ اهل فن در تعريف اخلاص گفته‌اند: اخلاص خالص كردن نيت از هر شك و شائبه‌اي است و اينكه در اخلاص جهت به سوي خداي تعالي است.

فردي از امام صادق(ع) در ذيل آيه‌ي 88-89 سوره شعرا مي‌پرسد: «يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُون‏ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَليمٍ » «در آن روز كه مال و فرزندان سودى نمى‏بخشد مگر كسى كه با قلب سليم به پيشگاه خدا آيد!»

امام صادق(ع) مي‌فرمايند: « القلب السليم الذي يلقي ربه و ليس فيه احد سواه»4  قلب سليم قلبي است كه در هنگام مرگ غير از خدا در آن نيست .

« امام صادق 5 (ع) مي‌فرمايند: الْإِخْلَاصُ يَجْمَعُ حَوَاصِلَ الْأَعْمَالِ وَ هُوَ مَعْنًى مِفْتَاحُهُ الْقَبُولُ وَ تَوْقِيعُهُ الرِّضَا فَمَنْ تَقَبَّلَ اللَّهُ مِنْهُ وَ رَضِيَ عَنْهُ »نتايج اعمال انسان از راه اخلاص بدست مي‌آيد و كليد اخلاص قبولي عمل و امضاء و پذيرش آن رضا و خشنودي حق است»

« فَهُوَ الْمُخْلِصُ وَ إِنْ قَلَّ عَمَلُهُ وَ مَنْ لَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنْهُ فَلَيْسَ بِمُخْلِصٍ وَ إِنْ كَثُرَ عَمَلُهُ »«بنابراين شخص مخلص ان كسي است كه خداوند عملش را پذيرفته و از او راضي باشد گرچه از لحاظ كميّت و مقدار عملش اندك باشد ولي آن كس كه اعمالش پذيرفته نباشد چنين شخصي داراي اخلاص نيست گر چه اعمال زياد و كارهاي فراواني داشته باشد»

« اعْتِبَاراً بِآدَمَ ع وَ إِبْلِيسَ » « حضرت در ادامه‌ي روايت شاهد مثال مطلب خود را وضع آدم ابوالبشر و ابليس ذكر مي‌كند و مي‌فرمايد: حضرت آدم با اينكه عملش خيلي زياد و چشم گير نبود ولي همان توبه و انابه‌ي اندك او چون با اخلاص بود پذيرفته شد و خدا هم از او راضي گشت ولي شيطان با آن عبادت متمادي كه ساليان دراز مشغول پرستش حضرت حق بود چون توأم با اخلاص نبود و به خود به نظر عظمت و بزرگي مي‌نگريست ملعون و  مطرود شد »

« وَ عَلَامَةُ الْقَبُولِ وُجُودُ الِاسْتِقَامَةِ بِبَذْلِ كُلِّ الْمَحَابِّ مَعَ إِصَابَةِ عِلْمِ كُلِّ حَرَكَةٍ وَ سُكُونٍ » «و نشانه‌ي قبول و پذيرش اين است كه انسان در راه پيمودن مسير حق چنان مستقيم و پايدار باشد كه از تمام علائق و خواسته‌هاي خود صرف نظر نموده و همه چيز را در اين راه فدا نمايد و اين استقامت عملي توأم با علم و بينش باشد كه هرگونه حركت و سكون و هر قدمي كه بر مي‌دارد سنجيده و با تشخيص كامل باشد»

« فَالْمُخْلِصُ ذَائِبٌ رُوحُهُ بازل [بَاذِلٌ مُهْجَتَهُ فِي تَقْوِيمِ مَا بِهِ الْعِلْمُ وَ الْأَعْمَالُ وَ الْعَامِلُ وَ الْمَعْمُولُ بِالْعَمَلِ » «بنابراين شخص با اخلاص، روح و جان خود را در آتش عشق حق ذوب نموده و در طريق معرفت و شناخت حق و پيگرد عملي دل و جان را نثار مي‌نمايد»

« لِأَنَّهُ إِذَا أَدْرَكَ ذَلِكَ فَقَدْ أَدْرَكَ الْكُلَّ وَ إِذَا فَاتَهُ ذَلِكَ فَاتَهُ الْكُلُّ » «اگر انسان به چنين مقامي رسيد همه چيز را بدست آورده ولي اگر اين استقامت عملي و اين شعور و بينش عملي را بدست نياورد همه چيز را از دست داده»

همچنين از مضمون ادامه‌ي روايت حضرت چنين استنباط مي‌شود: هر قلبي كه در آن شرك و شك است آن قلب سليم نيست، اهل اخلاص قلبهايشان از تعلقات دنيايي رها شده است.

 اخلاص امري است كه خداوند آن را امضا كند، پس كسي كه خداوند عملش را بپذيرد و از او راضي باشد مخلص است هر چند عملش كم باشد در توضيح اين روايت بايد بگوئيم اخلاص از نگاه حضرت بايد داراي خصوصياتي باشد:

 1- آنكه فرد بر اخلاص پايدار بماند زيرا خداي باقي امر فاني و زودگذر را نمي‌پسندد و آن را امضا نمي‌كند، حضرت در توضيح اخلاص مي‌فرمايند: فعلي است كه خداوند آن را امضا مي‌كند از اين سخن چنين استنباط مي‌شود كه حتماً بايد امري ثابت و ماندگار باشد عمل خالصانه نمي‌تواند مقطعي و مدت‌دار باشد.

2- فرد بايد نسبت به عمل خود علم داشته باشد زيرا اخلاص برپايه‌‌ي علم شكل مي‌گيرد و اخلاص بدون علم معنايي ندارد. فرد مخلص بايد محبوب شناس باشد و بداند اعمال خود را با چه كسي معامله مي‌كند او بايد مخاطب حكيم خود را بشناسد تا براي وصال او دست به عمل خالصانه بزند و فرد جاهل چون از شناخت حق ناتوان است اخلاص براي او جايگاهي ندارد، از سويي ديگر بنده نه تنها بايد نسبت به خداي حكيم علم داشته باشد بلكه بايد نسبت به خود عمل نيز عالم باشد اگر او نسبت به خود عمل جاهل باشد و در اجراي آن قصور و كم‌كاري داشته باشد ممكن است عملش از باب لطف حضرت حق پذيرفته شود اما از جهت رتبه و مرتبه در جايگاه عمل خالص نيست، علم به بنده كمك مي‌كند تا او هم وظيفه‌ي خود را بشناسد و هم بداند محبوب از او چه خواسته است.

بايد دانست تمام ناخالصي‌هاي اعمال از وسوسه‌هاي نفس است چنانچه نفس مهذّب باشد خلوص ثمره‌ي آن است، تهذيب نفس كار عالم است نه جاهل.

همچنين گروهي از عرفا در معني اخلاص گفته‌اند: اخلاص تصفيه‌ي عمل از هر شك و ريبي است و اينكه فرد بر عمل خود تكيه نكند و آن را عملي از سوي خود نبيند تا بوسيله‌ي آن عمل خود را از سوي خداي تعالي مستحق ثواب بداند بلكه عملِ خود را موهبتي از مواهب خداي تعالي مي‌داند چنين فردي در اين زمان از خداوند سبحان تقاضاي عوض در عمل نمي‌كند زيرا عملش را عملي مي‌داند كه به حول و قوه‌ي الهي صورت گرفته است نه به نيرو و توان خود.

يك روايت ديگر در باب اخلاص عرض مي‌كنيم و كلاس را با اين روايت به پايان مي‌بريم ان شاء الله در جلسه بعد به ادامه‌ي اين فراز مي‌پردازيم

«وَ قَالَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ ع لَوْ سَلَكَ النَّاسُ وَادِياً شِعْباً لَسَلَكْتُ وَادِيَ رَجُلٍ عَبَدَ اللَّهَ وَحْدَهُ خَالِصاً»6 «حضرت هادي(ع) مي‌فرمايند: اگر چنانچه تمام مردم در مسير و جهتي باشند من روش اخلاص در عبادت را خواهم داشت»

اين روايت تاكيدي است بر كلام امام صادق(ع) از آن رو كه حضرات معصومين چون جلوه‌ي علم خداوند سبحان هستند مي‌فرمايند: اگر همه‌ي مردم در جهت ديگر حركت كنند من به جز روش اخلاص روشي نخواهم داشت او محبوب شناس است و مي‌داند كه بايد در چه مسيري حركت كند.
_______________________
  1- سوره مباركه زمر آيه 3
  2- سوره مباركه نجم آيه 32
  3- سوره مباركه زمر آيه 3
  4- انوار الساطعه ج 2 ص 426
  5- بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏67، ص: 245
  6- بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏67، ص: 245

هديه به پيشگاه مقدس و مطهر امام هادي عليه السلام صلوات






محتوای مرتبط