.

 

   

چكيده تفسير زيارت جامعه كبيره (استادگرامي خانم زهره بروجردي)        جلسه 41  (ادامه التامين في محبة الله

 

در خدمت فراز « التَّامِّينَ فِي مَحَبَّةِ اللَّهِ » بودیم توضیحاتی در باب این فراز گذشت اما نکته‌ای لازم به توضیح آن است كه وقتي زائر به حضرات معصومین با نام« التَّامِّينَ فِي مَحَبَّةِ اللَّهِ » سلام می‌دهد اين سلام چه تاثیری در زندگی او بر جاي می‌گذارد.

ما در جلسات قبل عرض کردیم محبّت و عشق در تمام ذرات عالم موجود است و همين محبت آنها را به سوي كمال سوق مي‌دهد.

انساني که خلیفة الله و جانشین خداوند سبحان در زمین است بايد از محبّت الهی چگونه بهره‌مند ‌گردد كه محبّتش سر منشأ حرکت کمالی او گردد؟ در جواب اين سوال به فرازي از دعاي امام سجاد(ع) اشاره مي‌كنيم.

حضرت امام سجاد(ع) در مناجات عارفین می‌فرماید: « إِلَهِي فَاجْعَلْنَا مِنَ الَّذِينَ تَرَسَّخَتْ (تَوَشَّجَتْ) أَشْجَارُ الشَّوْقِ إِلَيْكَ فِي حَدَائِقِ صُدُورِهِمْ وَ أَخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجَامِعِ قُلُوبِهِم»‏

«خداي من، ما را از آنان قرار ده كه درختهاي شوق وصالت(لقاء) در بوستانهاي دلهايشان سبز و خرم گشته و سوز محبت تو سراسر دلشان را فرا گرفته است»

ذکر این قسمت از دعای امام سجاد(ع)از آن جهت بود که اگر هر یک از ما وجود حضرات معصومین را اشجار شوقي بدانیم که نور محبت سراپای دلشان را گرفته است بايد براي وصال به محبوب خود را شاگرد مكتب عشق بدانيم.

حضرات معصومين خود اشجار شوق‌اند اگر انسان خود را برگ اين درختان به شمار آورد و به مبدأ و عشق الهي متصل شود از طريق اصل و ريشه‌ي درخت تغذيه مي‌شود.

در سلامی که به « التَّامِّينَ فِي مَحَبَّةِ اللَّهِ » عرض مي‌كنيم از حضرات معصومین طلب می‌کنیم ما را در عشق خدای سبحان تا جایی به پیش برند که در دلمان به غیر از عشق به حق عشقي نباشد.

طی کردن این مسیر امری است که تنها با توسل به وجود حضرات معصومين میسر است، اگر ما در پی لذت باقی هستیم باید به کسانی متوسل شویم که در این لذت باقی مانده‌اند، برای باقی‌ماندن در لذت‌های الهی باید یا به درجه‌ی عالم شدن دست یافت و یا شهید شد و یا عالم شهید، که دست‌یابی به هر سه حالت تنها از طریق توسل به «تامِّينَ فِي مَحَبَّةِ اللَّهِ» ممکن است، زیرا آنها هم عالمند و هم شهید و هم عالم شهیدند، زيرا اگر كسي عاشق بقاست و از فنا و زوال روگردان است باید در همین عالم عاشقی کرده باشد و به رنگ معشوق در آمده باشد تا معشوق او را از زوال و فنا درامان دارد.

 عشق به معشوق همچنان که در جلسات قبل عرض کردیم امری است که امکان بروز آن به طور كامل در اين دنیا میسّر نیست زيرا فراتر از محدوده و ظرفیت این عالم است به میزانی که بنده در این عالم با التَّامِّينَ فِي مَحَبَّةِ اللَّهِ در ارتباط باشد در قیامت ظهور همين عشق نجات بخش و رهایی دهنده‌ی اوست.

خداوند سبحان حضرات معصومین را مایه‌ی بقای انسان قرار داده است و هر کس برای رسیدن به هر کمالی باید که از باب آنها گذر کند.

در بحث باب الله به این مبحث اشاره شده که حضرات معصومین دروازه‌ی ورود به خیرات‌اند، چه امري براي بنده بالاتر از عشق ورزيدن به محبوب است كه آموزش اين عشق تنها در محضر « التَّامِّينَ فِي مَحَبَّةِ اللَّهِ » ميسر مي‌شود، در محضر كساني كه فاني در حق‌اند و لذتشان در محضر مولا بودن است، هركس در خدمت آنان باشد به يقين به آرامش مي‌رسد زيرا مشاهده‌ی جمال حق بالاترین لذت است و این امکان برای فرد میسّر نمی‌شود مگر با توسل به « التَّامِّينَ فِي مَحَبَّةِ اللَّهِ »

در قنوت نماز آمده است این دعا را بخوانید « اللهم ارزقنی حُبَّكَ وَ حُبَّ مَنْ يُحِبُّكَ وَ حُبَّ كُلِّ عَمَلٍ يُوصِلُنِي إِلَى قُرْبِك...‏ » «خدایا روزی کن مرا به حب خودت و حبّ کسانی که تو را دوست دارند و حبّ هر عملی که مرا به قرب تو نزدیک می‌کند..»

چند نکته در این دعا وجود دارد که تنها به تعدادي از آنها اشاره می‌کنیم.

حبّ نسبت به محبوب نوعی روزی است که باید از جانب خود معشوق به عاشق هبه شود، جذبه‌ی اول از سوی معشوق است که عاشق در بند آن عشق اسیر می‌شود اگر لطف حضرت حق از جانب حضرات معصومین بربندگان جاری نشده بود هیچ‌گاه محبّت خداوند در عالم جریان نمی‌یافت خداوند سبحان به واسطه‌ی‌ « التَّامِّينَ فِي مَحَبَّةِ اللَّهِ » محبّت خود را به بنده عرضه کرد و بنده را گرفتار عشق خود ساخت.

دومین نکته آن است که محبّت بنده نسبت به خداي سبحان هر چند امری فردی است اما چون تمام محبّت‌هاي الهي به یک سرچشمه متصل است، محبّت همه‌ی محبّین به همان یک نقطه باز می‌گردد، اين نقطه مشترك سبب مي‌شود تا محبّ در عالم كثرات سرگردان نشود.

نكته‌ي سوم «حبَّ مَن يحبك» حب کسانی که تو را دوست دارند حضرات معصومين در اوج محبت نسبت به معشوق هستند و مي‌توانند با محبت خويش نسبت به حق بر همه‌ي عشاق عالم تأثير بگذارند،

با سلام به « التَّامِّينَ فِي مَحَبَّةِ اللَّهِ » فرد در جمع همه‌ی انبیاء و اولیاء و اوصیاء و ائمه‌ی اطهار قرار می‌گیرد.

« وَ حُبَّ كُلِّ عَمَلٍ يُوصِلُنِي إِلَى قُرْبِك » حب نردبانی است برای تقرّب و نزدیکی به حق و انجام عمل خالصانه با محبّت آسان‌تر صورت مي گيرد و محبّت سرعت بيشتري به عمل خالصانه مي‌دهد.

در دعا آمده است خدایا! حبّ عملی را به من عطا کن که سبب قرب به تو می‌شود این عمل باید از چه خلوصی برخوردار باشد تا سبب قرب به حق گردد.

حضرات معصومین جلوه‌ی تمام نمای همه‌ی اعمال صالحه هستند و تمام خيرات در وجود آنها به تجلّی کامل رسیده است اگر ما به آنها به عنوان « التَّامِّينَ فِي مَحَبَّةِ اللَّهِ » سلام بدهیم به یقین با پاسخ سلام آنها انجام عمل صالح براي ما امکان‌پذیرتر می‌گردد و وصال به قرب میسّرتر می‌شود.

اگر ما به حضرات معصومین به نام « التَّامِّينَ فِي مَحَبَّةِ اللَّه» سلام بدهیم و این عبارت را قلباً باور داشته باشیم در هر پاسخ سلامي از طرف آنها، عشق به محبوب چنان دل ما را بارور می‌سازد که هیچ‌چیز برای ما از محبت به معشوق ضروری‌تر و مهم‌تر نخواهد بود.

گفتيم محبّت امري است دو طرفه و دو جانبه اگر محبّ ابراز محبّت نسبت به حق را به نمايش بگذارد خداوند سبحان نيز محبت او را بي‌پاسخ رها نمي‌كند، گاهي محبّت فرد را چنان در عشق الهی به پیش می‌برد که صبر و قرار را از او می‌گیرد، مثلا در زندگي حضرت شعيب آمده است كه شعیب چندان در محبّت خداوند سبحان گریست که نابینا شد ،خداوند سبحان سه بار بینائی او را برگرداند و باز مجدداً تکرار شد در چهارمین مرتبه خداوند از شعیب پرسید ای شعیب چرا اینقدر گریه می‌کنی؟ من جهنّم را بر تو حرام کردم و بهشت را بر تو مباح ساختم.

شعیب جواب داد:خدایا خودت می‌دانی که در دلم محبّت تو مستقر شده است و نمی‌توانم بر این محبّت صبر کنم تا زمانی که جان دهم.

خداوند سبحان به پاداش محبّت شعیب ،موسی بن عمران را خادم او کرد و گفت: یا شعیب! موسی بن عمران کلیم من است اما او را خادم تو می‌کنم تا جایزه‌ی گریه‌های تو در محبّت من باشد.

خداوند به هر یک از محبّین خود جایزه‌ای می‌دهد با هر سلامی که محبّ به حضرات معصومین به عنوان « التَّامِّينَ فِي مَحَبَّةِ اللَّهِ » می‌دهد به یقین جایزه‌ای نصیب او می‌شود.

خداوند سبحان جایزه‌ی حضرت اباعبدالله(ع) را ثار الله قرار داده است ،هر وقت به امام حسين (ع) به عنوان «ثار الله» سلام می‌دهیم در حقیقت اعلام می‌کنیم خداوند جایزه‌ی محبّت  تو را «ثار الله» قرار داده است و تو را خون خود کرده است تا همه‌ی عالم بدانند در کربلا خون خدا بر زمین ریخته شده است.

دو نکته دیگر در باب محبّت باقی مانده است اول اینکه باید عرض کنم میان محبّت و عشق‌های مجازی تفاوت بسیار است، عشق و محبّت‌های الهی طمأنینه و آرامش قلبی به همراه دارد در حالیکه عشق‌های مجازی نگرانی‌هايي را در دل عاشق ایجاد می‌کند، عشق‌های مجازی بعد از رسیدن به معشوق، رنگ می‌بازد و کم‌رنگ می‌شود ولی عشق‌های الهی بعد از رسیدن و وصال عشق پررنگ‌تر و ماندگارتر می‌شود تا جایی که اصلاً از عاشق جلوه‌ای به غیر از عشق باقی نمی‌ماند آنچه هست عشق است عشق.

در محبّت‌های مجازی عاشق گر چه ظاهراً عاشق معشوق است ولی در حقیقت عاشق خود است یعنی عشق برای او به نوعي حجاب تبديل شده، اما در محبّت حقیقی عاشق خودی ندارد، او در حق فاني شده است.

نکته‌ی دیگری که در « التَّامِّينَ فِي مَحَبَّةِ اللَّهِ » وجود دارد آن است که اگر حضرات معصومین نسبت به بندگان اعلام محبت می‌کنند نه به خاطر وجود استقلالی بندگان است بلکه تنها به میزان محبّتی است که بنده نسبت به معشوق آنها (خدای سبحان) دارد. ائمه‌ی اطهار بندگان را از آن جهت که آفریده‌ی محبوب اند دوست دارند یعنی آنها از هر زاويه‌اي كه به انسان نگاه می‌کنند او را جلوه‌ای از معشوق می‌بینند.

از آنم با شب تار است میلی                                                      که دارد نسبتی با نام لیلی

اگر سلمان فارسی در مکتب اسلام «سلمان منّا اهل البیت» شد به دلیل میزان محبّت و عشق او نسبت به خدا بود و اگر پیامبر(ص) اویس قرنی را دوست داشت چون اویس خدای پیامبر(ص) را محبوب می‌دانست.

در آخر این فراز به حضرات معصومین اعلام می‌کنیم «ثبِّت لی قدم صدق» به ما کمک کنید تا در میدان عاشقی ثابت قدم باشیم و هیچ اعتراضی در مسیر سلوک عاشقی بر زبان نرانیم تا به واسطه‌ی محبت شما عاشق‌تر شویم كه هر چه عاشق‌تر شویم بنده‌تر می‌شویم.

 
هديه به پيشگاه مقدس امام سجاد عليه السلام صلوات






محتوای مرتبط