.

 

كل قرآن را خدا در نقطه اي گنجانده است / تو به حق آن نقطه را در تحت بائي يا علي

(نماز مسافر)
 
 

 اگر بپرسد: چرا نماز را در سفر بايد قصر كرد؟

گفته خواهد شد كه نمازهائى كه در آغاز امر واجب شده بود آنها ده ركعت در شبانه روز بود، و آن هفت ركعت زائد بعد بآنها اضافه شد، پس خداوند آن زيادت را بمسافر تخفيف داد براى سختى و رنج سفر و مشغوليّاتى كه او نسبت بانجام كارهايش و زحمت كوچ كردن و فرود آمدن در منازل بين راه دارد، تا مبادا آن زيادى ركعات او را از كارهاى لازم كه براى آن سفر كرده است باز دارد، و اين قصر صلاة رحمتى است از جانب خداوند عزّ و جلّ براى مسافران، و عطوفت او است بر آنان، جز در نماز مغرب كه در آن تقصير نيست و بايد تمام بجا آورده شود زيرا آن خود يك بار قصر شده است.

پس اگر بپرسد: چرا قصر در مسافت هشت فرسخ مقرّر شده نه كمتر و نه بيشتر؟

جواب آنست كه هشت فرسخ حدّيست كه همه مردم از پياده و سواره و قافله و كاروان و حمل‏كننده متاع همه ميتوانند در يك روز طىّ كنند (يعنى در يك روز معمولا بيش از هشت فرسخ پيش نمى‏روند، و چون همه آن يك روز در راهند و لو رفتن و بازگشتن) لذا حدّ مسافت باندازه آن تعيين شده است.

 و اگر بپرسد: چرا در مسيرة يوم (يعنى باندازه يك روز راه) مقرّر شده نه بيشتر از يك روز،

 گفته مى‏شود: اگر در حدّ يك روز راه معيّن نمى‏شد، در حدّ رفتن يك سال هم معيّن نمى شد، چون روزهائى كه پس از امروز مى‏آيد همه مانند يك ديگرند اگر امروز گرفتاريش لحاظ نمى‏شد، هر روز هم مثل امروز، چون نظير همدگرند و فرقى ميانشان نيست.

 و اگر بگويد: رفتنها تند و كند است، از كجا هشت فرسخ را اختيار نمود در مدّت يك روز؟

جواب آنست كه هشت فرسخ راهيست كه معمولا شتران و قافله‏ها در يك روز طىّ ميكنند و اين همان مسافتى است كه شترداران و كاروانها در يك روز ميروند.

مترجم اين اوراق گويد: «از اين گونه روايات- چه آن را صحيح السّند بدانيم چه ندانيم- معلوم مى‏شود كه ملاك مسافت، يك روز راه است، و چون در آن زمان وسائل موتورى نبوده تصوّر مسير بيش از هشت فرسخ با وسائل موجود آن زمان براى كسى نبوده، چنان كه اگر اين وسائل كنونى زمان ما بود، ملاك مسافت يك روز از روى اين وسائل موتورى محسوب ميشد، و چون اسلام احكامش تا روز قيامت باقى است و تغيير پذير نيست حكم روى موضوع تغيير ناپذير رفته و آن «مسيرة يوم» است، و هشت فرسخ مربوط بزمانيست كه امكان بيش از آن در يك روز نبوده، و امروزه هر كس تمام وقت يك روز را در سفر باشد، با هر وسيله‏اى كه برود، و ديگر شرائط را نيز واجد باشد مسافر است، اگر پياده و يا با شتر و يا گارى و امثال اينها كه وسائل آن زمان ميبوده چنانچه امروز هم با يكى از آنها مسافرت كند حكمش همان هشت فرسخ خواهد بود، ولى اگر با وسائل موتورى اين روزگار مسافرت كند ملاك چنان كه در روايات‏ متعدّده صحيح السّند و معتبر آمده است‏

«مسيرة يوم»يا«بياض يوم»ميباشد، و لفظ«بريدين»يا«ثمانية فراسخ»و يا«اربعة و عشرون ميلا»كه پاره‏اى از متاخرين از اطلاق آن هشت فرسخ فهميده‏اند، اجتهاد نيست بلكه صرف تصوّر و شايد تقليد قدما بدون تأمّل است، زيرا همه آن مطلقات، از اخبار ديگر مقيّد بودنشان ادراك مى‏شود، چون سائل از امام عليه السّلام ميپرسد:

«كم ادنى ما يقصّر الرّجل؟»امام در پاسخ ميفرمايد:«في مسيرة يوم، و ذلك بريدان، و هما ثمانية فراسخ»

يعنى مقدار مسير يك روز راه كه دو بريد يا هشت فرسخ است، و در روايت صحيح ديگر راوى مى‏پرسد:

في كم يقصّر الرّجل‏؟ امام ميفرمايد:«في بياض يوم، او بريدين»، چنان كه ملاحظه مى‏شود در هر دو خبر امام پاسخ را ابتداء از زمان سفر ميدهد نه از مقدار مسافت، و بسيار روشن است كه ملاك، زمان است، نه طول راه،

و در خبر ديگر ميفرمايد:«يجب التّقصير في مسيرة يوم و ان كان يدور في عمله»

و اين نيز صراحت در مدّت دارد نه مسافت، و فقهاى عظام- رحمة اللَّه عليهم- در گذشته چون روايات هشت فرسخ و«بريدين» و «مسيرة يوم» و«بياض يوم» همه يك حدّ را بيان ميكرده، لذا براى عموم هشت فرسخ را ملاك قرار داده‏اند، اما اكنون كه مسيرة يوم با خودروهاى موتورى حدّ اقلّ يك صد فرسخ است حكم و ملاك- چنان كه از روايات فهميده مى‏شود- بايد روى زمان رود نه بعد مسافت، و الّا هشت فرسخ كه در كمتر از چهل دقيقه رفتن انجام مى‏شود، مسافر عسر و حرجى در آن احساس نمى‏كند تا خداوند خواسته باشد زحمت او را كم كند، و افطار روزه را بر او واجب كند، و نماز واجب را از او قصر بخواهد. وَ السَّلامُ عَلى‏ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى‏». و اگر بپرسد: چرا مسافر نوافل روز را بايد ترك كند ولى نوافل شب برقرار است؟ پاسخ آنست كه هر نمازى كه در سفر قصر نيست نوافل آنهم بر جاى خود باقيست، و آن چنين است كه نماز مغرب چون در سفر و حضر بايد تمام بجا آورده شود نافله‏هاى بعد از آن تمامى برجاست و بايد ادا شود، و همچنين نماز صبح چون تمام است نوافل ما قبل آن هم برجاست.

 و اگر سؤال كند كه چرا نماز عشاء كه قصر بايد خوانده شود نافله‏اش ساقط نيست،

 گفته مى‏شود اين دو ركعت از پنجاه ركعت فرائض و نوافل نيست، بلكه بر پنجاه ركعت فريضه و نافله اضافه شده تا در مقابل هر ركعت از فريضه دو ركعت نافله باشد.

(نماز شب مسافر و مريض ) و اگر بگويد: چرا براى مسافر و مريض جايز است كه نماز شب خود را در اوّل شب بجاى آورند؟

 گفته مى‏شود: براى اينكه مسافر مشغوليّاتى دارد، و بيمار هم ضعف و ناسلامتى دارد و در شب بايد استراحت كنند، لذا در اول شب براى آنان اداى نوافل جايز شده است تا مريض استراحت كند و مسافر هم بكار خود كه: تهيّه اسباب و وسائل و پيمودن راه و طىّ طريق است برسد.

عيون أخبار الرضا ع-ترجمه غفارى و مستفيد، ج‏2، از ص199 تا ص 260