.

 

كل قرآن را خدا در نقطه اي گنجانده است / تو به حق آن نقطه را در تحت بائي يا علي

 
 اذان
 

   اگر سائلى بپرسد كه: اذان را بگو چرا بدان مأمور گشته‏اند؟

در پاسخ گويند: براى علّتهاى بسيار، و از آن جمله ياد آورى است و هشيار دادن شخص‏ غافل است بنماز، و اعلان وقت است براى كسى كه اوقات نماز را نمى‏داند، و اينكه اين اذان خواننده‏اى باشد خلق را بسوى عبادت پروردگارشان، و مايلشان كند بترغيب و تحريص به نيايش، و باقرار در آورد آنان را بيگانگى معبود، و ايمان را ظاهر و علنى و اسلام را آشكاركننده، و اعلام نماينده‏ايست كسانى را كه از آن غافل گشته‏اند، و جز اين نيست كه مؤذّن را مؤذّن گفته‏اند براى آنكه اعلام نماز ميكند و برپائى آن را بگوش همه ميرساند.

  پس اگر كسى بپرسد كه: چرا در اذان آغاز بتكبير و گفتن: «اللَّه اكبر» ميكنند پيش از آنكه كلمه توحيد و «لا اله الّا اللَّه» گويند؟

پاسخ آنست كه خداوند خواسته است ابتداء بذكر او شود، و در تكبير «اللَّه» در آغاز است ولى در «لا اله الّا اللَّه‏» نام او «اللَّه» در آخر است، پس ابتدا بنام خود كه «اللَّه» است فرمود تا حرف اوّل اذان و حرف آخر آن «اللَّه» باشد.

 و اگر فردى بپرسد كه: چرا هر جمله از اذان دو بار تكرار مى‏شود؟

در پاسخ گويند: براى آنكه در گوش سامعان تأكيدى باشد، اگر نداى اوّل را غافل بود در بار دوم متوجه شود، و ديگر آنكه نماز دو ركعت دو ركعت است، لذا جملات اذان نيز دو بار دو بار است.

 پس اگر پرسنده‏اى بگويد: چرا تكبير (اللَّه اكبر) در اوّل اذان چهار بار مكرّر مى‏شود؟

در پاسخ گويند: براى اينكه آن بدون سابقه شروع مى‏شود، و قبل از آن كلامى نيست تا مستمع را توّجه دهد، لذا اين تكرار براى بيدارى و هشدار دادن مستمعان است براى گوش فرا دادن به جملات پس از آن.

 و باز اگر بپرسد كه: چرا پس از تكبير بلافاصله شهادتين مقرّر داشته است؟

در پاسخ گويند: زيرا ايمان خود توحيد و اقرار بيگانگى پروردگار عزّ و جلّ است، و پس از آن اقرار بنبوّت رسول او، و آنكه طاعت آن دو و شناخت هر دو با يك ديگر در ايمان مقرون است و آنكه اساس ايمان شهادت دادن است، و شهادتين در اذان مقرّر گشته همچنان كه در ديگر امور حقوقى دو شهادت مقرّر گشته است، پس چون اقرار و اعتراف بيگانگى حقتعالى، و اقرار و اعتراف بنبوّت پيامبر كرد، پس بجمله ايمان اذعان نموده، زيرا اصل ايمان همان اقرار بخدا و رسولش ميباشد.

 و اگر گوينده‏اى بگويد: چرا پس از اقرار و تصديق به يكتائى معبود و شهادت به نبوّت، دعوت به نماز آمده است؟

 در پاسخ گويند: اساسا اذان براى دعوت بنماز در مكان مخصوص است، و مؤذّن بگفتن «حىّ على الصّلاة» (براى‏ بپا داشتن نماز بشتابيد) رسيدن وقت نماز را بعموم شنوندگان اطّلاع داده و اعلام مينمايد، و آن را در ميانه چهار جمله پيش، و چهار جمله پس از آن ابلاغ ميكند، و چهار حمله مقدّم عبارت است از دو تكبير مكرّر، و دو شهادت مكرّر بتوحيد و نبوّت، و چهار جمله مؤخّر كه عبارتند از «حىّ على الفلاح» مكرّر، و «حىّ على خير العمل»، مكرّر بمعنى بشتابيد براى رستگارى و سعادتمندى، و بشتابيد براى بهترين اعمال كه نماز است، سپس بسوى بهترين عمل خوانده است، در حالى كه ترغيب كرده است در آن، و سپس بگفتن دو بار تكبير و دو بار تهليل، اللَّه اكبر گفتن و لا اله الّا اللَّه، ندا دادن جملات بعد را مانند جملات قبل تكميل مى‏نمايد و كلام را با ذكر و ياد «اللَّه» كه نام معبود يكتا است پايان ميدهد همچنان كه با ياد همان نام آغاز نمود. پس اگر شخصى بپرسد: چرا در آخر «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ‏» را قرار داد، و «اللَّه اكبر» چنان كه در اوّل آنست قرار نداد؟ گفته مى‏شود: بدان جهت كه در آخر جمله «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ‏» نام خداى تعالى است، و او خوشداشت كه سخن بنام او پايان يابد، چنان كه بنام او آغاز شد.

و اگر بگويد: چرا بجاى «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ‏»، «سبحان اللَّه» يا «الحمد للَّه» نيست، در حالى كه نام خداوند در آخر اين دو جمله نيز هست؟

گفته مى‏شود: «لا إِلهَ‏ إِلَّا اللَّهُ‏» اقرار است بيكتائى خدا و نفى همه انبازهائى كه معبود گرفته شده و خدا نيستند و مخلوقند (و مخلوق شايستگى معبودى ندارد) و اين اقرار اساس ايمان است و از تسبيح و تحميد بالاتر است و اعظم از آن دو ذكر ميباشد.

 
عيون أخبار الرضا ع-ترجمه غفارى و مستفيد، ج‏2، از ص199 تا ص 260