.

 

كل قرآن را خدا در نقطه اي گنجانده است / تو به حق آن نقطه را در تحت بائي يا علي

 
 وضـــو
 

   اگر كسى بگويد: براى چه مأمورند كه براى عبادت وضوء بگيرند و آغاز به آن شده است؟

 در جواب گويند: براى اينكه بنده نظيف باشد هنگامى كه در برابر خداى خود بر پا مى‏ايستد، و از آلودگى معاصى و گناهان بسبب آن وضو پاك و طاهر گشته باشد، و در وقت مناجات با پروردگار خود مطيع او باشد در فرمانى كه صادر كرده است، و از هر پليدى و نجاستى برى و پاك و پاكيزه بدرگاه خداوند بايستد، بعلاوه كه وضو ساختن خود آدمى را از كسالت و چرت زدن باز ميدارد و دل را روشن و قلب را تميز و خالص ميگرداند و براى‏ رفتن به پيشگاه ايزد جبار و سلطان حق و پرده پوش بندگان.

و باز اگر كسى بپرسد كه از چه رو شستن صورت و دو دست و مسح سر و پا واجب شده است؟

 گفته مى‏شود: زيرا كه عبد و بنده چون در پيشگاه حقّ بايستد، همه آنچه كه شستن آن بر او واجب شده آشكار باشد، چنان كه با اين اعضا مباشر اعمال عبادت مى‏شود، بر وى خود سجده [و استقبال خ- ل‏] ميكند و خضوع مى‏نمايد، و با دو دست خويش از خداوند خود مسألت مى‏نمايد و رغبت و رهبت و تبتّل (حركت دست كه نشانه خوف و اميد و طلب و عبوديت است) نشان ميدهد، و با سر خود در ركوع و سجود استقبال ميكند، و با دو پاى خود برميخيزد و مى‏نشيند.

 و باز اگر كسى بگويد: از چه جهت شستن روى و دو دست واجب شده، و مسح بر سر و روى دو پا و بر همه شستن يا بر همه مسح كردن واجب نشده است؟

گفته خواهد شد: براى چند جهت مختلف كه از آن جمله اينكه عبادت و پرستش بزرگ و اعلى، ركوع و سجده است، و آن هر دو با روى و دستهاست نه با سر و پاها، و ديگر اينكه مردم هميشه آمادگى شستن سر و پاها را ندارند، و اين كار براى آنان دشوار و رنج آور است در سرماى هوا، و در سفرها، و ايام بيمارى، و پاره‏اى از اوقات شب و روز، و شستن صورت و دست در وضو آسانتر است از سر و پا، و هر گاه فرائض و واجبات در حدّ كم‏طاقت‏ترين مردم سالم وضع شده باشد كه (شده است) پس همه بقدر آن كم طاقت موظّف مى‏باشند چه قوى و چه ضعيف، و ديگر اينكه سر و روى دو پا هميشه آشكار و پيدا نيست مانند روى و دستها براى عمامه و كفشها و غير آن از كلاه و كفش.

 و باز اگر كسى بپرسد: چرا مبطلات وضو فقط آنچه از دو مخرج بول و غائط خارج مى‏شود و خوابيدن است نه غير اينها؟

جوابش آنست كه آن دو مخرج است كه نجاسات را بيرون ميدهد و راه آنست، و راهى براى انسان نيست كه نجاست را بيرون دهد مگر اين دو مخرج، پس مأمورند بطهارت هنگامى كه نجاست از اين دو آنان را را ملوّث نمود.

و امّا خواب، براى اينكه چون شخص خوابيد و خواب بر او مسلّط شد اختيار را از كف مى‏دهد و اعضاى او سست و گشوده مى‏شود و بيشتر چيزى كه از مخرج وى خارج مى‏شود باد است، پس بالنتيجه بايد تجديد وضو كند.

و باز اگر شخصى بپرسد كه: چرا در اين نجاست مأمور به غسل نشده‏اند چنان كه در جنابت مأمورند؟

در جواب گويند: زيرا كه اين امرى است دائمى و بى‏اختيار، و ممكن نيست براى همه مردم در هر بار غسل كردن، و خداوند تكليف را در حدّ كمتر از طاقت قرار داده كه با كمال راحتى مكلّف مأموريت خود را انجام دهد، و جنابت امر هميشگى نيست، جز اين نيست كه هر وقت شهوت بر او غالب شد با اراده و اختيار، خود را جنب كند و تعجيل و تأخيرش در اختيار اوست، سه روز يا كمتر يا بيشتر، بخلاف بول و غائط كه چنين نيست.

 و باز اگر كسى پرسد كه چرا مأمور به غسل جنابت شده‏اند و مأمور به غسل در دفع مدفوع نشده‏اند با اينكه آن پليدتر است؟

جواب آنست كه جنابت از تمام بدن انسان است و از چيزى است كه از جميع اعضا است، ولى اين بول و غائط ربطى بتمام اعضاى پيكر ندارد و غذائيست كه از يكطرف داخل شده و فضولاتش از راه ديگر خارج مى‏شود.

 
عيون أخبار الرضا ع-ترجمه غفارى و مستفيد، ج‏2، از ص199 تا ص 260