.

 

 (اولين واجب )
 

 پس اگر بگويد: اوّلين واجب كدام است؟ پاسخش آنست كه آن اقرار بخدا و وحدانيّت او عزّ و جلّ و رسول او و حجّتهائى كه از نزد او آمده است.

پس اگر بپرسد چرا خلق مأمور باقرار بخدا و انبياء و حجّتهاى او و دستورات نازله او شده‏اند؟

پاسخ داده مى‏شود كه براى علّتهائى بسيار كه از آن جمله اينست كه: هر كس اقرار بخداوند عزّ و جلّ نداشته باشد و از نافرمانى او اجتناب نورزد و از ارتكاب گناهان بزرگ خوددارى ننمايد و در آنچه شهوتش اقتضا مى‏كند و لذّت مى‏برد از كسى هراس نكند و همچنين از فساد كردن و ستمكارى، و چون مردم چنين مفاسدى را بى‏پروا انجام دهند و هر شخصى مرتكب اعمالى كه شهوتش را ارضاء ميكند و هواى نفس او آن را طلب مينمايد بشود بدون اينكه براى خود مراقبى بينديشد و پاسبانى بر خود در نظر بگيرد، در اين صورت نابودى همه مردم است، و (بالنتيجه) بر يك ديگر برجهند، و بزور و تزوير از زنان كام گيرند بحرامى، و اموال و ثروت را بتاراج ببرند، و ريختن خون ديگران، و بهره‏گيرى از زنان غير را مباح شمرند، و برخى برخى را بدون جرم و بناحقّ بقتل رسانند، و در اين خود خرابى دنيا و نابودى خلق، و فساد و تباهى كشتها و نسلها است،

 و از جمله آن علل يكى اينست كه خداوند عزّ و جلّ حكيم و درستكار است، و حكيم نباشد و وصف بحكمت نگردد مگر آن كس كه از فساد منع كند و بصلاح و درستى امر نمايد، و از ظلم و ستم جلوگيرى، و از زشتكاريها نهى كند، و منع از فساد و امر بصلاح و درستى و جلوگيرى از زشتكاريها ممكن نيست مگر پس از اقرار بخداوند عزّ و جلّ و شناخت و آگاهى از امركننده و بازدارنده، و چنانچه مردم بدون اقرار و ايمان بخداوند عزّ و جلّ و شناخت او رها مى‏شدند، امر بكار درست و نهى از اعمال نادرست ثابت نبود، زيرا امركننده و باز دارنده‏اى كه بشناسند در كار نبود، و نيز ما مى‏يابيم كه مردمى در نهانى و پنهان كارهاى فاسد را دور از ديده ديگران انجام ميدهند، پس اگر اقرار بپروردگار عزّ و جلّ و ترس از او در نهان نباشد هر كس در خلوت و نهان بشهوت رانى خود و هر چه هوايش طلب كند بدون‏ مراقبت و ترس از احدى خود را اشباع مى‏كند، و چون بداند كسى از او آگاه نيست، در هتك حرمت و ارتكاب گناهان كبيره تمادى مينمايد، چون فعلش از ديده ديگران مستور است، و مراقبى ندارد، پس در آن هلاكت تمامى خلق خواهد بود، پس قوا و پا بر جايى خلق و صلاح ايشان ممكن نبود مگر به اقرار گرفتن از ايشان بوجود خداوند عليم و خبير و داناى پنهان و پنهانتر، امركننده بدرستكارى و بازدارنده از فساد و تبه كارى، و آنكه هيچ چيز نهانى بر او پوشيده نخواهد بود تا اينكه در اين جلوگيرى باشد از آنچه در پنهان مرتكب خواهند شد از هر گونه فساد و تباهى.

 
  عيون أخبار الرضا ع-ترجمه غفارى و مستفيد، ج‏2،  ص199 الي ص 260