.

 

 

  بــررســي انــــواع خـــانـــــواده 1
 

تقديم به ساحت مقدس صاحب الزمان(عج)

نحوه برخورد افراد يك خانواده با هم در پرورش كودكان و رفتار آنها تأثير بسياري دارد كه به آن جو عاطفي خانواده مي‌گويند. نظر افراد خانواده نسبت به هم، احساسات و علاقه‌ي آنها به يكديگر، چگونگي دخالت و يا عدم دخالت آنها در كارهاي ، هم كاري و يا رقابت آنها با يكديگر، نشانه‌ي نحوه‌ي ارتباط آنها است.

بر اين اساس، روش تربيتي يك خانواده ممكن است به سه صورت باشد:

1- ديكتاتوري يا سلطه‌ي جو   2- آرزوي مطلق يا مجاز   3- دموكراسي يا بالنده

براي اينكه بدانيد فرزند يا فرزندان خود را چگونه تربيت ‌كنيد، بايد ببينيد كه در كدام يك از شيوه‌هاي تربيتي نام برده قرار داريد. لازم به ذكر است كه يك خانواده صد در صد به يك شيوه‌ي خاص رفتار نمي‌كنند، بلكه ممكن است به شيوه‌هاي متفاوت ذكر شده عمل كند، براي مثال ممكن است خانواده در شيوه‌ي تربيتي سلطه جو قرار گيرد، در حاليكه در بعضي از مواقع رفتارهاي تربيتي مجاز يا بالنده را با فرزندان خود دارد.

با پيشرفت علم و تكنولوژي و پيدايش ماهواره و اينترنت نياز هاي جديدي در نسل امروزي بوجود آمده است كه ديگر شيوه‌هاي تربيتي گذشته بدون توجه به زمان حال نمي‌تواند پاسخگوي نياز‌هاي آنها باشد.

امير المومنين(ع) مي‌فرمايند: فرزندانتان را براي زمان حال تربيت كنيد.

خانواده‌ي سلطه جو

اين شيوه‌ي تربيتي در گذشته بيشتر مرسوم بوده است. در اين روش معمولاً يكي از والدين بر خانواده تسلط داشته و ديگران بخصوص فرزندان مجبور به فرمانبرداري هستند و هر چه را كه او مي‌گويد بدون چون و چرا بايد انجام دهند.

ويژگي‌هاي اين خانواده به شرح زير مي‌باشد:

1- تنها، فرد مستبد از استقلال در كليه‌ي امور بر خوردار است و بقيه‌ي افراد خانواده حتي در موارد مربوط به خودشان نيز حقي ندارند.

2- فرد مستبد نظرات خود را اعمال مي‌كند و آنچه به نظرش خوب و پسنديده است بايد به نظر بقيه ‌هم خوب باشد.

3- ترس، وحشت و اضطراب بر اعضاي خانواده مخصوصاً فرزندان غلبه دارد.

4- از محبت خبري نيست و نظرشان اين‌ است كه در قلبت ديگران را دوست بدار ولي در كلام و عملت نشان نده زيرا پرو مي‌شوند.

5- شخصيت، تمايلات، احتياجات اعضاي زير دست مورد توجه نيست و احتياجات آنها به سختي تأمين مي‌شود.

6- شخص مسلط دستور مي‌دهد، قانون وضع مي‌كند، محدوديت قائل مي‌شود،تصميم مي‌گيرد و ديگران بدون هيچ اعتراضي بايد از آنها پيروي كنند.

7- فرزندان حق اظهار نظر ندارند. آنها تحت فشار قرار مي‌گيرند تا خود را خوب نشان دهند. به ندرت مورد تشويق قرار مي‌گيرند.

8- به دليل انضباط و محدوديت بيش ازحد، امر و نهي‌هاي مكرر، انتقاد، سرزنش و تنبيه، محيطي خشك و زندان گونه براي افراد خانواده بوجود آمده است.

9- فرد سلطه جو در كارهاي خصوصي اعضا‌ء خانواده دخالت مي‌كند و همه بايد از او دستور بگيرند. او تاكيد دارد كه درست مي‌گويد و بقيه اشتباه مي‌كنند.

نتيجه‌ي اين شيوه‌ي تربيتي:

فرزنداني كه تحت تأثير اين شيوه‌ي تربيتي بزرگ شوند، احتمالاً داراي ويژگي‌هاي زير هستند:

1- اطاعت از دستور والدين از روي ترس است نه احترام. در نتيجه زماني كه بتوانند از دستورات آنها سرپيچي كنند ديگر كاري از والدين ساخته نيست.

2- بعضي از فرزندان در اين خانواده، بسيار مودب، آموزش پذير، حساس و تسليم پذيرند و معمولاً احساس بي كفايتي مي‌كنند.

3- به دليل محدوديت‌هاي بي دليل، فرزندان حس كنجكاوي و خلاقيت آنها رشد مطلوبي نداشته و انگيزه‌ي زيادي براي آنكه جذب رفتارهاي خوب شوند ندارند.

4-  فرزندان در زمينه‌ي عاطفي رشد كافي ندارند و در كارهاي گروهي نمي‌توانند شركت كنند چون از اين كه با ديگران به سر ببرند، عاجزند.

5- فرزندان يا كمرو و خجالتي و ترسو مي‌شوند يا ستيزه جو و پرخاشگر.

6- به دليل عدم دخالت آنها در تصميم‌گيري ، زماني كه ناچارند درباره‌ي مسائل خود تصميم بگيرند عاجز و ناتوانند.

7- احساس بزرگ منشي و اعتماد به نفس آنها ضعيف است.

8- در مقابل ديگران حالت خصومت و دشمني يا ترس و تسليم به خود مي‌گيرند.

9- به دليل خشك بودن رابطه‌ي بين فرزند و والدين، در موقع سختي به ندرت به والدين پناه مي‌آورند.

10- تفكر و رفتار مستقل و غير وابسته ندارند. و روحي ضعيف و متزلزل دارند.

در مراحل مختلف زندگي از ضعف و بي لياقتي خود رنج مي‌برند و در امور تحصيلي و زندگي موفق نبوده و نسبت به بزرگسالان بد بين هستند.

برگرفته از كتاب مادر و پدري باشيد كه آرزويش را داريد.(عباس فرهادي ثابت)

م.ك
 
هديه به پيشگاه مطهر امام رئوف عليه السلام صلوات






محتوای مرتبط