.

 

 
چكيده تفسير زيارت جامعه كبيره (استادگرامي خانم زهره بروجردي)          جلسه 35 (ذرية رسول الله...  السلام علي الدعاة الي الله
 

  «و ذرية رسول الله»

ذريه ‌به معناي فرزندان بدون واسطه است. نسل، اولاد و دودمان نيز معنا شده است از ماده ذروره به معني متفرق شده و جدا مي‌باشد. ذريه‌ي پيامبر از پيامبر جدا شده‌اند و اصل وجود آنها وابسته به رسول است و به تعبيري ديگر آنها اجزا‌ي وجودي پيامبرند. اگر توجه داشته باشيم در زيارت هر معصوم ابتدا به رسول خدا(ص) سلام مي‌دهيم و از ايشان اذن دخول مي‌گيريم چون وارد خانه‌اي از خانه‌هاي پيامبر شده‌ايم و تك تك آنها ذريه رسول الله هستند شايسته است اذن ورود را از صاحب خانه بگيريم.

در روايتي آورده شده است هارون به محضر موسي ابن جعفر(ع) وارد شد و از حضرت پرسيد: «شما چطور مي‌گوييد ما ذريه‌ي پيامبر هستيم؟ در حاليكه پيامبر ذريه‌اي نداشتند چون دنباله از فرزند پسر است و شما پسر دختر پيامبر هستيد.» حضرت گفتند من را از پاسخ‌گويي معذور بدار هارون اصرار كرد و سئوال را ادامه داد، بعد گفت: مگر نه اينكه همه‌ چيز در قرآن گفته شده تو مي‌تواني به من از طريق قرآن پاسخ مي‌دهي حضرت موسي ابن جعفر(ع) فرمودند: اگر پاسخ دهم آيا دچار مشكل نمي‌شوي؟ گفت نه حضرت مي‌فرمايد:

«وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ كُلاًّ هَدَيْنا وَ نُوحاً هَدَيْنا مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ وَ أَيُّوبَ وَ يُوسُفَ وَ مُوسى‏ وَ هارُونَ وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنينَ وَ زَكَرِيَّا وَ يَحْيى‏ وَ عيسى‏ وَ إِلْياسَ كُلٌّ مِنَ الصَّالِحينَ»1

«و اسحاق و يعقوب را به او[ ابراهيم‏] بخشيديم؛ و هر دو را هدايت كرديم؛ و نوح را(نيز) پيش از آن هدايت نموديم؛ و از فرزندان او، داوود و سليمان و ايّوب و يوسف و موسى و هارون را(هدايت كرديم)؛ اين گونه نيكوكاران را پاداش مى‏دهيم! و(همچنين) زكريّا و يحيى و عيسى و الياس را؛ همه از صالحان بودند. »

و من ذريته داوود و سليمان و ايوب و يوسف و موسي و هارون و زكريا و عيسي و الياس هستم « وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنينَ» كه خداوند اينگونه نيكوكاران را پاداش مي‌دهد.

بعد فرمودند پدر عيسي چه كسي است؟ مگر نمي‌گويي نسل بايد از طريق پدر باشد، ليس لعيسي(ع) اب؟ حضرت فرمودند: براي عيسي پدري نيست.

بدرستي كه عيسي از طريق مريم به انبياء ملحق شده است همچنان كه ما از طريق مادرمان فاطمه به پيامبر ملحق شده‌ايم. درحاليكه كه بين موسي و داوود 500 سال فاصله ‌بود و بين داوود و عيسي1000 سال فاصله ‌بود حقيقيتاً خدا قرار داد عيسي را از ذريه‌ي ابراهيم كه سالها قبل از او بود، در حاليكه حسن و حسين(ع) در زمان رسول الله زندگي مي‌كردند.

شبيه اين حكايت حكايت ديگري است كه در احتجاج الطبرسي آمده است كه خلاصه‌ي آن چنين است: « هارون الرشيد به حضرت كاظم(ع) عرض مي‌كند: كه شما چطور تجويز مي‌كنيد كه مردم شما را فرزندان رسول اكرم بدانند، در صورتي كه اولاد را به پدر نسبت مي‌دهند، و فاطمه‌ي زهرا دختر پيغمبر بوده است؟!

آن حضرت فرمودند: اگر رسول خدا زنده مي‌شد، و دخترت را خواستگاري مي‌كرد آيا به او مي‌دادي؟! هارون گفت البته با افتخار مي‌دادم. آن جناب فرمودند: لكن رسول خدا دختر مرا خواستگاري نمي‌كند، و من دخترم را به او تزويج نمي‌كنم، براي اينكه او پدر من است. هارون آن مطلب را تصديق و حضرت را تحسين كرد.»

قبلاً تفسير «رحمة الله و بركاته» گذشت.

«السلام علي الدعاة الله» سلام بر كساني كه دائماً دعوت كننده به‌سوي حق‌اند.

دعاة جمع داعي: به معني دعوت كننده هميشگي است، دعاة اسم فاعل است از اسم فاعل در زبان عرب اراده‌ي حال و آينده مي‌شود.

حضرات معصومين دعوت كننده هستند دعوتي جامع و كامل، زيرا انسان را به همه‌ي خدايي خدا دعوت مي‌كنند. (دعاة الي الله)

در جلسات قبل عرض كرديم الله نام جامع خداوند سبحان است. به اين معنا كه ائمه فرد را تنها به رزاقيت، سلطنت، مالكيت و ... دعوت نمي‌كنند بلكه به همه‌ خدايي خدا فرا مي‌خوانند اگر كسي پذيراي اين دعوت شود  پذيراي تمام حسنات اعتقادي و اخلاقي شده است.

حضرات معصومين جمال و جلال حضرت حق را در اين دعوت به نمايش مي‌گذارند. مقام دعوت الي الله خاص معصومين است و اعتبار داعي بودن در عالم مخصوص اين بزرگواران است. اگر كسان ديگري مردم را به سوي خداوند دعوت مي‌كنند به اذن آنهاست.

به عبارت ديگر ما در دعاي جوشن كبير 1001 اسم از اسامي خداي سبحان را مي‌خوانيم . عزيز، حكيم، خبير، بصير،... وقتي دعوتي از طرف حضرات معصومين صورت مي‌گيرد دعوت ناقصي نيست كه زائر را تنها با نام شافي و يا قادر يا رئوف حضرت حق فرا خوانند بلكه آنها ما را به همه‌ي شئون ربوبيت و الوهيت حضرت حق دعوت مي‌كنند بسياري از زمانها افراد معتقدند كه  خداوند هوالعليم است يعني «بِمَا كَانَ وَ بِمَا يَكُونُ وَ بِمَا هُوَ كَائِنٌ » در دست خداوند است اما هو الشافي يا هو الرزاق بودن حضرت حق را قبول ندارند. نعم الوكيل بودن و انيس النفوس و رفيق بودن حضرت حق را حقيقتاً باور ندارند اما اگر ما پاسخ گوي «داعي الي الله» باشيم و براي وجود معصوم چنان نورانيتي قائل باشيم كه شايسته‌ي آنهاست به مجرد لبيك گويي به ايشان هم زمان به تمام خدايي خداوند سبحان لبيك گفته‌ايم.

«مَنْ اطاعكم فَقَدْ اطاع اللَّهَ وَ مَنِ اعْتَصَمَ بِكُمْ فَقَدِ اعْتَصَمَ بِاللَّه» هيچ عايق و مانعي ميان لبيك به خداوند سبحان و لبيك به حضرات معصومين وجود ندارد، لبيك به داعي الله همان لبيك به خدای سبحان است. زيرا حضرات معصومين تسليم محض خداوند سبحان‌اند. این دعوت، دعوتي است كامل كه در كل نظام عالم ملائك جمادات، نباتات حيوانات و انسان همه مستمع اين دعوت‌اند. گروهي بر مبناي فطرت خويش پذيراي اين دعوت‌اند و گروهي به اختيار. و انسان به ميزان ظرفيت پذيرشش در شمار دعوت كنندگان به حق قرار مي‌گيرد.

خداوند در آيه‌ي44 سوره‌ي اسراء مي‌فرمايد: «تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فيهِنَّ وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبيحَهُمْ إِنَّهُ كانَ حَليماً غَفُوراً ، آسمانهاى هفتگانه و زمين و كسانى كه در آنها هستند، همه تسبيح او مى‏گويند؛ و هر موجودى، تسبيح و حمد او مى‏گويد؛ ولى شما تسبيح آنها را نمى‏فهميد؛ او بردبار و آمرزنده است.»

آيه ياد آوري مي‌كند تمام موجودات عالم در حال تسبيح‌اند. دعوت حضرات معصومين فراخوان عمومي است در نظام تكويني همه ‌با وساطت معصوم دعوت بالله مي‌شوند و نتيجه‌ي دعوت آنها مسبح شدن موجودات است به عبارت ديگر ثمر اين دعوت معرفي نسبت به خداي سبحان است كه بنده را در حريم بندگي مستقر مي‌كند.

اگر سوال شود چه فرقي بين انسان و ساير موجودات در امر دعوت به خداي سبحان وجود دارد؟ پاسخ داده مي‌شود ميزان اختيار انسان در پاسخ‌گويي به اين دعوت با ساير موجودات متفاوت است انسان از امتياز اختيار برخوردار است او مي‌تواند رسماً دعوت را بپذيرد و يا رد كند. مي‌تواند از سر صدق پذيراي دعوت به حق باشد و  يا از سر جهالت روي‌برگردان شود. گروهي از موجودات در پذيرش اين دعوت اختياري ندارند. و بعضي دامنه‌ي اختيارشان محدود است به تعبير يكي از بزرگان، توحيدي كه در نظام عالم جريان دارد سبب مي‌شود تا همه‌ي‌ موجودات اعم از ماه، خورشيد، شجر و حجر همگي موحدند و پذيرش توحيد آنها به واسطه‌ي معصومين صورت مي‌گيرد زيرا تنها ائمه‌‌ي اطهار دعاة الي الله هستند.

دعوت معصومين دو نوع است.گاهي با زبان مخاطب و در خور فهم او سخن مي‌گويند:«كلم الناس علي قدر عقولهم» و زماني ديگر مخاطب را به افق فكري بالاتري دعوت مي‌كنند آنان براي دعوت شدگان گروه دوم چنان صعودي ايجاد مي‌كنند كه مخاطب با دعوت انان فاصله‌ي فرش تا عرش را به سرعت طي مي‌كند و در اين دعوت از دنياي تعلقاتش فاصله‌ مي‌گيرد و به سوی کمال صعود می‌کند.

زائر در زيارت آل يس به وجود مقدس صاحب زمان چنين سلام مي‌دهد. «السلام عليك يا داعي الله و رباني الله» در اين سلام حضرت خود را تا حد مخاطب پايين مي‌آورد تا مخاطب را از زمين مادي به عرش الهي ببرند.

حركت صعودي در ساير ادعيه نيز به وضوح ديده مي‌شود اگر به لسان ادعيه دقت شود خواهيم ديد كه در دعاي عرفه، دعاي ابو حمزه‌ثمالي، دعاي سحر ماه رمضان و... زائر پرش و صعودي خاص نصيبش مي‌شود. صعود هبه شده به بنده همه‌ به لطف حضرات معصومين صورت مي‌گيرد زيرا دعوت كنندگان الي الله (داعي الي الله كه حضرات معصومين هستند) نزد خداوند سبحان از احترام و حرمت خاصي برخوردارند.

اجازه بدهيد به عبارت داعي الي الله از زاويه‌ي ديگر نگاه كنيم.

در جلسات قبل بارها عرض كرديم انسان در عالم الست آن روزی كه خداوند از خلق تعهد گرفت «الست بربكم» آنان دعوت كنندگان به پاسخ‌گويي حضرت حق بودند. حضرات معصومین واسطه‌ي دعوت ما براي پذيرش ربوبيت خداي سبحان شدند و آنها به بشر آموزش دادند که «بلی» را بگوید. اين دعوت از عالم ازل و از الست شروع شد و در دنيا جاري گشته و ادامه‌ي آن در قيامت نيز خود نمايي خواهد كرد.

دنيا دارالتكليف است. و فرد در اين دار التكليف دائماً به معنويات و فضايل اخلاقي و امور متعالي دعوت مي‌شود يعني از آن روز كه انسان به اين عالم پا نهاد براي كمال الي الله و وصال به حق خلق شد زيرا اولين سوال حضرت حق نشان از اين كمال مي‌زند:‌ «الست بربكم» آيا شما بندگان تربيت من خدا را قبول خواهيد كرد آيا شما به كمال الي الله تن در خواهيد داد و حضرات معصومين چون از حقيقت اين دعوت آگاه بودند و از باطن آن همه ما را به پاسخ گويي مثبت اين دعوت فرا خواندند و در آن روز كه بشر فطرت خدا جويش جلوه‌گر بود آن دعوت را پذيرفت و با داعي الي الله همراه شد اگر شما سوال كنيد چه اتفاقي افتاد كه ميان انسان و فطرت او فاصله افتاد؟ اين سوال را قرآن به وضوح توضيح مي‌دهد: « إِلاَّ أَنْ يَشاءَ اللَّهُ وَ اذْكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسيتَ وَ قُلْ عَسى‏ أَنْ يَهْدِيَنِ رَبِّي لِأَقْرَبَ مِنْ هذا رَشَداً 2، مگر اينكه خدا بخواهد! و هر گاه فراموش كردى، (جبران كن) و پروردگارت را به خاطر بياور؛ و بگو: «اميدوارم كه پروردگارم مرا به راهى روشنتر از اين هدايت كند!»

انسان فراموش‌كار است و عهد اوليه و قديمي خود را از ياد برده است و بر آن پرده‌ انداخت. قرآن بارها مردم را با عبارت «يا ايها الناس» مورد خطاب قرار مي‌دهد و مي‌گويد: اي مردمي كه دچار نسيان شده‌ايد به فطرت اوليه‌ي خويش باز گرديد.

در آن روز كه بين شما و فطرتان حجاب و فاصله‌اي وجود نداشت ربوبيت خداي سبحان را پذيرفتيد و به او بلي گفتيد و چون گرفتار دنيا شديد از دعوت داعي الي الله فاصله گرفتند.

يكي ديگر از نكاتي كه در بطن اين سلام وجود دارد آن است كه، دعوت شدگان مختلف هستند.

1. گاهي مدعو به مجرد دعوت، با اشتياق به داعي لبيك مي‌گويد در زبان عام گفته مي‌شود از تو به يك اشاره از ما به سر دويدن.

2. گاهي دعوت شدگان در پاسخ گويي تعلل مي‌ورزند به تعبير بعضي بزرگان گاهي نفوس افراد ثقيل و مكدر است، اين گروه به سهولت جذب داعي الي الله نمي‌شوند. دعوت از ناحيه‌ي داعي صورت مي‌گيرد اما آنها به دليل شدت تعلق به دنيا لبيك گوي داعي الي الله نيستند. قطعاً سوال مي‌شود آيا حضرات معصومين از دعوت اين افراد غافل مي‌شوند و آنها از شمار مدعوين، داعي الي الله حذف مي‌گردند؟ پاسخ مي‌دهيم: ابدا! ابدا! حضرات معصومين هر لحظه داعي الي الله هستند حتي اگر بارها و بارها با كسالت افراد مواجه شوند و از سوي مدعوين امتناعي صورت گيرد قبلاً‌ عرض كرديم دعاه اسم فاعل است و معناي هميشه دعوت كننده مي‌باشد.

حضرات معصومين به جهت آنكه جلوه‌‌ی اسامی نام خداي سبحان هستند دائم همگان را به حق دعوت مي‌كنند و به «لا» و «بلي» افراد كاري ندارند اينكه ما لبيك گو نباشيم و يا خداي ناخواسته كسالتي از خود نشان دهيم، آنها همچنان داعي هستند و همه را دعوت مي‌كنند.

دسته‌ي سوم كساني هستند كه صاحبان عناد و لجاج هستند و براي اين گروه بايد از طريق جدال احسن وارد ميدان شد.

جدال چيز خوبي نيست ولي به ما اجازه‌ي جدال احسن داده شده حضرات معصومين نيز با منكران و با معاندين با جدال احسن وارد جنگ مي‌شوند. قبلاً گفتيم حضرات معصومين با هر فرد با زبان مخصوص خود او برخورد مي‌كنند. قرآن مي‌گويد:

« أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها... ، خداوند از آسمان آبى فرستاد؛ و از هر درّه و رودخانه‏اى به اندازه آنها سيلابى جارى شد؛ »

مانند نزول باران كه در هر وادي مي‌ريزد ولي هر كس در آن سرزمين به اندازه‌ي قابليت خود از آب باران استفاده مي‌كند. گروه سوم به عبارت قرآن «ان الذين كفروا» هستند يعني حقيقت را مي‌دانند اما بر آن پرده مي‌اندازند و از پذيرش دعوت داعي الي الله روي گردانند اين گروه هر چه در مسير تربيت قرار مي‌گيرند تاثيري نمي‌برند وجودشان چنان سنگ شده كه از پذيرش ربوبيت حضرت حق سر مي‌پيچند.

*نكته‌ي ديگر در اين دعوت آن است كه معمولاً در ميان افراد  شيوه چنان است اگر كسي شما را دعوت كند منتظر است از سوي شما جواب مثبت دريافت كند اما معصومین منتظر پاسخ مثبت ما نمی‌مانند بلکه آنها هر لحظه این دعوت را تکرار می‌کنند تا خواهان دعوت، لبیک گوی آنان شود.

آنها در دعوت الي الله مدعو را به سوي خود دعوت نمي‌كنند هرگاه نام داعي اين بزرگواران تكرار شود قطعاً با عبارت الي الله همراه است، آنها دعوت كنندگان به حق‌اند همه‌ را به صراط مستقيم فرا می‌خوانند.

به نظر شما جمله‌هاي بالا با عبارت عروة الوثقي بودن حضرات معصومين و حبل المتين بودنشان چه ارتباطي دارد؟ در توضيح خواهيم گفت ميان عالم ملك و ملكوت تنها يك واسطه وجود دارد آن واسطه فيض وجود مقدس حضرات معصومين هستند آنها مراحل صعود را براي هر فردي فراهم مي‌كند صراط هستند و هر كس در اين صراط قرار گيرد به يقين به هدف مي‌رسد توسل به آنها سرعت مسير فرد را افزايش مي‌دهد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- سوره مبارکه انعام آیات 84و 85
2- سوره مبارکه کهف آیه 24

هدیه به پیشگاه مطهر امام هادی علیه السلام صلوات






محتوای مرتبط