.

امام شناسی(شرح زیارت جامعه ) وَ إِلَى جَدِّكُمْ بُعِثَ الرُّوحُ الْأَمِينُ و...

96/8/10

استاد گرامی زهره بروجردی


بسم الله الرحمن الرحیم

وَ إِلَى جَدِّكُمْ بُعِثَ الرُّوحُ الْأَمِينُ وَ إِنْ كَانَتِ الزِّيَارَةُ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع فَقُلْ وَ إِلَى أَخِيكَ بُعِثَ الرُّوحُ الْأَمِينُ آتَاكُمُ اللَّهُ مَا لَمْ يُؤْتِ أَحَداً مِنَ الْعَالَمِينَ

امام هادی علیه السلام در زیارت جامعه کبیره به ما آموزش می دهند اگر زائر امیرالمومنین علی علیه السلام هستیم عرض کنیم "و الی اخیک" و اگر در محضر سایر معصومین هستیم عرض کنیم "و الی جدکم" و سپس زیارت را ادامه دهیم و بگوییم :"بعث روح الامین" .

علت این که در زیارت "الی جدک" بر "روح الامین" مقدّم شده است، نشان دهنده ی این نکته است که شرافت پیامبر صلی الله علیه و آله قابل قیاس با شرافت جبرئیل نیست.

 بعثت جبرییل چگونه است که بسوی پیامبر یا وجود مبارک امیر المومنین علیه السلام است ؟


در این زیارت به حضرات معصومین عرض می کنیم شرافت شما معصومین در حدی است که جبرییل زائر شما است و به سوی شما روانه می شود و در محضر شما عرض ادب می کند.

اول باید بدانیم که جبرییل کیست سپس به واسطه اینکه جبرییل زائر این بزرگواران است متوجه شرافتی که برای این خاندان در نظر گرفته شده است، شویم.

کلمه "جبرییل" با چند لغت در زبان عرب ذکر شده است: "جبرییل" ،"جبریل" ،"جبراییل"، "جبرایل" که همگی به معنی "عبدالله" است به این معناکه جبرییل یا تمام جایگاهش افتخارش به بندگی خدای سبحان است.

 در روایتی (کتاب معانی الاخبار ص 49) امده  است:« َ كَذَلِكَ جَبْرَئِيلُ مَعْنَاهُ عَبْدُ اللَّهِ وَ مِيكَائِيلُ مَعْنَاهُ عُبَيْدُ اللَّهِ وَ كَذَلِكَ مَعْنَى إِسْرَافِيلَ عُبَيْدُ اللَّه‏ » فردی از یکی از معصومین سوال کرد معنای جبراییل چیست حضرت فرمودند عبدالله سپس پرسید معنای میکاییل و اسرافیل چیست حضرت فرمودند عبدالله .

جبرئیل حب امیر المومنین را در قلوب مومنین قرار می دهد، به همین جهت حق عظیمی بر عهده مان دارد.


 (امالی طوسی ص 604)كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فِي بَيْتِهِ، فَغَدَا إِلَيْهِ عَلِيٌّ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) فِي الْغَدَاةِ، وَ كَانَ يُحِبُّ أَنْ لَا يَسْبِقَهُ إِلَيْهِ أَحَدٌ، فَدَخَلَ فَإِذَا النَّبِيُّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فِي صَحْنِ الدَّارِ، وَ إِذَا رَأْسُهُ فِي حَجْرِ دِحْيَةَ بْنِ خَلِيفَةَ الْكَلْبِيِّ، فَقَالَ:

السَّلَامُ عَلَيْكَ، كَيْفَ أَصْبَحَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) قَالَ: بِخَيْرٍ، يَا أَخَا رَسُولِ اللَّهِ. فَقَالَ عَلِيٌّ (عَلَيْهِ السَّلَامُ): جَزَاكَ اللَّهُ عَنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ خَيْراً. قَالَ لَهُ دِحْيَةُ: إِنِّي أُحِبُّكَ، وَ إِنَّ لَكَ عِنْدِي مَدِيحَةً أُهْدِيهَا إِلَيْكَ: أَنْتَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ، وَ قَائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِينَ، وَ سَيِّدُ وُلْدِ آدَمَ مَا خَلَا النَّبِيِّينَ وَ الْمُرْسَلِينَ، لِوَاءُ الْحَمْدِ بِيَدِكَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ، تُزَفُّ أَنْتَ وَ شِيعَتُكَ مَعَ مُحَمَّدٍ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) وَ حِزْبِهِ إِلَى الْجِنَانِ، قَدْ أَفْلَحَ مَنْ وَالاكَ، وَ خَابَ وَ خَسِرَ مَنْ خَلَاكَ، مُحِبُّو مُحَمَّدٍ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) مُحِبُّوكَ، وَ مُبْغِضُوهُ مُبْغِضُوكَ، لَا تَنَالُهُمْ شَفَاعَةُ مُحَمَّدٍ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ)، ادْنُ مِنْ صَفْوَةِ اللَّهِ. فَأَخَذَ رَأْسَ النَّبِيِّ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) فَوَضَعَهُ فِي حَجْرِهِ، فَانْتَبَهَ النَّبِيُّ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) فَقَالَ: مَا هَذِهِ الْهَمْهَمَةُ، فَأَخْبَرَهُ الْحَدِيثَ، فَقَالَ: لَمْ يَكُنْ دِحْيَةَ، كَانَ جَبْرَئِيلَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) سَمَّاكَ بِاسْمٍ سَمَّاكَ اللَّهُ (تَعَالَى) بِهِ، وَ هُوَ الَّذِي أَلْقَى مَحَبَّتَكَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ، وَ رَهْبَتَكَ فِي صُدُورِ الْكَافِرِينَ.

روزی پیامبر صلی الله علیه و آله در منزل استراحت می کردند، امیرالمومنین علیه السلام وارد خانه شدند و دیدند سر پیامبر روی دامن مرد عرب زیبارویی به نام دحیه کلبی است. امیرالمومنین علی علیه السلام شروع به سخن گفتن با آن مرد کردند و از او پرسیدند حال پیامبر چگونه است؟ دحیه گفت حال ایشان خوب است. حضرت هم به او دعا کردند. دحیه به حضرت عرض کرد من شما را دوست دارم و قصیده ای نیز برای شما سروده ام که می خواهم آن را به شما هدیه کنم. پیامبر چشمشان را باز کردند و فرمودند این همهمه چیست؟ امیرالمومنین علیه السلام فرمودند دیدم سر شما در دامن دحیه کلبی است حال شما را از او پرسیدم و او هم قصیده ای که سروده بود را خواند. پیامبر فرمودند سر من در دامن جبرییل بود نه دحیه کلبی.جبرییل کسی است که محبت تو را در قلوب مومنین و ترس از تو را در قلوب منافقین انداخته است.

=

وصف جبرئیل

 (بحار ج 56ص254) ... ضَوْؤُهُ بَيْنَ الْمَلَائِكَةِ كَضَوْءِ النَّهَارِ عِنْدَ ظُلْمَةِ اللَّيْلِ ...

پیامبر در معرفی جبرئیل فرمودند تابش نور جبرییل نسبت به ملائک مثل نور روز به شب می باشد،نورانیت جبرییل در بین تمام ملائک چشم گیر است و قابل قیاس با احدی نیست .

(بحارالانوار ج56ص258 )  إِنَّ جَبْرَئِيلَ مُوَكَّلٌ بِحَاجَاتِ الْعِبَادِ فَإِذَا دَعَاهُ الْمُؤْمِنُ قَالَ يَا جَبْرَئِيلُ احْبِسْ حَاجَةَ عَبْدِي فَإِنِّي أُحِبُّهُ وَ أُحِبُّ صَوْتَهُ وَ إِذَا دَعَا الْكَافِرُ قَالَ يَا جَبْرَئِيلُ اقْبِضْ حَاجَةَ عَبْدِي فَإِنِّي أُبْغِضُهُ وَ أُبْغِضُ صَوْتَه‏

 جابر بن عبدالله انصاری می گوید وقتی دعا می کنید، جبرئیل موکل حاجات شما  است. به دنبال دعای مومن دعا می کند و به دنبال دعای کافر به گونه دیگری عمل می کند.

(بحارج56ص260)سَأَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص جَبْرَئِيلَ عَنْ أَكْرَمِ الْخَلْقِ عَلَى اللَّهِ فَعَرَجَ ثُمَّ هَبَطَ فَقَالَ أَكْرَمُ الْخَلْقِ عَلَى اللَّهِ جَبْرَئِيلُ وَ مِيكَائِيلُ وَ إِسْرَافِيلُ وَ مَلَكُ الْمَوْتِ فَأَمَّا جَبْرَئِيلُ فَصَاحِبُ الْحَرْبِ وَ صَاحِبُ الْمُرْسَلِينَ وَ أَمَّا مِيكَائِيلُ فَصَاحِبُ كُلِّ قَطْرَةٍ تَسْقُطُ وَ كُلِّ وَرَقَةٍ تَنْبُتُ وَ كُلِّ وَرَقَةٍ تَسْقُطُ وَ أَمَّا مَلَكُ الْمَوْتِ فَهُوَ مُوَكَّلٌ بِقَبْضِ رُوحِ كُلِّ عَبْدٍ فِي بَرٍّ أَوْ بَحْرٍ وَ أَمَّا إِسْرَافِيلُ فَأَمِينُ اللَّهِ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُم‏

پیامبر صلی الله علیه و آله از جبرئیل سوال کردند اکرم خلائق نزد خدای سبحان کیست؟ جبرئیل پاسخی نداد، رفت و از خدای سبحان پاسخ را دریافت کرد سپس بر پیامبر فرود آمد و عرض کرد اکرم خلائق نزد خدا در آسمان ها جبرییل و اسرافیل و میکاییل و ملک الموت است.

=

امام هادی علیه السلام در زیارت جامعه کبیره به ما آموزش می دهند اگر در این زیارت زائر امیرالمومنین علی علیه السلام هستیم بگوییم "و الی اخیک" و اگر در محضر سایر معصومین هستیم عرض کنیم "و الی جدکم" و سپس زیارت را ادامه دهیم و بگوییم :"بعث روح الامین" .

 آیا جبرئیل فقط بر پیامبر وارد می شد یا بر حضرات معصومین هم فرود می آمد؟ این سؤال با یک روایت پاسخ داده می شود :

(کافی ج1 ص399) لَقِيَ رَجُلٌ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍ‏ ع بِالثَّعْلَبِيَّةِ وَ هُوَ يُرِيدُ كَرْبَلَاءَ فَدَخَلَ عَلَيْهِ فَسَلَّمَ عَلَيْهِ فَقَالَ لَهُ الْحُسَيْنُ ع مِنْ أَيِّ الْبِلَادِ أَنْتَ قَالَ مِنْ أَهْلِ الْكُوفَةِ قَالَ أَمَا وَ اللَّهِ يَا أَخَا أَهْلِ الْكُوفَةِ لَوْ لَقِيتُكَ بِالْمَدِينَةِ لَأَرَيْتُكَ أَثَرَ جَبْرَئِيلَ ع مِنْ دَارِنَا وَ نُزُولِهِ بِالْوَحْيِ عَلَى جَدِّي يَا أَخَا أَهْلِ الْكُوفَةِ أَ فَمُسْتَقَى النَّاسِ الْعِلْمَ مِنْ عِنْدِنَا فَعَلِمُوا وَ جَهِلْنَا هَذَا مَا لَا يَكُونُ.

 در سفری که حضرت اباعبدالله علیه السلام قصد ورود به کربلا را داشتند هنگامی که به ثعلبیه رسیدند مردی بر حضرت وارد شد. امام از او پرسیدند از کدام شهر هستی؟ عرض کرد از اهل کوفه ام. حضرت اباعبدالله علیه السلام فرمودند ای مرد کوفی! به خدا قسم اگر من تو را در مدینه ملاقات می کردم، حتما رد پای جبرئیل را در منازلمان به تو نشان می دادم. اما خودِ جبرئیل را نمی توانستی مشاهده کنی.

رو مجرد شو مجرد را ببین

دیدن هرچیز را شرط است این

=

 (بحار الانوار ج 56ص253 ) ...هَلْ رَأَيْتَ الشَّيْخَ وَ صَاحِبَهُ فَقُلْتُ نَعَمْ فَمَنِ الشَّيْخُ وَ صَاحِبُهُ قَالَ الشَّيْخُ مَلَكُ الْمَوْتِ وَ الَّذِي جَاءَ فَأَخْرَجَهُ جَبْرَئِيلُ.

 فردی از امام باقر علیه السلام سوال کرد شما شیخ و صاحبش را دیدید؟

(علامه مجلسی در توضیح روایت می گوید مراد از شیخ می تواند ملک الموت باشد ومنظور از همراهش جبرئیل باشد) حضرت می فرمایند ما معصومین جبرئیل را می بینیم.

 جبرئیل بر حضرات معصومین وحی نازل نمی کرد و قطع شدن وحی بعد از پیامبر امری قطعی است اما بعد از رحلت پیامبر جبرئیل علی الدوام بر منزل حضرت زهرا سلام الله علیها نازل می شد وطبق روایات مختلف بر سایر معصومین نیز وارد می شده است اما نه برای بیان وحی بلکه بدان جهت که بیوت حضرات معصومین مختلف الملائکه و محل تردد ملائک است.

خدای سبحان در بیان وصف جبریئل می فرماید  (آیه 20 سوره مبارکه تکویر):« ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» جبرییل در میان ملائک به عنوان ملکی بسیار توانمند معرفی شده است. جبرئیل"ذی قوة عند ذی العرش" است یعنی نزد خدای سبحان ذی القوه و دارای قوت است ، "مطاع" است یعنی تمام ملائک مطیع او هستند. "امین" است یعنی در وحی ای که برای پیامبران آورده است ذره ای کم و زیاد و خیانتی نکرده است.

 امام خمینی (ره) در قسمت سوره قدر کتاب آداب الصلوه  می فرمایند : چهار ملک موکل علم، رزق، حیات و موت می باشد؛ در رأس تمام ملائک جبرئیل موکّل علم است یعنی تمام یادگیری های ما از این سرچشمه می گیرد که جبرئیل  به ملائک زیر دست خود فرمان داده است که این امور را به ما تعلیم بدهند. جبرئیل  حق زیادی بر گردن ما دارد.تمام آموخته های ما در نظام عالم -که محل اسباب و مسببات است- با وساطت جبرئیل و جنود او به ما می رسد.


آتَاكُمُ اللَّهُ مَا لَمْ يُؤْتِ أَحَداً مِنَ الْعَالَمِين‏

خدای سبحان به شما حضرات معصومین عنایتی کرده که به هیچ یک از عالمین نکرده است،شما معصومین امتیازات ویژه ای دارید که هیچ مَلِک و پیامبری ندارد.

بعضی معتقدند این عنایات به ملک و رسول نیز عطا شده اما نه به میزانی که به معصومین عطا شد بلکه میزان عنایاتی خدای سبحان به ائمه علیهم السلام بیش از سایرین است.

برخی دیگر می گویند خداوند عنایت و لطف جداگانه ای به معصومین دارد که به هیچ یک از ملائک و مرسلین ندارد.

اگر سوال شود خدای سبحان چه اموری را به این بزرگواران عطا فرموده که نه تنها ملک بلکه پیامبران اولی العزم نیز از این امتیاز بی بهره بودند؟

در پاسخ باید گفت:

 اول اینکه ائمه علیهم السلام شاهد دائم اعمال مومنین هستند(توبه/105)  وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ

ای پیامبر! به اینها بگو کار کنید خدا وپیامبرش و مومنین عملکرد شما را می بینند ،  امام صادق علیه السلام می فرمایند مقصود از مومنین ما هستیم. (تفسیر قمی ج1 ص304)

جام جهان نما است ضمیر منیر دوست                        اظهار احتیاج خود آنجا چه حاجت است؟

در این فراز به معصومین عرض می کنیم شما علی الدوام ناظر اعمال ما هستید درحالیکه پیامبرانی چون حضرت موسی و عیسی هم این میزان شهود را نسبت به قومشان نداشتند.

دومین امری که به این بزرگواران عنایت شده، اسم اعظم است.اسم اعظم هفتاد و سه حرف دارد که به فرموده امیرالمومنین علیه السلام 72 حرفِ آن نزد اهل بیت است.این درحالیست که  بیشترین میزان اسم اعظمی که یک پیامبر می دانسته 25 حرف بوده است. با این میزان احاطه به اسم اعظم خدای سبحان کلید تصرف در کل کائنتات را در اختیار حضرات معصومین علیهم السلام قرار داده است.

سومین امر این است که بیوت حضرات معصومین محل حضور ملائک حتی جبرییل است .

در روایتی امام باقر علیه السلام در ذیل سوره قدر می فرمایند زمانیکه ملکی از آسمان نازل شود اول بر ما فرود می آید و هر امری را که می خواهد در عالم اجرا کند ابتدا بر بیت ما نازل می شود. وقتی هم که بخواهد اعمال عباد را بالا ببرد باید از بیت ما گذر کند.

(بحارج 23ص 287) قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‏ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً مَا ذَلِكَ الْمُلْكُ الْعَظِيمُ قَالَ فَرْضُ الطَّاعَةِ وَ مِنْ ذَلِكَ طَاعَةُ جَهَنَّمَ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَا هِشَامُ.

چهارمین امتیازی که به این بزرگواران داده شده اینکه خدای سبحان دوستی و اطاعت ایشان را واجب کرده است.

 در قرآن کریم (نساء/)54 ذکر شده است که أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًاآیا حسادت می ورزند به چیزی که خدای سبحان از فضلش به آنها داده است ؟ ما به آل ابراهیم کتاب و حکمت و سلطنت گسترده دادیم.

هشام ابن حکم از امام صادق علیه السلام پرسید سلطنت گسترده ای که به شما داده شده چیست؟ حضرت فرمودند این که طاعت ما بر همه واجب است.  

پنجمین امر که از زیارت جامعه می اموزیم اینکه مودّت اهل بیت علاوه بر محبت انان بر همگان واجب است یعنی اظهار محبت به معصوم امری واجب بر همگان است.

ششمین امتیاز اینکه خدای سبحان در عهد الست از تمام خلائق میثاق ولایت معصومین را گرفته است. در روایتی در بیان علت شرافت پیامبران اولی العزم امده که آنها این تعهد را محکم تر ادا کردند.

هفتمین امتیازی که این بزرگواران دارند این است که ولایتشان فقط بر انسان ها نیست بلکه ولایت بر  تمام اهل عالم اعم از سکنه آسمان ها و زمین و سنگ ها و آبها و میوه ها ستارگان و ... عرضه شده است.

رتبه موجودات بر اساس سرعت پاسخگویی به ولایت تفاوت می کند به عنوان مثال:

 ولایت به همه سنگ ها عرضه شد اما سنگ عقیق اولین سنگی بود که به ولایت اقرار کرد به همین دلیل سنگ عقیق قیمتی است و سنگی که به ولایت اقرار نکرد در نظام عالم فاقد قیمت است.

ولایت به همه آب ها عرضه شد، آبی که خیلی خوش گوار است زودتر از سایر آب ها ولایت را اظهار داشته است.

ولایت به حیوانات عرضه شد و دیرترین حیوانی که به ولایت اظهار ارادت کرد، حمار است که قرآن درباره حمار می فرماید "ان انکر الاصوات لصوت الحمیر" صدایش با صدای نظام عالم هماهنگ نیست چون همه اهل عالم به ولایت اقرار کردند.

ولایت به گیاهان نیز عرضه شد در بین گیاهان گیاهی که تلخ است دیرتر به ولایت اقرار کرده است.

هشتمین امتیاز اینکه حضرات خزانه دار خدای سبحان محسوب می شوند: )بحار ج36ص106) نَحْنُ خُزَّانُ اللَّهِ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ شِيعَتُنَا خُزَّانُنَا

نهمین امتیاز اینکه حضرات معصومین می دانند چه کسی محب شان است و چه کسی مبغض شان. فردی در محضر امیرالمؤمنین علیه السلام قصیده ی زیبایی را خواند و عرض کرد شما را بسیار دوست دارم. حضرت فرمودند اما اسم تو را در بین دوستان خود نمی بینم. مدتها بعد آن فرد در جنگ نهروان در زمره خوارجی بود که در مقابل حضرت ایستاد.

دهمین امتیاز اینکه خدای سبحان همه علوم را به ایشان داده است مگر علم مستاثر یعنی علمی که فقط خدای سبحان می داند و فرق بین خالق و مخلوق است. غیر از این علم، حضرات معصومین از همه علوم بهره مند هستند.

یازدهمین امتیاز اینکه شبهای جمعه علم اهل بیت افزون می شود.

 امام صادق علیه السلام می فرمایند: مَا مِنْ لَيْلَةِ جُمُعَةٍ إِلَّا وَ لِأَوْلِيَاءِ اللَّهِ فِيهَا سُرُورٌ قُلْتُ كَيْفَ ذَاكَ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ إِذَا كَانَتْ لَيْلَةُ الْجُمُعَةِ وَافَى رَسُولُ اللَّهِ الْعَرْشَ وَ وَافَى الْأَئِمَّةُ الْعَرْشَ وَ وَافَيْتُ مَعَهُمْ فَمَا أَرْجِعُ إِلَّا بِعِلْمٍ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَنَفِدَ مَا عِنْدَنَا.

هیچ شب جمعه ای نیست مگر این که اولیاء الله بسیار خوشحال هستند. راوی می پرسد علت این خوشحالی چیست؟ حضرت می فرمایند: پیامبر در عرش به طور کامل جلوه گری دارد، همه ائمه در عرش حضور دارند و من نیز در کنار آن ها قرار می گیرم. از آنجا بر نمی گردم مگر با یک علم جدیدو  اگر این افزونی علم در شب جمعه نبود علم ما تمام می شد.

دوازدهمین امتیاز اینکه لیله القدر نزد معصومین است و برکت لیله القدر بالاصاله خاص معصوم است.

(بحارج 94ص24) كُنْتُ جَالِساً مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ عَلِيٌّ مَعَهُ إِذْ قَالَ يَا عَلِيُّ أَ لَمْ أُشْهِدْكَ مَعِي سَبْعَةَ مَوَاطِنَ الْمَوْطِنُ الْخَامِسُ لَيْلَةُ الْقَدْرِ خُصِّصْنَا بِبَرَكَتِهَا لَيْسَتْ لِغَيْرِنَا.

پیامبر صلوات الله و سلامه علیه در مورد لیله القدر به امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند برکت کامل لیله القدر به ما اختصاص دارد. اصل آن شب فقط مخصوص ماست (بقیه از رشحات لیله استفاده می کنند و اصل آن مربوط به معصومین است).

سیزدهمین امتیاز اینکه اسراری وجود دارد  که فقط این بزرگواران از آن بهره مند هستند و البته گاهی اوقات اجازه دارند این اسرا  را به امینان خود منتقل کنند.

چهاردهمین امتیاز اینکه حضرات معصومین قدرتی در سیر دارند که این قدرت به احدی در این عالم عطا نشده است.

 (َاختصاص ص 320)دخَلَ رَجُلٌ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع فَقَالَ لَهُ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع مَنْ أَنْتَ قَالَ أَنَا رَجُلٌ مُنَجِّمٌ قَائِفٌ عَرَّافٌ قَالَ فَنَظَرَ إِلَيْهِ ثُمَّ قَالَ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى رَجُلٍ قَدْ مَرَّ مُنْذُ دَخَلْتَ عَلَيْنَا فِي أَرْبَعَةَ عَشَرَ عَالَماً كُلُّ عَالَمٍ أَكْبَرُ مِنَ الدُّنْيَا ثَلَاثَ مَرَّاتٍ لَمْ يَتَحَرَّكْ مِنْ مَكَانٍ قَالَ مَنْ هُوَ قَالَ أَنَا وَ إِنْ شِئْتَ أَنْبَأْتُكَ بِمَا أَكَلْتَ وَ مَا ادَّخَرْتَ فِي بَيْتِكَ.

فردی بر امام سجاد علیه السلام وارد شدحضرت از او پرسیدند کیستی؟ گفت من منجم هستم. حضرت نگاهی به او کردند و فرمودند می خواهی به تو انسانی را معرفی کنم که از لحظه ای که در اینجا وارد شدی در عین این که از جای خودش تکان نخورده است در چهارده عالم سیر کرده است که هر عالمی سه برابر کل دنیا بوده است؟ عرض کرد او کیست؟ حضرت فرمودند آن کسی که این میزان سیر دارد من هستم. سپس فرمودند می خواهی به تو بگویم در خانه ات چه چیزی ذخیره کردی؟!


(بصائرج1ص401 )كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَدَخَلَ عَلَيْهِ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْيَمَنِ فَقَالَ يَا أَخَا أَهْلِ الْيَمَنِ عِنْدَكُمْ عُلَمَاءُ قَالَ نَعَمْ قَالَ فَمَا بَلَغَ مِنْ عِلْمِ عَالِمِكُمْ قَالَ يَسِيرُ فِي لَيْلَةٍ مَسِيرَةَ شَهْرَيْنِ يَزْجُرُ الطَّيْرَ وَ يَقْفُو الْأَثَرَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع عَالِمُ الْمَدِينَةِ أَعْلَمُ مِنْ عَالِمِكُمْ قَالَ فَمَا بَلَغَ مِنْ عِلْمِ عَالِمِ الْمَدِينَةِ قَالَ يَسِيرُ فِي سَاعَةٍ مِنَ النَّهَارِ مَسِيرَةَ الشَّمْسِ سَنَةً حَتَّى يَقْطَعَ اثْنَيْ عَشَرَ أَلْفَ مِثْلَ عَالَمِكُمْ هَذَا مَا يَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ خَلَقَ آدَمَ وَ لَا إِبْلِيسَ قَالَ فَيَعْرِفُونَكُمْ قَالَ نَعَمْ مَا افْتَرَضَ عَلَيْهِمْ إِلَّا وَلَايَتَنَا وَ الْبَرَاءَةَ مِنْ عَدُوِّنَا.

 روایت است مردی یمنی بر امام صادق علیه السلام وارد شد. حضرت فرمودند بزرگترین عالم شهرتان چه امتیازی دارد؟ عرض کرد می تواند در یک شب به میزان دو ماه پروازِ یک پرنده ی تیزپرواز سیر کند. امام صادق علیه السلام فرمودند عالم مدینه از عالِم شما خیلی بالاتر است زیرا او می تواند در یک ساعت دوازده هزار عالَم را طی کند. مرد یمنی عرض کرد آن عالِم کیست؟ حضرت فرمود من هستم.

این روایات رنج نامه معصومین است که به جهت عدم شناخت دیگران نسبت به این بزرگواران باید خودشان خود را معرفی کنند. 

الحمدلله رب العالمین

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

 

 







محتوای مرتبط