.

 

 
چكيده تفسير زيارت جامعه كبيره (استادگرامي خانم زهره بروجردي)            جلسه27 ( معادن حكمة الله
 

« مَعَادِنِ حِكْمَةِ اللَّهِ »
 
خدا را شکر می‌گوئیم که هر هفته به ما توفیقی عطا می‌کند تا در خدمت کلام ارزشمند امام هادی(ع) قرار گیریم این کلاس ظاهراً در قالب کلاس درسی برگزار می‌شود اما حقیقتاً توسلی است به دامن امام هادی(ع) تا ايشان با جلوه‌ی نام خویش هدایتگری نمایند و با هدایتهایشان پرده‌های ظلمت و تاریکی را از چشمان ما کنار زنند، با قرائت و تفسير هر فراز اين زيارت در حقیقت دری از درهای معرفت به روی ما گشوده می‌شود هر معرفتی که نسبت به حضرات معصومین نصیب ما مي‌شود به یقین جایگاهمان را در محضراین بزرگواران ارتقاء می‌بخشد.

در رابطه‌ی با كلمه‌ي معادن می‌گوئیم معادن جمع معدن و مشتق شده از عدن است و عدن به معنای استقرار و ثبات و ماندگاری دائم است اگر کسی در آن داخل شود برای همیشه در آنجا ثابت می‌ماند.

شارحین گفته‌اند به دلیل همین پایداری و ثبات معدن است که جواهرهای قیمتی مثل طلا، نقره، عقیق و فیرزوه و... در آن نگهداري مي‌شود.

آنکس که در معرفت حضرات معصومین چندان پیش رود که چون «سلمان منّا اهل البيت» مي‌شود اين فرد چون جواهر کمیاب و گاه نایاب مي‌شود دیگر از مرحله‌ي پناهندگي به محل و مسکن فراتر مي‌رود و به معادن حکمة الله و بعد از حفظة سر الله پناهنده می‌شود آن کس که به معادن وجودی حضرات معصومین نزدیک شود و در سایه‌ی این معادن جای گیرد برای همیشه در امر بندگی حق و تسلیم در برابر خداي سبحان پايدار مي‌ماند زيرا او پناهنده‌ی کهف ولایت شده است، وجود اين فرد چنان قيمتي شود که خداوند برای محافظت از او نگهبانانی از جنس ملک می‌گمارد تا هر لحظه او را در حفاظ خويش جاي دهند همچنانکه مسئولین معدن بر در معدن نگهبانانی قرار می‌دهند تا اشیاء قیمتی درون آن به سرقت نرود و کسی قصد تجاوز به آن را نداشته باشد.

امام هادي(ع) مي‌فرمايد:« مَعَادِنِ حِكْمَةِ اللَّهِ » در رابطه با كلمه‌ي معدن توضيحات گذشت و اما راجع به حكمت بايد بگوئيم حكمت هر چيز محكمي است كه هيچ اختلافي در آن ايجاد نمي‌شود در حقيقت در كنه حكمت ثبوت و پايداري نهفته است چيزي است كه هيچ چيز آن را زايل نمي‌كند.

حكمت با اسم حكيم خداوند سبحان هم ريشه است ابن عربي در رابطه با اسم حكيم خداوند سبحان مي‌فرمايد: حكيم كسي است كه هر چيز را سرجاي مناسب خود قرار مي‌دهد، تنظيم و چينش كاينات و نظم آنها حكيمانه است، حكيم از اوصاف حق تعالي است، كسي است كه محكم، متقن و استواردارنده‌ي آفرينش است.

با اين معاني ذكر شده براي حكمت اهل دل معني ديگري را ضميمه‌ي اين معني مي‌كنند و مي‌گويند: «الحكمة إصابة الحق بالعلم و العقل»«حكمت به معناي رسيدن به حق است به سبب علم و عقل»

با اين معني مي‌توان درباره‌ي عبارت حضرت چنين گفت: شما اهل بيت معادن حكمت پروردگار هستيد خداوند حكمت خويش را در وجود شما قرار داده است تا ثبات و ماندگاري كامل يابد و از هر آفتي درامان بماند.

روايات در رابطه با حكمت مي‌گويند: « الحكمة معرفة الإمام »1 «معرفت الامام حكمت است» چون شناخت امام با پايداري در اعتقادات و اخلاقيات و احكام رابطه‌ي مستقيم دارد.

گروهي ديگر گفته‌اند: تفقه در دين حكمت است

عده‌اي طاعت خداي سبحان را حكمت دانسته‌اند زيرا معتقدند طاعت حضرت حق فرد را از انحراف دور مي‌سازد هر چه فرد از انحراف دور شود چشمه‌هايي از حكمت بر دلش جاري مي‌شود.

بعضي حكمت را كلمه‌ي حق معنا كرده‌اند انسان در كلمه‌ي حق پابرجا و محكم مي‌شود يعني حكمت را امري انتزاعي و فكري دانسته‌اند كه با شناخت حق رابطه‌ي مستقيم دارد به عبارتي آن را نوعي علم مي‌دانند اينان معتقدند، حكمت علمي زمينه ساز حكمت عملي است پس در ذات حكمت، عمل به حق نهفته است به عبارتي حكيم عامل عالم است.

با اين توضيحات به حضرات معصومين عرض مي‌كنيم اگر كسي به دعاي شما به شناخت « مَعَادِنِ حِكْمَةِ اللَّهِ » نائل شود در حقيقت هميشه در پرتو انوار وجودي شما باقي مي‌ماند.

شما در مرتبه‌ي نورانيت عين حكمت الله‌ايد شما چون حكمت الله‌ايد عين حقيقت‌ايد و هركس به ميزاني كه به حكمت وجودي شما نزديك شود به حق نزديك شده است.

در روايت از پيامبر(ص) آمده است « الْحِكْمَةُ ضَالَّةُ الْمُؤْمِنِ ... »2 «حكمت گمشده‌ي مومن است» اگر اين روايت را با روايت «الحكمة معرفة الإمام» يكديگر قرار دهيم خواهيم گفت چه بسيار زمانها كه افراد امام خويش را گم كرده‌اند و در سردرگمي خويش گرفتار آمده‌اند و آنكس كه از حكمت وجود امام غفلت ورزد در واقع نسبت به حكمت وجود خداي سبحان غفلت كرده‌اند زيرا حكمت وجود حضرات معصومين از حكمت خدا جدا نيست و حكمت  حق از خود باري تعالي منفك نيست چنين فردي در شناخت خود خدا حيران است و براي رهايي و نجات از اين سرگرداني راهي وجود ندارد مگر آنكه چشمه‌هاي حكمت را از معادن آن طلب كند.

گروهي حكمت را شكر دانسته‌اند و از آن به عنوان حسنه‌ي اخلاقي سخن گفته‌اند شاهد مثال گفته‌ي خويش را چنين بيان كرده‌اند:

 قرآن مي‌فرمايد: ما به لقمان حكمت را عطا كرديم« وَ لَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّه»3 « ما به لقمان حكمت داديم (و به او گفتيم:) شكر خدا را بجاى آور» با توجه به اين آيه ميان حكمت و شكرگزاري خداي سبحان رابطه‌اي تنگاتنگ و جدايي ناپذير وجود دارد و هركس حكيم‌تر است شاكرتر است و آنكه شاكر تر است از معادن حكمت‌الله بهره‌ي بيشتري مي‌برد.

امام صادق در روايتي مي‌فرمايند:« الْحِكْمَةُ ضِيَاءُ الْمَعْرِفَةِ وَ مِيرَاثُ التَّقْوَى وَ ثَمَرَةُ »4 «حكمت نور معرفت است و خط كش و ميزاني براي اهل تقوي و ثمره‌اش صداقت است»

در پايان كلاس سخني از امام علي(ع) اشاره مي‌كنيم حضرت مي‌فرمايند« أَنَّى كَانَتْ فَإِنَّ الْحِكْمَةَ تَكُونُ فِي صَدْرِ الْمُنَافِقِ فَتَتَخَلَّجُ فِي صَدْرِهِ حَتَّى تَخْرُجَ فَتَسْكُنَ إِلَى صَوَاحِبِهَا فِي صَدْرِ الْمُؤْمِنِ »5 « حكمت را هر جا باشد فراگير! كه حكمت- گاه- در سينه منافق بود پس در سينه‏اش بجنبد تا برون شود و با همسانهاى خود در سينه مؤمن بيارمد»

يكي از شارحين به نكته‌ي جالبي در سخن حضرت اشاره مي‌كنند ايشان مي‌گويند امام فرموده‌اند: حكمت در سينه‌ي منافق جاي دارد، حضرت نمي‌گويند در قلب او جاي دارد زيرا جايگاه حكمت قلب است حكمت عطيه‌اي الهي است كه بايد در فضاي عرشي نگه داري شود و قلب چون حرم الله است ماوا و سكني براي حكمت است و منافق از داشتن قلب محروم است از اين رو حكمت در سينه‌ي اوست حكمت در قلب جاي مي‌گيرد تا او را از انحراف در امان نگه ‌دارد.

از خداوند سبحان استدعا داريم به ما قلبي عطا كند كه جايگاه حكمت حضرات معصومين باشد تا اين حكمت ما را از هر خطا و سويي در امان بدارد انشاء الله
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
  1- بحارالانوار ج 24 ص 86
  2- بحارالانوار ج 2 ص 105
  3- سوره مباركه لقمان آيه 12
  4- بحارالانوار ج 1 ص 215
  5- بحارالانوار ج 2 ص 99

هديه به پيشگاه مطهر امام هادي عليه السلام صلوات






محتوای مرتبط