.

کرامات و معجزات امام رئوف علیه السلام

۵۶- گشایش 

حدود بیست سال پیش با پیشنهاد یکی از دوستان آپارتمانمان را فروخته جایی را پیش‌خرید کردیم اما متأسفانه سازنده ورشکست شده  تمام سرمایه ما  از بین رفت . در واقع نه تنها منزلمان را از دست دادیم بلکه دچار بحران اقتصادی شدیدی  شده شرایط بسیار سختی را با دو بچه دبستانی پشت سر گذاشتیم .

 زندگیمان به قدری سخت شده بود که بارها احساس می‌کردیم از هم گسسته و نابود می‌شود .  بالاجبار در  مناطق پایین شهر منزلی اجاره کرده تا از عهده مخارج آن برآییم اما مدرسه بچه ها را تغییر ندادیم و  آنها هر روز مسافت طولانی را صرف رفت و آمد می کردند . در آن ایام فشاری که بچه ها متحمل می شدند  کمتر از ما نبود .

 یکی از روزهایی که همسرم تحت فشار روحی شدید قرار داشتند در مسیر محل کارشان ، از رادیو معارف سرنوشت یکی از مجاورین امام رضا را می‌شنوند که کرامت حضرت زندگیش را متحول کرده بود.

 او در زمان ورشکستگی تکفل مادر را نیز بعهده داشته در عین حال مغازه ای که همه سرمایه اش  بوده مورد سرقت قرار گرفته هر آنچه را  داشته با خود می‌برند. صبح که وارد مغازه می‌شود و شرایط را نابسامان می‌بیند تصمیم می‌گیرد خودش را از بین برده  تا از این شرایط سخت خلاص گردد اما قبل از آن ، راهی حرم شده تا در مقابل امام‌رضا اعتراف به زشتی عملش نموده  عرضه دارد  چاره ای جز این راه برایش باقی نمانده .

وارد حرم می‌شود، سلام می‌دهد و با حالی محزون و دلی شکسته خود را به پنجره فولاد ‌رسانده عرض می‌کند: «می‌دانم خودکشی معصیت و گناه کبیره است اما مستأصل و بیچاره ام  نمی‌دانم چه  باید بکنم. کسی را هم ندارم تا حمایتم کند.

 از اینرو  تصمیم  به چنین کار زشت و معصیت بزرگی گرفته ام . اگر یک نفر  هزار تومان به من می‌داد مشغول به کار ‌شده یکساله قرض‌اش را می دادم و هرگز فکر چنین خطایی به ذهنم نیز خطور نمی کرد .»

هنوز این جملات را کامل ادا نکرده بود که خادمی با دست به شانه او زده مؤدبانه سلام می‌کند و هزار تومان به او داده می‌گوید اینرا حضرت برای شما فرستاده اند و قبل از اینکه او موفق به تشکر شود  خادم در میان جمعیت ناپدید می گردد .

همسرم پس از شنیدن این کرامت از همانجا دلشان را پشت پنجره فولاد فرستاده عرض می‌کنند: «یا امام‌رضا اگر شما هم کسی را مأمور کنید که مبلغی به من قرض دهد تا آپارتمانی بخرم طی چند سال پولش را برگردانده از مخمصه‌ای که در آن قرار گرفته‌ام رها می شوم .»

آن روز درعالم باطن تمام وقت دلشان را به پنجره فولاد چسبانده لحظه ای جدا نمی شوند اما در این رابطه با من نیز هیچ صحبتی نکردند .

نیمه شب بود که با صدای نفس نفس زدن‌های پی‌در‌پی همسرم بیدار شده پس از جرعه آبی که نوشیدند گفتند: «خواب عجیبی دیدم.» خواب دیدم به زیارت امام‌رضا رفته‌ام، حضرت پیغام داده اند باید شما حضوراً خدمت  برسید و من نیز به همراه فردی از پله‌های سرداب پایین رفته  خود را به کنار مرقد اصلی می رساندم .

در صورتیکه همسرم تا آن زمان نمی‌دانستند  مقبره واقعی حضرت در سرداب بوده و  مقبره در ضریح به طور نمادین گذاشته شده.

همانطور که از پله‌ها پایین می‌رفتند تا حضوراً خدمت حضرت برسند از خواب می‌پرند .

 کمی که حالشان بهتر شد جریان صبح را  تعریف کردند من هم  گفتم:

« انشاء‌الله قرار است گشایشی شود . حتماً به زیارت  حضرت مشرف شوید  مطمئن باشید شنیدن آن کرامت و دیدن این خواب برای شما پیغام داشته است .»

برادرم که مقیم آمریکا هستند چند روز بعد از طریق مادرم در جریان مشکل اقتصادی ما قرار گرفته پیشنهاد دادند ۴۰ میلیون تومان به ما قرض داده  هر زمان در توانمان بود برگردانیم . در ابتدا همسرم مخالفت ‌کردند اما وقتی  به خاطر آوردند خودشان از امام‌رضا درخواست کردند یک نفر را بفرستند به ما قرض بدهند پذیرفتند و ما با آن پول آپارتمان فعلی‌مان را خریده در کمتر از دو سال پول را به مرور برگرداندیم و  علاوه بر اینکه سپاسگزار لطف و محبت  برادرم بودیم  باور داشتیم حضرت واسطه فیض شده درماندگی و بیچارگی ما را دیده  حمایتمان کردند و با دستان پربرکت ولایی شان هم خانه‌ای برایمان تهیه نموده و هم به کار همسرم رونق دادند تا توان پرداخت آن وام سنگین را داشته باشند.

از آن تاریخ به بعد هر زمان حرم امام‌رضا مشرف می‌شویم با گوش جان می‌شنویم ، باید حضوراً خدمت برسید و همین امر باعث شده ، نه تنها جسممان که قلب و جانمان نیز در محضر سلطانی امام رئوف حضور داشته و حتی الامکان ادب و آداب زیارت را رعایت نماییم و با خضوع و خشوع قلبی و تضرع در صف عشاق حضرت قرار گرفته مگر زائر قلمداد شویم.

مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد                  نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد

عالم از ناله عشاق مبادا خالی                           که خوش آهنگ و فرح بخش هوایی دارد


اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
 







محتوای مرتبط