.

کرامات و معجزات امام رئوف علیه السلام

۵۳- سفره ای گسترده 

هر سال چند هفته مانده تا عرفه برنامه ریزی می کردیم تا شب و روز عرفه و عید قربان  در جوار امام رئوف باشیم . آن سال با وجود اینکه هم بلیط داشتیم و هم جا رزرو کرده بودیم ، طلبیده نشدیم . شاید چون اواخر ذیقعده که مشهد مشرف شده بودم اطمینان داشتم دو هفته دیگر برای مراسم دعای عرفه بر می گردم و با خیالی آسوده بدون درخواست زیارت مجدد از حرم بیرون آمدم  غافل از اینکه

آنچه خدا خواست همان می‌شود                   وانچه دلت خواست نه آن می‌شود


از این رو ، روز عرفه با دلی شکسته و محزون ، از طریق پخش زنده تلویزیون دعای عرفه حرم امام رضا را دنبال  کرده واقعا حس می کردم  در جوار امام رئوف قرار دارم . یقین داشتم حکمتی در این طلبیده نشدن بوده . تنها چیزی که ناراحتم می کرد این بود که موانع و کدوراتم باعث دور شدنم از حریم پر مهر رضوی شده باشد . تلویزیون صحن جامع را  که مملو از جمعیت بود نشان می داد .  هوا سرد و بارندگی در اکثر نقاط کشور موجب خوشحالی مردم شده اما شرایط نامناسبی  برای زوار فراهم کرده بود

عده ای در حین دعا فرشهای صحن را جهت مصون ماندن از سرما و باران روی خود انداخته  و یا در حجره های اطراف صحن تجمع نموده بودند .

ناخودآگاه به یاد خاطره آخرین  زیارتم  افتادم . در مقابل ضریح مشغول خواندن زیارتنامه بودم که صدایی آشنا توجه ام را به خود جلب نمود. ایشان در حین قرائت زیارتنامه حضرت را به مادرشان فاطمه زهرا و تنها فرزندشان جوادالائمه قسم می دادند تا فرج و گشایش شیعیان را در فرج حضرت حجة‌ قرار داده  حاجات مشروعه زوارشان را به احسن وجه برآورده و سلامتی و عافیت جسم و جان و دین و دنیای محبین اهل بیت را امضاء ‌نمایند .

یقین داشتم  حضرت می خواهند به من بیاموزند سفره دعاهایم را گسترده  نموده محدود به خود و خانواده و خویشاوندان و دوستانم ننمایم .

از این رو روز عرفه زمانیکه مردم را در آن حال دیدم تمام طول دعا اشک ریخته التماس کردم حاجات و دعای همه محبین امیرالمومنین در هر نقطه از کره خاکی که قرار دارند برآورده شده بخصوص زواری که در حرم ثامن الحجج هستند به گونه ای که تا پایان مراسم هیچ چیز برای خود یا نزدیکانم  نخواسته و مصرانه خواهان گشایش و فرج برای محبین اهل بیت بودم .

یکی از دوستان همان شب خواب دیده بودند به اتفاق مشهد مشرف شدیم و در حالیکه از مقابل درب منزلی عبور می کردیم سیدی جلیل القدری از ما دعوت می کنند وارد  شده و با اشاره به  جمعیت زیاد در منزل می فرمایند حوائج این جماعت را فقط با دعای این خانم (به بنده حقیر اشاره می کنند ) برآورده نمودیم .

از آن سال به بعد فقط به جهت تقرب هر چه بیشتر به حضرت حق ، در تمام دعاهای شبانه روزم همه محبین امیرالمومنین را در نظر داشته  تا مگر به برکت دعا برای دیگران قدمی از خویشتن بیرون نهاده با چشمی خدابین ، به اخلاص در بندگی و توحید عملی دست پیدا نمایم .

تا یار که را خواهد و میلش به که باشد ...

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
 







محتوای مرتبط