.

 

کرامات و معجزات امام رئوف

47-دلداده امام رضا علیه السلام

شب تولد امام‌حسن‌مجتبی بدون اینکه از قبل برنامه‌ریزی کرده باشم با لطف و عنایت خاص امام رضا مشهد مقدس مشرف شدم رزقی من حیث لایحتسب و فراتر از حدس و گمان .

از کلاس تفسیر قرآن روزهای ماه رمضان که بیرون آمدم یکی از دوستان گفتند که بلیط قطار مشهد دارند و در صورت تمایل می توانم با آنها همراه شوم  .

 بدون معطلی گفتم: « ان شاالله می آیم » قبل از  اینکه با همسرم صحبت کرده اجازه بگیرم گرچه اطمینان داشتم او مخالفت نخواهد کرد اما شرط ادب حکم می کرد قبل از پاسخ مثبت اجازه می گرفتم از این رو گفتم اجازه بدهید با همسرم تماس گرفته بعدا جواب می دهم . می دانستم از شدت دلتنگی  نتوانستم لحظه‌ای درنگ نمایم. دقیقاً از روزی که از مشهد برگشته بودم  دلم می‌خواست حتماً شب تولد در کنار ضریح مطهر ثامن الحجج باشم اما نه تنها امری بعید به نظر می آمد بلکه جرأت مطرح کردنش را نیز نداشتم.

 همان گونه که چند روز مانده به میلاد با سعادت امام رضا یکی از شبکه‌های تلویزیون بطور مستقیم صحن و سرای حرم رضوی را پخش و با هر تصویر دل مرا بی‌تاب‌تر می‌ کرد . از این رو به سوی مشهد سلامی داده عرض کردم: «امام رئوفم به اذن الهی دل محبین اهل بیت  به دست شما حضرات معصومین سپرده شده خودتان بدون مقدمه مرا طلبیده  دل همسرم را نیز راضی به این زیارت نمایید . کسی از شدت بی قراریم مطلع نیست اما شما خوب می دانید که تاب و توان از دست داده به انتظار دعوتتان روزشماری می کنم .

 همان شب یکی از بستگان نزدیک تماس گرفته گفتند عازم مشهد هستند و یک نفر جای خالی دارند ، در صورت تمایل آماده شوم . از خوشحالی می‌خواستم پرواز کنم، به همسرم که گفتم. خندیدند و گفتند: «چیزی جا گذاشته‌اید که به این زودی برمی‌گردید؟» گفتم: «دلم را.» گفتند: «جای خوبی جا گذاشته‌اید. إن‌شاء‌الله به عافیت همیشه همانجا بماند و شما نیز زود به زود زائرشان باشید.» ردپای قدوم امام‌رضا بر جان و دل و قلب و زبان همسرم مشهود بود. تا آن زمان هرگز ایشان را این چنین موافق و همراه در سفرهای مجردی خود ندیده بودم. دستشان را بوسیدم و تشکر کرده  نیت کردم در تمام زیارتم شریکشان نمایم.

 چند ماه بعد هم متوجه شدم تعدادی از افراد بی‌بضاعت  مشتاق زیارت امام رضا هستند اما از نظر مالی نمی توانند اقدامی کنند ، با یکی از اقوام ساکن مشهد تماس گرفته مسکن و غذایشان را هماهنگ کردم  از این طرف هم بلیط گرفته راهیشان  کردم. شب اول یکی از آنها خواب دیده بود در حرم امام‌رضا صدای قرآن بسیار زیبایی پخش می‌شود، سئوال می‌کنند چه کسی قرآن می‌خواند؟ منادی  می‌گوید فلانی هستند.(یعنی بنده سراپا تقصیر)  جالب اینجاست که تمام مقدمات سفر آنها با عنایت خود حضرت صورت گرفته  من در این میان واسطه‌ای بیش نبودم اما این خانواده آنقدر کریم‌اند که خیرات خودشان را به اسم ما سند زده موجبات عزت و آبروی محبینشان را فراهم می کنند .

عاشقان زمره ارباب امانت باشند                        لاجرم چشم گهربار همان است که بود

از صبا پرس که ما را همه شب تا دم صبح            بوی زلف تو همان مونس جان است که بود

کشته غمزه خود را به زیارت دریاب                     زان که بیچاره همان دل نگران است که بود




 







محتوای مرتبط