.

 کرامات و عنایات امام رئوف علیه السلام

۴۱- خرج سفر 

اوائل ازدواج دستمان تنگ بود، به خصوص که بچه‌ها پشت سر هم به دنیا آمده مزید بر علت شده بودند . به لطف خدا روزگار خوشی داشته  با عشق زندگی می‌کردیم اما باید در خرج کردن جانب احتیاط را رعایت می‌کردیم. یک سال با جمعی از اقوام تصمیم گرفتیم با ماشین  مشهد مقدس مشرف شویم. به پول آن زمان ۲۰هزار تومان هزینه سفر پس‌انداز کرده بودیم  گرچه می‌دانستیم کافی نیست اما بیشتر از این هم وسع مالی مان اجازه نمی داد  توکل بر خدا و به عشق امام‌رضا راه افتادیم .

 تمام مسیر عالی  و دلمان خوشتر از آن بود که بتوان توصیفش کرد . دوری راه لذت‌بخش بود و نه تنها سختی نداشت که انتظار وصال را شیرین‌تر می نمود . همه چیز حکایت از لطف و رحمت بی انتها الهی می کرد . اما از خوش حادثه ، در بدو ورود به شهر مشهد ، ماشینی از عقب با ما برخورد کرده به صندوق عقب ماشین خسارت وارد نمود. ابتدا خیلی ناراحت شدیم که با دست تنگ چگونه برای ماشین هزینه کنیم به خصوص که نمی‌خواستیم همسفری هایمان از کم‌پولی ما خبردار شوند. چون همگی وضع مالی‌شان عالی  و از حال و روز ما بی‌خبر بودند .

 راننده ای که با ما تصادف کرده بود بسیار انسان باشخصیت و اصالتا مشهدی  بود، خیلی عذرخواهی کرد و قرار گذاشت با ما به محل اسکانمان بیاید تا ماشین را تحویل گرفته  به تعمیرگاه ببرد. اول  فکر کردیم تعارف می‌کند اما بعد از اینکه با ما همراه شد و با یک دنیا شرمندگی ماشین را تحویل گرفت باورمان شد که چقدر انسان شریفی است .

 دو روز بعد ماشین را به همراه  ۶۰ هزار تومان پول نقد به جبران دو روز  کرایه تاکسی و استرس و ناراحتی موقع تصادف به ما تحویل داده کلیه هزینه تعمیر را هم خودشان تقبل کردند .

ابتدا پول نقد را قبول نمی‌کردیم اما اصرار بیش از حد و جدّیتی بی نظیر ایشان ، موجب شد علیرغم میل باطنیمان بپذیریم . خرج سفر ما در آن چند روز حدود هشتاد هزار تومان  یعنی دقیقا معادل آنچه خود داشته و به دستمان رسیده بود .

اگر چنین حادثه‌ای پیش نیامده بود به یقین باید از همسفری هایمان قرض کرده  یا به خودمان بیش از حد سخت می گرفتیم  . شک نداشتیم  پشت پرده حادثه ای ظاهرا ناخوشایند حلاوتی  بود که کاممان را تا به امروز شیرین نمود و عزت و آبرویمان را حفظ کرد . به فدای رأفتت یا علی بن موسی الرضا


ای درد توام درمان در بستر ناکامی                       و ای یاد توام مونس در گوشه تنهایی

در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم                          لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی

فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست                کفر است در این مذهب خودبینی و خودرایی

 







محتوای مرتبط