.

 کرامات و معجزات امام رئوف علیه السلام

۳۸- شفای عاجل


به دهه آخر ماه صفر دل بسته بودم . روزهایی که طبق سنوات قبل همراه خانواده به پابوس ثامن الحجج رفته شب رحلت پیامبر اکرم  تا شب شهادت امام رضا مجلس عزا برگزار نموده خرج می دادیم . سال‌ها بود که توفیق اقامه عزا در جوار بارگاه ملکوتی امام هشتم به پدرم داده شده ، من نیز در صورت امکان سعی بر همراهی و افتخار خدمت در مجلس عزاداری را داشتم . اما آن سال احساسم با هر سال فرق می کرد .

گرچه می‌دانستم باید تحت نظر دکتر بوده  معالجات چندین ماهه را شروع نموده تا به لطف خدا مادر شوم اما دلم می‌خواست شب رحلت پیامبر اکرم  ، طبیب دوّاری که نَفَسش شفای امراض جسم و جان است ،  در جوار امام هشتم ، بضعة النبی ، قرار گیرم تا دم مسیحایی شان مرا نیز شفا داده از معالجات و درمان نزد پزشکانِ مختلف رهایی یابم .

 زمانیکه وارد حرم شدم  چشمم  به گنبد و مناره ها افتاد دلم لرزید، مطمئن بودم حضرت از نیت من باخبرند و می دانند این بار فقط به قصد زیارت و  خدمت در مجلس عزاداری نیامده بلکه آمده ام تا شفا گرفته گشایشی شود. از خودم خجالت می کشیدم همیشه سعی داشتم نیت زیارتم را خالص کرده صرفا جهت اعلام مودت و محبت و تجدید میثاق با اهل بیت ، مشرف شوم .

اما به یاد صاحب نفسی افتادم که می فرمودند : سفارش شده  همه چیز را حتی نمک طعام و بند کفشتان را از اهل بیت بخواهید و برای خود هیچ وجودی قائل نشده  امورتان را به حق تعالی سپرده بدینوسیله به مراتب بالای توحید افعالی دست پیدا کرده عملا اعلام نمائید  فاعل علی الاطلاق خدواند است  و به اذن الهی جلوه کامله او حضرات معصومین اند . در این صورت  نه تنها درخواستهای مادی امری مذموم شمرده نمی شوند بلکه بر انجام آن نیز تاکید  شده است .

آهسته و آرام قدم برمی‌داشتم، حس می‌کردم چشمانی نافذ لحظه به لحظه مرا زیر نظر داشته  نگاهی گرم و مهربان و دستی پرمهر و عطوفت مرا به نزد خود فرامی خواند .

گرچه با پای دل ، خود را به کنار ضریح مطهر و فراتر از آن ، در کنار مرقد  حضرت رسانده ، بوسه بر سنگ مرمرین معطری زدم که تقرب با جسم مطهر هشتمین امام ممتازش نموده است ، اما در واقع پشت پنجره فولاد چشم به مشبک‌هایی دوخته بودم که سنگ صبور زائرین  گرفتار و  دردمند و

حلقه ی وصلی بین آنها و امامشان  هستند .

بی‌خود از خود شده  التماس نموده  شفای عاجل و کاملم را از حضرت خواسته اشک ‌ریختم و نالیدم و از همه اسباب به جلوه کامله مسبب‌الاسباب پناهنده شدم.

 یقین داشتم  مداوا و شفای من در همین مکان و همین‌ زمان خواهد بود. متوجه گذر زمان نشدم. وقتی به خود آمدم  مطمئن بودم  شفا گرفته‌ام. خود را از جمعیت بیرون کشیده  همانجا با همه عشقِ به مولایم سجده شکر نموده  از حرم خارج شدم.

 دو هفته بعد جواب آزمایش بارداری‌ام مثبت بود، و در حال حاضر فرزندم حدوداً یک ساله است، فرزندی که با عنایت خاص حضرت پا به جهان فانی گذاشته و امید است با حب اهل‌بیت رشد کرده در مسیری که مرضی رضای پیغمبر و آل پیغمبر است قدم برداشته  جزو محبین و شیعیان خالص بوده در رکاب امام زمان  قرار گیرد.


یکسان بُوَد به وقت عطای تو خاص و عام          فرقی نمی کند به درت شاه یا غلام

سلطان ندیده ام ز گدا گیرد احترام                پیش از سلام ، زائر خود را کند سلام

پیوسته دست بر سر زوار می کشی            تو کیستی که ناز گنه کار می کشی

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
 







محتوای مرتبط