.

کرامات و معجزات امام رئوف

26- خرید آپارتمان

روزی که آپارتمان مشهد را تحویل گرفتیم اشک شوق در چشمانم حلقه زده بر گونه‌هایم غلطید و توجه همسرم را به خود جلب کرد و با نگاهش علتش را جویا شد . با لبخند جواب دادم: «اشک شوق است، خدا را شکر می‌کنم به خواسته ای که از جوانی داشتم رسیدم.» و نفس عمیقی کشیده، به یاد آوردم شبی را که در حرم امام رضا مقابل گنبد طلا و پنجره فولاد نشسته بودیم و من بلند بلند با حضرت حرف می‌زدم، مابین حرف‌ها عرض کردم یا‌امام‌رضا سالهاست که دوست دارم یک آپارتمان در جوار حرم نورانیتان داشته باشم، همسرم ادامه داد البته حضرت می دانند که هیچ پولی برای خرید آپارتمان نداریم و من همانطور که به پنجره فولاد خیره شده بودم گفتم هرگز روی پول خودمان حسابی باز نکرده‌ام. فقط به کمک حضرت چشم دوخته ام چون باور دارم  در مقابل سلطان دست خالی بودن  عیب نیست اما دست خالی برگشتن محال است . حضرت  اگر حاجات تمام نیازمندان عالم را به اذن الهی مستجاب کنند چون مظهر اسم غنی خداوندند  ذره‌ای از خزانه بی کرانشان کم نمی‌شود و اگر به هر دلیل اجابت نکنند هم ملامت و سرزنشی بدنبالشان نیست . یقین دارم هر وقت صلاح بدانند آپارتمانی در مشهد برایمان تهیه کرده آرزوی دیرینه مرا برآورده می کنند .

پس از بازگشت از مشهد با یکی از اقوام که هر هفته قم مشرف شده شب چهارشنبه را در جمکران به سر می‌برند راهی حرم حضرت معصومه شدم، در بین راه بدون مقدمه گفتند شهرداری مشهد آپارتمان‌هایی پیش‌فروش می‌کند که شرایط پرداخت‌اش بسیار مناسب است.

یک لحظه احساس کردم حضرت معصومه برایم پیغام داده اند چراکه در حرم امام رضا به ایشان متوسل شده خواستم اگر صلاح می دانند از برادرشان بخواهند آپارتمانی مناسب در نزدیکی حرم برای ما خریداری کنند .

بعد از بازگشت از قم پیگیر شدیم شرایط و نحوه خرید و پرداخت وامشان را جویا شدیم و بدون اینکه متوجه شویم ثبت نام کرده اولین وام را پرداخت کردیم و مابقی را تا زمان تحویل آپارتمان هر چند ماه یکبار با پرداختی بسیار آسان و بدون تکلف انجام پذیرفت، به گونه‌ای که در پایان به هیچ وجه تحت فشار قرار نگرفتیم و پول خرید آپارتمان به نحوه‌ای که اصلاً تصورش را هم نمی‌کردیم تأمین شد. در واقع آپاتمان را حضرت خودشان برای ما خریدند و به سهولت در اختیار ما قرار دادند. آن روز بعد از تحویل آپارتمان با همسرم راهی حرم شدیم و از حضرت بابت تفضلی که نسبت به ما داشتند تشکر کردیم، گرچه ما به فضل و کرم این خانواده عادت کرده‌ایم. «عادتکم الاحسان و سجیتکم الکرم». دوست داشتم با تمام وجود و با افتخار این ابیات را فریاد بزنم:

مشنو از دوست که غیر تو مرا یاری هست                       یا شب و روز به جز فکر توام کاری هست

به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس                            که به هر حلقه موی تو گرفتاری هست

گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست                          در و دیوار گواهی بدهد کاری هست

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم










محتوای مرتبط