.

کرامات و معجزات امام رئوف

22- خرید منزل

شب میلاد امام رضا بود. صبح زود از خانه بیرون رفته  و نزدیک غروب خسته و بی رمق به منزل برمی‌گشتم .از ترافیک و دوری راه اذیت می شدم . دخترم پس از ازدواج از ما دور شده بود . تا زمانیکه بچه  دومش بدنیا نیامده بود خودش  تردد می‌کرد اما با بدنیا آمدن پسرش ترجیح می‌داد  منزل بماند و من برای کمک نزدش بروم. برای من هم دوری راه و ترافیک خیلی خسته کننده و توانفرسا بود .

گرچه آنها هم  دوست داشتند منزلشان را عوض کرده نزدیک  ما بیایند اما دامادم با حقوق کارمندی نمی توانست بعداز فروش آپارتمانشان مبلغی به آن افزوده در محله ما آپارتمانی شبیه منزل خودشان بخرد.

آن شب وقتی چشمم به ریسه‌های رنگی و پلاکاردهای تبریک جشن میلاد امام رضا افتاد قوت قلب پیدا کرده به حضرت متوسل شده درخواست کردم آپارتمانی مناسب در نزدیکی خودمان برای آنها بخرند تا سختی و دوری راه و ماندن در ترافیک از دوش ما و آنها برداشته شود.

با وجود همه خستگی که داشتم در نزدیکی منزل توقف کرده وارد معاملات ملکی شدم و بدون مقدمه عرض کردم دنبال یک آپارتمان با این مبلغ هستم، صاحب املاک نگاهی به من انداخت و با تمسخر گفت با این مبلغ ، پارکینگ یک آپارتمان را هم به شما نمی‌دهند. دلم شکست، از صبح به دلیل مریضی نوه کوچکم به منزل دخترم رفته و تا غروب که از آنجا بیرون آمدم مشغول کار و پخت و پز و شست و شو بودم و حالا هم با این لحن صحبت خیلی تحت فشار قرار گرفتم. سرم را پایین انداختم تا خارج شوم همزمان آقایی وارد شد، صاحب املاک گفت حاج‌آقا هنوز آپارتمانتان را می فروشید؟ او گفت : بله.

صاحب املاک گفت: این حاج‌خانم قصد خرید دارند، امکان دارد از آپارتمان بازدید کنند.

آن آقا هم که فرد باشخصیت و موجهی بودند، گفت: حتماً، در خدمتشان هستم  به اتفاق رفتیم و آپارتمانشان را دیدم، ظاهر مطلوبی نداشت، بازسازی لازم داشت ولی اسلوبش خوب بود. دلم را روانه حرم امام‌رضا کردم و همه چیز را به خودشان سپردم از حضرت خواستم اگر خیر و صلاح آنها در این است به سهولت مقدمات خریدش فراهم شود.

  اولین بار که دامادم خانه را دید خیلی خوشش نیامد و قیمتش را بهانه کرد اما پس از مشورت با چند نفر اهل فن ، اقدام به فروش خانه خودشان نموده به طور اعجاب‌آوری منزلشان را به بالا‌ترین قیمت خریدند و فروشنده نیز قیمت خانه را به من واگذار کرد و با وجود اینکه قیمت بسیار مناسب  و منصفانه بود اما باز هم تخفیف جدی و قابل توجهی  به آنها داده قبل از محضر نیز کلید آپارتمان را  تحویل  داده گفتند : چون  منزل احتیاج به بازسازی دارد نخواستم کارتان عقب بیافتد . مقداری پوشاک نو و دست نخورده در انباری است  به هر خیریه‌ای که خودتان صلاح می‌دانید بدهید.

 به لطف خدا چون مقدار لباسها زیاد بود در چندین خیریه توزیع و به دست مستحقین رسید.

 بازسازی منزل هم  به برکت وجود امام ‌رضا ، با مناسب ترین قیمت و به تدریج توسط چند جوان متدین و فعال و صاحب سلیقه ، صورت گرفت و با وامی که از طرف بانک  گرفته بودند، هزینه آن پرداخت شد، به گونه‌ای که هیچ فشاری جهت پرداخت هزینه خرید و بازسازی متحمل نشدند. به لطف و عنایت حضرت آپارتمانشان بقدری نو و قابل استفاده شده بود که پدر دامادم زمانیکه خانه را دیدند گفتند شما حتی پول پارکینگ این منزل را هم پرداخت نکرده اید.


تو که کیمیا فروشی نظری به قلب ما کن                           که بضاعتی نداریم و فکنده ایم دامی

سر خدمت تو دارم بخرم به لطف و مفروش                        که چو بنده کمتر افتد به مبارکی غلامی            


اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم








محتوای مرتبط