.

کرامات و معجزات امام رئوف

۱۱-محبت به مادر

حدود سی و پنج سال پیش ازدواج کرده  از مشهد به تهران آمدم . در طی این سالها هرگز ماه رمضان  بطور کامل  مشهد نبودم . به لطف خدا سال ۹۴ برای اولین بار قبل از ماه مبارک به مشهد رفتم وبدلیل اینکه همسرم مأموریت بودند تا پایان ماه منزل پدرم ماندم . از شروع ماه رمضان به شبهای قدرِ حرم دل بسته خوشحال بودم که در جوار حضرت رضا خواهم بود . اما مصلحت الهی بر این قرار گرفت که امکان حضور در حرم را پیدا نکنم زیرا مادرم بدلیل کهولت سن شبها  بعداز افطار ضعف عارضشان می شد و می خوابیدند . شبهای قدر نیز به همین منوال گذشت و من به خود اجازه بیدار کردنشان راندادم بلکه با احترام و محبت در کنارشان بوده تنها برای مراسم احیاء به مسجد محل رفته خیلی زود به خانه برمی گشتم از این رو با وجود اینکه آرزو داشتم شبهای قدر را در حرم مطهر حضرت بسر برم  در خانه ماندم و هرگز احساس محرومیت و عدم توفیق نکردم . هفته آخر ماه مبارک مادر تصمیم گرفتند به شهر تربت بروند از این رو بعد از سحر به همراه خواهرم ایشان را به ترمینال رسانده راهی کردیم و از همانجا مستقیم به عشق امام هشتم به حرم آمدیم . فضایی ملکوتی و در عین حال بسیار خلوت ، زیرا اکثرا زوّار بدلیل بیدار ماندن تا سحر ترجیح می دهند پس از نماز صبح به محل اسکان خود رفته استراحت کنند . به مجرد ورود به رواق ضریح درها جهت شستشو بسته و زوار با صفی منظم کنار ضریح قرار گرفته تا زیارت کنند . اولین بار بود که توفیق چنین زیارتی نصیبم می شد . بیش از نیم ساعت در کنار ضریحی که خالی از زائر بود ایستادم و با حضرت درد دل کردم و اشک ریختم و به نیابت از دستان مبارکشان بر جای جای ضریح بوسه زدم و عقده سالیان سالی که حسرت چنین لحظه ای را می کشیدم گشودم .

بعد از نماز و دعا و خارج شدن از حرم صدایی را شنیدم که می گفت‌:‌ «این مزد محبت و صبری بود که نسبت به مادرت داشتی احترامش کردی احترامت کردیم بدون منت و اذیت در خدمتش بودی به سهولت در کنار خود جایت دادیم از تکریم و مصاحبتش احساس رضایت داشتی رضایتت را با معیت در کنار خویش افزون نمودیم .»

خداوند را سپاسگزارم که  سریع الرضاست و ولّی اش نیز تحت نام سریع الرضا الهی  به عمل اندک ما راضی شده به احسن وجه جبران می نماید .


نه خلاف عهد کردم که حدیث جز تو گفتم         همه بر سر زبانند و تو در میان جانی

تو نظیر من ببینی و بدیل من بگیری                 عوض تو من نیابم که به هیچ کس نمانی

نه عجب کمال حسنت که به صد زبان بگویم     که هنوز پیش ذکرت خجلم ز بی زبانی


اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم







محتوای مرتبط