.

5-شفای حضرت

 دوشنبه هر هفته که به حوزه می آمدم احساس آرامش خاصی می کردم  مانند این بود که از همه چیز و همه جا بریده و تنها به یک منبع انرژی متصل می شدم  و با تمام وجود خداوند را شکر می کردم که امکان حضور در محضر شمس الشموس را برایم فراهم نموده است . هنگام سلام دادن به امام رضاعلیه السلام خود را در صحن و سرای حضرت می دیدم  با همان  حلاوت وصف ناشدنی . حوزه برای من قداست خاصی داشت بخصوص بعد از معجزه ای که از امام رئوفم دیده بودم .

سال ۹۳ انگشت شصتم دردناک شده مرا عاجز از انجام امور یومیه کرده بود . به اطباء مختلف مراجعه کردم متفق القول نظرشان بر عمل تاندون شصتم بود ولی دلم بر این کار رضایت نمی داد .

 روزی بعد از ورود به حوزه و شروع کلاس مشغول نوشتن مطالب بودم . دقت کردم دردی در دستم حس نمی کردم و به راحتی می نوشتم با خود فکر کردم دردی است مقطعی که گهگاه بروز می کند . بعد از اتمام کلاس و خروج از حوزه  درد شدید و توان فرسا دوباره از سر گرفته شد . طی هفته همچنان از درد دست می نالیدم تا مجددا هفته بعد با شروع کلاس دردم قطع شد و به مجرد خروج از حوزه از سر گرفته شد  هفته های  بعد نیز به همین منوال گذشت . یک روز بعد از ورود به حوزه رو به سوی مشهد مقدس  خدمت حضرت  سلام داده عرض کردم :" امام رئوفم درمان دردم با شما بودن و کسب معرفت است  اما برای من تنها همین چند ساعت امکان حضور در محضر مبارکتان میسّر می باشد خواهش می کنم دستان مبارکتان را بر دستم کشیده  شفایم دهید تا مجبور به عمل جراحی نشوم " و نذر کردم هر روز سلام به حضرت را به همراه تعدادی صلوات دسته گلی کرده هدیه به ساحت مقدسشان نمایم تا زائری باشم از راه دور با چشم امید به بارگاه سلطانی اش .

 به لطف خدا و عنایت خاص حضرت  بعد از چند هفته شفای کامل گرفته درد دستم کاملا برطرف شد . 


ساقی بیا که از مدد بخت کارساز                                  کامی که خواستم ز خدا شد میسرم

گر برکنم دل از تو و بردارم ازتو مهر                                  آن مهر بر که افکنم آن دل کجا برم

        شکر خدا که باز در این اوج بارگاه                                  طاووس عرش می شنود صیت شهپرم

نامم ز کارخانه عشاق محو باد                                    گرجز محبت تو بود شغل دیگرم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 







محتوای مرتبط