.

" حدیث واصلان"  

«شهید ناصرالدین باغانی»


"هر شب به انتظار اونشستی تا بلکه یک شب اورا ببینی!

"کمند عشقت را محِکم تر کردی مرا به خط مقدم عشق بردی". شراب عشقت را به من نوشاندی وچه نیکو شرابی بودومن هنوز از لذت ان شراب مستم.


پیام "مقام معظم رهبری " پس از مطالعه نوشته های شهید در نخستین سالگرد شهادت.

نوشته جات شهید عزیز را مکرر خوانده وهربار بهره و فیض تازه ای از ان گرفته ام. این راباید بزرگترین فراورده انقلاب بدانیم که مردانی در سنین جوانی و درمیدان نبرد معرفت و بصیرت پیران طریقت را پس از سال هاسلوک و ریاضت به دست اورده وبه کار بسته اندو این تحقق وعده الهی است که "والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا..."

جوانانی ازاین قبیل شایسته است که الگوی جوانان  مسلمان وراهنمای همگان باشند.

این عزیزان عمر کوتاه و کم الوده به گناه خود رابا عبادت و مجاهدتی مخلصانه روح بها بخشیدندِخداوند هم به پاداش این عمل صالح سرچشمه های معرفت و محبت رابردل و جان پاک انان گسترد و سرانجام هم از ساغرشهادت سرخوش و به فیض لقاء الله سرافرازشان کرد.

"گوارا باد برانان و روزی باد بر ارزومندان."

سید علی خامنه ای رئیس جمهوری اسلامی ایران.



قسمتی از وصیتنامه شهید

شهید کسی نیست که ناگهان به خون خود بغلتدونام شهید به خود بگیرد. شهید در این دنیا قبلااز این که به خون بتپد شهید است.

شهید را شهید درک می کند. اگر شهید باشید شهید را می شناسیدو گرنه ایینه ی زنگار گرفته چیزی را منعکس نمی کند که نمی کند. "برخیزید" و فکری به حال خود کنید که شهید به وصال رسیده است و غصه نداردِ.

ای خوش ان روز کزین منزل ویران بروم                                                   رخت بر بندم و تا ملک سلیمان بروم

وهمچنان که خواست رفت و تا کوی دوست پر کشید و به نام ناصرالدین باغانی همیشه باقی و جاوید ماند.






سال 46 در خانواده ای مذهبی و روحانی در شهر مقدس قم به دنیا امد و با شروع حوادث انقلاب جهت یاری مردم به سبزوار رفتند.

با سپری کردن دوران دبیرستان در دانشگاه امام صادق (ع) پذیرفته شد .

خودش می گفت :من دانشگاه امام صادق (ع)رابه دانشگاه امام حسین (ع)تبدیل کردم و مدرک قبولی را از دستان اقا ابا عبدلله (ع)گرفتم .



فرازی از صحبت های پدر والامقام شهید ناصرالدین باغانی:

پیش از انقلاب ما در قم ساکن بودیم و از همان زمان هر روز صبح با بچه ها حدود نیم ساعت در منزل جلسه داشتیم از این رو فرزندان من همه با قران و اندکی تفسیر قران اشنا هستند

شهید سال های اولیه تحصیل را در قم گذراند و بعد ما به دستور امام به تهران و پس از ان به سبزوار رفتیم سال 1363 در رشته علوم سیاسی دانشگاه امام صادق (ع)پذیرفته شد در ان زمان خود من هم در دانشگاه تدریس می کردم .

پدر ادامه می دهد:

ناصر جوان بسیار مؤدب ,ارام و متدینی بود با مادرش بسیار مهربان بود و همیشه در کار ها به مادرش کمک می کرد .پیش از انقلاب در مبارزات فعال بود و بعد از انقلاب هم به نماز جمعه بسیار اهمیت می دادتا اینکه با شروع جنگ راهی جبهه شد.

خاطره ای از شهید از زبان پدر:

به یاد دارم یک شب که از جبهه بازگشته بودو چون ما خواب بودیم تا هنگام اذان صبح پشت درب منزل نشسته بود تا مبادا ما از خواب بیدار شویم و ما این موضوع را بعدها فهمیدیم .

جوانی مؤدب و متخلق به اخلاق اسلامی بود و همیشه تلاش می کرد " وظایفش را به نحو احسن انجام دهد . "


  "فرازی از وصیت نامه شهید باغانی"

اولین جرعه شراب را که نوشیدم مست شدم و درحال مستی تقاضای جرعه ای دیگر را کردم اما این بار تو بودی که ناز می کردی و مرا سر می گرداندی پیاله ام را به طرفت دراز کردم و تقاضای جرعه ای دیگر کردم اما " پیاله ام راشکستی.!"

هر چه التماس کردم که جامی دیگر بده تا از حجاب جسمانی بیاسایم ندادی وزیر لب به من خندیدی و پنهانی عشوه کردی. "اکنون من خمارم و پیاله به دست"هنوز در انتظار جرعه ای دیگر از شراب عشقت به سر می برم.

ای عاشق من. ای اله من. پیاله ام را پر کن ومرا در خماری نگذار. تو که یک عمر به انتظار بودی حالا که به من رسیده ای چرا کام دل برنمی گیری؟!تو که از بیع و متاع عشق دم می زدی چرا هم اکنون مرا در انتظار گذاشته ای؟!اگر بدانم که خریدار

متاع نیستی و اگر بدانم که پیاله ام را پر نمی کنی پیاله را خود می شکنم و متاعم را به اتش می کشم تا در اتش حسرت بسوزی و انگشت حیرت به دندان بگزی!

به اهی گنبد خضراء بسوزم                         جهان را جمله سر تا پا بسوزم

بسوزم یا که کارم رابسازی                         چه فرمایی بسوزم یا بسازم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 







محتوای مرتبط