.

جلسه یازدهم - 96/2/6

هوالرئوف

گويا حضور ما در كلاس امام زمان شناسي، اجابت دعايي است كه در انتهاي زيارت جامعه از خداي سبحان درخواست مي‌كنيم.

« أَسْأَلُكَ‏ أَنْ‏ تُدْخِلَنِي‏ فِي جُمْلَةِ الْعَارِفِينَ بِهِمْ وَ بِحَقِّهِم‏» « خدايا از تو تقاضا مي‌كنم كه مرا در زمره كساني قرار دهي كه نسبت به معصومين (ع) و نسبت به حق آنها معرفت دارند.»‌

در كلاس امام زمان شناسي در ميان جمعي قرار گرفته‌ايم كه همه با قصد معرفت نسبت به امامشان گردهم جمع شده‌اند، و اندكي از دعاي ما براي ملحق شدن به عارفين ائمه اطهار (ع) مستجاب گشته است.

همواره در عالم گروهي هستند كه نسبت به وليعصر (ع) معرفت دارند، و ما از خداوند مي‌خواهيم در زمره اين عارفان قرار بگيريم و  از زندگي جاهلانه به دور باشيم.

البته پيوست به گروه عارفان كاري است كه بايد خداوند برايمان انجام دهد. از سوي ديگر اين امر يكباره صورت مي‌گيرد (‏ تُدْخِلَنِي از باب افعال است و از انجام ناگهاني فعل حكايت مي‌كند.)

خداي سبحان يكباره ما را به جمعي كه معرفة‌الامام دارند ملحق مي‌كند.

تير حق ناگاه آيد                                                                             بردل آگاه آيد

يكي از پيامدهاي معرفت نسبت به امام (ع)  اين است كه فرد عارف تنها نيست. خداي سبحان او را در ميان گروهي قرار مي‌دهد كه يك قصد و يك هدف دارند و همه با محوريت طلب معرفت امام دور هم جمع شده‌اند.

بايد قدر حضور در جمعي چنين ارزشمند را بدانيد، جمعي كه نه براي رفع گرفتاري و نه براي قضاي حاجت ، بلكه تنها به قصد شناخت امامشان گردهم آمده‌اند.

هر بار كه به اين جمع وارد مي‌شويد و به كلاس امام زمان شناسي مي‌آييد، اين جايگاه معرفتي را به عنوان اجابت دعاي خود بدانيد. « أَسْأَلُكَ‏ أَنْ‏ تُدْخِلَنِي‏ فِي جُمْلَةِ الْعَارِفِينَ بِهِمْ وَ بِحَقِّهِم »

***

انتظار در زندگي ما امري واجب است، نه اينكه انتظار فرج صرفا يك امتياز يا يك فضيلت باشد، بلكه بايد منتظر باشيم.

«عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ أَنَّهُ قَالَ ذَاتَ يَوْمٍ أَ لَا أُخْبِرُكُمْ بِمَا لَا يَقْبَلُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ الْعِبَادِ عَمَلًا إِلَّا بِهِ‏ فَقُلْتُ‏ بَلَى‏ فَقَالَ‏ شَهَادَةُ أَنْ‏ لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللَّهُ‏ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ الْإِقْرَارُ بِمَا أَمَرَ اللَّهُ وَ الْوَلَايَةُ لَنَا وَ الْبَرَاءَةُ مِنْ أَعْدَائِنَا يَعْنِي الْأَئِمَّةَ خَاصَّةً وَ التَّسْلِيمَ لَهُمْ وَ الْوَرَعُ وَ الِاجْتِهَادُ وَ الطُّمَأْنِينَةُ وَ الِانْتِظَارُ لِلْقَائِم‏

امام صادق (ع) مي‌فرمايند: « به شما از چيزي خبر مي‌دهم كه خداوند بدون آن از بندگان عملي را قبول نمي‌كند شهادت به لا اله الا الله، محمد رسول الله و ... و انتظار قائم (ع).

صاحب مكيال با اين مقدمه روايت را ذكر مي‌كند كه : «انتظار جزء واجبات ما است و امري مستحب نيست،‌بايد به نحوي زندگي كنيم كه عملمان مورد قبول حضرت حق باشد و مقدمه آن انتظار است، اگر منتظر نباشيم به هيچ عنوان عملمان قبول نمي‌شود.

زماني كه واجبي را انجام مي‌دهيم از خدا طلب نداريم، وقتي طلب داريم كه تصور مي‌كنيم كار اضافه انجام داديم وقتي واجب باشد ديگر طلبي از خداي سبحان نداريم.

در ج 2 مكيال المكارم ص 161 مكيال مي‌گويد: « وقتي سلطان مقتدري به شما وعده داده است در يكي از روزهاي هفته حتما به منزل شما سر مي‌زند، شما در طور هفته دائما مشغول آماده سازي خود و خانه خود هستيد تا هر روزي كه او به منزل شما آمد، آداب را رعايت كرده باشيد. روزي حضرت وليعصر (عج) در اين عالم نزول اجلال دارد. پس وظيفه تك تك ما اين است كه به عنوان منتظر خود را باز نگري كنيم و مراقب باشيم قواعد انتظار را رعايت كرده و تمام هم‌ّ‌مان براي آمادگي ظهور حضرت مهدي (عج) باشيم.

***

در صلوات شعبانيه مي‌خوانيم:

«وَ غِيَاثِ‏ الْمُضْطَرِّ الْمُسْتَكِينِ‏ » «‌پيامبر و اهل بيت او «عليهم السلام» فريادرس كسي هستند كه مضطر، و ندار و زمين‌گير است. »‌

در زمان ما وجود مقدس حضرت ولي عصر «غياث المضطر المستكين» است.

«والله العلي العظيم» اگر اضطرار خود را نشان دهيم قطعا فريادرسي صورت مي‌گيرد. امام زمان (ع) غياث است و مضطر و درمانده را مدد مي‌كند.

در عبارتي از مناجات شعبانيه به خداي سبحان عرض مي‌كنيم:

َ« إِلَهِي أَقِمْنِي فِي‏ أَهْلِ‏ وَلَايَتِكَ‏ مَقَامَ‏ مَنْ‏ رَجَا الزِّيَادَةَ مِنْ مَحَبَّتِك‏ » «خدايا مرا در ميان دوستانت مقيم كن، اقامت كردن كسي كه به افزوني عشق تو اميدوار است.»‌

توجه داشته باشيم « مقيم » با كسي كه وارد شده و خارج مي‌شود، تفاوت دارد.

دوستان خدا دوستان «ولي» خدا هستند، و دوستان  امام (ع)‌ در محضر او و گرداگرد او جمعند.

در مناجات شعبانيه از خداوند مي‌خواهيم كه ما را در ميان اين گروه مقيم كند.

قطعا يكايك ما اين قابليت را داريم كه در ميان دوستان خدا مقيم شويم و عشقمان دائما در حال كمال و رو به فزوني باشد ، مگر نه به ما توصيه نمي‌كردند در هر روز ماه شعبان اين امر را طلب كنيم.

«ِ وَ اكْتُبْنَا فِي‏ أَعْوَانِهِ‏ وَ خُلَصَائِه‏ »  « خدايا نام مرا در زمره ياران امام عصر (عج) و خالصان براي او بنويس.»‌

اگر خداي سبحان نام ما را در شمار ياران و خدمت گزاران حضرت بنويسد، ديگر اين نام محو نمي‌شود. منظور از « خُلَصَائِه‏ » كه مي‌خواهيم به آنها بپيونديم كساني هستند كه امام (ع) را تنها به خاطر خودش مي‌خواهند، خالصانه به او عشق مي‌ورزند، و براي اظهار طلب يا رفع مشكلات سراغ حضرت نمي‌روند.

بايد به جايي برسيم كه خود را براي امام (ع) بخواهيم ، نه امام را براي خودمان.

در مناجات شعبانيه به خداي سبحان عرض مي‌كنيم: « أَلْحِقْنِي‏ بِنُورِ عِزِّكَ‏ الْأَبْهَج‏»‌« خدايا مرا به نور عزت خودت كه خوشنود‌ترين نور است، ملحق كن.»

منظور از « نُورِ عِزِّكَ‏ الْأَبْهَج » پيامبر و آل پيامبر (ص) هستند. در زمان ما امام عصر (ع) نور عزت خداست ، وجودي كه در نهايت بهجت و سرور و شادابي است.

به  امام زمان (ع) عرض مي‌كنيم:

مولاي ما!

زماني كه به خود مي‌نگريم هيچ شايستگي و لياقتي براي الحاق به اين نور در وجودمان نمي‌يابيم.

از سوي ديگر اجداد طيبين و طاهرين شما به ما توصيه كرده‌اند مناجات شعبانيه را بخوانيم.

آقاي ما !

به دل خود وعده مي‌دهيم كه شما با يك نگاهتان به ما اين قابليت را مي‌دهيد كه به « نور عزت خدا »‌ ملحق شويم.

« فَأَكُونَ لَكَ عارِفا » اگر به « نُورِ عِزِّكَ‏ الْأَبْهَج» برسيم، تحقق معرفت قطعي و حتمي است.

«اللهم صل علي محمد و آل محمد وعجل فرجهم»‌