.

امام زمان شناسی

جلسه 9

95/12/11

هوالرئوف

معرفت حضرت ولي عصر (عج) امر واجبي است كه نبايد براي آن محدوديتي قائل شويم. اين چنين نيست كه چون سالها در عرصه شناخت امام زمان (ع)‌ گام برداشتيم، روزگاري  از اين امر مستغني شويم، بلكه علي الدوام نيازمند افزايش معرفت هستيم. بر اين باوريم كه گر چه وادي معرفت عرصه‌اي بي‌انتهاست ، اما ورود به اين عرصه براي همگان ميسر است. به همين جهت همواره از حضرت حق درخواست مي‌كنيم: « اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي حُجَّتَكَ‏ فَإِنَّكَ‏ إِنْ‏ لَمْ‏ تُعَرِّفْنِي‏ حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِينِي‏»[1] معرفت نسبت به ولايت ما را در صراط مستقيم قرار مي‌دهد، و در صورت فقدانش ، خطر ضلالت و گمراهي تهديدمان مي‌كند. بنابراين بايد در رفع موانع شناخت بكوشيم، و با كسب معرفت بيشتر خود را از ضلالت دور كنيم.

جمال يار ندارد نقاب و پرده ولي

غبار ره بنشان تا نظر تواني كرد

بر اين باوريم كه براي تحقق معرفت صحيح هم اخلاصي از ناحيه ما لازم است و هم جلوه‌گري اي از ناحيه معصوم. جلوه گري معصوم هميشگي است، « الله نور السماوات و الارض » جلوه‌گري امام (ع) به عنوان جلوه نور خداي سبحان دائمي است،‌و ما بايد با نيتي خالص در اين مسير قدم بگذاريم تا از اين محروميت خود ساخته رها شويم.

از آنجا كه معرفي انسان كامل بايد از لسان حضرت حق و لسان معصومين (ع) صورت گيرد تا معرفي‌اي كامل باشد، براي شناخت نسبت به وليعصر (ع) به بررسي چند روايت مي‌پردازيم.

روايتي نقل شده كه در آن به گسترش وجود معصوم پي مي‌بريم: « خلق الله من نورنا العرش و الكرسي و الجنه و النار و الشمس و القمر » [2] « خداوند از نور ما عرش و كرسي و بهشت و آتش و خورشيد و ماه را خلق كرد. »‌

عرش خدا از نور وجودي حضرات معصومين (ع) آفريده شده است. براي پي بردن به وسعت عرش ، بايد ابتدا كرسي را بشناسيم «وَسِعَ‏ كُرْسِيُّهُ‏ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ»‌[3]  كرسي خدا تمام آسمان‌ها و زمين را فرا گرفته است. در روايتي نقل شده :‌ « كرسي در مقابل عرش مانند حلقه كوچكي است كه در بياباني پهناور افتاده.»‌ با اين تمثيل در مي‌يابيم كه عظمت عرش برايمان قابل درك نيست.

عرش با وسعت بي‌نظيرش از وجود معصوم خلق شده ، و كرسي كه همه آسمانها و زمين را در برگرفته از نور معصوم آفريده شده است. خلقت بهشت با همه نعمات و بركاتش ، نار ، خورشيد و ماه از نور وجود معصومين (ع)‌است.

همه  اين مخلوقات عظيم، جلوه‌اي از نور وجود امام عصر (ع)‌ است. امام زمان (ع) را به عنوان وجودي وسيع و گسترده مي‌شناسيم كه ملك و ملكوت، همه جيرخوار او هستند و به خود مي‌باليم كه حضرتش بر ما منت گذاشته و توفيق ارتباط با خود را به ما عطا كرده است.

يكي از عرفا مي‌گويد:  اگر عرش و ما في العرش صد هزار هزار برابر شود و در گوشه قلب انسان كامل قرار گيرد. قلب انسان كامل آنقدر وسيع است كه اصلا متوجه ورود اين چيزها نمي شود.

براي تقريب به ذهن در نظر بگيريد گوشه‌ اي از يك باغ ده هزار متري يك صندلي گذاشته شود اصلا نمودي ندارد.

در نقد مطلب ذكر شده ، يكي ديگر از عرفا مي‌فرمايند: « آن عارف در مورد قلب خودش حرف زده نه در مورد قلب انسان كامل، قلب يك مؤمن الهي با معرفت چنين است، ولي قلب انسان كامل كه مظهر اسم واسع خداست، با اين كلام قابل توصيف نيست ، زيرا قلب او تمامي اسماء و صفات بي‌منتهاي حضرت حق را در خود جا داده است.

امام صادق (ع) ميفرمايند: « الْقَلْبُ‏ حَرَمُ‏ اللَّه‏» [4] قلب انسان كامل حرم الله بوده و محل جلوه‌گري كامل خداست، و جلوه‌گاه تمامي اسماء و صفات بي‌انتهاي اوست،،، پس قلب انسان كامل بي‌نهايت است.

همان گونه كه قلب دائم در حال انقلاب است، انسان كامل هم دائم فيض حق را دريافت كرده و در اختيار خلق قرار مي‌دهد، و نوع قبض واعطاي امام (ع)‌ با لحظه قبل تفاوت دارد. در نظر بگيريد وقتي قلب ما مي‌‌‌خواهد به بدنمان خون رساني كند، خون را به همه اعضاء مي‌رساند و بين عضو بزرگ و كوچك فرقي نمي‌گذارد. انسان كامل واسطه فيضي است كه فيوضات حق را به همه موجودات منتقل مي‌كند.

خداوند فيض تكراري ندارد و هر لحظه افاضه جديدي مي‌كند. انسان كامل افاضات حق را دريافت كرده و در عالم پخش مي‌كند.

نقل است روزي اصحاب اميرالمؤمنين (ع) دور هم جمع بودند، يكي گفت: ديشب علي (ع) مهمان منزل ما بود، ديگري گفت : امام (ع) خانه ما بودند، سومي گفت :‌ اين دو نفر دروغ مي‌گويند حضرت ديشب در خانه ما مهمان بود. چهل نفر از اصحاب چنين ادعاي كردند. پس از اينكه اميرالمؤمنين (ع) به جمع آنها وارد شده و در جريان اختلاف آنها قرار گرفتند فرمودند: «اين امر عجيبي نيست ، من مي‌توانم در يك لحظه خانه همه شما باشم. »

انسان كامل در يك لحظه مي‌تواند به اذن حق به افراد متعدد افاضه خاص داشته باشد، بدون اين كه به وجود گسترده و بي‌نهايت او آسيبي وارد شود.

امام (ع) جلوه خدايي است كه در دعاي جوشن كبير او را اينگونه وصفت مي‌كنيم: « ُ يَا مَنْ‏ لَا يَشْغَلُهُ‏ شَيْ‏ءٌ عَنْ شَيْ‏ء» « اي خدايي كه چيزي تو را از چيز ديگر به خود مشغول نمي‌كند.»

در نظام عالم همه ما در حكم شيء هستيم. خداي سبحان همان لحظه كه به شما مشغول است، به من و ديگري و ديگران هم مشغول است، بدون اين كه اشتغال به فردي او را از اشتغال به فرد ديگر باز دارد.

زماني كه ما شناختي ولو محدود نسبت به اماممان پيدا مي‌كنيم،‌در مي‌يابيم كه حضرت در گوشه گوشه زندگي ما حضور دارد. در دعاي ندبه مي‌خوانيم :‌» وَ اجْعَلْ صَلَاتَنَا بِهِ‏ مَقْبُولَةً،» يعني عامل قبولي نماز، انسان كامل است. « وَ ذُنُوبَنَا بِهِ مَغْفُورَةً،» براي غفران ذنوب وجود  انسان كامل لازم است، « وَ دُعَاءَنَا بِهِ مُسْتَجَاباً» براي اجابت دعايمان به انسان كامل نيازمنديم « وَ اجْعَلْ أَرْزاقَنا بِهِ مَبْسُوطَة» براي وسعت رزق به وساطت انسان كامل محتاجيم.« وَ هُمُومَنا بِهِ مَكْفِيَّةً، » براي رفع غم‌ها وغصه‌ها بايد از وساطت انسان كامل بهره‌مند شويم.

همه خلايق سفر نشين امام زمان (ع) هستند و ما نيز براي انجام هر خير بايد او را واسطه قرار دهيم، و براي رفع هر شري بايد از وساطت انسان كامل برخوردار شويم.

در عالم امكان كاملترين وجود انسان كامل است، يعني از واجب الوجود يك مرحله پايين تر. انسان كامل، ممكن  الوجودي است كه قرين واجب الوجود شده.

درعالم ، حضرات معصومين (ع)‌ عالي هستند و ما داني، و در مسيري صحيح بايد داني فداي عالي شود تا به كمال برسد.

به همين جهت در زيارات مي‌خوانيم: « بابي انتم و امي و نفسي و اهلي و مالي و أسرتي» همچنين در دعاي ندبه هفت مرتبه مي‌گوييم: «بنفسي انت » « جانم را فداي تو ميكنم.»‌

فدا كردن جان براي امام (ع) در جهت به كمال رسيدن ماست.

بنابراين هر زمان كه مي‌خواهيم از محضر حق طلب و درخواستي داشته باشيم، ابتدا بايد براي امام عصر (ع) دعا كنيم و سپس براي خودمان حتي اگر مي‌خواهيم در شمار ياران حضرت باشيم در وهله اول بايد بگوييم :‌» اللهم عجل لوليك الفرج» و بعد درخواست كنيم : « واجعلنا من انصاره و اعوانه»

اگر دعا براي وجود مقدس امام زمان (ع) سرآغاز همه تمناها و آرزوهايمان باشد، مي توانيم به محضر مباركش عرض كنيم:‌

هواخواه توأم جانا و مي‌دانم كه مي‌داني

كه هم ناديده مي‌بيني و هم ننوشته مي‌خواني

اما زماني كه در خواسته‌ها ابتدا مطالبه‌هاي خودمان را مطرح كنيم، هر چند طلبمان ياري حضرت باشد در حقيقت نتوانسته‌ايم به عنوان وجودهايي داني، براي وجودي عالي از خواسته‌هاي خود جدا شويم، و اماممان را بر خود مقدم كنيم.

البته اين مطلب به معناي عدم رغبت ما براي يار بودن ، يا در زمره رعيت و خدمه امام عصر (ع) قرار گرفتن نيست.

با همه وجود مايليم تا در شمار رعيت امام زمان (ع) باشيم،‌زيرا در اين صورت به عنوان اخوان و برادران پيامبر (ص) محسوب مي‌شويم.

« قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص ذَاتَ يَوْمٍ وَ عِنْدَهُ جَمَاعَةٌ مِنْ أَصْحَابِهِ اللَّهُمَّ لَقِّنِي‏ إِخْوَانِي‏ مَرَّتَيْنِ‏ فَقَالَ‏ مَنْ‏ حَوْلَهُ‏ مِنْ أَصْحَابِهِ أَ مَا نَحْنُ إِخْوَانُكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ ص فَقَالَ لَا إِنَّكُمْ أَصْحَابِي وَ إِخْوَانِي قَوْمٌ مِنْ آخِرِ الزَّمَانِ آمَنُوا بِي وَ لَمْ يَرَوْنِي لَقَدْ عَرَّفَنِيهِمُ اللَّهُ بِأَسْمَائِهِمْ وَ أَسْمَاءِ آبَائِهِمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُخْرِجَهُمْ مِنْ أَصْلَابِ آبَائِهِمْ وَ أَرْحَامِ أُمَّهَاتِهِمْ لَأَحَدُهُمْ أَشَدُّ بَقِيَّةً عَلَى دِينِهِ مِنْ خَرْطِ الْقَتَادِ فِي اللَّيْلَةِ الظَّلْمَاءِ أَوْ كَالْقَابِضِ عَلَى جَمْرِ الْغَضَا أُولَئِكَ مَصَابِيحُ الدُّجَى يُنْجِيهِمُ اللَّهُ مِنْ كُلِّ فِتْنَةٍ غَبْرَاءَ مُظْلِمَةٍ.»[5]

روزي گروهي از اصحاب حضرت رسول (ص) در محضر ايشان بودند، پيامبر (ص) دو بار فرمودند: خدايا ! برادرانم را به من نشان بده.» اصحاب عرض كردند: آيا ما جزء برادرانتان نيستيم؟ حضرت فرمودند: نه، شما اصحاب من هستيد و خوان من نيستيد، برادران من گروهي از مردم آخر الزمان هستند كه به من ايمان آوردند در حالي كه من را نديدند. خدا اينها را به من معرفي كرده است با نامشان و نام پدر و مادرشان قبل از اين كه در صلب پدرانشان و رحم مادرانشان باشند. آنها در تاريكي‌هاي عالم ماده نور هستند، خدا آنها را از هر فتنه مكدر تاريكي نجات مي‌دهد.

اگر جزء رعيت امام عصر (ع) باشيم در روايات متعدد به عنوان گروهي كه داراي ايماني شگفت و يقيني گسترده هستند معرفي شده‌ايم.

قال رسول الله (ص) :« يَا عَلِيُّ أَعْجَبُ النَّاسِ‏ إِيمَاناً وَ أَعْظَمُهُمْ‏ يَقِيناً قَوْمٌ يَكُونُونَ فِي آخِرِ الزَّمَانِ »[6] طبق فرمايش پيامبر (ص) ، و يقين مؤمنين آخر الزمان، با هيچ قوم و گروه ديگري قابل مقايسه نيست. مؤمنيني كه منتظر ظهور امامشان هستند از جهت درك و معرفت، از مردم هر زماني افضل‌اند.

امام سجاد (ع) مي‌فرمايد: « لِأَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ‏ وَ تَعَالَى‏ أَعْطَاهُمْ‏ مِنَ الْعُقُولِ وَ الْأَفْهَامِ وَ الْمَعْرِفَةِ مَا صَارَتْ بِهِ الْغَيْبَةُ عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَةِ الْمُشَاهَدَة» [7] « خداوند آنقدر به اينها عقل و فهم و معرفت داده است كه در عين غايب بودن امامشان، گويا هم امام اينها را مي‌بيند و هم اينها امام را مي‌بينند. يعني همه زندگيشان در حضور امام است.

يكي ديگر از تمناهاي ما اين است كه بتوانيم در خدمت امام عصر (ع) باشيم.

صاحب كتاب مكيال مي‌گويد: « خدمت»‌ با « نصرت» متفاوت است. مي‌شود به صورت غير مستقيم امام (ع) را نصرت كرد،‌ولي براي خدمت بايد در حضور باشيم و مستقيما به حضرت خدمات برسانيم.

اگر بخواهيم خادم امام (ع) باشيم ، بايد به اين حد از يقين برسيم كه هر زمان هر كاري انجام مي‌دهيم در حضور امام (ع)‌  هستيم.

از سوي ديگر به عنوان خادم ، بايد همه آداب در حضور بودن را رعايت كنيم، در اوج تواضع باشيم و در هر شرايطي در برابر امر مولايمان تسليم شويم.

حكم آنچه تو فرمايي        امر آنچه تو بنمايي

امور بسيار خاص و ارزشمند را بايد در زمان‌هاي خاص طلب كنيم. تنها در دعاي روز دحوالارض ( 25 ذي القعده ) از خداوند درخواست مي‌كنيم‌:‌ « واجعلنا من خدامه »

سر خدمت تو دارم بخر به لطف و مفروش                  كه چو بنده كمتر افتد به مباركي غلامي


اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم




[1] الكافي (ط - الإسلامية) / ج‏1 / 342 / باب في الغيبة .....  ص : 335

[2] البرهان ، ج 1 ، ص 329

[3] سوره مباركه بقره ، 255

[4] جامع الاخبار ، ص 185

[5] بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم / ج‏1 / 84 / 14 باب في رسول الله أنه عرف ما رأى في الأظلة و الذر و غيره .....  ص : 83

[6] من لا يحضره الفقيه / ج‏4 / 366 / باب النوادر و هو آخر أبواب الكتاب .....  ص : 352

[7] كمال الدين و تمام النعمة / ج‏1 / 320 / 31 باب ما أخبر به سيد العابدين علي بن الحسين ع من وقوع الغيبة بالقائم ع و أنه الثاني عشر من الأئمة ع .....  ص : 318