.

شرح نهج البلاغه - جلسه 13

96/2/4

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

توجه به مرگ چه فایده ای برای زندگی روزمره ما دارد؟ پاسخ به این سوال را در ج6 بحار، صفحه 126 می بینید.

عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع جُعِلْتُ فِدَاكَ حَدِّثْنِي بِمَا أَنْتَفِعُ بِهِ فَقَالَ يَا أَبَا عُبَيْدَةَ مَا أَكْثَرَ ذِكْرَ الْمَوْتِ إِنْسَانٌ إِلَّا زَهِدَ فِي الدُّنْيَا.

فردی به نام ابوعبیده به امام باقر (ع) می گوید : آقا من فدای شما ، یک سخنی بگویید که من از آن نفع ببرم، حضرت فرمودند: هیچ انسانی زیاد یاد مرگ نکرد مگر اینکه نسبت به دنیا بی رغبت شد یعنی توجه به مرگ موجب می شود تعلقات ما کم رنگ می شود. نه اینکه وظایفمان را در دنیا انجام ندهیم و گوشه گیر شویم بلکه تعلقات ما کم می شود.

هرچقدر توجه ما به مرگ بیشتر باشد وابستگی ها و تعلقاتمان کم تر می شود و وابستگی مان به کسی افزون می شود که قرار است دائم با او باشیم و بر او وارد شویم، تعلقمان به کسی افزون می شود که مرگ زمان ملاقات با او حساب می شود.

پس یاد مرگ باعث بی تعلقی به مادیات می شود.

***

*بحار الأنوار، ج6 ، ص128

آیا اجازه درخواست مرگ را داریم؟

وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنِ الرِّضَا ع عَنْ أَبِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى الصَّادِقِ ع فَقَالَ قَدْ سَئِمْتُ الدُّنْيَا فَأَتَمَنَّى عَلَى اللَّهِ الْمَوْتَ فَقَالَ تَمَنَّ الْحَيَاةَ لِتُطِيعَ لَا لِتَعْصِيَ فَلَأَنْ تَعِيشَ فَتُطِيعَ خَيْرٌ لَكَ‏ مِنْ‏ [أَنْ‏] تَمُوتَ‏ فَلَا تَعْصِيَ وَ لَا تُطِيعَ.

یک فردی خدمت امام صادق (ع) می آید و به حضرت عرض می کند: از دنیا خسته شدم و آرزوی مرگ می کنم، حضرت فرمودند آرزوی زندگی کن چرا آرزوی مرگ می کنی، تمنای زندگی ای را کن که اطاعت در آن زندگی باشد نه عصیان، اینکه زندگی کنی و اطاعت خدای سبحان را بکنی برای تو بهتر است از اینکه بمیری که بعد از مرگ نه اطاعتی است و نه معصیتی.

پس به جای اینکه ما درخواست مرگ را بکنیم درخواست زندگی سالم را داشته باشیم، زندگی‌ای که در آن مطیع محض خداوند باشم، زندگی بدون معصیت را طلب کنیم که در آن توفیق طاعت داشته باشیم.

*بحار الأنوار، ج6 ، ص128

الأمالي للشيخ الطوسي ابْنُ مَخْلَدٍ عَنْ أَبِي عَمْرٍو عَنِ الْحَارِثِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَاقِدِيِّ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَرَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الزُّهْرِيِّ عَنْ يَزِيدَ بْنِ الْهَادِ عَنْ هِنْدٍ بِنْتِ الْحَارِثِ الْفِرَاسِيَّةِ عَنْ أُمِّ الْفَضْلِ‏ قَالَتْ‏ دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلَى رَجُلٍ يَعُودُهُ وَ هُوَ شَاكٍ فَتَمَنَّى الْمَوْتَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَا تَتَمَنَّ الْمَوْتَ فَإِنَّكَ إِنْ تَكُ مُحْسِناً تَزْدَدْ إِحْسَاناً إِلَى إِحْسَانِكَ وَ إِنْ كُنْتَ مُسِيئاً فَتُؤَخَّرُ لِتَسْتَعْتِبَ فَلَا تَمَنَّوُا الْمَوْتَ.

فردی بیمار بود و تمنای مرگ کرد و پیغمبر فرمودند تمنای مرگ نکن، مرگ تمنا کردن ندارد خودش می آید، اگر تا الان کار درست انجام می دادی احسانت را بیشتر کن و فکر نکن احسان قبلی تو کافی است ، اگر تا الان درست زندگی نکردی و بدکار بودی و می خواهی مرگ تأخیر بیافتد برای اینکه تو طلب رضایت خدا را بکنی و از خدا عذرخواهی کنی و با این عذرخواهی گذشته نامناسبت را از بین ببری پس مرگ را طلب نکنید.

پس طبق سوال دوم اگر مرگ موجب می شود که وابستگی های ما تمام می شود آیا می شود از خدا درخواست مرگ داشته باشیم؟ نه نباید چنین درخواستی داشته باشیم.

***

*بحار الانوار ، ج6 ، ص135

اگر سؤال شود یاد مرگ موجب افسردگی و کسالت ما نمی شود؟

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ أَكْيَسُ‏ النَّاسِ‏ مَنْ كَانَ أَشَدَّ ذِكْراً لِلْمَوْتِ.

روایتی است از قول پیامبر (ص) که می فرمایند : زرنگ ترین و زیرک ترین مردم کسی است که با قوّت و شدّت تمنای مرگ را داشته باشد.

یک آدم زرنگ از تمام موقعیت ها استفاده صحیح می کند ، زرنگی با افسردگی جمع شدنی نیست، وقتی من خیلی یاد مرگ باشم حتی بخواهم یک لیوان آب دست کسی بدهم یا حتی می‌خواهم بخندم  حساب آخرتم را پُر می کنم و کوچکترین خدمتی که انجام می‌دهم با توجه به آخرت انجام می دهم یعنی رضایت افراد برایم مهم نیست و با خدا معامله می کنم پس اگر ما گمان کنیم توجه به مرگ ما را کسل و بی نشاط می کند صد درصد گمان منفی است چون روایات و ادعیه ما کسالت را یک شیطنت می دانند.افسردگی افسرده ها و کسالت افراد کسل برای این است که یادشان می رود چه سفری در پیش دارند و چه توشه ای باید جمع کنند ، هرچقدر توجه به آن سفر داشته باشیم بیشتر زرنگی می کنیم که از هر فکر و هر حرکت صحیحی و هر عملی و هر رزقی به عنوان توشه آن سفر استفاده کنیم. پس زرنگ ترین افراد کسی است که بسیار یاد مرگ کند.

در ذیل همین قضیه روایت دیگری از امیرالمؤمنین (ع) داریم :

*بحار الأنوار، ج6 ، ص132

الخصال الْأَرْبَعُمِائَةِ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع‏ أَكْثِرُوا ذِكْرَ الْمَوْتِ وَ يَوْمِ خُرُوجِكُمْ مِنَ الْقُبُورِ وَ قِيَامِكُمْ بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ تُهَوَّنْ‏ عَلَيْكُمُ‏ الْمَصَائِبُ‏.

امیرالمؤمنین (ع) می فرمایند خیلی زیاد یاد سه چیز باشید : 1. مردن 2. روزی که از قبر بیرون می آیم 3. روزی که در محضر حق برای حساب ایستاده ام، اگر این سه امر را خوب به یاد بیاورید در این صورت گرفتاری های دنیا به نظرتان گرفتاری نمی آید و مصیبت های دنیا به نظرتان ناچیز است و غصه مصیبت ها را نمی‌خورید.

*بحار الأنوار، ج6 ، ص 133

قَالَ النَّبِيُّ ص‏ اذْكُرُوا هَادِمَ اللَّذَّاتِ فَقِيلَ وَ مَا هُوَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ الْمَوْتُ فَمَا ذَكَرَهُ عَبْدٌ عَلَى الْحَقِيقَةِ فِي سَعَةٍ إِلَّا ضَاقَتْ عَلَيْهِ الدُّنْيَا وَ لَا فِي شِدَّةٍ إِلَّا اتَّسَعَتْ عَلَيْهِ وَ الْمَوْتُ أَوَّلُ مَنْزِلٍ مِنْ مَنَازِلِ الْآخِرَةِ وَ آخِرُ مَنْزِلٍ مِنْ مَنَازِلِ الدُّنْيَا فَطُوبَى لِمَنْ أُكْرِمَ عِنْدَ النُّزُولِ بِأَوَّلِهَا وَ طُوبَى لِمَنْ أُحْسِنَ مُشَايَعَتُهُ فِي آخِرِهَا وَ الْمَوْتُ أَقْرَبُ الْأَشْيَاءِ مِنْ بَنِي آدَمَ وَ هُوَ يَعُدُّهُ أَبْعَدَ فَمَا أَجْرَأَ الْإِنْسَانَ عَلَى نَفْسِهِ وَ مَا أَضْعَفَهُ مِنْ خَلْقٍ وَ فِي الْمَوْتِ نَجَاةُ الْمُخْلِصِينَ وَ هَلَاكُ الْمُجْرِمِينَ وَ لِذَلِكَ اشْتَاقَ مَنِ اشْتَاقَ إِلَى الْمَوْتِ وَ كَرِهَ مَنْ كَرِهَ:.

نکته دیگری که به ما آموزش داده شده است این است که مرگ را از خود دور نبینیم.

در روایتی از پیامبر (ص) داریم « وَ الْمَوْتُ أَقْرَبُ الْأَشْيَاءِ مِنْ بَنِي آدَمَ وَ هُوَ يَعُدُّهُ أَبْعَدَ » بنی آدم مرگ را خیلی دور حساب می کند در حالی که نزدیک ترین چیز به انسان مرگ است، پس بین خودمان و مرگ شدت قرب را حساب کنیم، هیچ چیزی از مرگ به من نزدیکتر نیست.

شما می‌فرمایید خب اگر مرگ را به خودمان نزدیک ببینیم چه می شود؟ اینطوری که نمی توانیم زندگی کنیم؟ عرض می کنم وقتی نمی توانید خوب زندگی کنید که نمی دانید مرگ چه چیز خوبی است، اگر بفهمید توجه به مرگ چه آثار مثبتی دارد اتفاقاً زندگی تان خیلی با نشاط است.اگر ما واقعاً سفر آخرت را جدّی بگیریم همیشه سعی می کنیم همه امورمان رو به راه باشد چون فکر می کنم فردا می خواهم بروم.

*بحار الأنوار، ج6 ، ص 133

مصباح الشريعة قَالَ الصَّادِقُ ع‏ ذِكْرُ الْمَوْتِ يُمِيتُ الشَّهَوَاتِ فِي النَّفْسِ وَ يَقْلَعُ مَنَابِتَ الْغَفْلَةِ وَ يُقَوِّي الْقَلْبَ بِمَوَاعِدِ اللَّهِ وَ يُرِقُّ الطَّبْعَ وَ يَكْسِرُ أَعْلَامَ الْهَوَى وَ يُطْفِئُ نَارَ الْحِرْصِ وَ يُحَقِّرُ الدُّنْيَا وَ هُوَ مَعْنَى مَا قَالَ النَّبِيُّ ص فِكْرُ سَاعَةٍ خَيْرٌ مِنْ عِبَادَةِ سَنَةٍ وَ ذَلِكَ عِنْدَ مَا يَحُلُّ أَطْنَابَ خِيَامِ الدُّنْيَا وَ يَشُدُّهَا فِي الْآخِرَةِ وَ لَا يُشَكُّ بِنُزُولِ الرَّحْمَةِ عَلَى ذَاكِرِ الْمَوْتِ بِهَذِهِ الصِّفَةِ وَ مَنْ لَا يَعْتَبِرُ بِالْمَوْتِ وَ قِلَّةِ حِيلَتِهِ وَ كَثْرَةِ عَجْزِهِ وَ طُولِ مُقَامِهِ فِي الْقَبْرِ وَ تَحَيُّرِهِ فِي الْقِيَامَةِ فَلَا خَيْرَ فِيهِ.

توجه به مرگ چند اثر دارد: 1. «ذِكْرُ الْمَوْتِ يُمِيتُ الشَّهَوَاتِ فِي النَّفْسِ» خواسته های نامناسب نفس را می میراند، نفس من از من خواسته های نادرستی دارد خواهش دروغ و غیب و آبروریزی و ....دارد. 2. «وَ يَقْلَعُ مَنَابِتَ الْغَفْلَةِ» وقتی ما توجه به مرگ کنیم محل روییدن غفلت کنده می شود یعنی در وجود ما توجه به حق می روید  نه غفلت، مزرعه وجودی ما پر از ذکر می شود نه پر از غفلت، مزرعه وجودی ما خوارزار نیست و عمل صالح در آن رویش پیدا می کند. 3. «وَ يُقَوِّي الْقَلْبَ بِمَوَاعِدِ اللَّهِ» هرچقدر ذکر مرگ در من بیشتر شود قلبم به واسطه وعده های الهی تقویت می شود و می داند اگر وعده هایی که خدا به من داده اینجا محقق نشده در عالم دیگر محقق می شود.

4. «وَ يُرِقُّ الطَّبْعَ» خاصیت دیگر مرگ این است که رقیق می شویم و صیقلی هستیم ، وقتی نازک و رقیق شدیم الطاف الهی را درک می کنیم وقتی دل من سنگ شد هرچه کمال به من برسد نمی گیرد، وقتی دلم رقیق است کمالات را خوب می گیرم. 5. «وَ يَكْسِرُ أَعْلَامَ الْهَوَى» هرچیزی که موجب سقوط من در عالم ماده شود هوی است، ذکر مرگ موجب می شود علامت سقوط شکسته بشود یعنی در وجود من اثری از ماده و مادیات و اثری از ظلمتکده دنیا دیده نشود. 6. «وَ يُطْفِئُ نَارَ الْحِرْصِ» خیلی از ناراحتی ها بخاطر حرص مادیات برای آینده است اگر توجه به مرگ داشته باشم می گویم اگر روزی ام باشد خدا نصیبم می کند. مرگ آتش حرص را خاموش می کند. 7. «وَ يُحَقِّرُ الدُّنْيَا» هرچقدر توجه ما به مرگ بیشتر باشد دنیا به چشممان حقیر می آید.

در ذیل این روایت امام صادق می فرمایند " فِكْرُ سَاعَةٍ خَيْرٌ مِنْ عِبَادَةِ سَنَةٍ " یک ساعت در مورد مرگ فکر کنید یک ساعت فکر بیشتر از هفتاد سال عبادت شما را جلو می برد.

"وَ مَنْ لَا يَعْتَبِرُ بِالْمَوْتِ وَ قِلَّةِ حِيلَتِهِ وَ كَثْرَةِ عَجْزِهِ وَ طُولِ مُقَامِهِ فِي الْقَبْرِ وَ تَحَيُّرِهِ فِي الْقِيَامَةِ فَلَا خَيْرَ فِيهِ. کسی که از پنج چیز عبرت نمی گیرد : 1. از مرگ عبرت نمی گیرد، 2.از ناتوانی خودش در مقابل مرگ عبرت نمی گیرد، 3. از اینکه زیاده عجز خودش را در مقابل مرگ ببیند (یعنی وقتی مرگ بر او وارد می شود تمام توانمندی های او به پایان رسید) 4. اینکه یک دوره طولانی در برزخ پیش رو دارد. 5. در قیامت نگران سرگردانی اش است و نگران است مثل عموم مردم باشد و نداند باید زیرخیمه چه کسی و کجا برود. اگر کسی به واسطه این پنج چیز عبرت نگیرد هیچ خیری در این آدم نیست .

ما هرکداممان دلمان می خواهد خیرمان به دیگران برسد می فرمایند اگر می خواهی خیررسانی‌ات به دیگران بیشتر باشد بیشتر به یاد مرگ باش.هرچه بیشتر توجه به مرگ داشته باشی نافع تر هستی و هرچه بی توجه به مرگ باشی نه به درد خودت می خوری و نه اطرافیانت، نه برای مرده ها فایده رسان هستی و نه برای زنده ها.

*بحار الأنوار، ج6 ، صفحه 134

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ أَخْبِرْنِي عَنِ الْكَافِرِ الْمَوْتُ‏ خَيْرٌ لَهُ أَمِ الْحَيَاةُ فَقَالَ الْمَوْتُ‏ خَيْرٌ لِلْمُؤْمِنِ وَ الْكَافِرِ قُلْتُ وَ لِمَ قَالَ لِأَنَّ اللَّهَ يَقُولُ‏ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرارِ وَ يَقُولُ‏ وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ‏.

برای مؤمن مرگ بهتر است چون جای تنگ او تبدیل به جای وسیع می شود اما برای کافر مرگ بهتر است یا زندگی؟

در روایتی محمد بن مسلم از امام باقر (ع) سوال کرد برای کافر مرگ بهتر است یا زندگی ؟ حضرت فرمودند« الْمَوْتُ‏ خَيْرٌ لِلْمُؤْمِنِ وَ الْكَافِرِ» مرگ برای مؤمن و کافر خوب چیزی است، آقای محمد بن مسلم گفتند برای کافر چرا مرگ بهتر است؟ حضرت می فرمایند مرگ برای مؤمن بهتر است چون خدای سبحان می فرماید " وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرارِ "‏  و مرگ برای کافر بهتر است چون در مورد کافر خدای سبحان می فرماید "وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً " کفار گمان نکنند ما به آنها مهلت می دهیم به نفع آنهاست، هرچه مهلت داشته باشند بیشتر در آن گناه می کنند پس با مرگ دامنه گناهشان محدود می شود و ادامه گناه در این عالم ندارند خب به نفعشان است که گناهانشان محدود شود پس با این عبارات آخری مرگ خیلی خوب است البته با همه خوبی ای که مرگ دارد ما درخواست مرگ نداریم چون به وقتش سراغ همه می آید.

الحمدلله ربّ العالمین

اللهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم