.

امام زمان شناسی

جلسه 7 -  95/10/15

هوالرئوف

براي ادراك تابش خورشيد امامت، بايد از چهره قلب خويش نقاب را كنار بزنيم. معصيتها و جهالتهاي ما نقابهايي است كه مانع درك ولايت مي‌شود.

خورشيد ولايت امام عصر (ع) همواره در حال جلوه‌گري است ، و موانع همه از ناحيه ماست.

دوست نزديك‌تر از من به من است

                                                                             وين عجب تر كه من از وي دورم

چه كنم با كه توان گفت كه دوست

                                                                                       در كنار من و من مهجورم

در كتاب بحارالانوار، ج 99 ، ص 154 زيارت جامعه‌اي نقل شده كه طولاني‌تر از زيارت جامعه كبيره است. در فرازي از اين زيارت مي‌خوانيم: «َ بِمَنْطِقِكُمْ‏ نَطَقَ‏ كُلُ‏ لِسَانٍ‏ وَ بِكُمْ سَبَّحَ السُّبُّوحُ الْقُدُّوسُ وَ بِتَسْبِيحِكُمْ جَرَتِ الْأَلْسُنُ بِالتَّسْبِيح‏»

به امام عصر (ع) عرض مي‌كنيم : مولاي ما! هر زباني كه ناطق شده يا تسبيحي بر آن جاري مي‌گردد به واسطه شما گويا شده است. هر ارتباطي كه با شما برقرار مي‌كنيم، به واسطه رابطه‌اي است كه از ناحيه شما آغاز گشته.

هر آتش شوقي كه در وجودمان مشتعل مي‌شود، هر ميل و عشقي كه در دلمان موج مي‌زند، و هر معرفت و عرض ارادتمان نسبت به ولي عصر (ع) ، به سبب لطف و عنايتي كه حضرت به ما داشته ، نصيبمان گشته است.

در عبارت ديگري از زيارت جامعه به حضرات معصومين (ع) عرض مي‌كنيم:‌ »وَ طُوبَى‏ لِي‏ إِنْ‏ قَبِلْتُمُونِي‏ عَبْدا»‌[1] « خوشا به حالم ، اگر مرا به عنوان عبد بپذيريد.»‌

اگر گوش به فرمان اماممان باشيم و‌ در برابر هر درخواست و امري كه از جانب حضرت باشد، بدون هيچ اعتراضي ، امتثال امر كنيم ، حياتي طيب روزيمان شده و از زندگي‌اي شيرين و با حلاوت برخوردار مي‌شويم.

در زيارت سرداب مي‌خوانيم: «َ لَوْ تَطَاوَلَتِ‏ الدُّهُورُ وَ تَمَادَّتِ الْأَعْمَارُ لَمْ أَزْدَدْ فِيكَ إِلَّا يَقِيناً وَ لَكَ إِلَّا حُبّاً » « اگر تا رسيدن من به دوران وصال روزگاري طولاني در پيش باشد ، گردش ايام تنها موجب فزوني يقين و محبت من نسبت به تو مي‌شود.»‌

زماني كه در توجه ظاهري امام (ع)‌ به ما تأخيري صورت مي‌گيرد، اين امر نبايد موجب شك و ترديد ما شود. وقتي در حريم ولايت امام زمان (ع)‌ هستيم ، حتي تأخيرها هم بايد ما را عاشق‌تر ، راسخ‌تر و ثابت قدم‌تر كند. هر چقدر گذر روزگار بين ما و امام (ع)‌ فاصله بيشتري بياندازد بايد حب‌ّ ما و ميل ما به امام افزون شود.

اگر خدايي ناكرده در گذر ايام عشق و شوقمان به حضرت افزايش نيافته و به جاي يقين ، ترديد بر وجودمان حاكم شده بايد قلب و دل بيمارمان را درمان كنيم.

بايد از خود امام درخواست كنيم تا طبيب جان و روانمان باشد.

طبيب عشق مسيحا دم است و مشفق ، ليك

                                                                    چون درد در تو نبيند، كه را دوا بكند

امام (ع)‌ طبيبي است كه هر بيماري را بي‌نوبت مي‌پذيرد، و هر زمان سراغش برويد عرض حالتان را مي‌شنود. ما تا قيامت به ارتباط با امام زمان (ع)‌ نيازمنديم. اگر عشق و مهر او در وجودمان روز افزون نمي شود، يا كمتر از گذشته مشتاق رابطه با اماممان هستيم، بايد سراغ طبيب دلها برويم و درمان اين درد را از او طلب كنيم.

در زيارت سرداب ، خطاب به امام عصر (ع)‌ مي‌گوييم : « َ فَعَبْدٌ مِنْ‏ عَبِيدِكَ‏ مُعْتَرِفٌ‏ بِحَقِّك‏» « من بنده‌اي از بندگان شما هستم و به حق شما اعتراف مي‌‌كنم.»‌

چقدر گوارا و لذتبخش است كه به ما اجازه داده شده در محضر امام (ع) خود را بنده او معرفي كنيم ، و به اين افتخار نائل شويم كه امور اماممان را عهده‌دار باشيم.

از سوي ديگر به حق امام بر خودمان معترفيم، و اقرار مي‌‌كنيم كه هر چه داريم به جهت الطاف و عنايات اوست. «وَ بِيُمْنِهِ رُزِقَ‏ الْوَرَى‏ »

به محضر مولايمان عرض مي‌كنيم:

تمامي مواهب مادي و معنوي كه در زندگي از آنها برخورداريم، به جهت دعاي شما نصيبمان شده. هر دفع بلايي كه در زندگي ما صورت گرفته، و هر توفيق طاعتي كه ارزاني‌مان شده ، به لطف شما بوده.

مولا جان !‌ اگر ما را به عنوان عبد بپذيريد، بايد وظايف و مسؤليتهايمان را بشناسيم ، تا هر زمان و در هر مكان به انجام كاري مشغول باشيم كه مورد نظر و رضايت شماست.

آقا جان ! ما نه مولايمان را مي‌بينيم و نه صداي مباركش را مي‌شنويم.

خودتان به ما الهام كنيد چه وظيفه‌اي داريم، و هر زمان بايد براي هر يك از دوستان و شيعيان شما چه خدمتي را ارائه دهيم.

مولاجان ! نپسنديد كه به عنوان عبد بر سر سفره لطف و احسان مولايمان باشيم، ولي در جهت خدمت به او و جلب رضايت او كاري انجام ندهيم.

نپسنديد نسبت به اذيتهاي شما در پس پرده غيبت بي‌تفاوت باشيم و براي فراهم شدن مقدمات ظهور شما اقدامي نكنيم.

به عنوان بنده امام عصر (ع)‌، از حضرت درخواست مي‌كنيم تا دعايمان كنند در كنار خدمت و ايفاي مسئوليت، چشم دلمان به حقايق باز شود و جايگاه خاص اماممان را در عالم مشاهده كنيم.

نقل است كه روزي قنبر، غلام اميرالمؤمنين (ع) وارد خانه شد و از فضه پرسيد: مولايم كجاست؟ فضه پاسخ داد: « مولاي في السماء يحيي من يشاء و يميت من يشاء‌ و يرزق من يشاء‌»

«مولايم !‌ در آسمان است. هر كه را بخواهد زنده مي‌كند و هر كه را بخواهد مي‌ميراند، و به هر كس بخواهد روزي مي‌دهد.»‌

پس از بازگشت اميرالمؤمنين (ع)  به منزل ، قنبر به حضرت گفت: مولايم !‌ اين زن كافر در مورد شما چنين مي‌گويد. ( و حرفهاي فضه را نقل كرد. )

اميرالمؤمنين (ع)  دستي به چشم او كشيدند،‌ و او هم توانست مانند فضّه جايگاه ولايتي ايشان را مشاهده كند.  

به مولايمان عرض مي‌كنيم:

حال كه براي عبد خود بودن به ما حواله داده‌ايد ، دستي بر چشم‌هايمان بكشيد و به دلهامان نظري كنيد تا به جايگاه شما واقف شويم، با همه وجود در خدمت و در حال اطاعت اماممان بوده و خلاف خواسته و رضايت او قول و عملي نداشته باشيم.

در دعاي ندبه مي‌خوانيم: « بِنَفْسِي‏ أَنْتَ‏ مِنْ نَصِيفِ شَرَفٍ لَا يُسَاوَى» « جانم فداي تو ، نصيف شرفي كه همتايي ندارد.»‌

گويا خداوند نيمي از شرافت را در كل عالم به امام زمان (ع) داده و نصف ديگر شرافت بين همه مخلوقات شريف شده است. البته سهمي از شرافت كه متعلق به امام زمان (ع)‌ است با نيمه ديگري كه بين مخلوقات شريف تقسيم شده قابل مقايسه نيست.

همه شرافتمندان از ابتداي تاريخ تا انتهاي دنيا خيرشان كمتر از خيري است كه به جهت شرافت امام عصر (ع) به خلايق مي‌رساند.

به همه ما اجازه داده شده عبد چنين امام شريفي باشيم. اگر به ميزان شرافت مولايمان پي ببريم ديگر حاضر نيستيم عبد غير او شويم.

اگر در شمار بندگان او باشيم و در محضر او به خدمت و عرض ادب مشغول شويم، شرافتي خاص و فراوان نصيبمان مي‌شود. اگر عبد مولايي شريف باشيم روسياهي، ذلت و عجز از ما دور شده و به انسان متفاوتي تبديل مي‌شويم.

در دعاي «يَا مَنْ‏ تُحَلُ‏ بِهِ عُقَدُ الْمَكَارِه‏»[2] به خداي متعال عرض مي‌كنيم:

« ذَلَّتْ‏ لِقُدْرَتِكَ‏ الصِّعَاب‏» « در برابر قدرت تو هر چيز سخت ،‌نرم مي‌شود.»

امام عصر (ع) به اذن حق در ميان مخلوقات اين جايگاه را داراست.

به امام عصر (ع) عرض مي‌كنيم:‌

مولا جان ! براي شما امر سختي وجود ندارد. هر سختي در برابر شما رام است.

حضرت داود با دستانش آهن را نرم مي‌كرد. مقام داود نبي كجا و مقام شما كجا؟

شما جلوه قدرت الله هستي و مي‌‌تواني با يك اشاره ، با يك نگاه، همه سختي‌هاي زندگيمان را مرتفع كني.

خداي متعال سبب ساز است، و سببي كه براي رفع امور صعب زندگي ما قرار داده، وجود مقدس امام زمان (ع) مي‌باشد. هر شري از ما دفع شده و هر خيري در زندگي ما جريان پيدا كرده ، با وساطت امام عصر (ع)‌ است.

مراقب باشيم از حضرت غافل نشويم، و به سبب جهالت‌مان ، در سختي‌ها و مشكلات سراغ غير امام (ع) نرويم، چرا كه همه اسباب به لطف و عنايت او برايمان فراهم مي‌شود.

«اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم»

 



[1] بحار الأنوار (ط - بيروت) / ج‏97 / 345 / باب 4 زياراته صلوات الله عليه المطلقة التي لا تختص بوقت من الأوقات .....  ص : 263

[2] إقبال الأعمال (ط - القديمة) / ج‏1 / 121 / فصل فيما يختص باليوم الثالث من دعاء غير متكرر .....  ص : 121