.

شرح زیارت جامعه کبیره - جلسه 120

95/10/22

هوالرئوف

«حَتَّى يُحْيِيَ اللَّهُ‏ دِينَهُ‏ بِكُمْ‏ وَ يَرُدَّكُمْ فِي أَيَّامِهِ وَ يُظْهِرَكُمْ لِعَدْلِهِ وَ يُمَكِّنَكُمْ فِي أَرْضِه‏»

در زيارت جامعه از وجود مقدس امام هادي (ع) آموختيم كه غايت اظهار ارادت و ارتباط ما به معصوم تا زماني است كه حكومت معصوم كل عالم را فرا بگيرد. در كل دوره غيبت اين اظهار مودت مشاهده مي شود ، وصال يا عدم وصال و كامروايي يا ناكامي فقر يا غنا صحت يا مرض ، تأثيري بر اين ارتباط ندارد و موجب گسست نمي‌شود. شيعه چشم انداز ظهور را در همه مقاطع زندگي‌اش لحاظ مي‌‌كند. قرآن مي‌فرمايد: «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى‏ بِآياتِنا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ... »[1] « و در حقيقت، موسى را با آيات خود فرستاديم [و به او فرموديم‏] كه قوم خود را از تاريكيها به سوى روشنايى بيرون آور، و روزهاى خدا را به آنان يادآورى كن،...»‌

ما موسي را با معجزاتي فرستاديم و به موسي گفتيم: قومت را از ظلمات به سوي نور خارج كن و ايام الله را به آنها يادآوري كن در ذيل اين آيه روايتي است كه ايام الله سه روز است.

تفسير قمي در جلد 1 صفحه 367 مي‌فرمايد: «أَيَّامُ اللَّهِ ثَلَاثَةٌ: يَوْمُ‏ الْقَائِمِ‏ وَ يَوْمُ‏ الْمَوْتِ‏ وَ يَوْمُ الْقِيَامَة»

زمان ظهور زمان مرگ و زمان قيامت ايام الله است و در اين سه صحنه معصومين براي ما حضور دارند آنان هم در هنگامه مرگ و هم زمان قيامت هم زمان ظهور جلوه‌گري دارند.

در روايت ديگري داريم كه ايام الله زماني است كه طبق آيه 39 سوره مباركه انفال «... وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ ...» «...دين يكسره از آنِ خدا گردد. پس اگر [از كفر] بازايستند» ايام الله زماني است كه دين كامل در اختيار خدا است و سيطره دين در كل نظام عالم حاكم است.

البته بايد گفت: دين با براهين قاطعي كه دارد هميشه ظهور و بروز داشته دين هيچ زماني در پرده ابهام نبوده و نيست چون دين از جنس نور است و علي الدوام نور ظهور داشته اما قبول و پذيرش مردم هميشگي نيست، ايام الله زماني است كه مردم به بلوغي دست يابند كه پذيراي دين شوند و آن را به راحتي بپذيرند و موانع پذيرش بواسطه مردم مرتفع شود، قابليت قبول دين در آن زمان بسيار زياد بوده ، حيات دين متوقف بر دو امر است:‌

1-  جلوه‌گري خود دين

2-  پذيرش مردم

جلوه‌گري دين هميشه هست يكي از اسامي قرآن «هذا بَيانٌ‏ لِلنَّاس‏...»[2] «اين [قرآن‏] براى مردم، بيانى،...» است ، دين واضح است، نور است، ابهامي ندارد، از جهت خود دين ظهور بوده اما از ناحيه قبول در اكثر زمان‌ها مردم به واسطه كفر انكار و ترديد نسبت به دين داشته‌اند، در ايام الله مانع قبول مرتفع مي‌شود.

افراد زمان ظهور به بلوغ فكري مي‌رسند گويا همه راهها را آزموده‌اند و هيچ راهي را مثل دين پاسخ‌گوي نياز خود نمي‌بينند، اين كه گفته مي‌شود مردم در عصر ظهور صاحب عقل مي‌شوند و عقلشان در پذيرش دين جلوه‌گر مي‌شود ، زماني است كه دين پذير شوند و آن زمان ايام الله است البته همه زمان مرگ دين پذير مي‌شوند اما اين دين پذيري به حال آنان فايده‌اي ندارد زمان مرگ پرده‌ها از جلوي چشم افراد كنار مي‌رود و تنها چيزي را كه نافع مي‌دانند دين است ، در قيامت هم كه همه چيز آشكار مي‌شود دين پذير مي‌شويم اما آن زمان فايده‌اي ندارد.

« إِذَا قَامَ الْقَائِمُ بَعَثَ فِي أَقَالِيمِ الْأَرْضِ فِي كُلِّ إِقْلِيمٍ رَجُلًا يَقُولُ عَهْدُكَ فِي كَفِّكَ فَإِذَا وَرَدَ عَلَيْكَ أَمْرٌ لَا تَفْهَمُهُ‏ وَ لَا تَعْرِفُ الْقَضَاءَ فِيهِ فَانْظُرْ إِلَى كَفِّكَ وَ اعْمَلْ بِمَا فِيهَا قَالَ وَ يَبْعَثُ جُنْداً إِلَى الْقُسْطَنْطِينِيَّةِ فَإِذَا بَلَغُوا الْخَلِيجَ كَتَبُوا عَلَى أَقْدَامِهِمْ شَيْئاً وَ مَشَوْا عَلَى الْمَاءِ فَإِذَا نَظَرَ إِلَيْهِمُ الرُّومُ يَمْشُونَ عَلَى الْمَاءِ قَالُوا هَؤُلَاءِ أَصْحَابُهُ يَمْشُونَ عَلَى الْمَاءِ فَكَيْفَ هُوَ فَعِنْدَ ذَلِك‏»‌[3]

«چون قائم قيام كند بكشورهاى روى زمين هر كشورى كسى را ميفرستد و مي‌گويد: فرمان تو در كف دست تو است‏ هنگامى كه كارى پيش آمد كند كه آن را نفهى و ندانى چگونه در آن قضاوت كنى بكف دست خود نگاه كن و بآنچه در آنست عمل كن. فرمود: و سپاهى بقسطنطنيه ميفرستد كه چون‏ بكنار خليج برسند چيزى بر قدمهايشان مي‌نويسند و بر روى آب راه ميروند. روميان كه آنان را مى‏بينند بروى آب راه ميروند ميگويند: اينان كه ياران اويند بر روى آب راه ميروند پس خود او چگونه است؟ »‌

وقتي حضرت ظهور مي‌كنند در هر اقليم و سرزمني كسي به همه مردم مي‌گويد:‌ » عَهْدُكَ فِي كَفِّكَ» هر چه مي‌خواهي به خودت مراجعه كن در دست توست، (گمان نكنيد منظور موبايل شماست زيرا آن زمان كه از موبايل خبري نبوده ) بلكه گنجنامه در خود انسان است گويا انسان زمان ظهور چندان رشد مي‌كند كه همه چيز را در خود مي‌بيند به عبارتي همه حقايق در درون خود ما مخفي است هر چه ما با امام بيشتر ارتباط برقرار كنيم آن حقايق بيشتر ظهور پيدا مي‌كند، اموري را كه ادراك نمي‌كنم بواسطه ارتباط با امام ادراك مي‌‌كنم، عبارت « فَانْظُرْ إِلَى كَفِّكَ » گويا اين عبارت يك سنبل است اينكه توانمندي‌هاي تو نهفته است يك كتاب در خود توست بخواهي همه چيز را درمي‌يابي.

هر چقدر بشر رشد پيدا كند و پيشروي نمايد از محسوسات بيشتر به طرف معقولات حركت مي‌كند از همين روست معجزه‌اي كه به پيامبر ما مي‌رسد شق القمر نيست بلكه قرآن است معجزه‌اي محسوس و ظاهري نيست بلكه قرآن معجزه‌اي نوراني و مقدس است ، پيامبران آمده‌اند تا مردم را از محسوسات به طرف معقولات سوق دهند، در زمان هر يك از حضرات معصومين اين اتفاق شدت پيدا كرده و تقويت شده تا زمان حضرت ولي عصر (عج) كه اوج عقل‌گرايي است، قرآن يك كتاب عقلي است زمان حضرت ولي عصر (عج) اوج عقل‌گرايي امت شكل مي‌گيرد، ما عقل را به عنوان نور دروني و رسول باطني مي‌دانيم، اوج عقل گرايي اسمش ايام الله است هر چه عقلانيت ما بيشتر حاكم شود خدا خداي خويش را بيشتر به نمايش مي‌گذارد هواپرستي از وجود ما بيشتر خارج مي‌شود، در زمان ظهور كسي نياز به معلم ندارد، هر چه انسان به آخر الزمان نزديك‌‌تر شود عقلانياتش رشد بيشتري مي‌كند، استعدادها پيشرفت و رشد دارد و تا حدي به پيش مي‌رود كه بنا به گفته روايات زمان ظهور مردم در مسجد كوفه خيمه خيمه نشسته‌اند و هر كس قرآن را نياموخته در آنجا مي‌آموزد اين اول ظهور است بعد چندان اين امور پيشرفت مي‌كند كه عروس در حجله اهل علم مي‌شود اما زمان رجعت ديگر سخن از حاضر شدن در مجلس درس نيست نياز به معلم وجود ندارد ، ارتباط به امام مستقيم صورت مي‌گيرد.

در شرح حال مرحوم قاضي (ره) آمده است وقتي وارد حرم مي‌شدند زيارت مأثور خوانده گاهي ساعتها بدون ذكر فقط به ضريح نگاه مي‌كردند و استفاضه مي‌كردند امام فيض رساني داشته و ايشان طلب فيض مي‌كردند زمان ظهور هم چنين است افراد در محضر معصوم استفاضه دارند، هر چه مي‌خواهند مي‌آموزند، هر چه طلب كنند برايشان پرده‌برداري مي‌شود. استعدادها در آخر زمان بسيار زياد است الهامات غيبي را همه مردم دريافت مي‌كنند و چون عموم مردم مؤدب به آداب مي‌شوند مانعي براي دريافت الهامات نيست البته در حال حاضر نيز ممكن است ملكي در جان من حقيقت امور را زمزمه كند اما من نمي‌شنوم چون ادب را رعايت نمي‌‌كنم اما در زمان ظهور چون مردم مؤدب به آداب‌اند الهامات غيبي را ادراك مي‌كنند.

افراد در ايام الله دغدغه هيچ امري را ندارند، فردي در خدمت مرحوم آيت الله بهاالديني (ره) حاضر بود بر دلش گذشت چقدر دلتنگ امام رضاست. آقاي بهاالديني گفتند: خوب بيا برويم زيارت. آن فرد دست در جيب كرد و پولي نداشت. رو به آقاي بهاالديني كرد و گفت:  آقا من پول ندارم. آقاي بهاالديني گفتند: من هم ندارم اما بيا تا سر خيابان برويم در همين اثني كسي دويد به آنها رسيد و خرجي سفر آنها را رساند در ايام الله امور با توكل بر خدا حل مي‌شود كسي غصه امري را نمي‌خورد.

در روايت است منادي ندا مي‌كند هر كس با امام همراه مي‌شود با خود غذا و آب بر ندارد. يوم الله روزي است كه در هيچ امري دغدغه‌اي نيست و همه در محضر امام به سلامت به محضر مي‌رسند و به احسن وجه ساماندهي مي‌شوند.

« كَأَنِّي‏ بِأَصْحَابِ‏ الْقَائِمِ‏ عَلَيْهِ‏ السَّلَامُ‏ وَ قَدْ أَحَاطُوا بِمَا بَيْنَ الْخَافِقَيْنِ، فَلَيْسَ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلَّا وَ هُوَ مُطِيعٌ لَهُمْ حَتَّى سِبَاعُ الْأَرْضِ وَ سِبَاعُ الطَّيْرِ، يَطْلُبُ رِضَاهُمْ فِي كُلِّ شَيْ‏ءٍ، حَتَّى تَفْخَرَ الْأَرْضُ عَلَى الْأَرْضِ وَ تَقُولَ: مَرَّ بِيَ الْيَوْمَ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ عَلَيْهِ السَّلَامُ »[4]

در زمان ظهور همه درندگان مطيع انسان هستند و همه آنان مطيع همراهان حضرت‌اند درندگان همه مطيع امام و همراهان امام مي‌شوند و در پي آن هستند كه چه كنند تا همراهان امام راضي باشند چنان مي‌شود كه زميني به زمين ديگر فخرفروشي مي‌كند مي‌داني امروز چه اتفاقي رخ داده يكي از اصحاب امام زمان پاي خود را بر روي من گذاشت حتي در دوره ظهور زمين به چنين شعوري مي‌ر‌سد آن زمان يوم الله است كه شعور در سطح عالم افزايش مي‌يابد.

« إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ مَدَّ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِشِيعَتِنَا فِي أَسْمَاعِهِمْ وَ أَبْصَارِهِمْ‏ حَتَّى لَا يَكُونَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْقَائِمِ بَرِيدٌ  يُكَلِّمُهُمُ فَيَسْمَعُونَ وَ يَنْظُرُونَ إِلَيْهِ وَ هُوَ فِي مَكَانِه‏ »[5] « هنگامى كه قائم ما عليه السّلام قيام كند خداى عزّ و جلّ در گوشها و ديدگان شيعيان ما چنان نيروى رسانايى بنهد كه ديگر ميان آنها و حضرت قائم عليه السّلام پيكى نباشد و آن حضرت [از فاصله دور] با آنان سخن بگويد و آنان بشنوند و او را در همان جايى كه هست ببينند. »

امام صادق (ع) مي‌فرمايد: خدا چشم و گوش شيعه را چنان گسترش مي‌دهد كه پستچي و نامه رسان و واسطه‌اي در كار نيست بلكه هر كس در خانه‌اش با امام زمانش حرف مي‌زند و صداي امام را مي‌شنود و امام را مي‌بيند، يوم الله زماني است كه بشر به شعور و بلوغي مي‌رسد كه در خانه خود مي‌نشيند امام را مي‌بيند و او را زيارت مي‌كند.

«اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم»

 

 



[1] سوره مباركه ابراهيم ، آيه 5

[2] سوره مباركه آل عمران ، آيه 138

[3] الغيبة( للنعماني) ، النص،ص 319

 

[4] الإمامة و التبصرة من الحيرة / النص / 131 / 35 - باب في آيات ظهوره .....  ص : 128

[5] ُ الكافي (ط - الإسلامية) ،ج‏8 ،ص 241

 







محتوای مرتبط