.

امام زمان شناسی

جلسه ششم - 95/10/1

هوالرئوف

امام صادق (ع) از پيامبر (ص) نقل مي‌كنند « مَنْ‏ مَاتَ‏ لَا يَعْرِفُ‏ إِمَامَهُ‏ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً قَالَ نَعَمْ قُلْتُ جَاهِلِيَّةً جَهْلَاءَ أَوْ جَاهِلِيَّةً لَا يَعْرِفُ إِمَامَهُ قَالَ جَاهِلِيَّةَ كُفْرٍ وَ نِفَاقٍ وَ ضَلَالٍ.»[1] «هر كس امامش را نشناسد مرگ جاهليت نصيبش مي‌شود.» از ايشان پرسيدند چه جاهليتي؟ فرمودند: « يا جاهليت كفر، يا نفاق و يا گمراهي.»

براي عاقبت به خير شدن و مرگ سعادتمندانه نيازمند شناخت امام (ع)‌ هستيم ، شناخت امام موجب مي‌شود كه انسان از كفر جدا ، از نفاق دور و از ضلالت رها شود.

كفر در قرآن هم در مقابل ايمان ذكر شده و هم در برابر شكر. «لَئِنْ شَكَرْتُمْ‏ لَأَزيدَنَّكُمْ‏ وَ لَئِنْ كَفَرْتُم ْ إِنَّ عَذابي‏ لَشَديد‏»[2] «اگر واقعاً سپاسگزارى كنيد، [نعمت‏] شما را افزون خواهم كرد، و اگر ناسپاسى نماييد، قطعاً عذاب من سخت خواهد بود.»

زماني كه در اين عالم معرفت امام نصيبمان مي‌شود هم اعتقادات صحيحي پيدا مي‌كنيم، هم از ناشكري رها مي‌شويم. هم توفيق استفاده بهينه از نعمات نصيبمان مي‌شود و هم در بيراهه حركت نمي‌كنيم و ضال نيستيم.

كسي كه در بيراهه حركت مي‌كند چون به مقصد نمي‌رسد هميشه خسته است، و به اين دليل كه تلاشش نتيجه‌اي ندارد هميشه بي‌نشاط است. اما كسي كه امام شناس است، در مسير حق پيش مي‌رود، و با هر گام به مقصد و مقصود خود نزديك‌تر مي‌شود.

معرفت امام مانع نفاق مي‌شود، زيرا وقتي امام را بشناسيم او را در همه عرصه‌هاي زندگيمان حاضر و ناظر مي‌دانيم و هميشه پرونده عمل خود را در محضر او گشوده مي‌بينم. پس ديگر نفاقي در بين نيست و دو رنگي و دورويي از ما به نمايش گذاشته نمي‌شود.

ما چاره‌اي جز پيمودن مسير معرفت نداريم، زيرا همان گونه كه زندگي مي‌كنيم ، مي‌ميريم ، و همه ما طالب مرگي سعادتمندانه هستيم.

فردي خدمت امام صادق (ع) مشرف مي‌شود و مي‌گويد: اگر روزگاري پيش بيايد كه صبح و شب كنم در حالي كه امامي را كه بايد به او اقتدا كنم نبينم، در چنين وضعي چه كنم؟ امام صادق (ع) فرمودند: «كساني را كه هميشه دوست داشتي آن زمان دوست داشته باش و كساني را كه هميشه نسبت به آنها بغض داشتي، همچنان نزدت مبغوض باشند.»

بايد در دوره غيبت با محبت به اولياء و بغض نسبت به اعداء شعله معرفتمان را روشن نگه داريم.

بايد در عصر غيبت حبّ‌مان نسبت به امام (ع)‌ بيش از خانواده و فرزندانمان باشد.

اگر در زيارت جامعه كبيره بارها مي‌گوييم : « بابي انت و امي و اهلي و مالي و ولدي» ، نشان از اين است كه قانونا بايد امام (ع)‌ را بيش از خانواده خود دوست داشته باشيم كه مي‌خواهيم آنها را فداي وجود مقدس او كنيم.

ما به دنبال معرفت امام (ع) هستيم تا شعله‌‌هاي اين عشق و محبت را فروزان‌تر كنيم. 

«قُلْتُ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ هَلْ‏ تَرَبَّصُونَ‏ بِنا إِلَّا إِحْدَى‏ الْحُسْنَيَيْنِ‏ قَالَ إِمَّا مَوْتٌ فِي طَاعَةِ اللَّهِ أَوْ إِدْرَاكُ ظُهُورِ إِمَام‏»[3]

در سوره مباركه توبه آيه 52 خداوند مي‌فرمايد: «قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنا إِلاَّ إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ وَ نَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَنْ يُصيبَكُمُ اللَّهُ بِعَذابٍ مِنْ عِنْدِهِ أَوْ بِأَيْدينا فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَكُمْ مُتَرَبِّصُونَ »  « بگو: «آيا براى ما جز يكى از اين دو نيكى را انتظار مى‏بريد؟ در حالى كه ما انتظار مى‏كشيم كه خدا از جانب خود يا به دست ما عذابى به شما برساند. پس انتظار بكشيد كه ما هم با شما در انتظاريم.»

»  « اي پيامبر به منافقين بگو آيا در مورد ما منتظر يكي از دو خوبي هستيد؟ » در روايتي از معصوم سوال مي‌شود منظور از « إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ » «يكي از دو خوبي» چيست؟ حضرت مي‌فرمايد: يا مرگ در حال اطاعت از خدا، و يا درك ظهور امام.»

معرفت و محبت امام عصر (ع) « إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ»‌ را نصيب ما مي‌كند. يا در حال عشق و انتظار امام از دنيا مي‌رويم، يا معرفت و محبت موجب مي‌شود ظهور امام را درك كنيم، زمان رجعت سر از قبر برداريم و به ياري اماممان بشتابيم.

در سوره مباركه حجر آيه 57 مي‌فرمايد: « إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمينَ‏ »‌ « به يقين، در اين [كيفر] براى هوشياران عبرتهاست. »

«وسم» يعني «علامت» متوسمين به كساني گفته مي‌شود كه علامت خير در آنها ديده مي‌شود.

طبق روايت، متوسمين ياران و دوستداران امام زمان (ع) هستند كه نشانه خير در صورتهايشان قابل مشاهده است.

اگر مي‌خواهيم در شمار اعوان و انصار ولي عصر (ع) باشيم بايد به گونه‌اي زندگي كنيم كه خير و خوبي‌مان ظهور داشته باشد ، نه اينكه تنها باطن و درونمان نوراني باشد.

بايد به گونه‌اي زندگي كنيم كه معرفت ، محبت و  انتظار امام عصر (ع)‌ در ظاهر، نمايان شود و شايستگي را بر تمام اعمال ، افعال و اقوال ما حاكم سازد.

در اين صورت مي‌توانيم براي ديگران جاذبه داشته باشيم و با ظاهر خير و خوبمان براي حضرت يارگيري كنيم.

در اين صورت مي‌توانيم اميدوار باشيم توفيق خدمت، اعانت و نصرت امام (ع)‌ نصيبمان شده است.

قال الصادق (ع)‌ : « إِذَا سَمِعُوا الصَّوْتَ‏ مِنَ‏ السَّمَاءِ أَلَا إِنَّ الْحَقَّ فِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ‏ ع وَ شِيعَتِهِ قَالَ فَإِذَا كَانَ مِنَ الْغَدِ صَعِدَ إِبْلِيسُ فِي الْهَوَاءِ حَتَّى يَتَوَارَى عَنْ أَهْلِ الْأَرْضِ ثُمَّ يُنَادِي أَلَا إِنَّ الْحَقَّ فِي عُثْمَانَ بْنِ عَفَّانَ وَ شِيعَتِهِ فَإِنَّهُ قُتِلَ مَظْلُوماً فَاطْلُبُوا بِدَمِهِ قَالَ فَ يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ‏ عَلَى الْحَقِّ وَ هُوَ النِّدَاءُ الْأَوَّلُ وَ يَرْتَابُ يَوْمَئِذٍ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ* وَ الْمَرَضُ وَ اللَّهِ عَدَاوَتُنَا فَعِنْدَ ذَلِكَ يَتَبَرَّءُونَ مِنَّا وَ يَتَنَاوَلُون »

امام صادق (ع)‌ به نقل از امام باقر (ع) فرمودند:‌ «روزي صدايي از آسمان شنيده مي‌شود:‌ بدانيد حق با علي بن ابيطالب و شيعيان اوست. فرداي آن روز صداي ديگري شنيده مي‌شود كه :‌ بدانيد حق با عثمان بن عفوان و شيعيان اوست، و او مظلومانه كشته شد. سپس فرمودند: خداوند اهل ايمان را به قول حق كه همان نداي اول است تثبيت مي‌كند، و كساني كه دلشان بيمار است و در قلبشان عداوت اهل بيت را دارند نداي دوم را باور مي‌كنند و به شك مي‌افتند.»‌

اگر بخواهيم در آن روز جزو اهل شك نباشيم، بايد محبت امام (ع) را در دلمان روز افزون كنيم، و اجازه ندهيم كوچكترين فاصله‌‌‌اي بين ما و حضرت ايجاد شده و موجب غفلتمان از وجود مقدس او شود.

هيچ يك از ما روزي چهل بار به پدر خود سلام نمي‌كند، ولي توصيه شده كه هر روز زيارت آل ياسين را بخوانيم و روزانه چهل بار به امام زمانمان سلام بدهيم.

روايت امام صادق (ع) كلامي اميد بخش است. اگر حب اهل بيت در دلمان باشد ديگر جايي نگراني از دست دادن دينمان را نداريم، زيرا خداوند عهده‌دار تثبيت حق در قلب و دلمان مي‌شود.

قطعات زمان از هم جدا نيست، زمان متصرم الوجود است، به هم وابسته است. اگر كسي زمان ظهور مردد مي‌شود در زمان غيبت هم مردد بوده، دوره ظهور از ترديد او پرده‌برداري مي‌شود.

اگر ما در زمان غيبت دائما محبت امام (ع) را در دلمان تقويت كنيم مشمول اين آيه قرآن مي‌شويم كه « يُثَبِّتُ‏ اللَّهُ‏ الَّذينَ‏ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا...» [4] « خدا كسانى را كه ايمان آورده‏اند، در زندگى دنيا و در آخرت با سخن استوار ثابت مى‏گرداند، ...» خداوند سبحان به تدريج مؤمنين را بر قول حق ثابت نگه مي‌دارد. زمان ظهور ادامه همين زمان است. اگر كسي آن زمان مردد  است، هم اكنون ترديد دارد. تنها مستضعفين فكري هستند كه آن زمان تغيير كرده و ايمان مي‌آورند. مگر نه  افراد لجوج و معاند، آن زمان هم مؤمن نمي‌شوند.

قال الباقر (ع)‌ » فَإِذَا خَرَجَ‏ أَسْنَدَ ظَهْرَهُ‏ إِلَى‏ الْكَعْبَةِ وَ اجْتَمَعَ إِلَيْهِ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا وَ أَوَّلُ مَا يَنْطِقُ بِهِ هَذِهِ الْآيَةُ بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ‏ ثُمَّ يَقُولُ أَنَا بَقِيَّةُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ فَإِذَا اجْتَمَعَ إِلَيْهِ الْعِقْدُ وَ هُوَ عَشَرَةُ آلَافِ رَجُلٍ خَرَجَ فَلَا يَبْقَى فِي الْأَرْضِ مَعْبُودٌ دُونَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ صَنَمٍ وَ غَيْرِهِ إِلَّا وَقَعَتْ فِيهِ نَارٌ فَاحْتَرَق‏ »[5]

امام عصر (ع) پس از ظهور در حالي كه 313 نفر با ايشان همراهند به كعبه تكيه مي‌زنند و اين آيه را تلاوت مي‌كنند « بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ‏ إِنْ‏ كُنْتُمْ‏ مُؤْمِنين... »[6] « اگر مؤمن باشيد، بقية الله براى شما بهتر است،... » سپس مي‌گويند: من بقية الله در زمين هستم. بعد از آن هزار نفر در محضر او حاضر مي‌شوند. در آن زمان معبودي غير از خداوند عزوجل در زمين باقي نمي‌ماند و همه بت‌ها آتش مي‌گيرند.

طبق اين روايت، ظهور حضرت در كل عالم تأثير مي‌گذارد و شرايط را در جهت حق تغيير مي‌دهد.

از مرحوم الهي طباطبايي ( برابر علامه طباطبايي ) آموخته‌ايم كه براي امام عصر (ع) يك ظهور اجتماعي داريم و يك ظهور فردي.

بنا نيست تنها منتظر ظهور حضرت در كل عالم باشيم، بايد وجود خود را به گونه‌اي تطهير كنيم كه امام در قلب و دل ما هم ظهور كنند. اگر امام عصر (ع) در وجود ما جلوه‌گر شوند، هر چه غير حق باشد در دلمان مي‌سوزانند و از بين مي‌برند، و ديگر روي هيچ كس و هيچ چيز جز خداي سبحان حساب نمي‌كنيم.

هر زمان در زندگيمان كاملا مضطر مي‌شويم و از نهاد دل اماممان را صدا مي‌كنيم، زماني است كه حضرت در زندگي ما ظهور كرده، صدايمامن را مي‌شنود و به فريادمان مي‌رسد.

مولاي ما امامي تنها و غريب است ، به محض اينكه شيعه‌اي مضطر او را بخواند، به ياريش مي‌شتابد. آقاي ما امامي كريم و خبير و لطيف است و به هيچ مغيث و فرياد خواهي بي‌توجه نيست. كافي است تا به اضطرار برسيم و از او ياري بخواهيم، حتما و قطعا مورد توجهش قرار مي‌گيريم.

 

***

خداي سبحان اسامي مختلف دارد و اسماء الحسناي الهي در وجود مقدس حضرت ولي عصر (ع) جلوه‌گر است.

در مناجات المعتصمين خداوند را با چند نام مي‌خوانيم:

« يَا مَلَاذَ اللَّائِذِين‏ » « اي پناهگاه هر كس كه به تو پناه بياورد.»‌

هر كس به خداوند پناه برد، به او پناه مي‌دهد. مهم نيست پناهنده چه كسي است، مهم اين است كه مي‌داند بايد به خدا پناه ببرد و در اين جهت اقدام مي‌‌كند.

امام عصر (ع) جلوه‌ اين نام خداوند است. هر گاه در گرفتاري هاي مادي و معنوي به او پناه ببريم، ملجأ و مأوايمان مي‌شود و پناهمان مي‌دهد.

« وَ يَا عَاصِمَ‏ الْبَائِسِين‏ » «اي آنكه بيچارگان را حفظ مي‌كني.»‌

امام عصر (ع) در گرفتاري‌ها ما را حفظ مي‌كند تا براي رفع مشكل به سراغ هر كسي نرويم و هر دري را نزنيم. حضرت ياريمان مي‌كند تا در سختي‌ها و تنگناها تنها از خدا و اولياء خدا ياري بخواهيم و به آنها پناهنده شويم.

***

احمد بن اسحاق از ياران خاص امام عسكري (ع)‌ بود. روزي ايشان امام عصر را به احمدبن اسحاق نشان دادند و به او فرمودند: « لَوْ لَا كَرَامَتُكَ‏ عَلَى‏ اللَّهِ‏ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عَلَى حُجَجِهِ مَا عَرَضْتُ عَلَيْكَ ابْنِي هَذَا »[7] « اگر تو نزد خدا و حجت‌هاي او ( ائمه معصومين عليهم السلام ) محترم نبودي، ‌پسرم را به تو نشان نمي‌دادم.»

طبق اين روايت در صورتي بين ما و اماممان وصلي حاصل مي‌شود كه عندالله و عند المعصومين مكرّم باشيم.

از سوي ديگر خداي سبحان مي‌فرمايد: « إِنَ‏ أَكْرَمَكُمْ‏ عِنْدَ اللَّهِ‏ أَتْقاكُم‏ » شرط اينكه خدا و  اولياء خدا ما را تكريم كنند و تحويل بگيرند اين است كه تقوا را رعايت كنيم. نمي‌شود هم در شمار اهل معصيت بوده و براي رعايت امور واجب و حرام تساهل و تسامح داشته باشيم، هم بخواهيم بين ما و حضرت ولي عصر (ع)‌ وصلي صورت گيرد.

به مولايمان عرض مي‌كنيم:‌

آقا جان ! مي‌دانيم با  اين همه كوله بار گناه ، بدون توبه و اصلاح ،‌ نمي‌توانيم انتظار وصل و قرب شما را داشته باشيم. محترم بودن نزد شما و آباء شما به اين است كه به اهل ورع و تقوا بپيونديم پس ما را مورد عنايت خود قرار دهيد و با نظر لطفتان ما را متقي كنيد.

آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند

                                                                           آيا شود كه گوشه چشمي به ما كنند

 

«اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل الفرجهم»‌



[1] الكافي (ط - الإسلامية) ، ج‏1 ،ص 377

[2] سوره مباركه ابراهيم، آيه 7

[3] الكافي (ط - الإسلامية) / ج‏8 / 286 / حديث نوح ع يوم القيامة .....  ص : 267

[4] سوره مباركه  ابراهيم‌،آيه 27

[5] بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏52 ،ص192

[6] سوره  مباركه هود ، آيه 86

[7] كمال الدين و تمام النعمة ، ج‏2 ،ص 384