.

شرح نهج البلاغه (مرگ)

جلسه هشتم- 95/10/13

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

بحث کلاس در نهج البلاغه در باب مرگ بود، واقعیتی است که همه‌مان سعی می‌کنیم بیگانه از این واقعیت باشیم با وجود اینکه لحظه به لحظه زندگی با این واقعیت درگیر است، واقعیتی که نه تنها نباید از آن فرار کرد بلکه باید آمادگی کافی و لازم را برای مواجه شدن با آن پیدا کرد ، واقعیتی که در همه جای زندگی می‌تواند خودش را نشان دهد و اگر آن را به عنوان واقعیت یک بپذیریم آب و رنگ زندگی‌مان فرق می کند. در محضر مولا از نهج البلاغه این بحث را پیگیری می‌کنیم.

*نامه 31 ، فراز 38

« وَ أَنَّكَ فِي مَنْزِلِ قُلْعَةٍ وَ دَارِ بُلْغَةٍ  وَ طَرِيقٍ إِلَى الْآخِرَة وَ أَنَّكَ‏ طَرِيدُ الْمَوْتِ‏ الَّذِي لَا يَنْجُو مِنْهُ هَارِبُهُ وَ لَا يَفُوتُهُ طَالِبُهُ وَ لَا بُدَّ أَنَّهُ مُدْرِكُهُ فَكُنْ مِنْهُ عَلَى حَذَرِ أَنْ يُدْرِكَكَ وَ أَنْتَ عَلَى حَالٍ سَيِّئَةٍ قَدْ كُنْتَ تُحَدِّثُ نَفْسَكَ مِنْهَا بِالتَّوْبَةِ فَيَحُولَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ ذَلِكَ فَإِذَا أَنْتَ قَدْ أَهْلَكْتَ نَفْسَك»؛«تو در منزلى هستى كه از آن رخت خواهى بست، و در خانه‏اى كه بيش از چند روزى در آن نتوانى نشست، و در راهى هستى كه پايانش آخرت است، و شكار مرگى، كه گريزنده از آن نرهد، و بناچار روزى تو را دريابد، پس بترس كه در حالتى ناخوشايند فرا رسد كه تو در انديشه توبه باشى، و او تو را از آن باز دارد، در اين صورت خويشتن را هلاك كرده باشى.»

امیرالمؤمنین در این قسمت اشاره می‌کنند که دنیا غایت نیست و تو برای دنیا خلق نشده‌ای و بقای در دنیا نباید همّ تو باشد، دنیا تنها منزلی است رسانا و نسبت به آخرت عایق نیست(دَارِ بُلْغَةٍ) این تفکر بشری است که گمان می کند دنیا عایق و حائل آخرت است اگر گفته شد دنیا رساناست یعنی انسان از طریق دنیا می‌تواند به آخرتی بسیار مناسب دست پیدا کند و به یقین تمام رشد و بلوغ او در همین عالم صورت می‌گیرد و قیامت ادامه بلوغ و رشد در دنیاست و بلوغ معنوی جدیدی در قیامت برای فرد صورت نمی‌گیرد.

حضرت سپس می‌فرمایند «وَ أَنَّكَ‏ طَرِيدُ الْمَوْتِ‏ الَّذِي لَا يَنْجُو مِنْهُ هَارِبُهُ» تو رانده شده مرگ هستی یعنی ظاهراً از دست مرگ فرار می‌کنی اما این فرار روزی به کوچه‌ی بن بست منتهی می‌شود و بالاخره گرفتار مرگ خواهی شد. هیچ فرار کننده‌ای از مرگ نجات پیدا نمی‌کند، هریک از ما بارها گرفتار بیماری‌های سخت شده‌ایم و گمان کردیم پایان راه و پایان زندگی است اما به محض بهبودی و سلامتی مرگ را از خاطر برده‌ایم درحالیکه هرکس باید به خود یادآور شود که خدا در این بیماری به او لطف کرده و عمر دوباره‌ای بخشیده اما همیشه اینگونه نخواهد بود، هرکس روزانه باید فکر کند خدا در امروز عمر دوباره به من داده برای این نعمت چه باید بکنم «قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ  لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ...»[1]؛« پروردگارا مرا بازگردانيد شايد من در آنچه وانهاده‏ام كار نيكى انجام دهم» خدایا بار دیگر من را به دنیا بازگردان شاید در این باقی‌مانده عمر جبران مافات و گذشته‌ام را بکنم. هرچند که انسان از مرگ فرار می‌کند اما باید از این فرار بهترین استفاده را بکند. «وَ أَنَّكَ‏ طَرِيدُ الْمَوْتِ‏ الَّذِي لَا يَنْجُو مِنْهُ هَارِبُهُ» تو رانده شده از مرگ هستی اما بالاخره نجاتی از مرگ نیست، فرار کننده از مرگ نمی‌تواند برای همیشه از آن فرار کند.

«وَ لَا يَفُوتُهُ طَالِبُهُ» آن کس که مرگ را طلب می کند مرگ از دستش نمی‌رود ، چه اینکه ما مرگ را از خود دور کنیم و چه آنکه آن را درخواست نمائیم برای مرگ زمان مشخصی تعیین شده که نه با درخواست من به تعجیل می‌افتد و نه با فرار من به تأخیر.

«وَ لَا بُدَّ أَنَّهُ مُدْرِكُهُ» بالاخره تو مرگ را ادراک می کنی و وصالی بین تو و مرگ صورت می‌گیرد.

و حضرت سپس راهکارهایی ارائه می‌دهند و می‌فرمایند:

« فَكُنْ مِنْهُ عَلَى حَذَرِ أَنْ يُدْرِكَكَ وَ أَنْتَ عَلَى حَالٍ سَيِّئَةٍ قَدْ كُنْتَ تُحَدِّثُ نَفْسَكَ مِنْهَا بِالتَّوْبَةِ فَيَحُولَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ ذَلِكَ فَإِذَا أَنْتَ قَدْ أَهْلَكْتَ نَفْسَك‏» احتیاط کن تا مرگ زمانی بر تو وارد نشود که مشغول سیئه ای و چون گرفتار سیئه شوی با خود حدیث نفس نمایی چنین که با خود بگویی ان‌شاءالله از این بدی دست برخواهم داشت چنین تلنگری تنها حدیث نفس است نه پشیمانی و اراده قطعی بر ترک سیئه بلکه زمزمه ای است در باطن که با خود می‌گویید من باید از این بدی جدا شوم اما کسی برای این جدایی، تصمیم جدی و قطعی نگرفته است. حضرت می‌فرمایند «قَدْ كُنْتَ تُحَدِّثُ نَفْسَكَ مِنْهَا بِالتَّوْبَةِ» چند وقت بود به خودت می گفتی من باید از این بدی جدا شوم اما زمزمه کردن و به تأخیر انداختن توبه فایده ای ندارد، چه کسی به تو وعده قطعی داده بود که فعلا مرگ به سراغ تو نمی آید. « فَيَحُولَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ ذَلِكَ» مرگ حائل میان تو و عزم بر توبه توست.

«فَإِذَا أَنْتَ قَدْ أَهْلَكْتَ نَفْسَك‏» ؛ «ناگهان تو خودت را هلاک کردی» حضرت در این فراز به نوعی خودکشی اشاره می‌کنند ، اینکه انسان با سیئاتش زندگی کند و عزمی بر توبه نداشته باشد در این حال او انسانیت خویش را کشته که این امر خود نوعی خودکشی است. اینکه گمان کند هنوز زنده‌ام و فرصت برای توبه زیاد است و روزی توبه خواهم کرد ، امیرالمؤمنین (ع) به ما می‌آموزند اگر رجوع از سیئات به تأخیر افتد و فقط در درون زمزمه آن را داشته باشیم و تصمیم جدی بر ترک سیئه نداشته باشید و اقدام خاصی برای آن نکنید در حقیقت به نوعی خودکشی دست زده‌اید اما متوجه این خودکشی نیستید زیرا مرگ در حالتی بر ما وارد می شود که سیئه در وجودمان جریان گرفته و از آن جدا نشده‌ایم.  

***

*خطبه 85، ص205

«فَلْيَعْمَلِ الْعَامِلُ مِنْكُمْ فِي أَيَّامِ مَهَلِهِ قَبْلَ‏ إِرْهَاقِ‏ أَجَلِهِ‏ وَ فِي فَرَاغِهِ قَبْلَ أَوَانِ شُغُلِهِ وَ فِي مُتَنَفَّسِهِ قَبْلَ أَنْ يُؤْخَذَ بِكَظَمِهِ‏ وَ لْيُمَهِّدْ لِنَفْسِهِ وَ قَدَمِهِ وَ لْيَتَزَوَّدْ مِنْ دَارِ ظَعْنِهِ لِدَارِ إِقَامَتِهِ»؛ « هر كس از شما در روزگارانى كه مهلت دارد به اعمال نيكو بپردازد پيش از آن كه مرگ فرا رسد ، و در ايّام فراغت پاك باشد، پيش از آن كه گرفتار شود ، و در ايّام رهايى نيكوكار باشد، پيش از آن كه مرگ گلوگاه او را بفشارد ، پس براى خود و جايى كه مى‏رود آماده باشد ، و در اين دنيا كه محل كوچ كردن است براى منزلگاه ابدى، توشه‏اى بردارد.»

بسیاری از ما از شنیدن اسم مرگ ترسان می‌شویم و علت ترس آن است که خود را آماده مرگ نمی‌بینیم چون توشه‌ای فراهم نکرده‌ایم . حضرت می‌فرمایند به جای اینکه از مرگ بترسید برای مرگ کار کنید چه اینکه شما بترسید و یا نترسید مرگ خواهد آمد. «فَلْيَعْمَلِ الْعَامِلُ مِنْكُمْ فِي أَيَّامِ مَهَلِهِ » هرکس از شما که اهل عمل است باید کار کند به جای آنکه در تخیلاتش زندگی کند، اگر کسی بخواهد واقعیت مرگ را به گونه‌ای بپذیرد که آسیبی از مرگ به او نرسد باید زمانی که فرصت دارد کار کند.

« فِي أَيَّامِ مَهَلِهِ قَبْلَ‏ إِرْهَاقِ‏ أَجَلِهِ » همین الان که به او مهلت داده شده کار کند، قبل از فرا رسیدن اجل برای قیامت خویش کار کنید ، ترس از مرگ با عملکرد درست مرتفع می‌شود.

«وَ فِي فَرَاغِهِ قَبْلَ أَوَانِ شُغُلِهِ» هرکس باید الان که فارغ از بسیاری از گرفتاری‌هاست به اعمال صالح بپردازد (اوان جمع آن به معنای لحظه است). با توجه به فراز قبل و بعد منظر از فراغ همین دنیاست پس چون در دنیا فارغ هستید به عمل صالح بپردازید زیرا قرآن می‌گوید در قیامت «كُلُ‏ نَفْسٍ‏ بِما كَسَبَتْ‏ رَهينَةٌ »[2]؛« هر كس در گروِ دستاورد خويش است» .

«وَ فِي مُتَنَفَّسِهِ قَبْلَ أَنْ يُؤْخَذَ بِكَظَمِهِ» قبل از اینکه نفستان را در گلوگاه بگیرند کار کنید. "کظم" به معنای گلو و راه تنفس است، عبارت "کظم غیظ" یعنی اجازه ندهید عصبانیت تان از گلوگاه جلوتر بیاید و عصبانیت در صورت و دهانتان دیده شود.

« وَ لْيُمَهِّدْ لِنَفْسِهِ وَ قَدَمِهِ وَ لْيَتَزَوَّدْ مِنْ دَارِ ظَعْنِهِ لِدَارِ إِقَامَتِهِ» حضرت در این فراز می فرمایند برای خودت کار کن به عبارتی زمان کار کردن دغدغه دیگران را نداشته باش، این حرف بدان معنا نیست که به دیگران خدمات رسانی نداشته باشیم بلکه بیان می‌دارد که خدمات رسانی به دیگران به نفع خود توست منّت مگذار و کسی را اذیت مکن و خدماتت در چشمت جلوه نکند و از دیگری توقع خدمات رسانی نداشته باش زیرا خدمات به دیگران در حقیقت خدمات به خود شخص است.

مجدداً یکبار دیگر به این عبارت حضرت توجه می‌کنیم و به چند نکته اشاره می‌نماییم:

«وَ لْيُمَهِّدْ لِنَفْسِهِ» : 1. مقدمات ورود را برای خودت فراهم کن، هر خدمتی که به دیگران ارائه می‌دهی در حقیقت برای خود توست. 2. به نفع خود کار کن نه به ضرر خویش. تعداد زیادی از ما افراد پرتلاشی هستیم اما تلاش هایمان به ضرر ماست و با آن تلاش ها آمادگی برای مردن حاصل نمی‌شود، هرکس باید کارهای درست خویش را با خدا معامله کند زیرا خدا غنی است و چون کسی با او معامله کند به نفع خود معامله کرده است.

مردم خانه می سازند به فکر دکوراسیون آن هستنند، هریک از ما در حال ساختن خانه آخرت خویشیم در ساختن این خانه باید به فکر فرش و رنگ و وسعت آن باشیم که هریک باید چگونه باشد هرکدام از اینها باید با سلیقه شریعت طراحی شود.

هرکس باید خود را برای مردن آماده کند برای قبری که در آن قدم می‌گذارد قبر عده‌ای از افراد مانند زمین مین گذاری شده است به مجرد اینکه این افراد دفن شود خاک از پذیرش آنان سرباز می‌زند و بالعکس قبر گروه دیگر مانند باغ و بوستان است صاحب خویش را می‌پذیرد و زمین از آمدن او خشنود می‌شود.

من باید برای مرگ آماده باشم و این آمادگی باید به گونه ای باشد که زلزله‌های اعتقادی زمان مرگ بر اعتقاداتم اثری نگذارد، شیطان در آن زمان تمام تلاش خود را می‌کند تا مؤمن راضی از دنیا نرود. باید من چنان در مقابل تکالیف شریعت استوار باشم و چنان ثابت قدم در دین که زلزله‌های زمان مرگ اعتقادات مرا هدف قرار ندهد. اگر حضرت می‌فرمایند برای خودت کار کن زیرا هرچه بیشتر برای قیامتمان کار کنیم ترسمان از مرگ کمتر می‌شود ، علت اینکه ما از مرگ می‌ترسیم آن است که برای آن کار نمی کنیم و اگر کار کنیم ترس از میان می‌رود کار سازنده برای ما مشغولیت درست ایجاد می‌کند که سبب می‌شود دیگر دغدغه ای از مرگ نداشته باشیم.

«وَ لْيَتَزَوَّدْ مِنْ دَارِ ظَعْنِهِ لِدَارِ إِقَامَتِهِ» "ظعن به معنای کوچ است" ، یتزوّد باب تَفَعُّل است و یکی از معانی باب تفعُّل انجام امری به سختی است یعنی هرکس باید به سختی از همین عالم توشه جمع کند و از خانه‌ای که قرار است از آن کوچ کند برای جایی که در آن مقیم می‌شود توشه برگیرد.

آخرت دار الاقامه ماست و بعد از انتقال به آخرت دیگر به دنیا بازنمی‌گردیم تا توشه جمع کنیم. حضرت می فرمایند تا زمانی که در این دنیا هستید توشه جمع کنید. یادآوری می‌شود توشه جمع کردن استانداردی به غیر از ملاک شریعت ندارد که گفته شود باید فقط از طریق علم ، یا ذکر یا عبادت یا دعا توشه برای قیامت جمع شود. حضرت آیت الله بهجت فرموده‌اند در تمام کارهای خیر (علمی، ذکری، عبادی، خدمات رسانی به مردم و ...) اسم خودتان را بنویسید، منتهی دقت داشته باشید که توشه ارزشمند باشد که در قیامت آبروی شما با اثر آن توشه از بین نرود . توشه قیامت باید با لا اله الا الله هماهنگ باشد یعنی با میزان اخلاص توشه قیامت سنجیده می‌شود توشه قیامت تقوی است.

حضرت زمانی که از جنگ صفین بازمی گشتند به گورستان بیرون کوفه رسیدند و اینچنین با مردگان ساکن گورستان سخن گفتند: «أَمَّا الدُّورُ فَقَدْ سُكِنَتْ وَ أَمَّا الْأَزْوَاجُ فَقَدْ نُكِحَتْ وَ أَمَّا الْأَمْوَالُ فَقَدْ قُسِمَتْ» مال تان که تقسیم شد و همسرانتان که ازدواج کردند، خانه هایتان مسکونی شد و دیگران ساکن شدند ، بعد فرمودند« هَذَا خَبَرُ مَا عِنْدَنَا فَمَا خَبَرُ مَا عِنْدَكُمْ» این خبری بود که ما به شما می دهیم خبری که شما به ما می دهید چیست؟، «ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَى أَصْحَابِهِ فَقَالَ أَمَا [وَ اللَّهِ‏] لَوْ أُذِنَ لَهُمْ فِي الْكَلَامِ لَأَخْبَرُوكُمْ أَنَ‏ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى‏» بعد رو کردند به اصحاب و فرمودند اگر اینها می خواستند جواب بدهند چنین می گفتند که « أَنَ‏ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى‏»؛ «همانا بهترین توشه تقوی است».

***

* خطبه 160، ص515

امیرالمؤمنین (ع) به ما راهکار می دهند که به جای ترس از مرگ چنین کنید :

فراز 10: «فَأَعْرِضُوا عَمَّا يُعْجِبُكُمْ فِيهَا لِقِلَّةِ مَا يَصْحَبُكُمْ مِنْهَا أَقْرَبُ دَارٍ مِنْ سَخَطِ اللَّهِ وَ أَبْعَدُهَا مِنْ رِضْوَانِ اللَّهِ» ؛ « پس از آنچه شما را در دنيا به شگفت مى‏آورد دورى كنيد براى كمى آنچه از آن به همراه شما مى‏آيد (از همه كالاهاى فراوان دنيا بهره شما جز كفنى بيش نيست كه آن هم زير خاك مى‏پوسد) دنيا (از جهت پيروى شهوات و خواهشهاى نفس) نزديكترين سرائى است به خشم خدا، و (از جهت كم بودن پيروان حقّ و حقيقت) دورترين آن سرا است به خوشنودى خدا (كه بهشت جاويد است) »

قبل از این فراز درباره دنیا فرموده‌اند که دنیا منقطع است و تمام می شود. در این فراز می‌فرمایند: رویتان را برگردانید از آن چیزهایی که در دنیا شما را به شگفتی می اندازد و برایتان تعجب برانگیز است چون آن چیزها بسیار کم با شما باقی می مانند.

فراز 11: « فَغُضُّوا عَنْكُمْ عِبَادَ اللَّهِ غُمُومَهَا وَ أَشْغَالَهَا لِمَا قَدْ أَيْقَنْتُمْ بِهِ مِنْ فِرَاقِهَا »؛« پس اى بندگان خدا از گرفتاريها و كارهاى دنيا (كه شما را از آخرت باز مى‏دارد) چشم بپوشيد براى آنچه باور داريد جدائى و تغيير احوال آنرا (مى‏دانيد زود از دنيا جدا مى‏شويد و سود رنجى كه برده‏ايد نصيب ديگران مى‏گردد) »  

حضرت در این عبارات می فرمایند: چشم هایتان را بر غصه های دنیا ببندید، آنکس که غصه دنیا را می‌خورد یاد مرگ نیست و برای مرگ کاری انجام نداده. هرکس باید مطمئن باشد اگر غصه دنیا را بخورد کارایی و سطح توانمندی‌اش کم می‌شود . چشم‌تان را از غصه‌های دنیا بردارید زیرا باور دارید دنیا تمام شدنی است و مرگی در پیش است، وقتی به مرگ یقین دارید به غصه های دنیا نگاه نکنید. در دنیا ثبات و پایداری نیست روزی خوشی و روز دیگر ناخوشی است، روزی سلامتی و روزی بیماری است، روزی غنا و روزی فقر است ، حالات دنیا دائماً تغییرپذیر است.

 

 فراز 12: «وَ اعْتَبِرُوا بِمَا قَدْ رَأَيْتُمْ مِنْ مَصَارِعِ الْقُرُونِ قَبْلَكُمْ‏ قَدْ تَزَايَلَتْ أَوْصَالُهُمْ‏ وَ زَالَتْ أَبْصَارُهُمْ وَ أَسْمَاعُهُمْ‏ وَ ذَهَبَ شَرَفُهُمْ وَ عِزُّهُمْ‏ وَ انْقَطَعَ سُرُورُهُمْ وَ نَعِيمُهُمْ‏»؛« و بآنچه از تباه شدن مردم روزگارهاى پيش ديديد عبرت گيريد كه بندهاى ايشان از هم جدا و چشمها و گوشهاشان زائل شده، و شرافت و بزرگوارى از كفشان رفته، و شاديها و خوشگذرانيها از آنها جدا شده»

اگر می خواهید غصه دنیا را نخورید به گورستان بروید و ببینید آنان که غصه دنیا را خوردند حتی استخوانهایشان پوسیده است و بندنهای بدنشان از هم جدا شده، «وَ اعْتَبِرُوا بِمَا قَدْ رَأَيْتُمْ مِنْ مَصَارِعِ الْقُرُونِ قَبْلَكُمْ» عبرت بگیرید از مردمی که قبل از شما بوده‌اند و الان در قبر قرار گرفتند. (مَصرَع به معنای لغزش‌گاه است) حضرت از قبر با لفظ مصارع یاد می‌کنند تا بیان دارند افراد با پای خود وارد قبر نمی شود بلکه گویا به داخل قبر لیز خورده‌اند و در آن داخل شده‌اند. «قَدْ تَزَايَلَتْ أَوْصَالُهُمْ‏ وَ زَالَتْ أَبْصَارُهُمْ وَ أَسْمَاعُهُمْ» همه آنان که غصه دنیا را خورده‌اند استخوانهایشان جدا شده نه چشمی برایشان مانده و نه گوشی « وَ ذَهَبَ شَرَفُهُمْ وَ عِزُّهُمْ وَ انْقَطَعَ سُرُورُهُمْ وَ نَعِيمُهُمْ» شرافت ها و عزت های دنیوی آنان از میان رفته است، خوشی های دنیوی و نعمت های دنیوی‌شان منقطع شده است.

راهکار دیگری که حضرت برای آمادگی مرگ به ما آموزش می‌دهند آن است که غصه دنیا را نخورید، به جای آنکه از مرگ بترسید تمهیدات و مقدماتی فراهم کنید که اگر مرگ بر شما وارد شود گویا انتظار آن را داشته‌اید مرگ برای شما زائر غیر محبوب نبوده اما اگر غصه دنیا را داشته باشید زمانی که وارد قبر می‌شوید دست خالی هستید چون غصه ها زمان نداد که برای مردنم کار کنید.

الحمدلله ربّ العالمین

اللهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

 



[1]. سوره مبارکه مؤمنون، آیات 100-99

[2]. سوره مبارکه مدثر ، آیه 38